Wednesday, April 30, 2008

سامانه هشدار سونامي بر مبناي GPS



فجايع طبيعي مانند زلزله،گردباد و سونامي از منظر سرعت وقوع و دامنه تخريب و خسارتهاي مابه ازا به دلمشغولي دانشمندان وسازمانهاي ذيربط بدل شده اند.
مجموعه اي از تجهيزات ماهواره اي و ابرپردازشگرهاي دقيق فقط با اين هدف كه بتوانند از لحاظ زماني از لحظه وقوع اين فجايع سبقت بگيرند و
اطلاع رساني كنند بر پيش بيني و هشدار پيش از وقوع سونامي و زلزله هاي شديد متمركز شده اند.
فاجعه سال 2004 سونامي در اقيانوس هند و فرصت نابسنده تخليه ساكنين مسير وقوع آن،دهها هزار كشته و بيخانمان به جا گذارد و با توجه به احتمال وقوع مجدد آن گروهي از دانشمندان در
The Jet Propulsion Lab in Pasadena, California موفق به ساخت سامانه پردازشگري شده اند كه بعقيده آنها در حال حاضر سريعترين سامانه هشدار سونامي است.اين سامانه با استفاده از تكنولوژي GPS مي تواند هر تغييري را در صفحات افقي كف اقيانوسها اندازه گيري كرده و احتمال افزايش ارتفاع امواج را شبيه سازي كند.اين سامانه مي تواند حتي پيش از شروع چرخه آغازين سونامي هشدارهاي مورد لزوم را فراهم سازد و حتي نوع سونامي و زمان كافي در اختيار سكنه نوار ساحلي درگير قرار دهد. دانشمندان تا پيش از اين به كمك سامانه هاي اندازه گيري ارتعاش زمين ناشي از زمين لرزه و زلزله با محاسبه شدت زلزله ميتوانستند حدود بالا آمدن كف اقيانوسها را گمانه زني كنند.لينك
پ.ن: در صورت نياز به اطلاعات بيشتر مي توانيد با مدير پروژه فوق در تماس باشيد.
پ.ن: با توجه به دستاورد فوق تا پيش بيني و هشدار دقيق وقوع زلزله نيز زمان زيادي باقي نمانده است و بشر خواهد توانست كه با اين يك غول نهايي طبيعت نيز دست و پنجه نرم كند!.
پ.ن: تصوير بالا از سونامي فقط شبيه سازي شده است.تصوير بعد به تابلوهاي هشدار دهنده در محدوده خطر سونامي است.

بوپال هنوز قرباني مي گيرد

من تقريباً چند ماه بعد از فاجعه Union Carbideدر شهر بوپال هند،براي چند روز در اين شهر بودم و از نزديك شاهد قربانياني بودم كه در راهروهاي بيمارستانهاي اين شهر با انواع آثار ناشي از صدمه هاي مسمويت شيميايي منتظر نوبت مداوا بودند و امروز بعد از گذشت 23 سال هنوز كودكاني در اين شهر متولد مي شوند كه ميراث دار آن حماقت بشري دو دهه پيش هستند و با انواع ناهنجاريهاي اندامي وفيزيولوژيك متولد مي شوند.بنا بر آمارهاي تاييد شده بيش از 100 هزار نفر هنوز درگير آثار مزمن اين مسموميت حاد شيميايي هستند.لينك خبر
شهر بوپال داراي جغرافياي خاصي از لحاظ عوارض زمين است و شهر بر روي تعداي تپه ماهور بنا شده و در حين فاجعه دسامبر 1984و نشت گاز(15 متريك تن
methyl isocyanate) از كارخانجات توليد سموم دفع آفات فضاهاي فررفتگي بين اين تپه ها مانند تله حبس گاز عمل كرد و با ابري به وسعت 30 مايل مربع 5000نفر را در شب اول و 15000 را در چند روز بعد روانه گورستان كرد.
4 عامل نشان داده شده در تصوير ذيل به عنوان عوامل تشديد كننده اين فاجعه ارزيابي شده اند.لينك

پ.ن: به لحاظ بيمه هاي درماني و كمك هاي پزشكي پس از گذشت دو دهه هنوز هم مردم فقير اين شهر هيچ پشتيبان و پناهي ندارند و هر روز شاهد تولد فرزندان ناقص الخلقه هستند.


پ.ن: بزرگترين فاجعه صنعتي جهاني به همين زودي به فراموشي سپرده مي شود تا انسان از گذشته درس نگيرد و باز هم...

Tuesday, April 29, 2008

سوموكارهاي ژاپني و ايده شركت هيولاهاMonster Inc






انيميشن"Monster Inc." يا همان شركت هيولاها را ديده ايد؟،كمپاني و دنيايي كه از ترس و گريه كودكان انرژي توليد مي كرد و رمز بقاء براي اين موجودات ميزان ترسي بود كه مي توانستند با خزيدن به اتاق خواب كودكان سراسر دنيا در آنها ايجاد كنند!. ايده داستان به نظر تخيلي ولي ازجنسي باور كردني به نظر مي آمد. به هر تقدير آلبوم عكسي از رويترز نشان داد كه ايده مذبور احتمالاً از يك آيين سنتي در ژاپن كه در قالب جشن تندرستي براي كودكان برگزار مي شود،گرفته شده است. در اين جشن از قهرمانان سومو(كشتي سنتي ژاپني)و هيكل و سر و وضع تنومندشان براي ترسانيدن كودكان كم سن و سال استفاده مي كنند و هر كودكي كه با صداي بلندتر گريه و زاري كرد در اين رقابت پيروز خواهد شد!!. آلبوم عكس رويترز


پ.ن: يك آيين سنتي گمنام توسط ايده پردازان شركتهاي والت ديسني و پيكسار به چه تصاوير تبديل مي شود!!.(البته برداشت بالا مربوط به خودم است و با ديدن عكسهاي اين جشنواره سنتي به اين نتيجه رسيده ام،شايد هم اينطور نباشد!!!.)

كودكان : قشر آسيب پذير در مواجهه با تغييرات آب و هوايي


سهم كودكان فقير از تغييرات آب و هوايي،آخرين گزارش UNICEF را تحت عنوان"Our Climate, Our Children, Our Responsibility"به خود اختصاص داده است. عزم جهان براي جدي گرفتن اين تغييرات،سمت و سوي تمام روندهاي منفي و نگران كننده را به سمت آثار مخرب تغييرات آب وهوا در قرن حاضر نشانه رفته است.بنا بر اين گزارش روند دسترسي به اهداف جهاني براي كاهش فقر كودكان تا سال 2015 ميلادي در حيطه هاي بهداشت بعنوان عامل بقا،آموزش و برابري جنسي با شكست روبرو شده است.

در اين گزارش تاكيد شده است كه روند فعلي اين تغييرات مي تواند به افزايش مرگ و مير 40 تا 160هزار كودك فقير بيش از تخمينها و روندهاي اندازه گيري قبلي در آسيا و صحاري آفريقا منجر شود. افزايش متوسط 2 درجه سانتيگراد دما نسبت به دوران پيش از انقلاب صنعتي 200ميليون نفر و افزايش متوسط 3 درجه سانتيگراد، پتانسيل ايجاد 550 ميليون نفر گرسنه در جهان را دارد!.فقر اقتصادي ناشي ازنرخ رشد كاهشي در جهان كه از عمده تاثيرات تغييرات آب و هوايي است، والدين محاصره شده توسط افزايش هزينه ها را وادار خواهد ساخت تا از ادامه تحصيل كودكان جلوگيري كنند! (مدارس به طور عمده در جهان تنها جايي هستند كه يك وعده غذايي به كودك به طور حتم تعلق مي گيرد!) و در عوض به دنبال تامين هزينه آب آشاميدني و سوخت باشند!!. لينك خبر
پ.ن: كودكان ما بعنوان آسيب پذيرترين قشر از جمعيت جهان در مقابله با سوء تصميم گيريها و آسيبهاي كه بزرگترها مسبب اصلي آن هستند،مظلوم واقعي اين هزاره هستند...
پ.ن: اين ويديو لينك را هم در اين رابطه ببينيد.

پ.ن : تصور جهاني كه يسنا بايد با اين اوصاف در هياهو و دردسرهاي آن ببالد،افسرده ام كرده است...


Monday, April 28, 2008

بيم ،اميد و باورهاي آلمانيها




از 4 سال پيش پروژه اي براي تصوير كردن يك خانواده آلماني از لحاظ عملكرد شبانه روزي،سرانه مصرف،عقايد و بسياري از جزئيات مردم شناسي ديگر توسط يك آژانس(Allensbach Institute) كليد خورد،ماحصل اين پروژه كه 20 خانواده واقعي آلماني را در تمام اين مدت تحت مطالعه داشته است،مجموعه جالبي از رفتارها و آمارهاي جامعه محور آلمان است كه قبل از هر چيز عرياني حقيقت در مورد يك جامعه را نشان مي دهد و مي تواند با اين واقعيتها سياستهاي فرهنگي و اجتماعي را مقرون به واقع تر شكل دهد.


اشپيگل اين گزارش را در سه قسمت(1 ، 2 ، 3) تهيه كرده است كه تصاوير ذيل را بعنوان بخشي از آمارهاي جالب آن در معرض قضاوت شما مي گذارم،دانستن بعضي از اين حقيقتها براي تمام ملتهاي جهان ضروري است!!.
پ.ن: مهمترين مانع در استخراج چنين آمارهايي در يك جامعه مشابه ايران، عدم صداقت و همكاري مردم براي بيان تمام حقايق درخواستي است و در نتيجه تحليلهاي جامعه شناختي گمراه مي شود!.
پ.ن: شايد يكي از خروجيهاي چنين طرح مطالعاتي ،شناساندن چهره واقعي يك كشور يا ملت به جهانيان باشد،همان چيزي كه شايد بتواند ما را از اتهام تروريست بودن،شترسواري و هزار تفكر واژگونه رهايي بخشد.(فقط توليت كار را به دكتر مهندس اكونوميست نبايد داد،چون كار را بدتر مي كند! و مثلاً شايد آمار درست كند كه 98% مردم ايران عاشق عمليات استشهادي هستند!)


Sunday, April 27, 2008

رقص درماني زندانيان فيليپني جزيرهCebu

زندان جاي مزخرفي است كه فقط زندان رفته ها و سينه سوخته ها! مي توانند از اين جهنم دست ساخته بشري بگويند و لاغير!.اگر به دست نوشته هاي زندانيان معروفي چون مسعود بهنود،ايراهيم نبوي و امثالهم كه به ضرورت در كنج قفس گرفتار بودند نگاهي بياندازيد،متوجه قرابت عجيبي بين احساسات اين آدمها خواهيد بود، ذهنت شعله مي كشد و دستهايت بسته است،آماده اي كه به محض بيرون آمدن قدر همه چيزهايي كه داري را بداني! و الخ...(لينك اخير بهنود را هم فراموش نكنيد)
اگرچه زندانهايي مانند آلكاتراز اين فرصت را داشتند كه در زمان برپايي و پس از بازنشستگي توجه جهان را با رمانهايي چون پرنده باز آلكاتراز به خود جلب كنند ولي زندان ايالتي جزيره
Cebu در مركز فيليپين اين روزها در عين گذران عمر حرفه اي و بدون داشتن زنداني معروفي كه توجه جهانيان را جلب كرده باشد،به عنوان جاذبه توريستي اين جزيره درآمده است!!.
همه چيز از يك لينك YouTube در سال گذشته شروع شد، كه بيش از 1000زنداني را نشان مي داد كه با آهنگ معروف "
Thriller" مايكل جكسون به طرز خارق العاده هماهنگ و هارمونيك مي رقصيدند!،15 ميليون ديدار كننده !از اين لينك ، برنامه تمرين ورزشي اين زندان را به يك نمايش زنده با توريستهاي بيشماري از سراسر فيليپين و جهان تبديل كرد.در اين برنامه كه شنبه آخر هر ماه به اجرا در مي آيد، بازديدكنندگان مي توانند با زندانيان عكس يادگاري نيز بياندازند!!.

Byron Garcia كه مشاور و انگيزاننده اصلي اين برنامه رقص از سال گذشته در اين زندان بوده است عقيده دارد كه رقص بعنوان يك وسيله بهبود رفتار و شخصيت كمك كرده است كه زندانيان برچسب بدنامي و رسوايي را با اتيكت معروفيت و Celebrity! تعويض كنند!.لينك خبر
پ.ن: تركيب دو مفهوم هضم ناشدني مثل زندان و رقص به ظاهر كاري ناشدني است ولي ساختن آدمي كه مي تواند دوباره به آغوش اجتماع بازگردد از هر طريق ممكن يك معجزه امروزي است!.
پ.ن: مقدمه و نام بردن از كساني كه به خاطر انديشه در زندان به سر برده اند يا مي برند و مقايسه با زندانيان غير سياسي،قياس مع الفارغ نيست!،بلكه دقيقاً اشاره به محدوديت رواني است كه در پشت ديوارهاي بلند زندان براي هر كسي با هر جرمي اتفاق مي افتد و اين زندان فيليپيني به روش جالبي براي رفع آن دست زده است.

دزدي دريايي در دوران مدرن



دزدان دريايي(Pirates) و دزدي دريايي(Piracy) واژگاني است كه در روزگار ما بيشتر در جوار داستانهايي مانند جزيره گنج،پيترپان و اين اواخر فيلم دزدان درياي كارائيب قابل تصور است و خصوصاً ما ايرانيها در تاريخمان كمتر با اين تاريخچه سروكار داشته ايم(در واقع ما ايرانيها با وجود داشتن آبراهه پر اهميت خليج فارس،تاريخچه دريانوردي و جزئيات در خوري مانند كشورهاي دريانوردي چون بريتانيا،پرتقال يا اسپانيا نداريم.).
دزدي دريايي نوعي سرقت است كه در دريا يا خشكي! با استفاده از نيروي قهريه بدون اذن و فرمان هيچ مقام رسمي يا حكومتي! بر عليه اموال كشتي ديگر رخ مي دهد.اگر حاكم يا فرمانروايي با فرمان رسمي گروهي را براي غارت يا مصادره كشتي و اموالش اعزام نمايد واژه
Privateering كه ورسيون محترمانه تري است و به پشتوانه قدرت مركزي يا حكومتي صورت مي گيرد ،كاربرد پيدا مي كند.
بر اساس آمار رسمي در اقيانوس هند،اقيانوس آرام،سواحل سومالي و سنگاپور با تردد بيش از 50 هزار كشتي در سال، خسارتي بالغ بر 13تا16 ميليارد دلار$! در سال از جانب دزدان دريايي حاصل مي شود!.
اولين ردپاي تاريخي دزدان دريايي 13 قرن قبل از ميلاد مسيح در درياي اژه و درياي مديترانه نقل شده است.
نشان و پرچم معروف دزدان دريايي به
Jolly Rogerمعروف است كه طرحهاي متفاوتي داشته است ولي عموماً از طرح جمجمه به همراه استخوانها يا شمشيرهاي ضربدري به رنگ سفيد در زمينه رنگ سياه استفاده مي شده است.
در روزگار مدرن دزدان دريايي بيشتر از قايقهاي تندرو و اسلحه سبك و نيمه سنگين براي رهگيري طعمه هاي خود استفاده مي كنند وبا يورشي برق آسا كشتي را به اسارت درآورده و اموال ذيقيمت كشتي و سرنشينان را يغما مي برند و يا با اسارت گرفتن سرنشينان از خانواده هايشان خونبهاء طلب مي كنند!!، چندي پيش در سواحل سومالي يك كشتي ماهيگيري ويژه صيد ماهي تن Tunaبه اسارت دزدان درآمده كه در عكس گزارش گاردين،دختر يكي از سرنشينان عكس كشتي اسپانيايي Playa de Bakio را به دست گرفته است.لينك خبر


پ.ن: دزدان دريايي سومالي در سواحلي به طول 1880 مايل ،فقط براي درآمدي در حدود 10 تا 30 هزار دلار در سال كه مانند گنجي افسانه اي براي آنان است،تنگه و ترعه هاي مسير را قرق مي كنند!! و معمولاً صاحبان كشتيها براي دست يافتن به خدمه و كشتي، مبلغ درخواستي آنان را از طريق شبكه هاي پرداخت و صرافي ها در دبي،بمبي يا نايروبي اجابت مي كنند!.

Saturday, April 26, 2008

رسوايي زيست محيطي براي دولت بوش


كوس رسوايي و عدم تعهد زيست محيطي در دوران بوش پسر با گزارش اتحاديه Union of Concerned Scientists در آمريكا زده شد!، در اين گزارش قيد شده است كه بيش از نيمي از دانشمندان و محققين سازمان حفاظت محيط زيست آمريكاEPA از دخالتها و اعمال نظرهاي سياسي در كارهاي علمي شان در اين دوره شكايت داشته اند.از يك ارزيابي آنلاين كه براي 5419دانشمند و محقق عضوEPA فرستاده شد،1586 نفر در طرح پرسشنامه اي شركت كردند و 889 نفر به حداقل يكبار دخالتهاي ساختار هيئت حاكمه در روند كارهاي علمي شان در 5 سال گذشته اشاره كردند.آنها از تحريف،تغيير و دستكاري نتايج كارهايشان با تلاش لابي بازها! در جهت منافع صاحبين صنايع بزرگ وحزب جمهوريخواه نام برده اند.اين تداخل سيستماتيك و اعمال نظر دولتي براي حصول به نتايج و اغراض سياسي خاص در گزارش به وضوح تاييد شده است. سازمان برنامه ريزي و مديريت و بودجه آمريكا بعنوان يكي از موانع اصلي وعامل اصلي اين تداخل وظيفه نام برده شده است.
پ.ن: اگر در دنيا دو مرجع براي قوانين زيست محيطي وجود داشته باشد، يكي از آنها
EPA است!،آنوقت چنين افشاگري چقدر بر صحت اطلاعات و استانداردهاي اين مرجع تاثير خواهد گذارد؟؟،بايد به كجا پناه برد؟؟،اگر بخشي از استانداردهاي تدوين شده و به روزشده اين سازمان به نوعي اهداف سياسي خاص يا منافع اقتصادي يك بخش از بازار آمريكا را هدف گرفته باشد، تكليف كپي برداري كشورهاي ديگر چيست؟؟!.
پ.ن:افشاگريهاي اين چنيني سازمانهايي مانند سازمان محيط زيست وطني! را متعهد مي سازد كه هر چه سريعتر به سمت ايجاد سامانه هاي استانداردسازي بومي و ملٌي به پيش برود و از اين رهگذر صحه گذاري بر اطلاعات اخذ شده را به سرعت عملي سازد.
پ.ن:كافي است كه چنين گزارشهايي براي
WHO هم علم شود تا به طور كامل دست سازمانهاي ذيربط داخلي خالي بماند!!!.

Friday, April 25, 2008

هرچه نه بدتر چهارپايان در رستوران چينيGuolizhuang



مشهور است كه چينيها هر چيزي را كه چهار پا داشته باشد مي خورند غير از ميز! و هر چيز را كه بتواند پرواز كند به جز هواپيما و هلي كوپتر! و آنها كه آسياي جنوب شرق را سياحت كرده اند ،رستورانهايي را به ياد مي آورند كه منوهاي عجيب و غريب داشته است،گزارش اخير اشپيگل از رستوران Guolizhuang در پكن شما را با خوراكيهايي آشنا مي كند كه فقط در چين خورده خواهند شد و متعلقند به اعضاي هرچه نه بدتر انواع حيوانات ! كه گويا به جهت فايده اي كه چينيها از آن مي برند براي تقويت مردانگي و تقويت سلولهاي پوست!توصيه مي شوند!.لينك خبر


جزيره نشينان اروپا نيز از دنبلان گوسفند خوراكي ارزان قيمتي را در طبقه ضعفا! مصرف مي كنند و ايرانيها نيز البته كمتر متشرعين!، هم در هنگام ذبح گوسفند آن را به سيخ مي كشند و مزه كنار آب شنگولي ! هم لقب گرفته است.
پ.ن: با مزه اينكه تا قبل از همه گير شدن حكم كراهت دنبلان گوسفند،در هر قصابي يا جگركي به وفور و ارزان پيدا مي شد وفقط هم طرفدارانش آن را تناول مي كردند،ولي بلافاصله پس از حكم حكومتي اش!،ناياب شد و پير و جوان به دنبال آن از قصاب محل آن را طلب مي كنند و قيمتش هم بالا رفته است!.
پ.ن: عكسهايي كه مي بينيد از آلبوم همين لينك در اشپيگل برداشته ام و بعضي از آنها را بهتر است در همان آلبوم ببينيد تا بعضي از متشرعين ما را به چيزهاي بدبد متهم نكنند!.اولين عكس عضو محترم!(به ياد اسدالله ميرزا!) يك نوع گاوميش كوهان دار مادر مرده! است و دومي همان خوراك دنبلان گوسفندي است با مخلفات و سس مايونز!.

عصر پاسپورتهای بیومتریک و اسکن چهره


فرودگاههای بریتانیا و اتحادیه اروپا از تابستان امسال دارندگان پاسپورتهای جدید با تراشه های بیومتریک را که مشخصات زیستی دارندگانشان را ضبط می کنند،از دروازه های بازرسی و اسکن چهره می گذرانند.تنها نگرانی باقی مانده امکان بازتاب بدی است که یک دروازه امنیتی بدون کنترل کننده انسانی در صورت پس زدن اطلاعات ناصحیح بر مسافرین خواهد گذاشت.این امکان هم اکنون نیز برای مسافرین رده تجاریBusiness Class در فرودگاههای بریتانیا در نظر گرفته شده و با سامانه های (iris and miSense) مسافرین استفاده کننده از تسهیلات بازرگانی را با سرعت بیشتری ترخیص می کند.
این در حالیست که بسیاری از متخصصین علوم اجتماعی و اقتصاد در حیطه خطوط هوایی از عدم دقت و کارایی پایین این دستگاه شکایت دارند و این طرح را محکوم به شکست می دانند،به گفته آنها این دستگاه حتی جنسیت مسافر را به دقت نمی تواند تعیین کند و در بهترین شرایط 40٪ دقت،بالاترین امتیازی بوده که به دست آورده است.لینک خبر

Thursday, April 24, 2008

شام و موسیقی معلق در آسمان

از قرار در مجارستان از جراثقالهای ساختمانی و صنعتی کارهای دیگری هم بر می آید!،ایده سرو غذا با یک پکیج معلق در آسمان بر فراز میدان قهرمانان بوداپست را در حالیکه گروه موسیقی نیز از چنگک جراثقال دیگری آویزان هستند! را به روایت عکسهای رویترز می بینید!.


پ.ن: ابزار سازندگی در خدمت شادمانی و شادخواری!،خدمه کارهای ساختمانی می توانند برای دوران و فصلهای بیکاری این ایده را نیز مد نظر داشته باشند!.

جسد قدیس کاتولیک پس از 40 سال رونمایی می شود





از باور کاتولیکها به معجزه ای به نام استیگماتا در بعضی از قدیسانشان گفته ام و آنچه که هنوز کلیسای کاتولیک بعنوان اسناد معتبری در مورد این پدیده عنوان می کند،یکی از معروفترین این قدیس های ورسیون قرن بیستم! کشیشی است با نامPadre Pio که در سال 1910 اولین بار زخمهایی مانند مسیح بر بدنش آشکار شد!.کلیسای کاتولیک اجازه می دهد تا اجساد قدیسین نبش قبر شده و تحت مراقبت برای پایش وضعیت فساد جسمانی قرار گیرند و برای محکمتر شدن ایمان مسیحی در جهان،آنها را به تماشا نیز می گذارد!. الان هم نوبت به پدر پیو رسیده تا 40 سال پس از رحلت روحانیش که سالها مورد شک و تردید خودیها و دیگراندیشان کاتولیک بوده!،در صندوقچه شیشه ای و ماسکی از موم کاردستی موزهMadame Tussauds لندن در معرض زیارت و دیدار میلیونی مومنین کاتولیک در قرار گرفته و از همین الان کسان بسیاری در صف شفا قرار گرفته اند!!.لینک خبر
پ.ن:پاپ متوفی ژان پل دوم کلیسایPadre Pio Pilgrimage Church را درSan Giovanni Rotondo به نام پدر پیو و به یادگار او بنا نهاده است.
پ.ن: عکس بالا جماعتی از راهبان صومعهCapuchin را در انتظار رونمایی جسد قدیس محبوبشان نشان می دهد.


پ.ن:فقط تبتیها نیستند که افتان و خیزان به پابوس اعتقاداتشان می روند!!.

افغانها به عقب باز مي گردند؟



افغانها بعد از وقايع مربوط به طالبان و حضور ناتو، در پناه ساختار حمايت شونده غرب و شخصي مانند حامد كرزاي فضاي ليبرال و رو به رشدي را تجربه مي كنند،گرچه خلاء نسبي قبل از اين دوران را در حوزه قانونگذاري و حقوق بشر به يكباره نمي توان جبران كرد!.
دولت جديد افغانستان مجبور است براي دامن نزدن به محركهاي باستاني احساسات قبايل افغان!، قدمهاي آهسته تري در جهت اصلاحات بردارد و شايد نيم نگاهي به وضعيت همسايگان را نيز از نظر دور نداشته است!.پارلمان افغانستان در حال تهيه و بررسي لايحه اي است كه آرايش زنان،لباس جين براي مردان،موي بلند براي
مردان و صحبت كردن زوجين در انظار عمومي! را ممنوع خواهد كرد!،بسياري از اصلاح طلبان و ليبرالهاي افغاني اين حركت پارلمان را قدمي به سوي عقب و ظهور تفكر تحجرگرايانه طالبان مي دانند...لينك خبر

پ.ن:براي كشورهايي مانند افغانستان با ميليونها كيلومتر سرزمين داغ ديده از جنگ و بي خانماني و هزاران فرصت بهسازي و توسعه، پرداختن به چنين ممنوعيتهايي چه جايگاهي دارد و كدام معضل اين مردم ستمديده را برطرف مي كند؟؟!.

Wednesday, April 23, 2008

دریابندری از شاملو می گوید



می گویند از تخصصهای گوناگون احمد شاملو یکی هم این است که می تواندهر مجله تعطیلی را دائر و هر مجله دائری را تعطیل کند. این کار را شاملو به کمک معجون خاصی انجام می دهد که ترکیبات آن در هر دو مورد کم و بیش یکی است و غالباً به قرار زیر است:((عروسی خون)) فدریکو گارسیا لورکا، یک نوبت- نطق جایزه نوبل آلبر کامو یا ((افسانه سیزیف)) یک نوبت- شعر تی اس الیوت، سه نوبت- شعر از را پاوند، سه نوبت- بحثی درباره زبان فارسی به قلم خود شاملو و ((کتاب کوچه)) و کاریکاتورهای استاین برگ و دوبو-به مقدار کافی!!. هیچ مجله ای نتوانسته در برابر این معجون مقاومت کند!،به این معنا که اگر تعطیل بوده فوراً دائر! و اگر دائر بوده فوراً تعطیل شده است!...
متن فوق العاده بالا اثر طنٌازی است که بیشتر او را مترجمی می شناسیم که زبان انگلیسی را در لین یک احمد آباد آبادان زمان امپراطوری بریتانیا در آن سامان فرا گرفته است!،و به رسم دوستی به نقل خاطره تعطیلی مجله"خوشه"در حدود سالهای 1347 شمسی در هنگام انتشار کار مشترکشان با شاملو پرداخته است و در قالب بخشی از مقدمه ای بر کتابی متفاوت از انتشارات پیش از انقلابش آن را آورده است!. به گمان من چنین مقدمه ای در تمام ادبیات مکتوب معاصر بی نظیر است!.
پ.ن:کتاب فوق الذکر هجویه ای است بر قدرت با نام اصلی"انحطاط و سقوط غالب اشخاص!"به قلم نویسنده آمریکایی ویل کاپی که در دستان و ذهن نجف دریابندری"چنین کنند بزرگان" نام گرفت.کتاب به تاریخ دیماه 1351 توسط انتشارات پیام به بهای 105 ریال! چاپ شده است و یادداشت دست نویس خریدارش اردیبهشت 1352 را نشان می دهد یعنی همین موقع ولی 35 سال پیش!.
پ.ن: درهمین مورد بخوانید:
مصاحبه با دریابندری در مورد همین کتاب

Tuesday, April 22, 2008

زماني براي خماري گاوهاي اسپانيايي


اسپانيا از يك نقطه نظر با اروپايي شدن فاصله بعيدي دارد و آن هم پافشاري بر ادامه مراسم گاوبازي و جفاي ناجوانمردانه اي است كه ماتادورهايش در حق گاوهاي اسپانيايي روا مي دارند.فستيوال ساليانه San Isidro كه از 11 May به مدت يكماه در مادريد برپاست يكي از رويدادهايي است كه بعنوان چاشني مراسم گاوبازي را نيز در كنار دارد.پس از شبهات زيادي كه در سال 2002 بر رفتار غيرعادي بعضي از اين گاوها در ميدان مسابقه وارد شد،پرونده اي به نام تزريق غير قانوني مواد آرام بخش و استروئيدها به آنها مفتوح شد كه در سال جاري منجر به وضع قوانين سختگيرانه اي براي آزمايش خون و ادرار گاوها گرديده است! ،در صورت اثبات وجود اثرات داروهايي از خانواده Corticoid در اين آزمايشات،صاحبين گاوها بايد 60 هزار يورو! بعنوان جريمه پرداخت كنند!.لينك خبر
پ.ن: از قرار ماتادورهاي هزاره سوم! ريسك روبرو شدن با يك نره گاو اصيل و خونخوار اسپانول را ديگر به جان نمي خرند و با اين تزريق روحاني!،گاو مادرمرده را در هپروت اعلاً سلاخي مي كنند!!.
پ.ن: باز هم ياد يك فيلم ديگر افتادم!(اشكالي كه ندارد؟!)،"زماني براي مستي اسبها" اثر فوق العاده بهمن قبادي و مشروب خوراندن به قاطرها و اسبهايي كه در سرماي منجمد كننده زمستاني در كوهستانهاي كردستان به حمل كالاي قاچاق مي پرداختند و شايد در فيلم
حاشيه اي ترين! عنصربه حساب آمدند!،زيرا كه مظلوميت كردها به مراتب بيشتر در چشم مي آمد!!.از قرار ما انسانها براي گذراندن اوقات و زندگيمان مي توانيم حيوانات را خواب كنيم،مست كنيم،خمار كنيم،حشري كنيم! ،تكه تكه كنيم يا به خاك و خون بكشيم ولي حتي تصور چيزي مانند مزرعه حيوانات جورج اورول را نمي توانيم لحظهاي تحمل كنيم!.

پ.ن: عكس از خبرگزاري

Monday, April 21, 2008

سوء استفاده از نشانگر ليزري laser pointer

استفاده از نشانگرهاي ليزري در مقاصد مختلف با توجه به مشخصات فيزيكي نور ليزر باعث شده است كه از محدوده اسباب بازي تا اهداف تسليحاتي كاربرد گسترده باشد.
توليد كننده هاي غير مجاز به ويژه در بخش توليد اسباب بازي و وسايل تبليغاتي از كشورهاي دوست و برادر! چين و روسيه! معمولاً از برچسبهاي هشداردهنده استاندارد كه كلاس ليزر به كار برده شده ، طول موج و ميزان انرژي را مشخص مي كنند در محصولتشان استفاده نمي كنند و در نتيجه مصرف كننده بدون داشتن كوچكترين اطلاعاتي در مورد محصول گاهاً با يك ابزار خطرناك روبرو است!. حوادث ناشي از سو
ء استفاده از نشانگرهاي ليزري باعث شد تا دراستراليا ممنوعيت استفاده از آن اعلام گردد.لينك خبر مرتبط



استانداردهاي آمريكايي،اروپايي و استراليايي به طور اعم بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه محدوده استفاده از اين نشانگرها با كلاس بندي تحت استانداردهايANSI Z136،AS/NZS 2211 بايستي كاملاً توسط اشخاص بزرگسال و پرهيز از هر گونه تاباندن اشعه ليزر به سمت اشخاص و موجودات زنده وسطوح منعكس كننده و صيقل يافته واز درون انواع عدسيهاي اپتيك صورت پذيرد.برخورد تابش اين نور حتي در انواع كم ضررتر مانند كلاسهاي(2 or 3a) در محدوده انرژي 1تا5 ميلي وات(mW) و محدوده طول موج(630-680 nm) با شبكيه چشم از نابينايي موقتي تا صدمات ماندگار بينايي و نابينايي كامل قابل توسعه است.استفاده از تجهيزات تبليغاتي با ليزرهاي پرقدرت تر در محدوده فرودگاهها و مسيرهاي پروازي در ارتفاع كم مي تواند باعث صدمه ديدن بينايي خلبان و خسارات جبرا ناپذير انساني باشد. استفاده از تجهيزات نا مناسب بدون اطلاعات فني الصاق شده بر محصول كاملاً مردود تلقي شده است...
پ.ن: در چند سال اخير استفاده از اين نشانگرها خصوصاً انواع چيني آنها بعنوان اسباب بازي در بين كودكان و نوجوانان ايراني باب شده و در محلهاي تاريك مانند سينما گاهاً يكي از اين عليمردان خان هاي! وطني را مي بينيد كه نور نشانگر را در غياب كنترلچي سينما به اطراف و اكناف روانه مي كند! و يا كودكاني كه آن را در ابعاد سرسويچي با خود به مدارس يا محل بازي مي آورند و بويژه اسباب بازيهاي در شكل و قالب اسلحه با چنين نشانگرهايي عموماً هيچ نوع اطلاعات فني و هشدار دهنده در اختيار والد و كودك قرار نمي دهند!.اين محصول را در هر نوع مصرف آن،بدون برچسبهايي شبيه به آنچه در بالا مي بينيد خريداري نكنيد.
پ.ن: شما مي توانيد بعنوان والدين،مصرف كننده،وارد كننده يا فروشنده و يا كادر آموزشي براي اطلاع بيشتر ازجزييات دستورالعملهاي هشداردهنده واستانداردهاي مصرف نشانگرهاي ليزري به سايت دانشگاه پرينستون،
FDA ، انستيتو ليزر آمريكا و دانشگاه غرب استراليا سر بزنيد.

Sunday, April 20, 2008

دوره يك هفته اي آموزش شامورتي بازي!





سيرك و هنرمندانش را عده اي ماجراجو تشكيل مي دهند كه در پي زندگي كولي وارشان انواع تردستي و نمايشهاي خارق العاده را در زير خيمه اي سترگ به نمايش مي گذارند.تاريخچه پيدايش سيركها،روميان را اولين مبدع آن مي داند.


از نگاه دوربين رويترز به يكي از هنرستانهاي سيرك آموزي! در جزيره كوچك Coney Islandدر خليج نيويورك نظاره مي كنيم، جايي كه 4 هنرآموز در يك دوره يك هفته اي آتش خواري،آكروبات، كوبيدن ميخ در سوراخ بيني!، خاموش كردن سيگار با زبان! و رياضت هندي! را مي آموزند!!.
پ.ن: بامزه اينجاست كه شايد هيچكدام از اين جوانها به سيرك و سيرك بازي نپيوندند ولي فرصت آن را مي يابند كه هيجان و واقعييتهاي پنهان در آرزوهايشان را در يابند،آيا ما به جوانان خودمان در اين ديار فرصت چنين تجربه اي مي دهيم؟!.


ساتراپی با خودش صادق است


بلاخره پرسپولیس به روایت ساتراپی را دیدم و متوجه آن همه اعوجاج در اظهار نظرهای وبلاگستان فارسی شدم!،اثر اخیر خانم ساتراپی بر خلاف برداشت بسیاری از دوستان کمی جوانتر!!، بعقیده من اصلاً در چهارچوب یک Comic نمی گنجد و بیشتردر مشابهت با یک Illustrated Novel تاریخچه شفاهی زندگی یک دخترک واقعی در یک دوران واقعی را روایت می کند و مقایسه آن با چیزی مثل‌ آثار اروپایی (تن تن) یا کارهایی از قبیل Comic Strip های امریکایی از قبیل Marvel و امثالهم کار بیهوده ای است!.
تصاویر ساده پرسپولیس با تمهای سیاه و سفید(خاطرات) و رنگی(زمان حال) استعاره از رنگهای زندگی یک دختربچه آسیب دیده از چندین شهاب سنگ زمانه!! را با نگاهی شخصی به نمایش می گذارد. پرسپولیس با همسنهای خانم ساتراپی بهتر از سایر مخاطبینش ارتباط برقرار می کند و این نقص تصویرسازیهایی وی نیست، اشکال از زمانه خاصی است که در دوران بعد صورتهای متفاوتی از ناکامی و سیه روزی را نصیب این دیار کرد که بو و مزه خودش را دارد!.
جوایز پرسپولیس را بسیاری در سایه سیاست بازی سینمای جهان با تردید برانداز کردند ولی اشکهای یک هم دوره و هم نوجوانی ساتراپی خطا نمی کند،او زندگی شخصی خودش را بسیار خوب تصویر کرده و با آن از در صداقت در آمده و به قول مادر بزرگش با خودش"رو راست بوده است".
پ.ن: شاید اگر پرسپولیس را فارغ از یک اثر جهانی برای همه مخاطبین ببینیم،در حد و اندازه داستان مصوری که زندگی دختری از مشرق زمین را در این وانفسای بشریت حکایت می کند، به جمع بندی بهتری برسیم.ولی آنچه برای من قطعی است، منحصر بفرد بودن نگاه ساتراپی به کودکی است،به کودکی خودش! و این لزومی ندارد که زبان حال همه کودکان باشد!.

Saturday, April 19, 2008

Zero Landfillخط مشي جديد زيست محيطي


اراضي كه براي دفن زباله هاي صنعتي و شهري در نظر گرفته مي شوند،اصطلاحاً LANDFILL ناميده مي شوند.در آمريكا 3091 محل دفن پسماند فعال و بيش از 10000هزار محل دفن قديمي وجود دارد. در حافظه بسياري ، ايجاد و توسعه اين مناطق براي محدود كردن اثرات پسماندها مي تواند مشكلات بازيافت ومديريت پسماند شهرها و واحدهاي صنعتي را مرتفع سازد و اين در حالي است كه طبق اين گزارش، 82% اين محلها داراي نشتي هستند وشيرابه هاي آنها به اراضي و منابع آب زيرزميني مجاور نفوذ مي كند ،در 41% از اين اراضي وسعت خاك آلوده شده بيش از يك فوت مربع گزارش شده است(تاريخ گزارش:15 مارس 2000).
با توجه به آثار مابه ازاي دفن زباله و موقتي بودن آن بعنوان يك راه حل مديريت پسماند، خط مشي زيست محيطي، كسب و كار بدون نياز به
دفن پسماند يا Zero Landfill مورد توجه بسياري از صنايع، بويژه خودروسازان بزرگ(GM, Subaru) در آمريكا قرار گرفته است.شركت سوبارو در سال 2006 با تغييرات عمده در محل دفن زباله ها و تعطيل كردن عمليات جاري و در نظر گرفتن انواع تمهيدها براي بازيافت و استفاده مجدد از مواد ضايعاتي، اراضي دفن را به پارك وحوش براي حفاظت از گونه هاي حيات در منطقه Indiana تبديل كرده است،جنرال موتورز نيز در بخشFlint Engine South Plant ،دست به ايجاد ساختار Zero Landfill زده است.لينك
پ.ن: شرايط فوق الذكر مربوط به كشوري است كه از پايه گذاران اين روش بوده و بالاترين استاندارد طراحي و پايش Landfil را در دنيا دارد و پس از يك قرن تجربه به اشكالات آن واقف شده است، ولي براي كشورهاي آسيايي و آفريقايي كه هنوز بحث Landfill را نيز استقرار نداده اند،مديريت تبعات آن به مراتب مشكلتر است.


جيمزباند حقيقي كيست؟

بسياري از شيفتگان شخصيت شكست ناپذير جيمز باند ،مخلوق يان فلمينگ و اسطوره MI6 تا بحال نشنيده اند وبه ذهنشان نيز خطور نكرده است كه منبع الهام فلمينگ،يك شخصيت واقعي جنگ جهاني دوم بوده است!.


پس از افشاي اسناد محرمانه جنگ جهاني دوم پس از نيم قرن، Patrick Dalzel-Job (1913-2003) افسر اطلاعاتي نيروي دريايي بريتانيا از تاريكي اسناد فوق محرمانه به درآمد و معلوم شد كه منبع اين شخصيت پردازي قوي و اسطوره سازي براي يك شخصيت اطلاعاتي و فناناپذير، كماندو و افسر اطلاعاتي ورزيده اي در جنگ جهاني دوم بوده است.لينك خبر
پ.ن: يكي از مجموعه فيلمهايي كه در ديدنشان هيچوقت ترديد نداشتم،همين مجموعه جيمزباند از دوران شون كانري تا بقيه اسلاف بوده است و هر خبري در مورد
Bond مي تواند توجهم را جلب كند!!.

پدر،مادر ما متهمیم...

من که باورم نمی شد یسنا چنین چیدمانی در نشیمن پشتی بوجود آورده!، تا مادرش صدایم زد...


پدر،مادر ما متهمیم که با تفکیک ساعت حضورمان در خانه و نشستن پشت همان میزهای کذایی مثل محل کار چنین شبیه سازی را برای کودکمان بوجود می آوریم،یسنا خانم با میز پذیرایی و تلفن قدیمی مان چیزی مانند میز بابا برای خودش ایجاد کرده و همان جا به تلفنهایش جواب می دهد!!!.
پ.ن: وای بر ما و کودکانی که از الان پشت میز بنشینند!، اگر در سال آینده از من رایانه شحصی طلب کند تقصیر خودم است!.

جايزه جديد ايرانسل براي هالوهاي هزاره جديد

اين تبليغ ايرانسل براي قرعه كشي يك هواپيماي دو سرنشينه براي برنده خوش شانس و مصرف كننده سيم كارتهاي اين شركت شما را ياد چه چيزي مي اندازد؟...

پ.ن:من را كه ياد جايزه و علي نصيريان (علي نصيريان در اين نقش نيم نگاهي به كاراكتر آقاي هالو نيز دارد)و خيمه شب بازي بنگاههاي اقتصادي بزرگ براي فروختن بيشتر از طريق يك جايزه بزرگ بي مصرف! مي اندازد!.مثلاً يك دانشجوي يك لاقبا اگر هم همچين جايزه اي ببرد بايد با آن چه خاكي بر سر كند يا چه كسي حاضر است همچين جايزه اي را از او بخرد؟؟؟...
پ.ن: اصلاً يكي نيست بگويد با اين وضعيت بهوت مزخرف! مخابرات و توسعه بدون زيرساخت آن،تشويق براي بيشتر مصرف كردن چه چيزي قرار است تبليغ شود؟!.

انتخاب اتومبيل با معيار روز زمين پاك Act on CO2



اگر قصد خريد اتومبيل داريد، و امكانات مالي شما اجازه مي دهد كه بتوانيد از فهرستي مانند اين انتخاب كنيد و اگر برايتان آلاينده هاي سوختي كمتري توليد كردن اهميت دارد! و در همان لحظاتي كه با كلاچ و دنده درگير هستيد،سوالاتي از اين قبيل كه چه بايد كرد كه در حين رانندگي كمتر به حجم آلاينده هاي هوا بيافزاييم؟ به ذهنتان خطورمي كند،شايد رفتن به اين سايت برايتان مفيد باشد...
در فهرست اتومبيلها شما با سه دسته بندي روبرو هستيد،كه از شما در مورد كلاس اتومبيل مورد نظرتان(البته كلاس اتومبيل بر اساس دسته بندي بريتانيايي!)،نوع گيربكس و سيستم انتقال قدرت و نوع سوخت پرسش مي كند و بهترين فهرست ده تايي هر نوع انتخابي را براساس داده هاي سايت WhatCar? در اختيارتان مي گذارد و اگر راضي كننده نبود هم به سراغ اين سايت برويد واز اينجا ديگر دست خالي بازنخواهيد گشت!!.


با دقت در دو كلاس انتخابي من(Small family-Super mini) كه كلاس اتومبيلهاي نسبتاً ارزانتر و كوچكتر با مصرف كمتر هستند،مي توانيد به يك سطح مقايسه در مورد وضعيت ميزان انتشار CO2در اتومبيلهاي با موتور حجيمتر از 1800cc دست پيدا كنيد.
پ.ن: روز زمين پاك در راه است و من معتقدم برخلاف شعارها و كارهاي سمبليك،روشهاي اجرايي و عملي مفيدي هم وجود دارند كه مانند اطلاعات و راهنماييهاي سايت
Act on CO2 براي چنين روزهايي فراهم آمده است.

Friday, April 18, 2008

اختلاف نظر برادرانه Puma vs Adidas


وقتي به ورزش كردن فكر مي كنيد،حتماً به ياد وسايل ورزشي و نامهاي تجاري معروف مي افتيد و ناگفته پيداست كه نامهاي آديداس و پوما پيش از ساير نامها بر ذهنتان سنگيني مي كند.كمتر كسي است كه بداند اين دو نام از يك خانواده برخاسته اند! و صاحبان اين دو غول توليدات ورزشي دو برادر آلماني از منطقه معروف باواريا در آلمان بودند...
در 1920 ميلادي
Adolf (Adi) Dassler برادر بزرگتر كه يكي از شيفتگان ورزش بود و همه اوقاتش را به طراحي كفشهاي ورزشي در يك كارگاه مي گذراند و برادر ديگرش Rudolf Dassler كه يك فروشنده بود ، يك كسب و كار كوچك مبتني بر توليد كفشهاي ورزشي دست دوز را در ناحيه اي تحت قيموميت باواريا (The Bavarian enclave of Herzogenaurach)پايه گذاري كردند.

با رشد كردن كسب و كار معلوم شد كه دو برادر در همه چيز اختلاف نظر دارند! و در اواسط دهه 1940 ميلادي، Rudolf به قهر شركت را ترك كرد و فروشگاهي را در امتداد رودخانه به تنهايي تاسيس كرد در حاليكه Adi در كارگاه باقي ماند و از اين نقطه به بعد نام تجاري خودش را با نام Adidas پرآوازه كرد و در 1948 رودلف محصول خودش را با نام تجاري Puma به ثبت رسانيد.
نيوزويك با
Barbara Smit نويسنده كتاب " Sneaker Wars" يا جنگ كفشهاي كتاني كه اندر احوالات اين كسب و كار خانوادگي و تاريخچه اين دو برند وسايل ورزشي است مصاحبه جالبي انجام داده است...
پ.ن: حتماً مي دانيد كه از دهه 40 شمسي به بعد،بسياري از كالاهاي مصرفي غربي در بازار ايران جايگاه ويژه اي پيدا كردند، نامهايي كه بعضي اوقات به جاي اصل فرآورده يا كالا عموميت پيدا كردند!، تايد به جاي پودر رختشويي، وايتكس به جاي آب ژاول، سامسونيت به جاي كيف حمل مدارك و حتي آديداس در لفظ بعضي به جاي كفش ورزشي!!!.

Wednesday, April 16, 2008

بيش از نيمي از عمرمان در زاويه غلط گذشته است


بر طبق تحقيقات يك شركت توليدات بهداشتي محافظ پوست، در طول روز چيزي در حدود 14 ساعت و28 دقيقه به نشستن مي گذرد و اين معادل 36 سال از عمر يك انسان بالغ است!.
صرف زماني مانند اين در وضعيتهاي نابسنده از لحاظ زاويه بالاتنه نسبت پايين تنه،منجر به افزايش چشمگير درد كمر و مهره ها با تغييرات اسكلتي محسوس است.به طور معمول در طي نشستن زواياي نامبرده كمتر از 90 درجه هستند و اين در حالي است كه بهترين زاويه نشستن را 110 درجه ارزيابي كرده اند. لينك خبر
يك تمرين سه دقيقه اي را دراين سايت معرفي كرده كه براي اصلاح ساختار اسكلت مهره ها كمك قابل توجهي به نظرمي رسد...

يوهان كرايف سكوت 30 ساله اش را شكست


هركدام ازسليقه هاي ما در كودكي توسط يكي از اطرافيان يا بزرگترها تحت الشعاع قرار گرفته است،مثلاً علاقه شديد من به هواپيماهاي جنگنده(دايي بزرگه)،آشنايي با فوتباليستها و تاريخچه فوتبال دهه هشتاد و نود ميلادي(دايي كوچيكه) و خيلي چيزهاي ديگر...
يوهان كرايف(
Johan Cruyff) و تاكتيك فوتبال مواج هلندي و اينكه كرايف چه نقشي در آفريده شدن ستاره هاي بعدي فوتبال هلند بازي كرد،يك گوشه كوچك ذهن و حافظه بلندمدت مرا به خودش اختصاص داده است. امروز خبر جالبي را در مورد يك راز 30 ساله و ناگفته كرايف در جريان بازيهاي 1978 آرژانتين،از گاردين خواندم و اينكه چطور كرايف افسانه اي به ناگاه در اوج توانايي و شكوفايي دوران حرفه اي در بازيهاي آرژانتين حضور پيدا نكرد و هلنديها را در تاسف پيروزي و جام 30 سال تمام! نگاه داشته است.
كمتر كسي به ياد مي آورد كه همان سالها مقارن بود با عضويت كرايف در تيم بارسلونا و اقامت وي با زن و سه فرزندش در شهر بارسلونا كه منجر به حادثه تلخ گروگان گيري او و خانواده اش توسط يك گروه مسلح در پايان سال 1977شد،اگر چه آنها از اين حادثه به سلامت خلاصي يافتند،ولي تلخي ناشي از اين حادثه باعث شد تا بخاطر خانواده اش تصميم بگيرد از شهرت و در انظار درخشيدن را كنار بگذارد و اين تنها دليل واقعي شركت نكردن در آخرين تورنمنت جهاني دوران حرفه اي وي بوده است.
گروگان گيري(
Kidnapping) براي باج خواهي يا دلايل سياسي بخش تاريكي از تاريخ دردناك سي ساله اخير در كشورهايي مانند آمريكا،آلمان،ايتاليا و اسپانيا را تشكيل مي دهد. در پس بسياري از ماجراهاي ناگفته سايه تهديد و ارعاب براي خانواده ها و فرزندان شخصيتهاي مختلف وجود دارد كه شايد بعضي اوقات 30 سال نيز فرصت كمي براي بازگويي آن باشد!.
پ.ن: فكر كنم مازيار ناظمي و فردوسي پور مشتري اصلي همچين خبري باشند!!.

نيسان موتورز و احترام براي شرايط سالخوردگان




شركت نيسان براي شبيه سازي وضعيت سالخوردگان و امكان طراحي خودروهايش با در نظر گرفتن مشخصات فيزيكي كهنسالان و از كارافتادگان،دست به ابتكار جالبي زده است.
در عكسهاي رويترز
Naoki Yamamoto،يكي از كارمندان بخش Nissan Technical Centreدر Atsugi, west of Tokyo را مي بيند كه باپوشيدن لباسي مخصوص، شرايطي را خلق مي كند تا محدوديتهاي حركتي و جابجايي را مانند دوران كهولت براي خودش ايجاد كند و از اين طريق برداشتش را در اختيار قسمتهاي طراحي بگذارد.در اين لباس ديد كمتر به همراه كارايي كمتر مفاصل و اضافه وزني در حدود 11پوند(حدود شش كيلوگرم) به طور مصنوعي ايجاد شده است.


پ.ن: حقوق اجتماعي سالمندان در همه جاي دنيا، به عنوان بخشي از وظايف غيرقابل كتمان دولتها محسوب شده و از طريق استانداردسازي ويژه اين سنين، الزامات قانوني متناظر به تمامي بخشهاي خصوصي توليد و خدمات نيز ابلاغ مي گردد.

از تبار پتی بور و پتی مانژ


یواش یواش آثار ژنتیک ی من در یسنا خودش را نشان می دهد!، کودکی من با عصرانه های محبوبم، با خیساندن بیسکوییتهای پتی بور(petit-beurre :sweet butter biscuit ) و پتی مانژ(petit-mange :small eats) مینو در فنجان چایی آغشته است، آن کودک هنوز هم در بازی بزرگترها و جلسات آنها نمی تواند در مقابل وسوسه خیساندن بیسکوییتهای پذیرایی مقابلش در فنجان چایی مقاومت کند!!!.
نقطه مقابل من،مامان یسنا است که این حرکات و خورده های بیسکوییت در چایی را به هیچ وجه نمی تواند تحمل کند! و اینجا یسنا است که ژنتیک برتر را انتخاب کرده و چه می کند با بیسکوییت و چایی!(البته تازه از امروز اجازه این تجربه جدید را پیدا کرده است!).




پ.ن: اگر تو یک جلسه رسمی دیدید یک مرد گنده با موهای خاکستری و سبیل وعینک وکاملاً در عین جدیت!، بیسکوییتش را در چایی می خیساند،او را دست کم نگیرید یا به ریشش نخندید!،شاید تصادفاً خودم باشم!!.


گرسنگان جهان به پا مي خيزند




هرجا از انگيزش انساني و مراتب مختلف ارضاي نيازهاي آدمي صحبتي به ميان مي آيد،نام هرم مزلو و ارضاي مرحله به مرحله نيازهاي انسان مطرح ميشود،پايين ترين اين مراحل يا قاعده هرم به نيازهاي اوليه يا همان غرايض ممد حيات و فيزيولوژيك اختصاص داده شده است و كمتر جامعه اي براي حركت كردن بدون پركردن اين خانه حركت مي كند.
حكومتها به طور اعم!،براي تامين اين قاعده پرخطر! تمام امكانات خود را به كار مي بندند و اگر روزي روزگاري هم از اين سوراخ گزيده شوند با تمام كبكبه و دبدبه فرو مي ريزند!.
افزايش غير قابل مهار قيمت مواد غذايي و شاخص آن قيمت غلات،زنگ خطري است كه دو راه را بيشتر پيش پاي آنها نخواهد گذارد!،اولين راه اينكه از حاشيه سودي كه از ساير منابع تامين كننده درآمدهايشان دارند كم كنند و به تامين خواربار مردم بپردازند تا اين موج نيز بگذرد! و يا حرص و آز كورشان كند و نفهمند كه اين تو بميري از آن توبميريها نيست! و راه افتادن سيل گرسنگان در يك شهر يا مملكت را با هيچ چيز جز نان براي شكمهاي گرسنه شان نمي توان متوقف كرد. حركتهاي اخير در كشورهاي
فقير آفريقايي و آسيايي چراغ قرمزي است كه چشمك مي زند...


پ.ن: عكسها را از گاردين گرفته ام و اين همگرايي مردمان گرسنه نگرانم كرده است،مردم ديار ما تا كجا مي توانند با سيلي صورتشان را سرخ نگه دارند؟!. فكر مي كنيد اين زن بنگلادشي كه در زير كاميون حمل تره بار به جستجوي چيزي براي سدجوع است،نسخه وطني ندارد؟!.

Tuesday, April 15, 2008

كيارستمي و اپراي كمدي معروف موزارت Così fan tutte


عباس كيارستمي،شاعر شعر سكوت در سينما،صاحب سبك و به قولي كوروساواي سينماي ايران به همراه فيونا شاو هنرپيشه مشهورسينما و تئاتر و ايرلندي تبار به گروه كارگرداني يك مجموعه 10 تكه اي اپرا ! مي پيوندد. سهم وي از اين 10 قطعه،كمدي معروف Così fan tutte اثر موزارت است.
برنامه اجراي اين 10 اثر را در طي سال جاري ميلادي و سال آينده به نقل از گاردين در ذيل مي بينيد:

Cavalleria rusticana/Pagliacci Richard Jones directs, Sean O'Brien and Lee Hall provide the words. September

Partenope Christopher Alden directs, Rosemary Joshua, John Mark Ainsley and Christine Rice sing. October

Boris Godunov Edward Gardner conducts; Tim Albery directs. November

Riders to the Sea Fiona Shaw's opera-directing debut. November

Doctor Atomic First chance in the UK to see John Adams's latest opera.

Untitled A yet-to-be-named work based on Purcell's Dido and Aeneas, created by Katie Mitchell and team in the Young Vic Theatre. April 2009

Peter Grimes New production by David Alden of Britten's masterpiece. Edward Gardner conducts. May 2009

Così fan tutte What will Abbas Kiarostami come up with? May 2009

پ.ن: تجربه هاي جهاني به چه راحتي از دل يك سينماگر شرقي كه در استفاده از صدا و موسيقي عقايد خاص خودش را دارد،به يكباره كارگردان اپرا مي سازد!،بعد از اين تجربه كيارستمي بايد اثر آن را در آثار سينمايي بعد وي جستجو كنيم...

آپدیت در واپسین لحظات قبل از خواب!

عکس اول یک دنیا معنی است و قاعدتاً به شرح و تفصیل نیاز ندارد!،ولی همین قدر بدانید که که از یک نظامی در استادیوم ملی المپیک پکن گرفته شده است!(این روزها چین در کنار تهدید رو به تزایدی که برای اقتصاد جهانی بوجود آورده و مظلومیت راهبان بودایی در تبت در حال تحمل سختترین فشارهای تبلیغاتی -مطبوعاتی در آستانه برگزاری المپیک در این کشور است!).


عکس دوٌم آکروپولیتن آتن را نشان می دهد در حالیکه ابر زرد رنگ کرد و غباری که از صحاری شمال آفریقا به راه افتاده ان را در خود مدفون کرده است(معروفیت جهانی این روزها به کار می آید!،در حالیکه همین گرد و غبار این آخر دنیایی که ما در آن محبوسیم را نیز در نوردیده ولی هیچ کجا عکس محل زندگی ما را در حالیکه گرد و خاک همه زندگیمان را پوشانده نشان نمی دهند!!).


پ.ن: عکسها از میان بهترین عکسهای گاردین در 24 ساعت گذشته انتخاب شده است.
پ.ن: آنهایی که می دانند شاخص گرد و غباردر آلایندگی هوا(PM10) چیست،حتماً می دانند 6 برابر حد مجاز آلودگی هم یعنی چه؟!.

Monday, April 14, 2008

روياي كباب منقلي در 1387

در راستاي گراني ارزاق عمومي،افزايش بي رويه قيمتها و عدم پذيرش سياستگذاران ساختار اقتصادي و مالي كشور در مورد آنچه پيش آمده است و نويد بهار و تابستاني با متوسط قيمت ميوه فصل بالاتر از كيلويي 4000تومان و برنج داخلي بالاتر از كيلويي 3000تومان و افزايش شديد قيمت دان و طيور(نتيجه منطقي افزايش قيمت ذرت) و سردرگمي در اعلام افزايش حقوق ساليانه قشر كارمند(5%يا 6% شايعه شده مانند كابوسي است كه خواب در چشم ترمان! و ترشان! مي شكند!) و چند و چند خبر خوب و مفرح و مفيد فايده براي اذهان عمومي!،توجه شما را به ركورد جديد و جهاني اهالي مونته ويديوMontevideo در پخت كباب بر منقل جلب مي كنم!،بيش از1000 دوستدار كباب و سيخ و منقل و ذغال! در يك ورزشگاه در اوروگوئه افتخار و دود و اشتها آفريدند!.


پ.ن: كنار هم قرار دادن زهر و عسل از تلخي زهر مي كاهد ،ولي مرگ ناشي از زهر به آرامي در رگها جريان مي يابد...
پ.ن: عكسها از آلبوم رويترز در مورد اين رويداد فرخنده را در حالي ببينيد كه شايد امسال فرصت كباب بر روي ذغال و منقل براي اكثريت مردم اين دياردست ندهد!.

نابسندگي دانش بشري و عوارض هواي پاك در اروپا


بيش از 3 دهه كار علمي و مديريتي در اروپا براي كاهش آلاينده هاي هوا ودستيابي به آسماني آبي و عاري از پسماندهاي ناشي از سوختهاي فسيلي نسل قبل از Tier I,II ، منجر به عرضه فن آوريهايي شد كه سوختهاي امروزي حاوي سولفور به مراتب ناچيزتري هستند و انواع بهسازي در سيستم سوخت و اگزوز در اروپاي غربي ،وضعيت مطلوبي از لحاظ سطح آلاينده هاي هوايي بوجود آورده است. در اين ميان فن آوريهاي پالايش نفت خام توسعه بي سابقه اي يافته و اين نوآوريها بسياري از كشورهاي جهان سوم را بعنوان مصرف كننده دائمي! به سمتي سوق داده كه با نصب تجهيزات همسو وهمرتبه ساخت با اين استانداردهاي جديد به همان دستاوردهاي اروپايي براي كيفيت هوا چشم داشته باشند.
ولي تمام داستان در اينجا تمام نمي شود چون متاسفانه عوارض جانبي كاهش آلودگيهاي هوا خصوصاً از خانواده سولفور(گوگرد) باعث شده تا هوا بيش از اندازه پاك گردد!،بله مزاح نمي كنم!،هواي بيش از پيش عاري از آلودگي يا همان آسمان آبي رويايي! نمي تواند در قبال تشعشع خورشيدي مانع مناسبي باشد! و اين به روند گرمايش فلات اروپا بيش از آنچه تصور مي شد ضربه زده است!! و با كمي هوشياري مي توان انتظار داشت كه فلاتهاي مرتفعتر كه غالباً به سمت آسيا گسترده شده اند از اين لحاظ آسيب پذيرترند!!!.
گزارش اشپيگل نشان مي دهد كه گرد وغبار سولفات ها مانند فيلتري در قبال تابش اشعه خورشيد عمل مي كند و مي تواند به انعكاس اشعه با طول موج كوتاه نور خورشيدبه فضاي ماوراء ياري رساند و از اين طريق ميزان انرژي گرمايي موثر بر گرمايش سطح زمين را كاهش دهد! و متاسفانه كاهش چشمگير سولفور در اتمسفر منطقه اروپا بر روند افزايشي گرما تاثير غيرمنتظره اي گذارده است.
پ.ن: براستي بايد چه كرد؟،كدامين فن آوري مي تواند با نگاهي دورانديشانه ضامن توسعه پايدار در كره زمين باشد؟؟، عوارض جانبي بسياري از اين فن آوريهاي سبز هنوز ناشناخته مانده است و به تدريج معلوم مي شود كه اين نيز درمان درد نبوده است...

Sunday, April 13, 2008

وجدان مقدم بر قانون؟


صبح در مسير رفتن به محل كار ،راديوي ماشين همكارم روشن بود و معلوم نبود كداميك از ايستگاههاي وطني داشتند افاضات مي كردند !،بحث وجدان درنظام پزشكي بعنوان عامل اصلي در بهبود عمكلكرد پزشكان بود و الخ...
اين بحث با دوستم را شروع كردم كه وجدان چه ضمانتي براي درست عمل كردن يك سيستم يا يك سازمان دارد؟،مدير با وجدان،پزشك با وجدان،مهندس با وجدان يا معلم با وجدان بر قوانين و ضمانتهاي اجرايي و سامانه هاي شبكه اي براي كنترل درون سازماني رجحان دارند؟؟!.
آيا سازمانهاي موفق و شركتهاي پيشرو در جهان با سلاح وجدان به پيش مي روند؟؟.
پ.ن: اين مزخرفات شعارگونه كه سازمانهاي ما را بيمار كرده است،تهوع آور شده اند و هيچ كس هم حاضر نيست از يك جايي محكم بايستد و آن را ختم كند!،آخر وظيفه سازمان و هد ف غايي از تشكيل آن كه با وجدان كاركنان ضمانت نمي شود!،يكي اين را بفهمد...
پ.ن: همين مزخرفات در سي سال گذشته وخصوصاً اين دوره اخير باعث شد كه پس از اشتباهات فاحش مديريتي،بر حماقت مديران سرپوش گذارده شود زيرا پيش از نصبشان در مورد تعهد و وجدانشان بيش از حد پروپاگاندا شده بود!!.

ماراتن لندن از نگاه گاردين




بيست و هشتمين دوره ماراتن لندن برگزار شد در حاليكه تيم ماسايي هاي مقيم لندن! هم طبق آنچه به اطلاعتان رساندم در آن شركت داشتند.در طي اقامت گروه، Isaya 24 ساله- ارشد تيم نيز يك دفترچه خاطرات روزشمار اقامتش را درلندن بعنوان كسي كه در عمرش تانزانيا را ترك نكرده بوده است، در گاردين براي مطالعه به اشتراك گذارده است.از Isaya در مورد وضعيت و دشواري ماراتن لندن پرسيده اند و او جواب داده است:" The marathon is easy. There are no lions! "
در مارتن لندن انواع شركت كننده ها با سر و وضعهاي عجيب و غريب و موقعيتهاي مختلف اجتماعي شركت داشتند،اين ماراتن عليرغم يكپارچه بودن نفرات اول دسته بنديهاي مختلف مانند مردان و زنان يا معلوليني كه از صندلي چرخدار استفاده مي كنند را نيز شناسايي كرده است.

از جالبترين اين آدمها شايد Dave Heeley دونده نابينايي باشد كه با استفاده از يك ريسمان به يك دونده هدايت كننده همراه(Malcolm Carrcrosses) اتصال داشت و مسير را به پايان رسانيد.

پ.ن: آلبوم عكس ماراتن لندن را در گاردين بينيد.

فرنگيهاي كم جنبه و بانوي اوٌل آلامد اليزه


ريسك اين كه آدم معروفي باشي و بعد تصميم بگيري در جهتي خيلي متفاوت باز هم معروفتر باشي،به مراتب بالاتر از اين است كه هيچ كس تو را نشناسد و يك شبه در پي رمل و اسطرلاب تصميم گرفته شود كه تو البته كاملاً اشتباهي! يك آدم خيلي معروف و خيلي قدرتمند باشي!.
كارلا بانوي اول اليزه و ورساي،براي خوش درخشيدن و چشمها را بر
Catwalk خيره كردن هيچ كم نداشت و فقط در پي ادامه دادن مسير موفقيت با توجه به اينكه در سن و سال فعلي شايد كمترحس اغوا كننده زوم لنز دوربينها را بر روي خودش تجربه ميكرد،خام شد و تن به ازدواج با مردي داد كه ملغمه اي از دردسر و شهرت را در وادي پرپيچ و خم ازدواج مجدد و بانوي اولي به او هديه داد!.
جماعت كم ظرفيت و بي جنبه! فرنگي هم كه دلشان ضعف ميرود براي همچين سوژه اي!،چنان طوفاني از بي آبرويي و هجويه براي بانوي محترم و مجدد! ساركوزي راه انداخته اند كه گويي اين عكسها و فيگورهاي دلبرانه را كارلا بعد از ازدواج اختراع كرده است!،برويد خدا را شكر كنيد كه كارلا جزء شرايط ضمن ازدواج حق ادامه شغل سابق را از ساركوزي اخذ نكرده بود والا الان چي مي كرديد؟،اين عكسهاي تاريخ گذشته و مربوط به دوران دوشيزگي كارلا را هم هرچقدر مي توانيد گرانتر در حراجيها بفروشيد!،ملت فرانسه بيدارتر مي شود!.
پ.ن: پرونده دوران فعاليت حرفه اي كارلا به روايت رويترز در يك آلبوم و گزارش فروش عكس كمي تا قسمتي برهنه وي در نيويورك به مبلغ ناچيز ...
پ.ن: ببينم اينقدر اين حرف و حرف كشيها را ادامه مي دهند تا ساركوزي را بر سر دو راهي هزار راه نرفته بگذارند؟!!.

خيريه اي با اهداي لبخند


با تجربه اي كه از PopUp و مشكلات مربوط به هرزنامه هاو نرم افزارهاي تبليغاتي در وب داشته ام كمتر پيش مي آيد كه تبليغات و نوارهاي درخشان و چشمك زننده رو سايتي را كليك كنم و به نوعي در اين يك وادي به بلوغ رسيده ام! ، چون مي دانم در پس هر كليكي براي من چيزي يافت مي نشود!.
با اين همه،با ديدن تصوير بالا در سرتيتر
BostonGlobe يك لحظه وسوسه شدم تا ببينم چه چيزي مي تواند به سادگي مشكلات كودكان لب شكري يا Cleft Lip and Palate را برطرف كند!.
سايت آموزش لبخند
The Smile Train با جمع آوري اعانه مردمي با مبلغ ناچيزي در حدود 250 دلار و صرف 45 دقيقه براي عمل جراحي، فرصت لبخند زدن و تغيير شگرفي را در زندگي براي كودكان نابرخوردار جهان سومي فراهم مي سازد!.
پ.ن: من در اين فن تخصصي ندارم و نميدانم چه تكنيك جراحي زيبايي است كه مي تواند فقط با صرف اين هزينه كم در جهان اول اين مشكل را برطرف كند ولي به هرحال ايده قابل توجهي براي كمك هاي خيرخواهانه است،فكر كنيد توانسته ايد باعث بشويد كه يك كودك معني زيبايي لبخندش را در آيينه دريابد!...

Saturday, April 12, 2008

پرنسس ديانا و هيث لجر هم پرونده شدند




مشاغلي چون روزنامه نگاري و مطبوعات در كنار نقش فراگيرشان بعنوان ستون دموكراسي!، يك چهره سياه و كريه نيز دارند و آن عطش بي پايان براي نفوذ به حريم خصوصي افراد براي خلق سوژه هاي جنجالي و افزايش تيراژ مطبوعاتي است.
Paparazzi كه به غلط در جايگاه اسم مفرد استفاده ميشود و در اصل اسم جمع از صيغه مفرد (Paparazzo) است، به عكاسي اطلاق مي شود كه از شكار لحظه هاي ناب! (عموماً افتضاحترين لحظات شكار نگونبخت!) چهره ها و شخصيتهاي خبرساز روزگار مي گذراند!. اين اصطلاح با فيلم معروف فلليني كبير La dolce vita در دهه 60 ميلادي زاده شد!. اصطلاح"Stalkarazzi"(از ريشه Stalker) نيز در جايگاه تحقير و پست شمردن اين حركت غير اخلاقي به كار مي رود.
استفاده از ابزار ديجيتال و امكانات انتقال فايل و تصوير و شبكه هاي مجازي اين نامردمان را به اشباح نامرئي تبديل كرده كه از هر فاصله،زاويه و با هر سرعت و ميزان نوري مي توانند سوژه را شكار كنند!.
مرگ پرنسس ديانا و سرو صدهاي اخير براي به جريان افتادن دادگاه راننده و پاپاراتزيهاي حاضر در صحنه تصادف و نيز افشاگري احتمال دست داشتن پاپاراتزيها در تامين مواد مخدر براي هيث لجر فلكزده!،مي تواند به تشديد جرم و تجديد نظر در مورد جرايم پاپاراتزيها در سراسر اروپا و آمريكا منجر شود...
پ.ن: خلاصه كه دستهاي آلوده از آستين هر كسي و هر شغلي بيرون مي آيد...


یسنا نمی پسندد!


برای پدر و مادر وسواسی که تا بحال بچه خودشان را با سر و صورت پر از لک و اثر بستنی خوران! ندیده بودند،لحظه شادی آوری بود ولی برای خود یسنا پس از دیدن تصویرش در مانیتور لحظه عجیبی بود،چون از این عکس خودش خوشش نیامد! و پشت سر هم می پرسید چی شد؟چی شد؟...و با اشاره به صورتش گویا می پرسید چه اتفاقی برایش افتاده است!!.

وبلاگها و روزنامه ها



بسياري از بزرگترين روزنامه هاي جهان در نسخه ديجيتال خود، ستونهاي دائمي را به وبلاگهاي معروف اختصاص مي دهند يا وبلاگهايي را با موضوعات پرطرفدار ايجاد مي كنند...
نشريه بوستون نيز يك فتوبلاگ جالب با موضوع"
On My Mind" دارد كه در آن به نمايش چهره آدمها مي پردازد و موضوع لحظه اي را كه در آن عكس برداشته شده است را از سوژه مي پرسد.


با رفتن به اين سايت آدمها و طرز فكرهاي متفاوتي را مشاهده خواهيد كرد و جالبترين سوژه به نظر من رامونا دختر 3 ساله ايراني است و چيزهايي كه مادرش به نقل از او بعنوان آنچه در فكر و ضمير داشته چاپ شده است.
پ.ن: ما ايرانيها ناخودآگاه هر جا كه باشيم چه در عالم واقعيت و چه در دنياي مجازي با نام ايران برانگيخته مي شويم و توجهمان جلب مي شود،به طرز عجيبي در هر كجاي دنيا كه باشيد مي توانيد ايراني را با يك نگاه تشخيص دهيد،گويي چيزي در ما ايرانيان است كه مانند سيگنالي طرف روبرو را متوجه مي سازد.
پ.ن: شايد بعدها بسياري از وبلاگهاي ايراني مطرحي كه اين روزها مي خوانيد نيز به عالم روزنامه هاي ايراني با درج نام و حقوق متعلقه راه پيدا كنند!!

Friday, April 11, 2008

شما چطور مصرف مي كنيد؟


ما ايرانيها بيش از هر ملت ديگري،مواد غذايي را در نتيجه سوء نگرش فرهنگي مان! به زباله تبديل مي كنم ،ولي به يمن نداشتن آمارهاي به روز از هيچكدام از ندانم كاريهايمان را كسي متوجه نمي شود كه چه واقعه اي در پيش است...
انگليسيها هم در استفاده از مواد غذايي،نگرش فرهيخته و قابل طرحي ندارند ولي برعكس ما به راحتي آمارهاي نگران كننده شان را استخراج و در معرض افكار عمومي قرار مي دهند!،آنها چيزي در حدود يك سوم ميوه خريداري شده شان را دور مي ريزند!،بدون آنكه حتي ميوه را لمس كرده باشند و اين به زبان عدد و رقم يعني چيزي در حدود 6.7 ميليون تن معادل 3 ميليارد پوند
£ كه مبلغ گزافي است!.لينك
به همبن منظور سايت
Love Food Hate Waste براي اطلاع رساني در مورد خسارتهاي ناشي از اين طريقه مصرف و بهبود روشهاي مصرف مواد غذايي ايجاد شده است.در صفحه اوٌل سايت حتماً فلش مقدمه را ببينيد...
پ.ن:دستورالعملهاي اين سايت براي استفاده توسط هر مليتي قابل توصيه است!.

ماداگاسكار : آخرين پناهگاه گونه هاي كمياب حيات


ماداگاسكار بعنوان زيست بوم 5% از كل نمونه هاي حيات در كل جهان كه 80% آنها كاملاً بومي و مختص اين ناحيه هستند،بعنوان يكي از مهمترين پايگاههاي تحقيقاتي حول محور تغييرات زيستي حائز اهميت شناخته شده است. اين جزاير در شمال شرقي ترين بخش قاره آفريقا و در اقيانوس هند واقع شده كه جزيره مركزي آن با نام ماداگاسكار چهارمين جزيره دنيا از لحاظ وسعت نيز به شمار مي رود.
ميمونهاي پوزه دار(Lemur) بعنوان پستانداران نخستين و گونه هاي ناياب دوزيستيان اين جزيره به لحاظ تنوع رنگ و اندازه و رفتارهاي منحصربفرد زيستي بخشي از 2300 گونه كمياب حيات هستند كه در اين جزيره يافت ميشوند.پوشش گياهي جزيره نيز با وجود آسيبهاي جدي در اثر جنگل زدايي داراي نمونه هاي كميابي است كه شايد نسلهاي آينده فرصت ديدن آنها را هرگز پيدا نكند!.


پ.ن: عكسها را از آلبوم گاردين قرض گرفته ام و به يادگار براي يسنا باقي مي گذارم شايد هيچوقت ديدن اين موجودات از نزديك براي كودكان امكانپذير نباشد(اسامي گونه ها بر روي خود عكسها درج شده است.)...

آموختنیهای رسانه ایMasterChef Goes Large


این شبکه bbc prime و برنامه های جالبش تمامی ندارد!،هر روز یک برگ برنده در آستین دارند(درد و بلای برنامه سازهایشان بخورد توی سر سیمای وطنی با همه شبکه هایش یک جا!،آمین فراموش نشود!).من برنامه های آشپزی را با مامان یسنا از این شبکه با جدیت تام دنبال می کنم!،در یکی از ورسیونهای جدید آن (MasterChef Goes Large)که مسابقه ای برای یافتن ماهرترین آشپز از طریق بوجاری!کردن گروههای شرکت کننده در قالب تیمهای شش نفره ای است که در دو مرحله خلاقیت و آشپزی تحت فشارآزمایش می شوند و در پایان هر جلسه یک نفر برای راند آخر هفته انتخاب میشود.
از کیفیت برنامه و کارهای جالبی که شرکت کنندگان ارایه می دهند زیاد تعریف نمی کنم ،اهالی هاتبرد به راحتی می تواندد حدود 7:30 هر شب ببینند و قسمت فینال فینالیستها را در جمعه هر هفته ببینند.
بخش مورد نظر من از این مسابقه، تفاوت جالب توجه آدمها در آزمون خلاقیت و فشار بود!،در آزمون خلاقیت معمولاً جوانترها، تحصیلکرده ها و نخبه تر ها به طور اعم شناخته می شدند ولی معمولاً همین آدمها در آزمون فشار که در یک رستوران واقعی با حجم کار بالا برگزار می شد،جا می ماندند!!،این نکته که بایستی اپراتورها را برای مشاغل سنگین و تکراری از بین آدمهای متوسط از لحاظ بهره هوشی انتخاب کرد و نخبه ها به درد اپراتوری نمی خورند و همین طور از اپراتور هم زیاد انتظار خلاقیت نداشت بدجوری من را به فکر فرو برد!.
پ.ن: در آزمونهای استخدامی مملکتمان بعد از جدا کردن نورچشمیها و سفارش شده ها، تازه به دنبال نخبه ها برای احراز سمتهای معمولی می گردند که آنها هم بعد از یک مدت کوتاه سرخورده شده و طاقت کار اپراتوری را نیاورده و به سمتی می روند که نخبه پروری را بلد باشند!.

اندیشکده در لسان و عملthinktank


قدرت مرکزی و هیئت حاکمه همیشه در درون خودشان از چیزی به نام کمبود ایده های سازنده و خون تازه ای در کالبد تصمیم سازی در رنج و عتابه هستند,بسیاری از دولتها و سلسله های حکومتی فقط در پی اعتنا نکردن به فراگردهای اندیشه مدار ،خارج از دایره خودیها مضمحل شدند،اروپا و امریکا در قرن 19 سوراخ قایق را یافتند!،آنها به این نتیجه رسیدند که مجموعه مشاوران و تصمیم سازان داخل حلقه قدرت، توانایی دیدن و محاسبه همه رویدادها و ایجاد تحلیلهای تکثرگرایانه و از همه مهمترارائه تصویر مناسبی برای تثبیت و توسعه قدرت حکومت ندارند! و از اینجا محفلهایی به نام اتاق فکر (think tank)یا معادل فارسی آن اندیشکده ها بوجود آمدند تا بتوانند سوراخ قایق حکومت را مسدود و آن را در رسیدن به ساحل دوام و قوام یاری کنند!.
اتاقهای فکر یا انستیتوهای سیاست گذاری توسط دولتها،گروهها و احزاب،کمپانیها و صاحبان کسب و کارهای عمده به خدمت گرفته شدند و در گذر حدود دو قرن پس از فعالیت شان،به هسته های مشاوره موثری بدل شده اند.
واژه اتاق فکر از 1950 میلادی عمومیت یافته است،ولی(The Royal United Services Institute for Defence and Security Studies (RUSI))در 1831 و (Fabian Society)در سال 1884 بعنوان اولیه نمونه های اندیشکده در بریتانیا و(Brookings Institution)در 1916 در آمریکا بعنوان پیشگامان این نهاد موثر شهرت دارند.
خواستگاه و دیدگاههای اندیشکده ها از تنوعی به اندازه تمامی دیدگاههای ایده لوژیک جهان برخوردار است و انواع متفاوت محافظه کار،لیبرال و... را شامل می شود.
فهرستی از اندیشکده های معروف و ثبت شده در سراسر جهان را در لینک ویکیپدیا می یابید و جالب آن است که بدانید فقط ترکیه و امارات متحده عربی بعنوان سرسخترین رقبای اقتصادی خاورمیانه ای ایران در منطقه به ایجاد متمرکز اتاقهای فکر همت گماشته اند.در کشور خودمان اندیشکده های وزارت دفاع و دانشگاه صنعتی شریف بعنوان مراکز دولتی و اندیشکده(آصف) بر حسب علایق شخصی وجود دارد که بعنوان مشاور نیز فعالیت دارد.
تمام مقدمه بالا در معرفی اندیشکده ها برای طرح خبر جالبی بود که از رویترز خواندم ،اختصاص 600 میلیون دلار فقط در ایالت کالیفرنیا به مدت 10 سال برای تامین هزینه های یک اتاق فکر سبز که از طریق صورت حساب مصرف کنندگان برق و گاز طبیعی این ایالت پرداخت می شود!،این اندیشکده که با همکاری(California Institute for Climate Solutions, linked to the University of California)به فعالیت خواهد پرداخت، وظیفه دارد تا نخبگان ایلتی را به مبارزه با معضلات ناشی از تغییرات آب و هوایی فرابخوااند و یاری کند.
پ.ن: به همین سادگی یک ایالت یک مجموعه خودجوش برای مقابله با یک معضل جهانی ایجاد می کند و تامین بودجه اش را هم ضمانت می کند،تفاوت میان ماه من و ماه شما و ماه آنها را خودتان حساب کنید!!!.
پ.ن: بسیاری از وزارت خانه ها و مراکز حساس دولتی از چند سال قبل گرد و خاکی برای ایجاد اتاق فکر به صورت لحظه ای براه انداخته اند ولی تا کنون چنین هسته های با بودجه و فعالیت مستمر راه اندازی نکرده اند!.
پ.ن: اندیشکده وحید با مرکزیت دوست وبلاگ نویسمان وحید وحیدی مطلق نیز از تک ستاره های آسمان اتاق فکربازان! ایرانی در داخل کشور است.

Wednesday, April 9, 2008

فوت كوزه گري در خودروسازي


بازفراخواني محصول براي رفع عيبهاي احتمالي يا پيشبيني شده،از اعتبار و محبوبيت نام يك برند معروف نمي كاهد،بلكه تعهد سازنده و پاسخگويي در قبال افكار عمومي را ثابت ميكند.
شركتهاي مانند جنرال موتورز و تويوتا راه طولاني را براي ايستادن در رتبه بزرگترين توليدكنندگان اتومبيل پيموده اند و فراخواني بيش از 660 هزار اتومبيل ساخت سالهاي 2003 و 2004 براي رفع عيب مربوط به پنجره هاي آنها در كنار هزينه هاي منتج ،فقط نفعي به نام خوشنامي و افزايش اعتماد مشتري به همراه خواهد داشت.لينك خبر
پ.ن: ايران خودرو، سايپا و اذناب بايد اين معاني را بفهمند و قبل از نابودي سهم بازارهايشان در آينده نزديك توسط رقبايي كه پشت مرز صف كشيده اند به جاي هزينه هاي كلان براي تشكيلات عريض و طويل تضمين كيفيت به كيفيت واقعي،آنطور كه هست بيانديشند!.

داريوش خالدي و همت مردانه اش



در شيراز قديم هنر عصاره گيري از انواع گل و گياه به همراه تجارب باستاني توليد بهترين شراب، عرق و عرقيات و شراب را بعنوان يكي از جاذبه هاي گردشگري و پتانسيل مناسبي براي يك كسب و كار پر منفعت فراهم آورده بود.آنها كه به باغهاي عرق گيري حول و حوش كوچه باغ صفا در حوالي باغ ارم شيراز رفته اند،ديدن تجهيزات مفصل عصاره گيري و رايحه در هم پيچيده انواع گياهان صحرايي و گلهاي بوته اي و درختچه اي فارس را فراموش نمي كنند. با شروع دوره صنعتي و افول كارگاههاي كوچك شايد اين محله مانند سابق در بين مردم شناخته شده نباشد و يا قيمت سرسام آور زمينهاي آن منطقه وسوسه تخريب آن باغها را دمي از ذهن مالكانش دور نگاه نمي دارد...





امروز اگر به دنبال نام شراب شيراز در وب بگرديم بي ترديد موتورهاي جستجوگر شما رابه شرابسازي معروف همشهري گرانقدرمان داريوش خالدي كه به تنهايي نام اين محصول افسانه اي را زنده نگاه داشته است،مي برد. داريوش به برند معروفي در منطقه Napa Valley دركاليفرنيا تبديل شده و محصولاتش عموماً پيش فروش شده و زينتبخش مجالس بزرگان جهان است.هنر داريوش در توليد مشروباتي است كه از امتزاج چندين برند و طعم مختلف حاصل آمده اند ولي در بين اين محصولات دو محصول با نامهاي "كاروان شيراز"و "شيراز Napa " از معروفيت عمده اي برخوردار است و يادگار شراب خلٌار شيراز را زنده نگاه خواهد داشت.
پ.ن: محوطه كارخانه و سراي بازديدكنندگان كارخانه و دفتر كار داريوش خالدي هم از طريق اين عكسها ببينيد.







کاردست تفلیس


محبت و به یاد هم بودن ملاکهای این دنیایی ندارد,یعنی تنها چیزی است که از من و مایی و نسیان و پایان می گریزد,یکی از معدود کسانی که ثمره آشنایی در وبلاگستان است این فن را به خوبی آموخته است, از کی و در کجا نمی دانم,همینقدر می دانم که به سرانگشتی ازسر بزرگواری ومحبتی که در دل دارد می تواند از ورای کیلومترها فاصله اشک شوق در دلهای این خانواده در آخر دنیا بیافشاند!.
پ.ن:یادگاریش را از مسافرت اخیرش به دیوار در کنار تابلویی که به گمان من به لحاظ سبک و ترکیب رنگ تناسبکی! دارد آویخته ام,امیدوارم مامان یسنا از مطب دندانپزشکی که بازگشت به بی سلیقگی در انتخاب مکان متهمم نکند!.

جاودانگي ياد ياران در عصر ديجيتال


در جستجوي يك كاريكاتور عميق و تلخ !،گالري هاي گاردين را كليك مي كردم كه متوجه نكته عميق و با بازخوردي تلخ براي روزنامه نگاري در كشور خودمان شدم!.
در بخش كارتون در اين روزنامه،عكس چهاركاريكاتوريست بعنوان اعضاي ثابت تحريريه كاريكاتور روزنامه وجود داشت كه پس از جستجوي كار تك تك آنها،متوجه شدم يكي از آنها يعني
David Austin در سال 2005 در سن 70 سالگي فوت كرده است ولي آرشيو كارهاي هنري كه به صورت روزانه براي روزنامه مطبوعش خلق كرده،هنوز با همان ويرايش در اختيار بازديد كنندگان فعلي است!.
پ.ن:جاودانگي به معناي واقعي با احترام گذاردن به ياد و خاطره يك همكار متوفي!، ميدانم كه خواهيد گفت اصل ماجرا در اينجا زيرسوال است!، ولي باور كنيد ديدن چنين حركتهاي فرهنگي لذتبخش است و جاي افسوس را باقي مي گذارد!،آيا براستي با امكانات ديجيتال حال حاضر اين امكان را به نشريات فعال فعلي نمي دهد كه ياد همكاران را بعنوان يك عضو زنده براي خود حفظ كنند؟؟...

فشار گرمايش زمين بر كسب و كارهاي آلاينده


ديروز با عمواروند گپ ميزدم و صحبت از حركت و خيزش عمومي مردم شمال اروپا و خصوصاً سوئد بود در مصرف نكردن كالاهايي كه عليرغم ارزاني به محيط زيست خسارت وارد مي كنند و عرضه كالاهاي گرانقيمت تري كه دوستدار محيط زيست هستند و الخ...

مطلب اوٌل اينكه:
اين فرهيختگي فرهنگي اروپايي در كنار زيرساختهاي مناسب، مثلاً در بخش حمل و نقل و فواصل كوتاه طي طريق بين شهرها و كشورهايشان باعث شده تا هر جا كه صحبت از سفرهوايي است،فوراً يك خط كش را نشان مي دهند كه در آن ميزان انتشار گازهاي آلاينده ناشي از استفاده از هواپيما را با يك نرخ رشد چند برابري نسبت به ساير وسائل نقليه بر سر متقاضي مسافرت هوايي آوار مي كند! وبا توجه به اختصاص سهم 2% از كل انتشار گازهاي گلخانه اي جهان متعلق به خطوط هوايي و مسافرتهاي هوايي جاي ترديدي براي اروپايي در انتخاب قطارهاي لوكس و سريع السير و منظم آن سامان باقي نمي گذارد.

و مطلب دوٌم در ادامه:
بحث تاثير شديد افزايش قيمت سوخت بر افزايش هزينه هاي خطوط هوايي(هر سنت افزايش بهاي سوخت جت معادل 200ميليون دلار ساليانه هزينه سربار براي خطوط هوايي است)،آن را به پاشنه آشيل اين صنعت تبديل كرده است.در همين راستا موتور هواپيماهاي جديد با مصرف سوخت و انتشار دي اكسيدكربن كمتر و نيز آلودگي صوتي كمتر در راه هستند و در گام بعدي فرمولاسيون سوخت به كلي تغيير خواهد كرد و شركتهايي مانند شل و
BP با همكاري دانشگاههاي معتبر جهان به دنبال ساخت سوختهاي سبزهوايي تلاش مي كنند.طراحي پره ها و فنهاي موتور براي كاهش صداي توليدي و استفاده از كامپوزيت در بدنه براي كاهش وزن و مصرف سوخت راهكارهايي است كه چهره اقتصاد صنايع هوانوردي و سهم چشمگيرشان را در انتشار گازهاي گلخانه اي تغيير خواهد داد.لينك خبر
پ.ن:طرح اين دو مطلب در كنار هم براي ايجاد فرصت گمانه زني در مورد رواج بعضي از فرهنگهاي مصرف با توجه به زيرساختهاي مورد نياز است و همينطور طرح اين نكته كه فشارهاي رواني ناشي از پديده گرمايش زمين و تغييرات آب وهوايي چگونه صنايع را به تغيير و صرف هزينه هاي سنگين طراحي محصول جديد وادار مي كند.

Tuesday, April 8, 2008

بيماري جديد نوعروسان!Competitive Wedding Syndrome


مسابقه براي بهبود وضع ظاهر و زيباتر ديده شدن در بين خانمها،نيازي است كه در اكثريت آنها در هر رده سني و يا تحصيلاتي و موقعيت اجتماعي دنبال مي شود ولي برهه خاصي وجود دارد كه يك زن تمام تلاش خود را مي كند كه در آن لحظه بهترين نما و تاثير را از خود بروز دهد…
ازدواج و پوشيدن آن لباس كذايي! سفيد براي بخش عمده اي از دختران همه جاي دنيا يك لحظه فراموش نشدني است كه بايستي حداقل از لحاظ عرف اجتماعي،با شرايط قابل قبولي از لحاظ وضعيت اندام، مو و چهره صورت پذيرد و اين شرايط بايد به هر طريق ممكن اتفاق افتد!.به تازگي با تحقيقي كه بر روي نوعروسان انگليسي صورت گرفته بيش از 80% آنان مشتريان پروپاقرص رژيمهاي غذايي در دوران برگزاري مراسم ازدواج و همچنيت تن دادن به انواع جراحي هاي موضعي،تغيير رنگ مو و پوست و استفاده از اهريمني به نام
Botox هستند تا بتوانند به مدد آن براي يك شب هم كه شده اين و چروك و افتادگي پوست را جبران كنند و سيندرلاي جشن باشند!. بوجود آمدن كسب و كارهاي جديدي مانند كمپهاي لاغري براي نو عروسان به مدت 10 هفته(Bridal boot camp in Wokingham) يا نوشته شدن دستورالعملها و هندبوكهاي لاغري تضميني براي عروسان(Gillian McKeith's Wedding Countdown Diet) يا(Perfect Bride: the Complete Beauty, Diet and Exercise Countdown) شبحي از افسردگي و بيماريهاي گوارشي، يبوست و حالت تهوع دائمي پس از طي اين دوران را براي زنان انگليسي به جا گذارده است.به تازگي مزون هاي عروس به مشاوران اعمال جراحي زيبايي نيز تبديل شده اند! و هر نو عروس كمي تا قسمتي ناميزان! را با انواع مشاوره هاي ريز و درشت به روي تخت جراحي مي كشند تا كمي گونه هايش را بالا ببرند يا لبهايش را متورم كنند و و...
مجله اي با نام (
A bridal body image survey for You & Your Wedding) در تحقيقي نشان داده كه 91% از نوعروسان براي كاهش وزن،7% براي جراحي زيبايي بيني،8% براي بزرگ كردن و 5% براي كوچك كردن سايز سينه! اقدام مي كنند!.

در تحقيق آنلاين ديگري(Online survey for Onewedding) 21% از زنان متاهل بيان كرده اند كه پر استرس ترين بخش مراسم ازدواجشان مربوط به انتخاب لباس مناسب مراسم ازدواجشان بوده است! و باز در همين تحقيق نشان داده شده است كه16% هزينه كل مراسم براي خريد لباس اختصاص داده شده است!.
تمامي اين تحركات خانمها منجر به خلق نوع جديد از سندرم به نام(
Competitive Wedding Syndrome) يا سندرم رقابت براي مخلفات ازدواج! در خانمها شده است!.
پ.ن: مطلب فوق از مقاله گاردين در همين مورد برداشت شده و اميدوارم كه با توجه به واردات انواع فرهنگ و ايده به اين ديار حداقل اين
Botox لعنتي در بازار مصرف زنان و دختران ما شيوع پيدا نكند!.

آب و خون و ماراتن


از ماساييها و سنتهاي چند هزار ساله و دست نخورده شان برايتان گفته ام، مردماني كه از خون تازه گاو تغذيه مي كنند و شكار شير و ختنه زنان را بعنوان اصول لايتغير زندگي باور دارند!.شش جنگجوي جوان ماسايي از شمال تانزانيا و دهكده اي به نام Elaui اين روزها در لندن حضور دارند تا با دويدن مسير 26 كيلومتري ماراتن بدون نوشيدن آب! ، براي تامين منابع حياتي آب آشاميدني براي مردمشان (www.maasaimarathon.org) پول جمع كنند...
اين مردان جوان در سرزمين آبا و اجداديشان گاهي 5-6 شبانه روز متوالي بدون وقفه در حال دويدن و طي مسير هستند و اين مسير ناچيز! را به چشم نمي آورند.آنها را درلباس سنتي قرمز رنگشان"shuka" در حال خواندن و رقص جست و خيز مانندشان، در كنار ميدان ترافالكار لندن مي بينيد.لينك خبر
پ.ن: رفتار سازمان خيريه انگليسي (
Greenforce) خيلي جالب است!،آنها كمك مي كنند كه يك قبيله با همه سنتهاي بدوي خودباقي بماند و كمك مي كنند تابراي تامين آب آشاميدني اين مردم پولي نيز جمع شود، ولي به دنبال ترويج آگاهي و عوض كردن مشي زندگي فقيرانه وبدون آينده اين قبيله نيستند،گويا بايد هميشه در ويترين بشريت يك ملت يا قبيله بدوي براي نمايش باقي بماند!!!.

دو نما ، يك نتيجه



دو عكس اين پست در پي هم پديد آمده اند،يعني عملكرد آلاينده صنايعي چون پالايشگاه فرسوده Grangemouth در بريتانيا به گواهي عكس بالا،توانسته است گلهاي پامچال عكس پايين را در برف آوريل 2008 مدفون كند!.
پ.ن: آهاي مردم باور كنيد خطر تغييرات آب و هوايي به هيچ كجاي زمين و به هيچ نژادي رحم نخواهد كرد،همينقدر بدانيد محصولات كشاورزي جنوب و جنوب شرقي ايران در همين كمبود باران انتهاي سال فنا شد!،دماي هواي جنوب كشور در نيمه اول فروردين امسال به طور متوسط به بالاتر از 25 درجه سانتيگراد در شبانه روز رسيد! و كولرهاي گازي بي وقفه در جنوب كشور مشغول كارند!!...
پ.ن:موقع آن فرا رسيده كه مردم از سرد شدن يا گرم شدن هوا بعنوان اخبار روزمره هواشناسي ياد نكنند و براي هر تغيير جزئي نگران باشند و به دنبال راه چاره...
پ.ن: عكسها را از گاردين امروز قرض گرفته ام.

Monday, April 7, 2008

گاردين زنانه

گاردين بعنوان يكي از بنگاههاي سخن پراكني بريتانيا، مرام ليبرال تري نسبت به ساير رسانه هاي آن كشور دارد و تمركز بر اخبار زنان و كمي تا قسمتي شنا بر خلاف جريان رود خروشان مرد سالارانه نظام فكري انگلستان،براي من جذبه بيشتري دارد!.
گاردين امروز را با سه خبر زنانه تورق مي كنيم:
خبر اول جمعيتي را معرفي مي كند كه براي تشويق زنان جوان به تغذيه كودكانشان با شير مادر فعاليت مي كنند و در اين راه با استفاده از همكاري بعضي از زنان جوان موفق در صحنه مد و هنر پاپ به چاپ پوسترهايي پرداخته اند كه آنها را در حال شير دادن فرزندانشان نشان ميدهد(شايد براي نوجوانان و جواناني كه در بسياري از حركات و سكنات تقليد از يك سوپراستار بسيار متداول شده،بهترين انگيزه براي جدي گرفتن تغذيه كردن كودك با شير مادر همين راه باشد!)...





خبر دوم به سنت شكني 372 ساله! دانشگاه هاروارد در سپردن مشاغل مديريتي به يك زن مي پردازد،Drew Faust اولين زني است كه از ديوارهاي ستبر بي اعتمادي به توانايي مديريتي زنان در هاروارد گذشته است و پس از MIT و پرينستون اين سومين قلعه دانشگاهي مردانه غربي است كه توسط يك مدير زن فتح مي شود(البته در ديار ما با سپردن اين مشاغل به زناني كه همان حرفهاي مردان را تكرار مي كنند!،ركوردهاي جالبتري بدست آمده است!)...


خبر سوم و جنجالي! به رشد باور نكردني حركتهاي خيرخواهانه با استفاده از نمايش اندام برهنه زنان مي پردازد و اين سوال را مطرح مي سازد كه اين زنان با برهنگيشان به ياري چه چيزي مي پردازند؟؟؟!...

مهندس كيست؟


بعد از پروژه توليد انبوه فارغ التحصيل دانشگاهي در دهه 70 و سعي بي بديل دانشگاه آزاد و همپالكي ها براي بهره بردن از خوان كرم!،بزرگترين جفاي عالم دانش در حق رشته هاي مهندسي اتفاق افتاد!.به يكباره و در عرض چند سال بدون دليل و مستندات تعداد زيادي از رشته ها به پيشوند مهندسي مفتخر شدند و كار تا جايي پيش رفت كه پرستاران و مترجمان زبانهاي خارجه هم خواستار عناوين مهندسي شدند!!.
اين بدان معني نيست كه مهندس جماعت جايگاه متفاوتي و خداي نكرده الوهيتي! داراست!،نه به هيچ وجه!!.بلكه بحث بر سر اصولي است كه نا ديده گرفتنش باعث شده كه ما در خروجي سيستم آموزش عالي كشورمان با چنين سطحي نازلي از فارغ التحصيلان مهندسي روبرو باشيم كه متاسفانه براي ورود به بازار كار جز ادعا و مدرك چيزي به همراه ندارند.
براي روشن شدن اذهان عمومي كتاب بسيار ارزشمندي را كه همين الان در كتابخانه شركت به امانت گرفتم جهت تبيين جايگاه يك مهندس واقعي معرفي مي كنم و همگان با هم خواهيم آموخت كه مهندس كيست و بايد چه دوران تحصيلي را بگذراند و قادر باشد كه چه وظايفي را به انجام برساند و اخلاق حرفه اي در اين حيطه چه معنايي دارد...
كتاب
Foundations of Engineering نوشته Mark T. Holtzapple وW. Dan Reece ديباچه بسيار مناسبي براي ورود به عرصه مهندسي و روشن كردن ذهن يك دانشجوي مهندسي در ابتداي كار است!. با نگاهي به سرفصل عناوين كتاب به خوبي متوجه مي شويم كه اين رشته به چه تواناييهايي در يك متقاضي تحصيل در آن نياز دارد ودانش آموخته اين رشته بايد در انتها قادر به انجام چه رويكردهايي باشد.
پ.ن: نمي دانم اكنون در دانشكده هاي مهندسي درسي تحت اين عنوان و يا بخشهايي از سرفصلهاي اين كتاب تدريس مي شود يا خير،ولي ملتمسانه از اساتيد محترمي كه در كار پرورش دانشجوي رشته هاي مهندسي اصيل! هستند تقاضا دارم به اين كتاب عنايت داشته باشند،جواب بسياري از سوالات بي پاسخ براي رهروي تازه وارد اين وادي در همين كتاب نهفته است...

شاهد از غيب...


تغييرات آب و هوايي بعنوان يكي از عوامل افزايش دهنده بيماريهايي مانند مالاريا و تب استخوان شكن!( dengue fever) اعلام گرديد،به گزارش WHO ،ساليانه افزايش 150هزار نفري جان باختگان بر اثر مالاريا، اسهال، سوء تغذيه و سيلاب را بايد به تغييرات آب و هوايي نسبت داد.بيش از نيمي از اين مرگ و مير در آسيا اتفاق مي افتد.پشه هاي ناقل مالاريا الان در مكانهايي شناسايي شده اند كه پيش از آن هيچگاه در اين محلها گزارش نشده بودند،به عبارت ديگر حوزه زاد و ولد آنها به مناطق خنكتري نسبت به مناطق گرمسيري معمول گسترش يافته است.لينك خبر
پ.ن: گستردگي تاثيرپذيري چرخه حيات از تغييرات آب و هوايي به نتايج وخيمي منجر شده است و بي شك اين ابتداي فاجعه است...

وبلاگ نويسي24/7 :استرس و حمله قلبي


هميشه توسط همكاران،دوستان و مامان يسنا در مورد ساعاتي را كه صرف وبلاگ نويسي مي كنم مورد بازخواست بوده ام(البته در 10 سال گذشته بيشتر به خاطر كل زماني كه براي اينترنت تلف! كرده ام مورد طعن وگلايه بوده ام!) و هيچگاه فكر نمي كردم وبلاگ نويسي بتواند بعنوان يكي از عواملي مهم استرس زا و با پتانسيل جهت سر كشيدن ريق رحمت قلمداد شود!.
گزارش اخير نيويورك تايمز به مرگهاي اخير گروهي از موفقترين وبلاگ نويسهاي عرصه هاي مختلف وب اشاره مي كند كه در سنين مختلف و همه در اثر حمله قلبي و گرفتگي عروق قلب در گذشته اند(
Russell Shaw-60 )،( Marc Orchant-50)و آخري( Om Malik-41) كه ازيك حمله قلبي جان سالم به دربرد!. جمعيت كثيري با يك لپتاپ و يك خط تلفن يا ADSLياWireless در منزل به نوعي به كار و آفرينش ذهني و نشر ديجيتال مشغولند و در چرخه انتشار اطلاعات وب و با توجه به حجم لحظه اي اين توليدات بايستي تمام هفته و تمامي شبانه روز را آنلاين باشند! و لاجرم در مسير پر استرس ترين كسب و كار عالم قرار گرفته اند كه بيش از هر چيز سلامتي آنها در اين استمرار مداوم هدف قرار گرفته است.بسياري ديگر از وبلاگنويسان از كم شدن يا افزايش وزن، مشكلات كمبود خواب وبيخوابي مفرط و انواع مختلفي از بيماريهاي ناشي از فشار كاري مداوم شكايت دارند.
البته گزارش تصحيح مي كند توالي اين مرگها به طور رسمي و كاملاً علمي ارتباط بين وبلاگنويسي و حمله قلبي يا مرگ زودرس را تاييد نمي كند و آن را اپيدمي نمي داند.
مهمترين گروه وبلاگنويسان كه بيشترين پتانسيل را براي جوانمرگي دارند! ،گروهي هستند كه به اخبار تكنولوژي و رشد سرسام آور آن مي پردازند و به جامعه
Geek تعلق دارند!.لينك خبر
پ.ن: دوستاني كه در جمع وبلاگنويسان ايراني آمار بازديد بالاي 1000 و خوانندگان فيد بالاي 500 دارند،مواظب باشند،هشدار جدي است!،اگر وبلاگ نويساني مانند گروه
TechCrunch با دهها هزار بازديد روزانه و ميليونها دلار درآمد ساليانه خودشان را بكشند!،كسي به آنها خورده نخواهد گرفت ولي وبلاگ نويس ايراني كه چيزي از كسي يا جايي دريافت نمي كند و به ازاي همين خرده بازديد هم به هزار داغ و درفش و لگدمالي فيلبانان! دچار مي شود،ديگر تصديق كنيد جوانمرگي وحمله قلبي هزينه گزافي است كه نبايد بپردازد!.
پ.ن: يك پزشك ، مزيدي ،جادي ، بامدادي بعنوان كساني كه دوست داريم 120 سالگي اشان را هم جشن بگيريم بر حذر باشند!!.

Sunday, April 6, 2008

سه ايده بدون منبع!

از اين ايميلهاي روزانه عكسهاي جالبي به دست مي آيد، ولي متاسفانه منابع اصلي آنها هميشه قابل معرفي نيست.اين سه ايده ذيل را در راستاي علاقه مندي هاي يسنا و مامان يسنا و خودم انتخاب كرده ام!.ايده اوٌل به لوستري تعلق دارد كه به چراغ خواب مناسبي براي كودك هم تبديل مي شود،دومي كفش زنانه اي است كه دو مدل پاشنه كوتاه و بلند را همزمان داراست و سومي پخش MP3 است كه مي تواند به درايو الواح فشرده نيز تبديل شود!.

پايش در خفاء از كاركنان


تفكر مديريتي دوره فورد در حال بازگشت به به محيطهاي كسب و كار است،بسياري از مديران با بهانه كنترل و بهبود بهره وري كاركنان،به تعبيه سيستمهاي پايش در خفاء ! در محيطهاي كار زده اند!. اين گونه سيستمها با انواع ترفندهاي بصري يا شنيداري در هر جايي قابل نصب هستند و خصوصي ترين لحظات يك ابواب جمعي را در محل كار حتي مكان امني مانند توالت! را از نظر دور نمي دارند!.

بسياري از فروشگاههاي زنجيره اي بزرگ اروپايي مانند Lidl با 17000 شعبه در 17 كشور اتحاديه اروپا با استفاده از تجهيزات ضد دزدي و دوربينهاي مدار بسته اي كه اصولاً براي كنترل مشتريان و يا موارد اقدام به سرقت تعبيه شده بودند، به كنترل و درج گزارش روزانه ضعيت كاركرد و تهيه گزارشات تحليلي از هر حركت كارمندانش پرداخته است!. با فاش شدن اين اقدام كمپاني فوق،مديران اين مجموعه وادار به عذرخواهي و توقف عمليات پايش در خفاء! براي كارمندان خود شده اند ولي افشاي اين روشها هر روز محيطهاي كسب و كار را آشفته تر و امنيت رواني كاركنان را با مخاطره روبرو مي سازد. لينك خبر

پ.ن: كنترل و پايش بهره وري از طريق شاخص گذاري عاملهاي اصلي ارتقاء توليد و خدمات به هيچ وجه كار ناشايستي نيست و با تبديل خروجي عملكرد كاركنان به فاكتورهاي قابل اندازه گيري،نظام حقوق و دستمزد نيز بهبود مي يابد،ولي غور و تفحص در خصوصي ترين جنبه هاي رواني و شخصيتي كارمند و استفاده از آن براي طبقه بندي وضعيت انجام وظيفه و يا ايده گرفتن از لحظه اي كوتاه از اشتباهات وي و مدل سازي آن به كل واقعيت وجودي يك نفر،از جمله جرايم حتمي در كسب و كار به شمار مي رود.

Saturday, April 5, 2008

گالري متفاوتThe Other Side Gallery

به ديدن يك گالري متفاوت دعوت شديد، The Other Side Gallery مجموعه آثار گروهي از هنرمندان با بيماريهاي رواني،ناتوانيهاي جسمي و معتادان به الكل و مواد مخدر است كه در Manor Gardens Cafe, Londonاز 6 مي تا 12 ژوئن سال جاري ميلادي برپاست.

پ.ن:بعضي از اين آثار را به انتخاب خودم از گاردين قرض گرفته ام.
پ.ن: بر خلاف مملكت مهرورز،در بعضي جاهاي دنيا بعضي ناتوانيها به معناي پايان كار و جدا ماندن از جريان خروشان زندگي و جامعه نيست!.

ژاپن و اقبال عموميCheerleading



ژاپني ها از جنگ جهاني دوم به بعد،در يك مورد تخصص منحصربفرد پيدا كردند و آن هم مهندسي معكوس فراورده هاي آمريكايي بوده است!،از نو آوريهاي خاص آنها در زمينه روبوتيك يا نانو تكنولوژي كه بگذريم ساير محصولات ژاپني خلق و خويي آمريكايي دارند كه كمي ژاپونيزه! هم شده اند!.ولي دو پديده بيس بال و Cheerleader در هيچ قالبي از ساختار فرهنگي ژاپني نمي گنجد و قابل فهم نيست كه مدل سازي اين دو فعاليت چگونه در ژاپن تا به اين اندازه همه گير شده است!.
خصوصاً اين مسابقه All Japan Cheerleading and Dance Championshipكه در Chiba برگزار شده و نشان ميدهد كه پديده Cheerleader در ژاپن اقبال عمومي پيدا كرده است.


پ.ن: رقصهاي سنتي و دست جمعي آسياي جنوب شرق با موسيقي كوبه اي خاص خودش قابل قياس با اين سنت آمريكايي است؟؟،مهندسي اجتماعي آمريكايي توانست چه بلايي سر سامورايي و كاميكازه ژاپني بياورد!!.
پ.ن: عكسها را از آلبوم رويترز قرض گرفته ام.

بيكيني سبز

فصل گرما در راه است و توصيه اي سبز براي خانمهايي كه در جاهايي! مي توانند از مايو دوتكه(همان مرحومه بيكيني!)براي شنا و آفتاب گرفتن كنار سواحل استفاده كنند در آستين دارم كه قابل تحسين است!.
استفاده از سيستم هاي پخش
MP3يا MP4 همزمان با تفريحات آبي براي خانمها يك محدوديت دارد و آن هم نياز به باتري و شارژ اين تجهيزات است كه طراحان جديد بيكيني آن را هم با پوشاندن سطح مايو با صفحات سولارSolar بر طرف كرده اند!.لينك


پ.ن: اين طرح بيكيني منحصربفرد،صاحبش را با يك پورت
USB و 5ولت خروجي از بردن هر تجهيزات شارژ باتري به كنار ساحل بي نياز مي كند و تشعشع خورشيدي را به صورت ويتامين Kبه پوستتان وانرژي الكتريكي را به iPod تان روانه مي كند!.
پ.ن: خدا پدر و مادر طراح را بيامرزد كه براي عرضه ايده اش از مانكن استفاده كرده است...

زهرزدايي با كمدي رمانتيك هاليوودي



اين روزهاي آخر تعطيلات بعد از رفتن مهمانهاي طاق و جفت!،فرصتي پيش آمد كه دو فيلم ببينم،اوٌلي روايت سياه از كودكان بي سرپرست برزيلي در حاشيه شهرهاي سائوپولو و ريودوژانيرو كه هر روز به دنيا مي آيند و بي هويت و درمانده به دام فقر و فلاكت و جنايت و فحشاء مي افتند،فيلم Pixote به سال 1981 ساخته شده بود و عجيب بود كه چگونه با زيرنويس فارسي سر از بساط توزيع كننده هاي فيلم ايراني درآورده بود!،فيلمي كه خواهان زيادي ندارد ولي برنده چند جشنواره هنري بوده است(Awards).فيلم من را بيش از همه ياد يك كتاب قديمي كتابخانه پدري انداخت كه مضموني مشابه با خاطرات يك مقيم حلبي آباد هاي برزيلي داشت...
اگر مجيد مجيدي اين فيلم را نديده باشد،بسيار جاي تعجب است!.پيشوت نام و روايت كودك بي پناهي است كه از گوشه خيابان توقيف و به دام جنگل وحشتباري به نام كانون اصلاح مي افتد كه صدها مرتبه بدتر از زندگي قبلي اوست! و از آنجا نيز مي گريزد و تا چشم به هم بزند به دزد و مواد فروش و قاتلي خردسال تبديل شده است!.
فيلم دوم را در پي سياهي فيلم اول عمداً از سري كمديهاي رمانتيك انتخاب كردم تا زهر پيشوت از
ذهنم بزدايد!، Wedding Dazeداستان كساني است كه فرصت اولين ازدواج و عشق را در همان ابتدا در اثر مرگ طرف روبرو از دست داده اند و حالا نمي توانند از عذاب وجداني كه به خاطر احساسشان نسبت به انتخاب اول داشته اند،بيرون بيايند و همچنين داستان كساني كه در ترديد گفتن بله يا خير امكان دارد فرصتهاي خوب ازدواج را از دست بدهند،Jason Biggsهنرپيشه شيريني آمريكايي نقش اصلي فيلم را بازي مي كند.براي زهر زدايي! و ديدن چند صحنه كمدي فيلم بدي نيست.

پ.ن: پيشوت سرنوشت بسياري از كودكان حاشيه نشين در سراسر جهان است، بيشترين بار ذهني فيلم به همين موضوع باز مي گردد كه تكليف بچه هاي بي سرپرست ديار ما چيست؟آيا آنها هم به همين ورطه مي افتند؟؟.

Friday, April 4, 2008

هيبت اوكرايني از سياه خان خوشبختتر است

بلند قدترين انسان زنده بر روي زمين Leonid Stadnyk با 2متر و 58 سانتيمتر از اوكراين است كه بيشتر عمر 37 ساله اش را پابرهنه گذرانده است! و اين هيبت ! توجه بسياري را از جمله رئيس جمهور اوكراين با هديه يك ماشين اختصاصي جلب كرده است!.
پ.ن: آلبوم عكس را از اشپيگل قرض گرفته ام.


پ.ن:هيچكس به سيد پابرهنه ها در وبلاگستان فارسي كفش نايكي هديه نمي كند؟؟،او نيز از ابتداي وبلاگنويسي پابرهنه آنلاين بوده است!!.
پ.ن: سياه خان نامي در شيراز قديم چنين هيبتي داشت و عمر را به دريوزگي در دروازه اصفهان گذرانيد و نهايت جلب توجه نصيب اسكلت منحصربفردش در تالار دانشكده پزشكي شيراز شد!!.

Time Capsule


پروژه هاي زيادي از جمله Time Capsule ياهو براي فرستادن نشانه هايي از حيات و تفكر بشر زميني به آيندگان و ساير موجوداتي كه نمي شناسيم ،بوجود آمده اند.نوشتن نامه به آينده هم شايد اولين بار در حافظه ضعيف من كار اوريانا فالاچي بود در كتاب معروفش"نامه به كودكي كه هرگز زاده نشد" و بلاخره انواع سفر به آينده در آثار علمي تخيلي و در آخر تكنيك بي همتاي آينده پژوهي از طريق رفتن به آينده و از آينده زمان حال را در حكم گذشته نظاره كردن!...
عدم قطعيت در وقوع حوادث آينده،بسياري را واداشته است تا در آينده براي خود ردپايي ايجاد كنند و به نوعي دليلي بر هستي فعلي شان براي آيندگان بجا بگذارند و اين دفعه هم سيد يوسف با دعوت به نامه پراني! به آينده دنباله ساز اين قضيه به دعوت دوست ديگري شده است.

در آينده اي كه معلوم نيست گرمايش زمين چقدر براي آن مهلت باقي گذاشته باشد، به طور اخص نژادهاي سرزمينهاي گرمسيري و استوايي تحمل بيشتري براي بقا خواهند داشت و شايد ديگر مردمي تحت عنوان اسكانديناويايي يا سيبريايي و يا اسكيمو باقي نمانده باشند،پس بايد از پوست سفيد و چشم هاي آبي و رنگ موي بلوند هم ديگر كمتر اثري باشد و دنيا به طرز رقت انگيزي سبزه گندمي سير و يا به قول شيرازها"سبزه چكور!" خواهد بود،آهاي آدمهايي كه باقي خواهيد ماند آيا مي دانستيد كه روزگاري در همين جايي كه شما ايستاده ايد سرزمينهايي چهار فصل هم بوده اند؟،آيا مي دانستيد مردماني خودخواه كه حتي حاضر نبودند لحظه اي به كاهش مصرفشان،كاهش حجم زباله هايشان و جايگزين كردن انرژيهايي كه حتماً در زمان شما ديگر نو نيستند!،فكر كنند چنين گرماي طاقت فرسايي براي ما و شما رقم زدند؟،آيا مي دانستيد چيز زيبايي به نام برف هم وجود داشت كه به طور طبيعي در فصلي به نام زمستان از آسمان به زمين مي ريخت و مخلوط آن با شيره خوراكي جان افزا بوده است؟!!.راستي ما تصور مي كرديم بر سر آب جنگها و دعواهاي بسياري رخ بدهد،آيا هنوز آب به صورت طبيعي يافت مي شود؟!!،خيلي چيزها وسوالات براي ما آدمهاي 50 هزار سال قبل از شما باقي مانده ولي مهمترين چيز هنوز همان كلمه اول است!!،آيا شما توانستيد ابتدا و انتها را دريابيد؟؟...

پ.ن:شايد هيچ نامه اي اين قدر قابل طولاني شدن نباشد،پرسشها و درددلهاي زيادي باقي مي ماند كه از عمو اروند،وحيد،پپلا،آيدا،ميركا،نيكي،بنفشه خاتون و فالشيست تقاضا مي كنم به گمان خودشان مطرح كنند!.

درس تجارت در مکتبTradewinds 2

دوستان می دانند که بازیهای کامپیوتری مورد علاقه من منحصر می شوند به تتریکس(در گوشی موبایلم!),نوعی اسنوکر(از انواع فلش و کم حجم) , نوعی مبارزه مسلحانه تن به تن در مایه شبکه(با بروبچ خانواده و لپتاپ هایشان صفایی دارد!) و این آخری که نوعی بازی از انواع استراتژی است و مربوط به تجارت و جنگ و سیاست می باشد و در قرن هیجدهم می گذرد...


از نکات جالب بازیTradewinds 2,مضامین منحصر بفردی است که در بازی مطرح می شود و باید برای شروع و ادامه موفقیت آمیز در تجارت بدان توجه کرد:
در جوانی بدنبال ایجاد رابطه و انجام فرایضی برای کله گنده ها باشید تا بعدها به موقع به کمکتان بیاییند یا در حیطه بازار برایتان دردسر درست نکنند!.


در میانسالی به سرعت به دنبال انباشتن سرمایه در حدی باشید که عرضه و تقاضای بازار را به خوبی مدیریت کنید,پس از جمع آوری این حد از سرمایه بدنبال راهکارهای سرمایه گذاری در بازارهای موفق باشید,ریسک و خطر رقبا و آنهایی که مانند دزدان دریایی بر سر راه شما کمین کرده اندهیچگاه از بین نمی رود , پس فراموش نکنید توان مالی به معنای امنیت نیست و بایستی همیشه بدنبال تامین امنیت شخصی مستقل از پشتوانه قانون و دستگاههای ذیربط باشید!.
پ.ن: بازی Tradewinds 2 را برادرم با کد و مخلفات به صورت رسمی از شرکت سازنده خریده بود و در اختیارم گذاشت ولی شما می توانید نسخه مجانی آن را درسایتشان امتحان کنید.

اینجا بهار تمام شده است...



زندگی در مناطق گرمسیری و مرطوب حال و هوای خودش را دارد,اینکه در اواسط فروردین گل کاغذی به خزان بنشیند(البته خزان ناشی از گرما!)و درختچه گل ژاپنی تکوما به لطف سایه و ریزش قطره های شبنم از پشت کولرگازی در بتن ریشه بدواند و سبز بماند از عجایب این آخر دنیا است!.

Tuesday, April 1, 2008

دسي بل هاي خطرناك و Tinnitus


آيا شما هم در گوشتان چيزي شبيه صداي زنگ يا تشديد يك صداي متناوب را بعضي وقتها حس مي كنيد؟، آيا گوش شما هم زنگ مي زند؟؟؟...

اين اصطلاح زنگ زدن گوش يا Tinnitus كه معمولاً پس از در معرض صداهاي خيلي شديد و ناگهاني قرار داشتن احساس مي شود مانند سربازاني كه از ميدان جنگ باز مي گردند،كساني كه به طور متناوب از هدفون و گوشي براي شنيدين موزيك با صداهاي بلند و آزار دهنده استفاده مي كنند و بعضي از بيماريهاي خاص كه چنين علايمي از خود بروز مي دهند، منجر به اشتباه عاميانه يا علمي! بوده است كه در مورد پديده خاصي در شنوايي رايج بوده و فقط در همين پنج ساله اخير بعضي زواياي پنهان آن آشكار شده است.برخلاف باورها و يافته هاي علمي سابق بر اين، Tinnitusدر گوش اتفاق نمي افتد بلكه در طي آزمايشات و تحقيقات اخير بر فعاليتهاي مغزي مبتلايان به اين اختلال و تحليل اسكنهاي مغزي MRI ، با اتفاق آراي متخصصين غربي به اثبات رسيده كه ناحيه اي در مغز مسبب اين اختلال است و زنگ زدن گوش در واقع زنگ زدن مغز(neural noise) است!.مغز در مواجهه با به هم ريختن داده هايي كه براي رديف كردن اصوات طبيعي پيش مي آيد(در معرض صداهاي شديد و ناگهاني) مانند تيونينگ راديو عمل مي كند و سعي دارد تا دامنه شنوايي را دوباره تنظيم كند و بوجود آمدن صداهاييي مانند زنگ گوش نيز از اين عملكرد تصحيح كننده مغز سرچشمه مي گيرد كه متاسفانه هنوز درماني ندارد!.گزارش كامل
پ.ن: در راستاي هشدارهاي عمومي، پروژه اي نيز تحت عنوان دسي بل هاي خطرناك براي آشنايي عموم مردم با آنچه دراطراف آنها،ذره ذره شنوايي را تحليل مي برد در دست اجرا است.

پ.ن: من و بسياري از همكارانم كه مدتي در مشاغل عملياتي در صنايع حضور داشته ايم به نوعي از اين اختلال و كاهش حساسيت شنوايي رنج مي بريم.

بريده جرايد امروز : گاردين

با توجه به اعلام رضايت نيكات از اعلان خبر به صورت بريده جرايد!، اين بار جهان را از نگاه هفته نامه گاردين با سه مطلب نظاره مي كنيم:

مطلب اوٌل و پيشتازي نروژ بعنوان اولين كشوري كه قانون احراز سمتهاي مديريتي در هيئت مديره شركتهاي بزرگ را با در نظر گرفتن حداقل سهم 40% براي خانمها را به چالش جديدي براي صاحبان شركتها تبديل كرده است!(يك هيئت مديره 15 نفره مردانه را در نظر بگيريد كه از امروز صبح ابلاغيه اي براي تعويض سمتهاي آن براي حداقل 6 موقعيت شغلي با شش نفر از خانمهاي همان شركت دريافت كرده است!)...


مطلب دوٌم مربوط است به نمايش صحنه هاي دلخراش شكار ساليانه فك هاي كانادايي كه به بهانه حمايت از ازدياد نسل ماهي آزاد(Salmon)كانادايي صورت مي گيرد و به مبارزه و تحريم سختي بر عليه محصولات غذايي دريايي كاندا تبديل شده است!(كارد به شكم اين غربيها بخورد با اين ماهي آزادشان كه براي آن حاضرند هر موجود ديگري را هم قرباني كنند، نهنگ بسيار شانس داشته كه ماهي آزاد دوست ندارد!)...


مطلب آخر و حسن ختام معرفي نوع جديدي از توريسم و جهانگردي است كه از پي توريسم س-ك-س اينبار توريسم مواد مخدر و توريسم كوكايين هم متولد شده و اشاره اي است به ازدياد جهانگرداني كه براي درك لحظات روحاني! پرواز با كوكايين مرغوب كلمبيا!،رنج سفر به جان مي خرند و به زيارت بوگوتا پايتخت غبارطلايي! مي آيند!(بايد ميزان بازديد مسافرين از كرمان،بم و زرند را هم كنترل كرد شايد خرده ارتباطي با همين قضايا داشته باشد!!.)...

ساده دلي از نوع روسي يا انتظار آخر دنيا در يك گودال!

در پايان هر تولد يك مرگ و يك پايان قابل تصور است.اگر باور كنيم كه كره زمين و جهان خاكي و اتمسفر زيستي ما نيز روزي تولد شده است،باز هم بايد به پاياني براي آن باور داشت...


ولي اين دليل نمي شود كه جماعتي از پيش بنا بر حدسيات ويا مكاشفات و يا مستنداتي خود را در گودالي در اعماق زمين به انتظار رسيدن اين روز مدفون كنند!.اصلاً انتظاري به جز انتظار لحظات خوش و پيروزي ها را در سر پروراندن گونه اي بيماري روحي و رواني است كه مبتلا را به سرعت هلاك مي كند،پايان فقط پايان ملودرام!.


جماعتي مانند اين مومنين به روز پايان كه الان ششماه است در گودالي در منطقهNikolskoye in the Penza روسيه،به انتظار كن فيكون شدن دنيا نشسته اند،قرار است مثلاً از چنين واقعه اي در امان بمانند؟ يا فاجعه اي مانند متلاشي شدن كره خاكي را با پناه گرفتن در يك گودال مي توان چاره كرد؟؟؟!.
پ.ن: عكسهايي از گودال مومنين به آخردنيا! و عكس رهبرشان
Pyotr Kuznetsov كه در پشت دري منقوش به صليب پناه گرفته است كه از آلبوم رويترز قرض گرفته ام.
پ.ن: باورهاي فرقه اي-مذهبي از اين دست، كم نيستند و چه بسا در هر گوشه اي از اين جهان در زير خاكستر منتظرند تا عده اي ساده دل ديگر به دور آن جمع شود و يك ندانم كاري بشري ديگر اتفاق افتد...

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes