Friday, November 20, 2009

شهری بر آب Oasis of the Seas

ما ایرانیها پس از دو کشتی مسافرتی-تفریحی میکل آنژ و رافائل که در بوشهر و بندرعباس کناره گرفته بوده اند دیگر چشمهایمان به جمال هیچ کشتی از این نوع و با این سایز روشن نشده است و اصولاً کشتی که بتوان نام آن را کروز گذاشت در ایران به خدمت گرفته نشده است و نمونه های کوچکی که در اختیار کشتیرانی والفجر است در مقایسه با نمونه ذیل یک قایق بازیچه محسوب می شوند و این در حالی است که در مسیرهای بین استرالیا و نیوزلند با سایر کشورها و همچنین جزایر کارائیب سفرهای افسانه ای با مجهزترین و بزرگترین کشتیهای جهان اتفاق می افتد که به تازگی آخرین نمونه آن با نام Oasis of the Seasتکمیل شده و دارای رکورد حمل 5400مسافر است که با خدمه به 6296 نفر بالغ می گردد و قرار است که اولین سفر دریایی خود را در دسامبر 2009 در مسیر کارائیب انجام دهد,عکسهایی که برای اولین بار از درون و امکانات آن رونماییشده,اعجاب برانگیز بوده و نوید مسافرتهای خیال برانگیزی را برای مسافرانش به همراه دارد!.
سوئیتهای لوکس و دوطبقه!, با مساحت 150 متر مربع و بالکن مشرف به دریا از جمله امکانات این کشتی است, طراحی فضای سبزی به ابعاد یک زمین فوتبال و در اقتباس از پارک مرکزی نیویورک در میانه کشتی و مراکز خرید شما را ناخودآگاه به یاد شهری بر آب می اندازد...
پ.ن:در مقایسه شهرک محل اقامت ما نیز جمعیتی در این حدود را در خود جا داده است و فقط ما می دانیم که مدیریت مشکلات و نیازهای روزانه آن چقدر نیرو و هزینه می برد وتازه همه اینها در خشکی اتفاق می افتد!.
پ.ن:با این همه دبدبه و کبکبه امیدوارم سرنوشت تایتانیک به سراغش نیاید!.
پ.ن:گالری کامل عکسهای این کشتی که از طرف کمپانی سازنده به اشتراک گذاشته شده است.
پ.ن:این هم آدرس وبلاگ اعضای هیات مدیره شرکت خطوط دریایی مالک کشتی!.

گل کاغذی کمیاب

مسافران این آخردنیا در فقط در مقابل دو نوع زیبایی مجبور به اعتراف می شوند,اول رنگ آبی خلیج فارس و دومی تنوع بی حد و حصر رنگ و گونه در درختچه های گل کاغذی که در هیچ فصلی بی گل نمی مانند!.
گل کاغذی با نام لاتین بوگین ویلیه از خانواده Nyctaginaceaeاصالتاً به آمریکای جنوبی تعلق دارد و از برزیل تا پرو زیستگاه بومی آنها است ولی امروزه در همه نقاط مشابه اقلیمی در سراسر دنیا یافت می شود,با توجه انواعی که از آن سراغ داشتم بیشتر تنوع رنگ و اندازه گل را در آن دیده بودم ولی تصادفاً در یک نهالخانه با گونه ای پرگل از آن روبرو شدم که گل کاغذی براق به ضم ب نام گرفته است و شاید برای دوستداران گل کاغذی جالب توجه باشد.در این گونه شکل گلها با بریدگیهای بیشتری در گلبرگ همراه است و به مثلثی شدن میل می کند.
پ.ن: توضیحات بسیار جامعی هم به فارسی در اینجا در مورد این گل در اختیارتان قرار می گیرد.



در عنفوان سه سال و چهارماهگی

اگر به شمارنده پستهای وبلاگ در این ماه دقت کرده باشید,آمار پست نسبت به ماه قبل نمی خواند و به اصطلاح کمی عقب است, ماجرا به ماموریتهای جفت و طاق یسنابابا بر می گردد و در نتیجه طولانی بودن ماموریت این ماه مجبور شدم که یسنا و مامان را برای پرهیز از دلتنگی شان به توفیق اجباری سفر به ولایت دچار کنم و نتیجه آنکه دخترکم مانند همه سفرهایش پس از دوهفته بیش از مدت مالوف بزرگتر می نمایاند!.عکسهای پیوستی به شرح سالاد درست کردن یسنا می پردازد که با یک عدد کارد مسافرتی کم خطر به راحتی از عهده ترتیب دادن یک پرس سالاد کلاسیک کاهو و هویج و گوجه فرنگی بر می آید و الخ...
عکس بعدی هم در دنباله همان ماجرای کذایی اسبهای اسباب بازی محبوب یسنا است که به همت یسنا بابا و مامان یسنا به گله اسب رنگارنگی بدل شده اند که صدای شیهه و سم کوبیدنشان خیال یسنا را پر کرده است!!!.
پ.ن: یکی از اسبها را به اتفاق پپلا شکار کردیم!.

Wednesday, November 18, 2009

رسالت ماليخوليايي

تمايل بيش از حد و اندازه مذهبيون مذكر به ارشاد و راهنمايي ديني افراد مونث، فارغ از خير اخروي محتملي كه در نظر دارند به انگيزه هاي كاملاً زميني و گرايشات ج-ن-س-ي طبيعي اين مردان خدا ارتباط تام دارد،ولي از بد حادثه و آموزه هاي دشوار راه الوهيت نمي توانند آن را در مسيري طبيعي و عيان مانند مابقي موجودات و مخلوقات بروز دهند و تنها راه باقي مانده نشستن بر سر منابري است كه ارتفاع آن تسلط بر بخش زنانه مجلس را هر چه بيشتر فراهم مي آورد يا مانند همين قهرمان ليبيايي مادم العمر سرهنگ!كه در كشور خويش بريگادي از زنان قد بلند،زيبا و كار آزموده در همه فنون امنيتي،دفاع و رزم و ساير موارد! را به حراست ويژه خويش گمارده است در سفر اخيرش به رم با چاپ آگهي در مطبوعات زنان زيباي رم و بلند قامتي كه حداقل 170 سانتيمتر رعنا باشند! را بدون جواهرات و لباسهاي كوتاه و جلف! و بدون آشكار شدن نامش به يك ميهماني دعوت مي كند و 200زن جوان بين سنين 18 تا 35 سال به هواي آنكه در مسابقه يا رقابت زيبايي يا مهماني و خوشگذراني دعموت شده اند به محل موعود مي روند و در آدرس دعوت شده معمر قذافي را مي بينند كه با همان حالات ماليخوليايي هميشگي آنها را به اسلام دعوت كرده و بدون هيچ نوع پذيرايي در انتها با كتاب قرآن ويك كتاب دست نوشته خودش حاوي ايده هايش در اقتصاد و مملكتداري! و 50 يورو وجه رايج اروپايي همراه مي كند!!.ديكتاتوري و پول بادآورده نفت براي قذافي اين فرصت را فراهم كرده تا در سفرهايش به اروپا و آمريكا با برپاكردن خيمه بدوي در مراكز شهرهاي اروپايي دست به حركات محيرالعقولي بزند و حداقل از اين راه در تاريخ باقي بماند!.
قذافي با حركاتي اينچنيني قدر و قيمت ملٌت و كشورش را بيش از پيش بر باد مي دهد تا همگان بدانند كه سيطره يك نيمه مجنون ديكتاتور تا كجا مي تواند ملتٌي را در چنبره افلاس ملٌي محبوس كند. لينك خبر
پ.ن:شباهت اين سرهنگ با آن ژنرال وطني كه اناث برهنه را در صف نماز جماعتش وا مي داشت نشان مي دهد كه انگيزه هاي غريزي وبا طعم مذهب شباهتهاي عمده اي دارند!.

فقر کارشناسی دولتی


آیا تا کنون به دولت و توانمندی بدنه کارشناسی آن فکر کرده اید؟ یا این توانمندی از کجا بایستی حاصل شود؟ و یا این توانمندی باید به چه ساز و کاری بدل شود؟...
دولت در ساختارهای حکومتی متفاوتی معنا می یابد و حجم آن از بسیار بزرگ و کم تحرک مانند مدل وطنی تا جمع و جور و چابک مانند نمونه های غربی-دموکراتیک تغییر می یابد ولی وظیفه آن بعنوان رکن اصلی شکل دهنده به جمیع فعالیتهای ملًی و سمت و سو دهنده به آرمانها و عامل اصلی تحقق استراژیهای کلان مملکتی کماکان فارغ از ساخت بنیادین حکومتها در جهان, دارای شباهت بی چون وچرایی است.در کشور ما از دوران تاسیس اولین دانشگاههای ایرانی به موازات برنامه های تحصیلات دانشگاهی برای عموم مردم, برنامه های ویژه و دانشگاههای متمایزی نیز برای تربیت نیروی متخصص بخشهای عموماً دولتی با تمرکز بر فعالیتهای عمده ای چون نفت ,نیرو, ارتش و نیروهای مسلح و امثالهم نیز شکل گرفت و بعدها نیز مدارس عالی نیز برای تربیت مدیران دولتی در مقاطع تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد مهیا گردید که از لحاظ سلسله مرااتب نیازهای آموزشی تا پیش از سال 57 قدمهای درست و بجایی بود که با الگوبرداری نیز تا این نقطه رسیده بود.تمامی این دوره های آموزشی عالی به وجود آمدند تا بتوانند با هدفمندی بیشتری نیروی تحصیلکرده بخشهای مرتبط را تربیت کنند و اصولاً ایجاد هر نوع مرکز آموزش عالی بر اساس تامین نیاز بخشی از بازار,صنعت یا دولت برنامه ریزی شده است.ولی متاسفانه توسعه این بخشها بدون در نظر گرفتن تغییرات مورد نیاز حجم دولت یا بخش خصوصی در سالهای اخیر بسیار نامتوازن به پیش رفته است ,به گونه ای که خروجی این مراکز با نیازهای بخشهای مترادف همخوانی ندارند,خصوصی سازی همساز با برنامه های کذایی چند چهار ساله پیش نرفته است و عملاً حجم دولت نیز کاهش نیافته است ولی نیروی مورد نیاز بخشهای دولتی نیز به اندازه و کیفیت متوازنی آماده سازی نشده اند و نیازهای آموزشی دولتی این چنین فربه! (فقط از لحاظ ریخت شناسی , ساختار و تشکیلات و فارغ از کیفیت!) چنان از نظر دور مانده که بعضی اوقات در مسائلی مانند استراتژی و تعیین خط مشی و کلان نگری شرکتهای خصوصی بسیار مهیاتر و قبراق تر می نمایند!.
در مقایسه ایالات متحده بهترین دانشگاه و کالجهای خود را به دوره های بسیار پیشرفته و ممتازی برای تربیت نیروهای سرآمد دولتی اختصاص می دهد و با این تمهید گردش خون تازه در کالبد پیر ولی پرتوان دولتی اش را پرشتاب نگاه می دارد.در دانشگاه هاروارد انستیتوهای بسیاری را خواهید یافت که بر آموزشهای ویژه دولتی تمرکز یافته اند و با نگاهی کاملاً متفاوت آینده پویا و پایدار دولت را رقم میزنند.در یکی از صفحه خانه های کالج کندی دانشگاه هاروارد متعلق به انستیتوی دولت گردانی دموکراتیک و نوآوری به مقاله ای برخوردم که 10 موضوع چالش برانگیز را که یک مدیر بخش دولتی بایستی در فکر به آنها خواب به چشمانش راه نیابد را اینگونه معرفی کرده است:
-سلامت مالیاتی و لزوم پرداختن به وضعیت دشوار بیمه های خدمات درمانی و بازنشستگی پیش از آنکه سایر الویتهای دولت را گرفتار معضلات خویش نمایند.
-بحران رقابت در بین نیروهای کار بخش دولتی با توجه به حضور نسلی که علیرغم تصدی مشاغل دولتی با دورنما و نیازهای خدمات گیرندگان و ارباب رجوع شغلی خویش بیگانه است و تمایل زیادی به جابجایی شغل و تنوع شغلی دارد...
-انباشتگی بیش از حد اطلاعات و فشار مداوم رسانه ها,تجهیزات و شبکه اطلاعاتی در بخش دولتی به گونه ای که حجم اطلاعات تولید شده در بخش دولتی به مراتب بیشتر از توان تحلیل و پیوستگی نتایج همه آنها است...
-دولتگردانی بدون مرز بعنوان مفهوم جدیدی که تعریف سازمان و عرصه عمل دولت را با آنچه در اواسط قرن بیستم گمان می شد بسیار متفاوت جلوه می دهد...
-دولت الکترونیک هنوز در ابتدای راه است و این بدین معنا است که چالش اصلی در بخش فرهنگ ساز و کار الکترونیک به مراتب از چالشهای فن آوری آن جدی تر است...
-دولت گردانی براساس مقاطعه کاری و استفاده از نیروی پیمانکاری نیز از تضادهای ساختاری است که در آن دولت قدرتمند دولتی است که توسط کادری از مقاطعه کاران قدرتمند حمایت می شود...
-نتیجه مداری بعنوان آرمان دولت بایستی سبب شود تا دولت بدون در نظر گرفتن طبقه بندیهای مرسوم یافته ها و نتایج خود را جهت تسری به بخشهای غیردولتی و غیر انتفاعی به اشتراک گذارد...
-رهبری سبز (ربطی به جنبشی با همین نام ندارد!) به عنوان پاسخی به چالشهای زیست محیطی که به نوعی در ادامه سیاستهای دولتی گریبانگیر جامعه شده است و فقط می تواند از طریق تسری نوآوری و مدیریت سبز به بخش دولتی انعکاس مناسبی در سطح جامعه داشته باشد...
-همطرازی مسائل امنیتی و خلوت خصوصی اشخاص بایستی بعنوان دستاوردهای یک جامعه دموکراتیک بازشناسایی شود و از ریسکهای احتمالی که فن آوری های نوین اطلاعاتی برای خلوت خصوصی اشخاص پدید می آورند حذر شود...
-آمادگی برای روبروشدن با شرایط غیر منتظره و آنچه که دولت و جامعه آمریکا در حوادثی چون توفان کاترینا از سرگذراند بایستی به صورت مهارتی برای دولت برای روبرو شدن با هر شرایطی بدل شود...
پ.ن: در نگاه اول سوالهایا چالشهای اساسی همه دولتها با یکدیگر شباهت فراوانی دارند اگرچه برخورد یا راهکارهای متفاوتی را در هر حکومتی می طلبند,ولی نکته اصلی در نگرش ساختارهای آموزش عالی بخش ویژه دولت در آمریکابه مشکلات ساختاری یا آینده دولت است که می تواند در ساختار دموکراتیک به راحتی تبدیل به یک پروژه یا تحقیق و در نهایت راهکار کاملاً علمی گردد.
پ.ن: با آنکه عوض کردن نگرش در بدنه دولت و خصوصاً نورسیدگان! خیال عبثی است ولی جالب است اگر مدیران فعلی این مطلب رابخوانند و یک لحظه به این فکر کنند که ایا مسائلی در این حد نیز در ذهن دارند که با فکر کردن به آنها خواب از چشمانشان بگریزد؟!!.
پ.ن:کاریکاتور انتخاب شده مفهوم نزدیکی با ناهمخوانی راهکارهای فعلی و چالشهای دولتی دارد ولی اصل موضوع به ورشکستگی مربوط بوده است.

Tuesday, November 17, 2009

امنیت مورد نیاز مقامهای امنیتی

نا امنی وامکان گسترده شنود و هک کردن مکالمات تلفن های همراه و انواع سرویس های دیجیتالی و داده ارسالی بر روی آنها به معضلی تبدیل شده است که بسیاری از دولتهای غربی را به سمت مقاطعه کاران جدیدی متمایل کرده که سرویسهای ویژه, تجهیزات ویژه و فوق امنیتی را برای اعضای کابینه,کنگره و مقامهای امنیتی فراهم می آورند .
تجهیز الکترونیکی بسیار پیشرفته ای که امکان هر گونه کد کردن و رمزگذاری را بر روی هر نوع تماس بیسیم از طریق آن فراهم می آورد Sectéra® Edge™ smartphone نام گرفته است,به نسل جدیدی از سیستمهای چند رسانه ای SME PEDتعلق دارد.
نمونه فوق که به سفارش سازمان امنیت ملٌی ایالات متحده آمریکا طراحی و ساخته شده است,در نگاه اوٌل فقط یک تلفن هوشمند به نظر می رسد ولی در زیر این ساختار به ظاهر آشنا توانایی ویژه ای برای ایجاد تماسهای فوق امن و دسترسی و ارسال داده های فوق سری و دسترسی به شبکه هایی است که به هیچ وجه توسط وسایل معمولی مشابه امکان پذیر نیست.این تلفن امکان دو وضعیت مجزای امن و معمولی برای استفاده کننده را در انواع تماس فراهم کرده و امکان ورود به همه شبکه های مخابراتی جهان یاGlobal roaming over GSM را نیز داراست.فاز اول این پروژه با تحویل 60 نمونه اولیه 18 میلیون دلار صورت حساب برای سازمان امنیت ملی آمریکا به همراه داشته است.سازنده این تلفن امیدوار است تا سطح4000دلار آمریکا قیمت این کالا را تثبیت کند ولی نمونه های بسیار کامل آن تا 10000دلار قیمت خواهند داشت.لینک خبر
دولت آلمان نیز با فراهم آوردن بودجه لازم شرکت ملی مخابرات آلمانDeutsche Telekom را موظف کرده که پروژه مشابهی را برای اعضای عالیرتبه دولت مطبوعش ساماندهی نماید.لینک خبر
پ.ن:طبقه بندی شدن کالاهایی مانند این با توجه به سطوح دسترسی امنیتی,فوق امنیتی و یا بالاتر! این شبه را برای شهروندان معمولی این هزاره فراهم می آورد که سهم بقیه شهروندان جهان از امنیت اجتماعی در کجا است؟آیا دولتها فقط امنیت خودشان را حفظ می کنند؟...
پ.ن: هیچ بعید نیست که سازندگان موبایلهای معمولی به عمد حفره های امنیتی را در این گوشی ها برای خلق بازارهای سطح بالاتری تعبیه می کنند! و مانند سازندگان آنتی ویروس همزمان ویروس و ورسیون بعدی آنتی ویروس را با هم به بازار روانه می کنند!!!.

Monday, November 16, 2009

دیپلماسی و پروتکلهای نادیده گرفته شده


عرف دیپلماسی و روابط بین المللی درخلال نشستهای مشترک بین کشورها و کمپانی های بزرک جهانی آن است که اعضاء تیم از پیش در جریان قواعد خاصی که توسط طرفین مورد قبول واقع شده است قرار گیرند تا رعایت تمام شئونات به نحوی که تبعات بین المللی به همراه نداشته باشد صورت پذیرد,در این میان توافقاتی به صورت مکتوب رد و بدل می شود که اصطلاحاً پروتکلهای دیپلماتیک یا تجاری نامیده می شود.در این پروتکلها در مورد آنچه که فرهنگ,مذهب و رسم و رسوم طرفین مضموم شمرده می شود شفاف سازی شده و خطوط قرمز به صراحت رسم می شود,معمولاً پذیرفتن این پروتکل احترامی است که میزبان به مهمان گذارده و به معنای تایید همه آنچه در این پروتکلها قید می شود,نمی باشد.
مطبوعات بین المللی در این خصوص بسیار نکته بین بوده و شکار عکسهایی که به نوعی به ثبت عدول از این پروتکلها مربوط می شود منجر به کوک کردن مضامین بسیاری می شود.اوباما و همسرش به عنوان تازه واردین کاخ سفید در همین سال اول بسیاری از این عکسها را در آلبوم شخصی جا داده اند که از این جمله عادات مغایر ابرقدرت بودن و مرد شماره یک سیاست جهانی بودن در مواجه با خاندان امپراطوری ژاپن که بیش از نیم قرن بعنوان شکست خوردگان جنگ جهانی دوم هیچگاه این چنین با تعظیم یک رئیس جمهور آمریکا روبرو نبوده اند!, این تعظیم باعث شد تا وزارت امور خارجه ایالات متحده لحظات پردردسری را در کنگره این کشور به خاطر نادیده گرفته شدن یکی از همین پروتکلها از سر بگذراند!!.از طرف دیگر میشل اوباما بی تجربه نیز در برخورد با برلوسکونی که این روزها به شدت از خوشنامی افراطی! در بین خانواده های دیپلماتیک رنج می برد علیرغم آغوش گشودن سنتی ایتالیایی ها, حاضر نشد که به آغوش وی نزدیک شود و به همان دست دادن از یک فاصله ایمن بسنده کرد!, و در برخورد با قدیمی ترین خاندان سلطنتی اروپا با گذاردن دست بر روی شانه و لمس ملکه بریتانیا سرو صدای مطبوعات انگلیسی را در آورد!!.
پ.ن: در این میان رفتار باراک به نوعی پیغام پایان یک دوران دیپلماسی ابرقدرت مدارانه است ولی رفتار میشل نوعی برخورد احساسی یک زن طبقه متوسط را که بدنامی مرد روبرو را حتی در قالب بایدهای دیپلماسی بر نمی تابد!!.

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes