Friday, February 29, 2008

پوتينيسم فراگير در روسيه

روسيه نيز در حال پوست انداختن و نو كردن چهره هاي سياسي خود است،عليرغم اينكه ساير كشورها و حتي مردم روسيه تصور مي كنند كه انتخابات دوم مارس 2008 به هر تقدير سايه اي از ولاديمير پوتين را بر سر خود خواهد داشت،Dmitry Medvedev جانشين نخست وزير و كانديداي رقيب پوتين نيز در نظر عامه پوسته اي جديد از پوتينيسم روسيه نوين است!.

پ.ن: عكس از رويترز و علاقه بنده به ماتروشكاهاي رنگارنگ روسي كه اين روزها به نمايش چهره هاي سياسي مي پردازند!.

حتي پرندگان هم...

حتي پرندگان هم اوٌل صبح يك نگاهي به آيينه مي كنند تا سر و وضعشان را چك كرده باشند!،آنوقت بعضي از اين آدمها،صبحها مثل اينكه منفجر شده اند و بعد تشريف مي آورند سر كار!.
پ.ن:منبع عكس اشپيگل.

Thursday, February 28, 2008

توصیه ای برای همه فصول سیاست


زمانی که ال گور نطقهای پرشور انتخاباتیش را در لزوم پرداختن به مسائلی از قبیل گرمایش زمین و تغییرات دهشتناک آب و هوایی در میتینگهای انتخاباتی دوره های قبل ارائه می کرد،دو مسئله هنوز زیرسازی نشده بود!،آوٌل تحریک وآگاه سازی بسنده جامعه آمریکا در مورد آوار حقایق آینده و دوٌم اینکه صاحبین صنایع بزرگ و بخش انرژی امریکا استراتژیهای نوین سال 2008 در پی پذیرفتن پیمان کیوتو و راهکارهای سبز مرتبط هنوز به مغزهایشان خطور نکرده بود!.
پ.ن: نتیجه غیر اخلاقی! اینکه در کار سیاست و کاندیداتوری با حربه آینده پژوهی وارد نشوید چون محکوم به شکست خواهید بود!، پس از قدرت گرفتن نوبت به طرح اندیشه ها و تصوراتتان از ساختن و پی ریزی آینده فرا می رسد!.اگر زیاد از مردم و جامعه در فهم چیزی جلوتر حرکت کنید صرفه سیاسی برایتان نخواهد داشت!.
پ.ن: مسعود بهنود از ایده تبلیغانی قلم استابیلو تصویر زیر را در تایید تلویحی اشتباه مردم آمریکا در انتخاب بوش بجای ال گور بهره برده است.

برشی کوتاه از یک جنسیت

یک زن جوان در حدود 33یا34 ساله،تحصیل کرده هنر و فارغ التحصیل در رشته فیلم سازی با طبعی ماجراجو و مسافر45 کشور دنیا که در بخشی از آنها نیز اقامت داشته است، با تمرکز بر حقیقت تلخی به نام کیسه های پلاستیک بعنوان بخش آزاردهنده ای از حجم زباله های تولیدی بشر،در عرض چندین ماه به کمک دوربین و توانایی هایش در آفرینش بصری حرکت موفقی را برای برچیدن بساط توزیع رایگان کیسه پلاستیک در فروشگاههای بریتانیا به راه انداخته است!.


ربکا هاسکینگ Rebecca Hosking نمونه زنهایی است که از هیچ،همه چیز می سازند مطبوعات انگلیسی در مورد او گفته اند: "با کاری که وی در عرض فقط چند ماه برای جلب توجه اذهان عمومی برای پرداختن به معضل کیسه های کذایی انجام داد،به راحتی می تواند نخست وزیر باشد!".
پ.ن: حرکت کردن برای خانمها پایان خوشی دارد...

Wednesday, February 27, 2008

وقتي درهاي اتوبوس انيميشن مي سازند!

ايده هاي تبليغاتي بر روي اتوبوس،خصوصاً با استفاده از نوعي انيميشن حاصل از حركت درهاي ورودي آن،از تاثيرگذارترين تبليغاتي است كه ديده ام!.

پ.:به تبليغات شبكه تلوزيوني ناشنال جيوگرافيك در ايالت فلوريدا در مورد رپرتاژ كوسه سفيد دقت كنيد...

باراك-هيلاري ماراتن


با نزديك شدن پايان كارزار تبليغاتي-سياسي كانديداهاي رياست جمهوري آمريكا،خصوصاً براي رقباي سرسخت دموكرات (اوباما-كلينتون) ،صحنه منازعات و مشاجرات تلوزيوني و ميتينگهاي آنان اسباب سرگرمي فراواني براي آمريكاييها درست كرده است!، گرچه عقلاي قومشان مي دانند دو رقيب از يك حزب تفاوت چنداني در خطي مشي و راهبردهاي كلان ندارند،بلكه بيشتر منازعه اصلي بر آمادگي فرهنگي آمريكاييها براي پذيرش رنگين پوستان در كاخ سفيد است...
پ.ن: كاريكاتور انتخابي ذيل(كاريكاتوريست نيويورك تايمز) كه حاكي از كم آوردن بانو هيلاري در نشستهاي خبري است را بعنوان بخشي از آنچه كه شكست پيشاپيش هيلاري در اين انتخابات نام گرفته تقديم مي كنم!.


پ.ن: فيمينيستهاي عزيز بايد براي معرفي يك زن ديگر در چنين عرصه بزرگي كمي ديگر هم صبر كنند،سحر نزديك است!.

سردر خانه تکانی!


دیگر موقع تغییر عکس لوگوی سردر وبلاگ و تقویم روز شمار حضور یسنا در زندگیمان فرا رسیده بود،یسنا بزرگتر شده و باید عکسهای جدیدتری از او قاب کنم تا یادم نرود که او بزرگتر می شود و داناتر،احساساتی تر،منطقی تر و بلاخره پرتوقعتر هم خواهد شد!.


پ.ن: عکس کوچک همان عکس لوگو و عکس بزرگتر متعلق به اکواریوم همان پلاژمان در قشم است که یسنا لحظات حضور در لابی را با آن وقت می گذراند...




آدرس اين محل را براي آخرالزمان به خاطر بسپاريد!

آنچه در تصوير مي بينيد سردابه اي است كه قرار است مامن تمامي بذرها و دانه هاي گياهي زمين در مواجهه با فجايع طبيعي و بشري باشد!.
سردابه آخرالزمان"
Doomsday" در مجمع الجزاير نروژي Svalbard در نزديكي قطب شمال براي نگاهداري از ميليونها نمونه دانه كه تامين كننده پوشش گياهي و نيازهاي غذايي موجودات زنده روي زمين هستند،ساخته شده است و مي تواند در قبال گرمايش زمين،حمله شهاب سنگها،بيماريها و آفتهاي گياهي،تشعش راديواكتيو ناشي از جنگهاي هسته اي و حتي زلزله اندوخته مورچگان زمين! را حفاظت كند!.


نروژ مالك بانك غله جهاني است ولي اين امكان را براي ساير كشورهاي جهان بوجود آورده تا نمونه هاي بومي خود را براي روز مبادا به حساب غله اي! خود واريز كنند!.لينك


پ.ن: همه جهان دارند به استقبال اتفاقات بد و خوب آينده مي روند و ما هنوز نمي دانيم انتخاب كردن يا شدن،حزب داشتن يا نداشتن و تكليف پرتقال شب عيدمان چگونه است؟("من در كجاي جهان ايستاده ام؟...")
پ.ن: عكسها را از همان لينك مقاله ناشنال جيوگرافيك قرض گرفته ام و درون و بيرون سردابه را نشان مي دهد.



Tuesday, February 26, 2008

آب آشاميدني در سالهاي آتي


بحث پايان پذيرفتن تصدي گري دولت هنوز به جايي نرسيده است و هنوزبايستي براي بسياري از اقدامات و راهكارهاي استراتژيك دل به اقدامات دولتي بست!،در محور تغييرات آب و هوا و چالش گرمايش زمين مهمترين و عمده ترين پرسش، در مورد تامين آب آشاميدني مورد نياز جمعيتي است كه بنا به آمارهاي جديد تا پايان 2008 ميلادي بيش از 50% آنها ساكن شهرها و حومه هاي آن خواهند بود يا به عبارتي سربار شبكه توزيع آب شهري و شركتهاي آب و فاضلاب منطقه اي در ساختار امروزي وزارت نيرو خواهند شد.
خبر رويترز اشاره مي كرد كه 8 شركت معظم در حيطه فرآوري، تصفيه و توزيع آب آشاميدني در آمريكا با كمك يكديگر بر تحقيق در مورد افزايش سطح آب دريا،خشكسالي،كاهش حجم يخچالها،شدت گرفتن حجم طوفانها و گردبادها و افزايش تناوب تكرار آنها در طول سال و ساير تاثيرات گرمايش زمين متمركز شده اند تا بتوانند چالشهاي فراروي تامين آب آشاميدني در آينده را پشت سر بگذارند.اين مجموعه كه
The Water Utility Climate Allianceنام گرفته براي 15 سال آينده شاهد سرمايه گذاري چند100 ميليارد دلاري در اين بخش است.
پ.ن:پرسش بر جا مانده از دو پاراگراف بالا، نياز به سامانه آرايي وزارت نيرو به عنوان اصلي ترين بخش موظف در اين حيطه و گزارش دهي به اذهان عمومي در مورد برنامه هايي از اين دست است،به هر حال چنين دستگاه عريض و طويلي بايد بتواند غير از آب بستن به گدارهاي تاريخي كار مثبت ديگري هم انجام دهد!!.

بانك اطلاعاتي+جغرافياي تخصصي


براي بهره گيري از فن آوريهاي دوستدار محيط زيست،قبل از هر چيز به فهرستي از تامين كنندگان نياز داريم كه با مراجعه به آن بتوان اطلاعات اوليه را براي تصميم سازي استخراج كرد.
مثلاً در مورد طرح تفكيك زباله در مبداء،من هنوز درگير پيدا كردن توليدكنندگان ابزار و اقلام مورد نياز پروژه هستم كه در كنارانبوه پلاستيك فروشان و توليدكنندگان غير مجاز اقلام پلاستيكي و پليمري دست چندم در ايران و عدم حضور توليدكنندگان مقتدر توليدات قابل بازيافت ،هنوز بانك اطلاعاتي مناسبي فراهم نيامده است!.
در همين راستا وبلاگ
Earth2Tech نقشه جالبي از 101 شركت توليد كننده فن آوري مدرن زيست محيطي در آمريكا فراهم كرده است كه با استفاده از تواناييهاي گوگل در ايجاد نقشه هاي تخصصي،به يك بانك جغرافيايي-اطلاعاتي تبديل شده است!.
پ.ن: ايده ساختن نقشه هاي جغرافيايي –تخصصي براي مشاغل مختلف به توسط همين ابزار ساده گوگل ايده ناب امروز بود!.

Monday, February 25, 2008

اضافه وزن، دشمن كاريابي و ارتقاء شغلي!


چاقي و افزايش وزن پس از تهديد سلامتي به سراغ تهديد فرصتهاي شغلي رفته است!،با توجه به تحقيقي كه اخيراً در آمريكا(Detroit's Wayne State University) صورت گرفته است تمركز بر ميزان موفقيت در بدست آوردن فرصتهاي شغلي و امكان ارتقاء در سازمانها و شركتها توسط افراد چاق بسيار نگران كننده توصيف شده است.(اين تحقيق بر اساس 25 سال مطالعات وابسته شكل گرفته است)
از آنجا كه كليشه هاي فرهنگي بسياري در رابطه با افراد چاق در اذهان وجود دارد و اين تصورات به محيطهاي كاري نيز تسري مي يابد، معمولاً ترديدهايي را درمورد بهره وري و توانايي انجام كار در مورد اين دسته افراد بوجود مي آورد و معمولاً از ديدگاه كار و حرفه جنبه منفي نسبت به افراد ميانه وزن و معمولي بوجود مي آورد.
بيشترين تاثير اين موارد در هنگام مراجعه براي مصاحبه و احراز پست در مرتبه اول در سازمان به چشم مي آيد.از مهمترين سوء پيشداوريهاي ممكن براي اينگونه افراد مواردي مانند تنبلي،وارفتگي،آشفتگي و كسالت،نداشتن ديسيپلين و نظم و كنترل شخصي وخواب آلودگي است.همچنين اشخاصي كه اضافه وزن دارند از لحاظ سازمانها آدمهايي با ريسك بالا از لحاظ سلامتي محسوب مي شوند كه مي توانند هزينه هاي درماني سرباري براي سازمان داشته باشند!.لينك
پ.ن: بر خلاف تصور مديران و صاحبين مشاغل،افراد تپل مپل!شخصيتهاي دوست داشتني و محل تمركز انرژي عاطفي براي سازمانها هستند!،ولي متاسفانه اين موارد از شرايط احراز سمت يا ترقي محسوب نمي شود و ريش و قيچي دست روسا است!.
پ.ن: اين تحقيق اثرات محركي براي متقاضيان مشاغل در سالهاي آتي خواهد داشت ومشاغل پرتحرك را به تسخير اندامهاي ساخته وپرداخته و ميان وزنها در خواهد آورد!.

مراسم اسكار هم سبز برگزار شد!


مراسم اسكار دوره 80ام خود را نيز پشت سر گذارد، و اين در حاليست كه كميته برگزار كننده اسكار نيز دربخش مديريت مصرف انرژي ،راهبردهاي سبز و دوستدار محيط زيست را از نظر دور نداشته است!.
اين كميته در همكاري با يك سازمان هوادار محيط زيست(
Natural Resources Defense Council)راهكارهاي سبز ذيل را در اجراي مراسم امسال اهداي جوايز اسكار،به اجرا درآورده است:
-100% انرژي الكتريكي مصرفي در عمليات رپرتاژ مراسم،عمليات راهبري مراسم حضور سينماگران بر روي فرش قرمز و مراسم حركات موزون! با شركت مهمانان عاليرتبه با حمايت شركت آب منطقه اي! لس آنجلس توسط ژنراتورهاي برق بادي تامين شده است!.
- تمام ژنراتورهايي كه در محل مراسم و فرش قرمز به خبرگذاريها سرويس مي دادند با تركيب سوخت ديزل پاك(
Biodiesel) تامين سوخت شدند!.
- عوامل توليد برنامه اسكار از ماشينهاي هيبريدي توليد جنرال موتورز استفاده مي كردند!.
- تمام خدمات پذيرايي و سرو غذا در محل مراسم با لوازم قابل بازيافت و قابل تجزيه انجام شده است!.
-تمامي مصارف كاغذي مراسم شامل يادداشتهاي برنامه،كارتهاي دعوت و پاكتهايشان،مجوزهاي پاركينگ و ساير اوراق چاپي از كاغذهاي بازيافتي كه حداقل 30% مواد بكار رفته در آن بازيافتي از سيستم پستي بوده است!.لينك خبر
پ.ن: مي بخشيد كه عليرغم علاقه شخصيم به فيلم و سينما گزارش اسكار را نيز به روال عاشقان سينما ارائه ندادم!،فقط مي خواستم يادآوري كنم كه سبز انديشيدن منحصر به جاي خاصي نيست،حتي كميته اسكار نيز مي تواند حامي محيط زيست باشد!.
پ.ن: باور كنيد هر مدير يا مجموعه مديريتي مي توانند در حيطه خود بسياري از مصارفشان را به سمت اقلام سبز هدايت كنند ،فقط يكبار ديگر بايد به دنبال تامين منابع از بازارهاي جديد سبز باشند...

خبر خوش سبز براي خانمها!


خبر خوش سبز براي خانمها!(بر وزن همان خبرهاي خوش اخير!)،ثابت شده است كه خانمها درايفاي نقش شهروندي هنگام رانندگي نسبت به موارد انتشار گازهاي آلاينده هوا به مراتب مسئولانه تر از آقايان رفتار مي كنند!.اين تحقيق كه توسط انجمن زيست محيطي حمل و نقل بريتانيا به انجام رسيده است،نشان مي دهد كه 16% از آقايان هيچ نگراني در قبال آلوده سازي هوا توسط حضورشان با اتومبيل ندارند و اين در مقايسه با 6% از خانمهاي بي خيال! ،آمار رسواكننده و افتضاحي به شمار مي رود!.در ضمن ثابت شده كه خانمها راحتتر وابستگي خودشان را به استفاده از اتومبيل شخصي كاهش مي دهند و حس مثبت تري نسبت به تغييرات ممكن براي كاهش آلودگيهاي هوا دارند!.لينك

پ.ن: فال بيني چيني براي خانمها: امروز مي تواند براي شما روز خوبي باشد تا انتهاي روز سبز بمانيد!.

سبقت از بزرگترها در تدوين راهبردKing County



خيلي سخت است ولي چاره اي ندارم كه در معرفي ايده هاي كارآمد ،قبل از اينكه دهها سال از آن بگذرد و بيات شود!،به ايده هاي آنور آبي اشاره كنم!،مي دانم كه بسياري من را متهم مي كنند كه نگاهم چرا به آنسوترها خيره مانده ،ولي چاره اي نيست،اگر حتي يك نفر در مقام سياست گذار كه حوصله و فرصت به زبانهاي بيگانه خواندن چيزي را پيدا نمي كند،گذارش به اين وبلاگ بيافتد و گوشه اي از نور يك ايده به گوشه اي از ذهنش بتابد،من كار خودم را انجام داده ام!.
ايده امروز در مورد تدوين خط مشي و
Climate Plan براي شهرهاي بزرگ يا شهرهايي با ريسك آحتمالي شدت گرفتن آلودگي آب وهوا در آينده است،شهرها و ايالتهاي بسياري در جهان از هم اكنون افق2050 ميلادي را براي تدوين برنامه تمهيدات مديريت شرايط آب و هوايي در برنامه مديريت عمران شهري يا ايالتي خود ديده اند كه منبعث از برنامه ملٌي و فرا ملٌي آنها مي باشد.لينك
King County بخش كوچكي در نزديكي واشينگتن است كه در پناه ايده هاي سبز بخشدارش، كارهايي به مراتب بزرگتر از يك پايتخت آسيايي! در بعد راهبردي و برنامه ريزي براي آينده زيست بوم ساكنانش انجام داده است!.


پ.ن: نكته قابل توجه در تدوين راهبرد توسط يك شهر يا بخش كوچك در كشوري غير از ايران اين است كه آنها به جرم كوچك بودن يا فاصله با مركز نسبت به واقعيتهاي اطرافشان منفعل باقي نمي مانند،و حتي بعضي اوقات پيشروتر از بزرگترها عمل مي كنند و مثلاً ايالتي مانند كاليفرنيا به استاندارهايي فراتر از استانداردهاي ملي آمريكا چشم دوخته است!.
پ.ن:براي استفاده بيشتر از مشروح طرح آب و هوايي كينگ كانتي از اين آدرس كل گزارش را به صورت PDF مي توانيد دانلود كنيد.


هنر بازيافت يا بازيافت هنري؟


عرصه بازيافت پايان ندارد!، و اين عكسها نيز كه توسط يكي از خوانندگان عزيز وبلاگ فرستاده شده،بخشي از دور ريزهاي خانگي را نشان مي دهد كه دستمايه خلق آثار هنري شده اند!.


پ.ن: از اين دوست عزيز براي كارهاي زيبايي كه انجام داده تشكر مي كنم،اميدوارم همه پسماند خانگي تان را صرف هنر كنيد!.

Sunday, February 24, 2008

هشدار جدي براي وضعيت جوي جنوب،جنوب شرق و شرق كشور


اينبار با وبلاگ مهاربيابانزايي همصدايي مي كنم!،چند روزي است كه طوفانهاي شن مستقر در منطقه جنوب كشور ،ميزان قابل توجهي از ذرات گرد و غبار را به لايه هاي هوايي عمدتاً ساكن اين منطقه در اين روزها اضافه كرده و حد آلايندگي را در منطقه اطراف محل سكونت و كار من تا مقادير باورنكردني 1600µg/m3در ساعت بطور متوسط براي بعضي از ساعات روزبالا برده است،و باعث شده تا شاخص آلاينده گرد و غبار را براي متوسط شبانه روز براي چندمين روز متوالي به بيش از 500 µg/m3برساند!، وضعيت موجود در وحله اول نياز به هشدار جدي در منطقه براي استفاده از ماسك در بيرون فضاهاي محبوس وكاهش تردد كودكان و كهنسالان و بيماران تنفسي در فضاهاي باز دارد كه تا اين لحظه اقدامي توسط دستگاههاي ذيربط صورت نگرفته است. لينك خبر
و اما علت بروز اين رويداد جوي با رجوع به اين خبر از رويترز(خبر مذبور در تحليل وضعيتي مشابه در غرب آمريكا ارائه دليل كرده است)،فرسايش خاك،بيابانزايي و گرمايش بي سابقه منطقه و زمين كه منجر به خشكسالي در نوار جنوب شرق و شرق ايران شده به همراه بادها و طوفانهاي موسمي منطقه سيستان است كه در مواجه با رطوبت نوار ساحلي به صورت مه متشكل از گرد و غبار خود را نشان مي دهد.
پ.ن: استفاده از ماسك را در اين مناطق فراموش نكنيد،تا آسم و آلرژي تنفسي فقط يك قدم فاصله داريد!.لينك وابسته

معرفي سيستم Win-Win-Win



دنياي ما هر روز ،بيش از پيش به دنيايي تبديل مي شودكه هر گونه اظهار نظر يا هر گونه تصميم گيري نياز مبرمي به شاخص،ايندكس و داده هاي پردازش شده دارد.
امروزه به راحتي در طي صحبت با يك شخص از طريق اطلاعاتي كه در طي جملاتش منتقل مي كند، مي توان به سطح عملكردي و امكان سنجي مناسبي از صحت داده هاي مورد بحثش دست يافت.
آدمهايي كه از كلماتي مانند در حدود يا تقريباً يا دقيقاً نمي دانم درباره موضوع مورد صحبتشان استفاده مي كنند ، در مقايسه با كساني كه براي اثبات ادعايشان از درصدهاي دقيق آماري و نسبتها و شاخصها و روندهاي اندازه گيري شده مستند نام مي برند، در سطح پاينتري تخمين زده مي شوند و اين روزگار روزگار بانكهاي اطلاعاتي و سامانه ها و زيرساختهاي اطلاعاتي است كه انواع داده هاي خام را به صورت مرتب دريافت و به انواع گزارشهاي تحليلي تبديل مي كنند.(قابل توجه كساني كه تا پايان برف و يخبندان امسال هنوز از آنچه رخ داده بود با تعجب و دهان باز ياد مي كردند!)

شايد مهمترين عاملي كه باعث مي شود جهان اول بسيار سريعتر نسبت به گرمايش زمين و تغييرات آب و هوايي واكنش نشان دهد و راهبردهاي جديدي خلق كند،بيش از هر چيز ديگر وامداري سيستمهاي جمع آوري بي وقفه اطلاعات است.
امروز سايتي را معرفي مي كنم كه تلفيقي از آژانسهاي معاملات ملكي و
GPS وسامانه محاسبه قابليت طي مسير با پاي پياده در آمريكا است!.


تلفيق اين سه بانك اطلاعاتي و محاسباتي شهروندان تارك الصلواه! و مرفه بي درد ينگه دنيايي! را قادر مي سازد براي انتخاب محل كار و سكونت و ياطي طريق بين دويا چند نقطه روي نقشه هاي شهري بتوانند از امكان قابل پياده روي بودن مسير خود مطمئن شوند يا از صرفه نزديك بودن محل كار و سكونت اطمينان حاصل نمايند و در پايان بتوانند تخمين بزنند به ازاي اين صرفه نزديكي محلهاي فوق در پايان سال چقدر كمتر دي اكسيد كربن انتشار داده اند!.
پ.ن:تلفيق اطلاعات،رفاه،مديريت آلايندگي محيط زيست،سلامت جسمي و اقتصاد براي ما ايرانيها چيزي در حد شق القمر و يد بيضاء است،ولي باور كنيد يك شهروند متوسط الحال در آنسوي مرزهاي ما بي دغدغه و بدون اجي مجي لا ترجي! از عهده اش بر مي آيد!.

پ.ن: سيستم كاملاً به صورت Win-Win-Win! طراحي شده و شهروند و آژانش معاملات املاك به صرفه قابل توجهي دست پيدا مي كنند و محيط زيست انساني نيز حتماً سود خواهد برد.


Saturday, February 23, 2008

دنياي مدرن از چشم مادر بزرگها

يادتان مانده كه از يسنا و ميزان سازگاري او با چيزهايي شبيه صفحه كليد و كنترل از راه دور وسايل الكترونيكي و گوشي موبايل چيزهايي برايتان تعريف كردم؟،عكس اين جريان هم در بسياري از بزرگترها و ريش سفيدها و مو سفيدها اتفاق مي افتد،يعني آنها در برخورد با اين وسايلي كه امروز در هر گوشه و كنار يافت مي شود با دلهره و عدم اعتماد به نفس روبرو مي شوندو بعضي گويا قرار نيست با اين دنياي جديد كنار بيايند،كاريكاتور زير گوشه اي از اين ترس و واهمه را نشان مي دهد...

زبان مادري ما كدام است؟

چند روز پيش روز زبان مادري بود و بحث و حديثهاي بسياري در باب چگونه نوشتن و چگونه زبان مادري راپاس داشتن در وبلاگستان فارسي به راه افتاده بود،اگرچه دانش زبان وتوانايي بهره بردن از همه تواناييهاي يك زبان زنده و پويا، مرتبه و جايگاه بلندي است كه همگان را در اين آشفته روزگار توان رسيدن به آن مهيا نيست ولي بايد از بسياري از دوستان عزيزي كه براي زبان مادري سينه چاك مي كنند بپرسم نظرشان در مورد تصوير زير چيست و چگونه چنين زباني به معناي واقعي كلمه،زبان سره و پاك مادري است؟؟!.

پ.ن:زبان ابزار انتقال مفهوم است و اگر چيزي بر آن بيافزاييم و آن را تواناتر كنيم،باقي مي ماند و آن را مي توان گنجينه ملٌي نام نهاد!.

بطريهاي دورنينداختني !


بازيافت شيشه و بلورجات و هزينه هاي حمل و نقل و جمع آوري و عودت آنها به واحدهاي صنعتي كه توانايي دوباره فرآوري آن را داشته باشند،از معضلات اصلي بحث تفكيك زباله در مبداء است و بسياري از كشورهاي كمتر توسعه يافته را از رفتن به سمت حل مسئله در نيمه راه باز مي گرداند.
ايده هايي مانند ساخت شيشه نوشيدني به صورتي كه بتواند قابليت جفت شدن و روي هم چيدن را داشته باشد، توسط كارخانه معروف آبجوسازي
Heinekenهلند باعث شد تا در مورد قالب سازي محصولات مايعي كه با ظروف مختلف شيشه اي حمل مي شوند با ديدگاه جديدي فكر كنم. تصور كنيد كه توليدكنندگان اين نوع محصولات با ديدگاه بازيافتي به طرح قالب فكر كننديعني از ابتدا معضلات بعدي جمع آوري و حمل را لحاظ كنند...
شركت
Heinekenبه مديريت آلفرد هينيكن،در دهه هفتاد در پي عدم جمع آوري و عودت شيشه هاي آبجو توليدي در منطقه كارائيب و جزيرهCuracao و با اين استدلال كه مصالح ساختماني نيز در اين جزيره كمياب بود، از طراح صنعتي به نام John Habrakenخواست تا شيشه هايي با فرم بلوك ساختماني با نام WOBO و شيارهاي نر و ماده كه قابل جفت شدن در يكديگر داشته باشند طراحي كند!،نتيجه كار در عكس پيداست كه ديوارهاي يكپارچه و شكيلي از اين بلوك ساختماني جديد ساخته شده است و افراد كم بضاعت خانه هايي با اين بطريهاي دورانداخته شده ساخته اند!.لينك
پ.ن:اصل دورانديشي و آينده پژوهي يك قدم ما را به غلبه بر مشكلات و پيچيدگي هاي آينده نزديكتر مي كند.
پ.ن: مثلاً اگر در محصولاتي كه مواد مايع را در بسته هاي پلاستيكي حمل مي كند همين تمهيد انديشيده شود چقدر از اين نوع مواد پلاستيكي را به جاي بازيافت مي توان در مصالح ساختماني يا كف سازيها و آببندها استفاده كرد؟!.

Friday, February 22, 2008

با اجازه آقاي اولدفشن

با اجازه آقاي اولدفشن!،دو نماي خلاقانه را معرفي مي كنم:
اولي نگاهي به درون خرسهاي معروف تدي است!،خرسهايي كه در كنار طاقچه خيلي از كودكان و بزرگسالان ديده ميشود و از داخل همچين قيافه اي دارد!،پشت و رو كردن هر چيزي واقعيتهاي جديدي را به ذهن متبادر مي كند!.


دومي دكمه سردستهايي با نشانه هاي آشنا ولي غريب (اين رسم دكمه سردست استفاده كردن هم در ايران زياد مرسوم نشد ولي واقعاً بعنوان مكمل لباس رسمي الزام كافي دارد!)...


پ.ن: به اين سايت هم سري بزنيد موضوعات و عكسهاي جالبي براي ديدن پيدا مي كنيد.

دیگر نگران تولید خمیردندان نباشید!



شرکتCarbon Sciences نمونه اولیه ماشینی را عرضه کرده که می تواند با گرفتن دی اکسید کربن از هوا آن را به کربنات کلسیم تبدیل کند(چیزی شبیه به قطعه گچهایی که با آن می نویسند و یا نقاشی می کنند!)،از این ماده می توان برای ساخت دیوارهای پیش ساخته گچی یا حتی خمیردندان هم بهره گرفت!.لینک


پ.ن:با این تمرکزی که جهان بر کاهش دی اکسید کربن کرده بعید نیست تا چند سال دیگر با کمبود آن روبرو شویم!.

web 2.0هم سیاسی شد!


فکر کنم به سراغ موضوعات مورد علاقه مزیدی رفته باشم!، اینبار جامعه مجازی بر پایهweb 2.0 ایجاد شده است که نظرات و ایده های همه اقشار را در جایگاه ریاست جمهوری به اشتراک می گذارد،از این طریق گردانندگان سایت که می توانند از مغزهای متفکر و آینده پژوه جناحین اصلی آمریکا باشند، به دسته بندی و تصویر سازی از ایده های مردمی می پردازند،همان چیزی که در سناریوی شل یکی از پرسشهای محوری محسوب می شد،اینکه مردم و نظراتشان می تواند بخش قابل توجهی از عدم قطعیت آینده را شکل دهند...
در این سایت که با نام "اگر من رئیس جمهور باشم"معرفی شده است، امکان ایجاد پرونده مشخصات،ایده ها،خط مشی،وبلاگ و سرفصل مشخصی برای انتخابات2008 میلادی ریاست جمهوری آمریکا وجود دارد،از دل پروژه هایی مانند این گاهی تصویرهای نابی از‌آینده و تفکرات ناب شکل دهنده آن متولد می شود!.

Thursday, February 21, 2008

دو نما، دو تجربه


به عدد کودکان روی زمین،روشهای پداکوژیگی و تربیتی وجود دارد!(با تشکر از رضا مارمولک!)،و ما والدین بی جهت در این کتاب و آن کتاب بدنبال تجربه های مشترک می گردیم!،حقیقت این است که اگردر احوال کودک خودمان دقت کنیم به مراتب نکات بهتر و بیشتری به چشم می خورد.همین یسنا برای خورد وخوراک عاداتی دارد که هیچ متخصص تغذیه ای در موردش نمی تواند اظهار نظرکند (مثلاً خوراکیهای ترد و جویدنی را به انواع آبکی و نرم ترجیح می دهد،در همین عکس هم کاسه کورنفلکس را می بینید که از خود جدا نمی کند!)،هر چه بزرگتر می شود،بیشتر به این باور می رسم که هر بچه برای خودش عالمی دارد یگانه که نباید با هیچ بچه دیگری مقایسه گردد.مثلاً متین پسرخاله اش دقیقاً عکس همین رفتار را دارد و اصلاً خوراکیهای سفت و جویدنی را نمی پسندد و تنبلانه به انواع آبکی و مایع عشق می ورزد!.


موضوع عکس دوم یک شباهت غریب با دنیای بزرگترها دارد،مثلاً بسیاری از بزرگترها از لحاظ تجربه و دیدگاه محدودیت دارند و فقط در قبال موضوعات و جریانات محدودی قادر به ابراز عقیده واحساسات هستند و از سایر موارد به صرف نداشتن تصویر ذهنی به راحتی می گذرند،در این عکس هم یسنا بعد از چندین ویترین که می ایستاد و به چیزی اشاره می کرد،ما را متوجه ساخت که منظورش جاروبرقی است که لوازم خانگی محبوبش است!،و سایر چیزها اصلاً برایش اهمیتی نداشته است!.


پ.ن:هر بچه به خودی خود یک دانشگاه است اگر دقت کنیم!.

عزم جهانیClimate Neutral Network


تمرکز زدایی از طرحهای جهانی تبدیل به فرصتی شده که روند جهانی شدن را حداقل در قالب نیازهای زیست محیطی سرعت بخشیده و نیازهای زیرساختی و توسعه ای را موقتاً در ردیف بعدی الویت قرار دهد.برنامه زیست محیطی سازمان ملل (UNEP) پس از کنفرانس بالی دست به ایجاد شبکه ای جهانی از کشورها و شهرها و شرکتها زده که هر یک بر اساس مزیتها و پتانسیلهای خود بتوانند در ابعاد قابل هدایت و مدیریت در اندازه خود به کاهش گازهای گلخانه ای همت گمارند،با شروع این برنامه تا امروز 4کشور،4شهر و 5 شرکت داوطلبانه به این حرکت پیوسته اند و برنامه های خود را برای کاهش انتشار،اعلام کرده اند،نقطه قوت این شبکه پیش افتادن از قانونگذاریها و جریمه ها و موانعی است که در طرحهای سابق باعث عقب کشیدن بسیاری از کشورها در پیمان کیوتو بود و با توجه به لزوم و ضیق وقت باقی مانده برای نجات کره زمین،ایده های داوطلبان تبدیل به فرصتی عظیم از خرد جمعی نوع بشر برای حل مسئله خواهد بود.این اولین بار در تاریخ بشریت است که حرکتی چنین گسترده و به صورت کاملاًغیر متمرکر به هدفی متمرکز معطوف است.
به طور مثال ایسلند با 75٪تولید انرژی توسط سامانه های زمین گرمایش بیشتر از مشکلات شبکه حمل و نقل آسیب می بیند و نروژیها بر کاهش انتشار گازهای تبریدی تاکید دارند،این دو هدف یکسانی را با توجه به ساختارهای متفاوتشان دنبال می کنند.مطلب بعد روش خوداظهاری و تعهدی است که داوطلبان برای بازه های زمانی از 2009 تا 2050 میلادی برای انواع اقدامات کنترلی خود اعلام کرده اند.اینگونه تعهدات با اجبارهای قبلی کیوتو و مونترال تفاوت آگاهانه ای دارد.
پ.ن: امیدوارم مدیران شجاع و آینده نگری در ایران پیدا شوند که بتوانند چنین تعهداتی را در سازمانها،کارخانجات و بخشهای دولتی برای مدیران ارشدشان توجیه کنند...
پ.ن:برای اطلاعات بیشتر به سایت شبکه فوق بروید و از نزدیک با روند شکل گرفت یک حرکت جهانی از ابتدا آشنا شوید.

پ.ن:این هم لیست پیشاهنگان طرح!:

  • Roberto Dobles, Environment and Energy Minister, Costa Rica
  • Thorunn Sveinbjarnardottir, Environment Minister, Iceland
  • David Parker, Minister for Climate Change, New Zealand
  • Erik Solheim, Minister of the Environment and International Development, Norway
  • Torill Rollstad Larsen, Mayor of Arendal
  • Sam Sullivan, Mayor of Vancouver
  • Anders Franzén, Development manager, Växjö
  • David Anderson, Chief Executive of CFS
  • Daniel T. Hendrix, Chief Executive Officer, Interface, Inc.
  • Eduardo Luppi, Vice-President for Innovation, Natura
  • Selby Baqwa, Group Executive for Governance, Compliance and Sustainability, Nedbank Group
  • Roy Adair, President & CEO of Senoko Power Ltd

روشنبینی در گرماگرم آزمون!


امروز هنگام پاسخ دادن به سوالات آزمون،به مقاله کوتاهی در مورد برنامه آموزشی مدیریت کسب و کارMBA در دانشگاه سنگاپور برخوردم،و همینطور که بدنبال جواب دادن بودم، ناخودآگاه ذهنم به اینجا پرکشید که در مورد اهداف تاسیس رشته های دانشگاهی و رشته های جدید در ایران، چه کسانی و با چه مراجعی آن را هدف گذاری می کنند؟.
در دانشگاه نان یانگ سنگاپور برنامه تحصیلی رشتهThe Nanyang MBA با هدف تحلیلگری برای شناخت بازار رو به توسعه جنوب شرق آسیا تدوین شده و پرواضح است که با متمرکز شدن بر چنین هدفی توانسته سهم بسزایی در تربیت نیروی متخصص منطقه ای و جهانی داشته باشد.بسیاری از شرکتهای خارجی که به فعالیت در بازار شرق آسیا چشم دوخته اند ،بخش متولی این منطقه را برای دانش اندوزی به سراغ گذراندن این دوره می فرستند ودر بین مشتاقان این رشته برای تحصیل در سنگاپور هر روز متقاضیان بیشتری از اروپا و اقیانوسیه و امریکا به چشم می خورد ،که سبب شده است تادر کنار موفقیت آموز بودن برنامه های تحصیلی رشته در نانیانگ،موفقیت و اعتبار سرشاری را نیز برای این دانشگاه رقم بزند.
چندی پیش که از یکی بستگان در مورد تحصیل همین رشتهMBA در کانادا می پرسیدم،با تعجب شنیدم که می گفت اگر به بازار کار آمریکا یا کانادا چشم دوخته ای باید این رشته را در همان جا ادامه دهی و معنی برای من جا نمی افتاد!،تا اینکه با خواندن این مقاله امتحانی فهمیدم که برد رشتهMBA بنا به برنامه دانشگاههای ارائه کننده و بازارهای هدف کاملاً متفاوت است و شباهتی به برنامه ریزی تحصیلی دانشگاههای ما ندارد که ملغمه ای از همه چیز و هیچ را در طی یک سری واحدهای درسی غیرمنعطف بدون آنکه معلوم باشد خروجی این رشته قرار است در کدام منطقه هدف مشغول به کار باشد،در مغز متقاضی به زور فرو کنند!.
پ.ن: به دوستانی که متمایل به ادامه تحصیل در این رشته هستند پیشنهاد می کنم قبل از شروع رشته به مخلص کلام من توجه کنند و پیش از شروع در مورد بازار هدف رشته التفات داشته باشند،چون بسیاری از شرکتهای خارجی به این که چنین تخصصی را در رابطه با کدام منطقه یا دیدگاه مالی و بازرگانی کسب کرده اید حساسیت دارند و به صرف داشتن مدرکMBA برایتان پیشنهاد شغلی فراهم نمی سازند!.
پ.ن:برای زمینه عکس از کاریکاتور هنرمند برجسته بزرگمهر حسین پور استفاده کرده ام که امیدوارم در حد رساندن مضمون بر من ببخشاید!.

Wednesday, February 20, 2008

انرژي دروغين و بيماري زا


نوشابه هاي انرژي زا را قبل از مصرف بهتر بشناسيد،برخلاف اسمهاي جذاب و تبليغات تخيلي كه از آنها مي سازند هيچ اتفاق مثبتي براي مصرف كننده آن نمي افتد!.
با خوردن يك نوشيدني از اين دسته مثل اين است كه شما يك فنجان قهوه پرملاط با شكر فراوان ميل كرده ايد!،و همراه با آن چند ماده تحريك كننده ديگر مثل افدرين،گوارانا و جينسنگ را كه همگي عوارضي از قبيل تپش قلب،افزايش فشار خون را به همراه دارند و در بعضي افراد مستعد منجر به اضطراب و تشويش،بي خوابي شده و تا مرحله بستري شدن در بيمارستان نيز مي تواند به پيش رود!.
كودكان و زنان باردار بويژه بايستي از مصرف آن برحذر داشت و عوارضي چون آبكاهي و نوعي مسموميت بدون پيش آگاهي نيز از عوارض مصرف آنها است.اين نوشابه بعنوان ماده امتزاج با مشروبات الكلي در حكم كوكتيل مصرف داشته و بعدها به صورت نوشيدني جوانان و ورزشكاران امروزي درآمده است!.لينك
پ.ن: ورود بي سابقه و بدون مميزيهاي بهداشتي اينگونه نوشيدنيها به مملكتي كه هزينه زيادي براي سلامت و بهداشت مردمانش نمي كند،جاي تعجبي ندارد ولي مي شود با كمي اطلاع رساني به خانواده و جوانان اطرافمان به آنها هشدار دهيم.

كاسبكاران سبز


يك فروشگاه در لندن دست به ابتكار جالبي زده است و از مشتريانش مي خواهد تا در زمان مراجعه كيف يا وسيله حمل مايحتاج خريداري شده خود را همراه بياورند و در عوض تخفيف بگيرند!،از اين طريق به مشتريان خود مي آموزد كه فرايند خريد روزانه مي تواند منجر به توليد كمتر زباله باشد! و اگر مشتريان به ياد داشته باشند كه در وقت خروج از منزل به قصد خريد،وسيله حمل آن را از منزل با خود همراه داشته باشند پتانسيل توليد زباله هاي شهري چقدر كاهش مي يابد...
در ضمن ،محصولات اين فروشگاه عموماً از انواع ارگانيك و كاملاً دوستدار طبيعت است.با چرخي در سايت اين مجموعه اطلاعاتي به زبان ساده در باب آنچه بايد بدانيم تا كمتر زباله توليد كنيم در اختيار قرار مي گيرد.
پ.ن: در باور ايراني مشاغلي مانند شبكه پخش مواد غذايي و مايحتاج روزانه ، بنكداريها يا سوپرماركتها،بقالهايي هستند كه فقط از لحاظ اقتصادي و فضاي عرضه كالا فربه شدند!، ولي براي آنها ديدگاههاي زيست محيطي يا اطلاع رساني در مورد سلامت و بهداشت جامعه كلمات كمرنگي به شمار مي رود تا آنجا كه حتي مجموعه هايي مانند شهروند ،رفاه، اتكا و تعاونيهاي مصرف سازمانهاي دولتي هيچ احساس وظيفه اي درمورد مديريت مصرف شهروندان در خود احساس نمي كنند و هدف يگانه آنها فروش بيشتر است ،و تفاوتي ندارد كه بهاي اين مصرف را چه كسي و با چه هزينه بلند مدتي مي پردازد.شايد الگوبرداري از كسب و كارهايي مانند اين فروشگاه انگليسي بتواند همزمان سود پايدار براي صاحبان و تبعات تضمين كننده منافع زيست محيطي براي همگان را بدنبال داشته باشد.

Tuesday, February 19, 2008

گلاه گيس عاريتي توليد هندوها

شايد بسياري ندانند كساني مانند آنجلينا جولي و هال بري از كلاه گيس در معرض نگاههاي عمومي استفاده مي كنند و بسياري ديگر از شخصيتهاي مشهور يا گمنام نيز در جهان غرب موهاي واقعي خودشان را هيچوقت در معرض تماشا نمي گذارند...
ولي كمتر كسي مي داند كه بخشي ازاين كلاه گيسها حاصل رسوم مذهبي و سنتي هندوئيسم از شبه قاره تامين مي شود!.


گزارش اشپيگل ازفراگرد توليد كلاه گيسهاي عاريتي و بازار پرطرفدار آن در آلمان و شرح حال زن هندويي كه موهاي سرش رادر معبد و پيشگاه يكي از انبوه خدايگان هندو وقف ترك اعتياد الكل شوهرش كرد ،نشانه غريبي از ارتباط اعتقادات و مذاهب جورواجور با بعضي كسب و كارهاي ملل متمدن را به نمايش مي گذارد!.


پ.ن: آيا مشتريان اين موها مي دانند از چه طريق پوشش سرهايشان بدست مي آيد؟؟!.

Contortionنمایش شکنج اندام


در سیرکهای معروف دنیا،با مردان وزنانی روبرو می شوید که گویی از راسته نرم تنان هستند! و هیچ بافت استخوانی در بدنهایشان از پیچ و تاب خوردن و اشکال غریبی که با هیکلهایشان می سازند ممانعت بعمل نمی آورد!.اصطلاحاً این توانایی را شکنج Contortionمی نامند و از خصوصیات انسانهایی است که در آرایش ستون مهره یکی از توانایی های از جلوخمیده یا از عقب خمیده را دارا هستند و کمتر آکروباتی توانایی اعوجاج و شکنج از هر دو سمت را داراست .
در مورد این تواناییها تا پیش از قرن19 و 20 میلادی افسانه ها و گزافه گوییهای بسیاری به سبب عدم آشنایی عامه مردم با آناتومی بدن انسان رایج بود،از جمله:مصرف روغن مار برای انعطاف پذیری،بهره بردن از اکسیرهای حیات جاودانه!،داشتن مفاصل بیشتر در اتصالات بدن!،ابتلا به نوعی سندرم ازدیاد مواد بین غضروفی(این یک مورد آن هم در موارد بسیار نادر صحت داشت)،و یا زنها بیشتر برای چنین مهارتی توانایی دارند یا آسیاییها بیش از اروپاییها انعطاف بدنی دارند و...
ولی آنچه امروز محقق شده،شکنج نوعی اجرای هنرمندانه انعطاف بدنی و حرکات ژیمناستیک وآکروباتیک با استفاده از بعضی ویژگیهای مادرزاد ستون مهره است که هیچ ارتباطی با موارد فوق ندارد و مانند هر توانایی بدنی دیگر در اثر استمرار بدست می آید.
پ.ن: در نوجوانی دوستان بسیاری داشتم که به مدد بدنهای نرمی که داشتند حرکات غریبی شبیه به این عکسها ازشان ساطع می شدو دیدن عکس بالا از رویترز من را به یاد سوالات قدیمی خودم انداخت و بالاجبار شما هم شریک هستید!.

بلندترين سازه بادگير جهان ولي نه در كوير ايران!





بعد ازطرح Mega Crystal Island درقلب مسكو،نوبت به طرح بلندپروازانه بعدي روسها براي برپا داشتن بلندترين آسمانخراش اروپايي و بزرگترين سازه هوادمش توسط سيستم طبيعي گردش هوا رسيده است!. Russia Towerسازه اي است با الهام از طرح اهرام كه ازحداكثر نور طبيعي در روز و سيستم گرمايش همرفتي در سيكلهاي متناوب با استفاده از چرخه آب گرم"energy cycle" بهره مي گيرد.
پروژه فوق سال2007 ميلادي در فاز ساخت و ساز قرار گرفته و در سال 2012 ميلادي با ارتفاعي در
حدود 2009فوت(در حدود612متر!)به بهره برداري خواهد رسيد.

پ.ن: در تمامي اين طرحهاي مطرح شده ،محوريت استفاده از انرژي پاك و كاهش ضايعات توليدي بالاتر از هر پارامتر ديگري در نظر گرفته شده اند و عامل ارتفاع بيشتر براي به چالش كشيدن ركوردهاي سايرين مدنظر است!،هنوز تا اين لحظه سيستم شهرسازي و نظام مهندسي ايران به سمت استانداردهاي ساختمانهاي سبز هيچ چراغ سبزي نشان نداده است!.



Monday, February 18, 2008

يك ايده ديگر براي سازمان محيط زيست !



كشور چين بعنوان مالك يكي از پرشتابترين رشدهاي اقتصادي چندساله اخير و به تبع آن توان بالقوه بالاتري براي انتشار آلاينده هاي محيط زيست، دست اندركار تدوين سيستم بيمه براي تامين خسارتهاي آسيب ديدگان در اثر فجايع زيست محيطي شده است.در اين طرح بايستي صنايع پر خطر و آلاينده مانند پتروشيمي و صنايع شيميايي و متوليان دفن زباله هاي خطرناك با دولت چين و سازمان محيط زيست به توافق دوطرفه اي در شناختن مسئوليتهاي ناشي از فجايع زيست محيطي برسند.به طور ويژه صنايع متخلف سالهاي اخير هدف اصلي اين برنامه هستند.
اين صنايع موظف خواهند بود تا در مقام پيشگيري پروژه هاي مشخصي را در خصوص كاهش آلايندگي فرايندهايشان به منظور جلوگيري از خسارتهاي مالي مابه ازا به انجام برسانند و از تاريخ2015ميلادي به بعد نيز در ازاي تكرار جرايم از همين سيستم بيمه كه سرمايه گذاري آن به اجبار توسط همين صنايع انجام خواهد شد به قربانيان و شاكيان خسارت پرداخت خواهد شد.لينك خبر

پ.ن: دولت ما هميشه از كمبود ايده و غرق شدن در كارهاي اجرايي كه بيشتر در قالب راهبردهاي واكنشي طبقه بندي مي شوند رنج مي برده است،به طور نمونه تمهيدي از اين دست صنايع سالهاي آينده را در قبال ندانم كاريهاي احتمالي! بيمه خواهد كرد،اگر بدنبال الگوبرداري از كشور دوست و برادر چين هستيم اين از بهترين اوقات است!.


سيگاريها عبرت بگيرند!


تاثير تبليغات و هشدارهاي گسترده بر عليه مصرف دخانيات در محلهاي عمومي به برخوردهاي جديتر و خصمانه اي بدل شده است،در كشورهايي مانند آلمان در هر گوشه از شهر و محلها و اقامتگاههاي عمومي ،برچسبهاي هشداردهنده اي در نكوهش مصرف سيگار و ريسك بالاي ابتلا به سرطان براي مصرف كنندگان غير مستقيم دخانيات به چشم مي خورد. اين دفعه در شهر بيليفيلد آلمان حادثه بامزه اي در يك منزل مسكوني به خاطر بگو مگوهاي زن و مردي براي مصرف سيگار رخ داده است!، حضرت بانو عليه! دودي خراب و آقا از وابستگان نهضت ضد سيگار!(فقط نمي دانم چطور تا بحال زير يك سقف دوام آورده بودند!) تشريف داشتند،هرچه سخنرانيهاي متعدد و بيدارگرانه آقا ادامه پيدا مي كند،بانو عليه التفات نمي كنند تا آقا به روش جديتر و غير دموكراتيكي متوسل مي شوند و بانو عليه و سيگار روشنشان را با تجهيزات اطفاء حريق پودر پاش در معرض خاموش كردن قرار مي دهند!.پاي پليس به خانه كشيده مي شود و مرد عصباني و حق بجانب را به ايستگاه پليس انتقال مي دهند ولي به عقيده اداره پليس جرمي صورت نگرفته و زن نيز آسيب نديده است،فقط آپارتمان شبيه دكوراسيون فيلمهاي قطبي و پر برف شده است!.لينك خبر
پ.ن: آگاهي بيشتر وتاكيد بر حق سلامت عمومي مي تواند به تعارض تبديل شود،ولي اين تعارضات در انتها به نفع نوع بشر است!.
پ.ن: به شماتيك سيگار دقت كنيد و ببينيد چه مجموعه اي از اقلام مزخرف و زيانبار با يكبار پك زدن به سيگار به حلق و جانتان فرو مي رود!.



پرسشي از كانديدهاي اين دوره از انتخابات مجلس


اصلاً مهم نيست كه چه كسي واز چه جناحي در اين انتخابات پيروز خواهد بود!،فقط يك لحظه به اين فكر كنيد آيا در بين پرسشها و توقعاتي كه از يك نماينده براي ورود به مجلس متصور است،هيچگاه التزام و اعتقاد و آگاهي هايش در مورد وضعيت محيط زيست و هشدارهاي جهاني و منطقه اي مد نظر بوده است؟،آيا خود شما بعنوان يك شهروند در يك ميتينگ تبليغاتي خود را آماده كرده ايد كه از كانديداي مورد نظرتان در مورد آنچه بر طبيعت و محيط زيست منطقه شما مي رود ،پرسش كنيد؟...
براستي مردم ما در اين جايگاه از شناخت نيازهاي واقعي حال و آينده كره خاكي قرار گرفته اند؟؟.
به آنسوي كره زمين برويم همانجايي كه رئيس جمهورش به كراهت و اجبار تن به پيمان كيوتو داد،در آن سرزمين مردم براي كانديداهاي جديدشان ملاكها و معيارهاي سبز و توسعه سبز را به رفراندم گذاشته اند و از ساكنين بعدي كاخ سفيد انتظار دارند كه سبز بيانديشند و عمل كنند...

پ.ن:شايد پاسخ اصلي به اين پرسش از دل همين عدم آمادگي مردم ما براي شناسايي اين نياز بعنوان يكي از مهمترين دغدغه هاي فعلي جامعه بشري به در آيد...

Sunday, February 17, 2008

راهنماي مراسم ازدواج سبز!


براي زندگي سبز بايد در سايه تفكر و راهكارهاي سبز گام زد...
بسياري از جوانان امروز ايراني اين ادعا را دارند كه عضو فلان يا بهمان جمعيت غير دولتي حمايت از محيط زيست هستند و يا خودشان را
NGO مي دانند،دوست دارم ببينم اگر همين جماعت در فرصت ازدواج و تشكيل خانواده چنين ليستي از دستورالعملهاي يك "مراسم ازدواج سبز" را مقابلشان بگذارند،چه واكنشي خواهند داشت و چقدر از خواسته هاي دل و سنت و فرهنگشان درمقام جانبداري از محيط زيست خواهند گذشت؟.
خريد حلقه ازدواج:
به دنبال خريد حلقه نو و دست اول نباشيد!،بسياري از بزرگترها حلقه هاي ازدواجشان را در اختيارتان خواهند گذارد كه مي توانيد با كمي پرداخت و تميزكاري در كارگاههاي طلاسازي آن را بازيافت كنيد!.
(اگر در ينگه دنيا باشيد مي توانيد ازفروشگاهي مثل اين كه حلقه بازيافتي به فروش مي رساند استفاده كنيد!)
اگر به دنبال حلقه با نگين الماس هستيد كمي در اينجا در مورد كشته شدگان جنگهاي داخلي آفريقا بر سر استخراج الماس جستجو كنيد.

محل مراسم ازدواج:
نزديكترين مكان را نسبت به منزل و اقامتگاهتان براي مراسم در نظر بگيريد،بدين ترتيب انرژي و سوخت زيادي توسط شما و مهمانانتان براي رسيدن به مكانهاي دور از دست نخواهد رفت.
سعي كنيد از مكانهاي عام النفعه اي چون باغها و گردشگاههايي كه هزينه پرداختي شما را صرف بازسازي و بهبود فضاي سبز مي كنند استفاده كنيد!.(البته اين قضيه در ايران زياد مرسوم نيست يعني پاركها و فضاي سبز مجوز چنين كاري را ندارند!،بعلاوه فضاهاي سبز و باغات گاهاً در فواصل بعيدي نسبت به شهر قرار دارند كه شرط فاصله را نقض مي كند!).

نحوه دعوت از مدعوين:
به جاي استفاده از كارتهاي مرسوم كاغذي يا پلاستيكي از دعوتنامه هاي الكترونيك كه اين روزها بسيار اشكال شكيلي هم دارند استفاده كنيد!،بعد از ارسال هم يك پيامك بفرستيد كه صندوق پست الكترونيكتان را بازبيني كنيد!.
در صورتيكه از همان نحوه مرسوم كاغذي استفاده مي كنيد از فروشنده كارتهاي طراحي شده بر كاغذهاي بازيافتي را درخواست كنيد.(در بعضي از نمونه هاي خارجي آن حتي تخم و دانه گياه نيز در لفافه كاغذ موجود است كه پس از افتادن به روي خاك جوانه خواهد زد!)

لباس مراسم:
به عوض خريدن لباس عروس براي پوشيدن فقط يك شب و بعد بايگاني در كمد لباس تا آخر عمر!، از خدمات كرايه لباس عروس يالباس عروس بستگانتان با كمي تغييرات و بهسازي استفاده كنيد.
در مراسم خارجيها كت و شلوار داماد به طور رسمي يك
Tuxedoيا كت فراگ است كه خوشبختانه در ايران زياد مرسوم نيست و داماد با كمي دقت مي تواند كت و شلواري تهيه كند كه در صورت اضافه وزن نكردن سريع بعد از ازدواج تا چند وقتي در محل كار و مهماني سرويس بدهد!.
خوراك و پذيرايي:
در بازار مصرفي خارج از كشور محصولات غذايي ارگانيك (پرورش و فرآوري با استفاده از مواد غير شيميايي)به عنوان انتخاب اول از لحاظ سلامتي و پايداري زيست محيطي قرار دارند و براي چنين مراسمي نيز آنها را بيشتر توصيه مي كنند،گرچه اين محصولات از لحاظ قيمتي كمي گرانترند ولي صرفه زيست محيطي دارند.(در مملكت عزيزمان هنوز چنين دسته بنديهايي در كار نيست و معمولاً اكثر محصولات غذايي ما طعم و بويي از محصولات پتروشيمي دارند!.)
براي ظروف از وسايل اجاره اي يا يكبار مصرف با جنس قابل بازيافت استفاده كنيد.(اين يك كار را ما ايرانيها پيشاپيش به خوبي انجام مي دهيم،فقط هنوز صنايع توليدي ظروف يكبار مصرف قابل بازيافت را هنوز در ابعاد مصرف داخلي راه اندازي نكرده ايم يا عملكرد دولتيمان ورشكستشان داده است!.)

گل:
به عوض گلهاي بريده شده از گلدانهاي زنده اجاره اي براي دكوراسيون استفاده كنيد و سپس به نهالخانه ها عودت دهيد.
گلهاي استفاده شده در دكوراسيون و تزيينات سر ميز را بعد از اتمام مجلس (اگر چيزي از آنها باقي ماند!)براي مراكز خيريه و آسايشگاهها بسته بندي كرده و ارسال داريد تا شايد كمي نيز باعث طراوت محيط آنها باشيد.
گلهاي ارگانيك نيز در خارج كشور از لحاظ بو و شادابي و كمتر بودن عارضه هاي زيست محيطي طرفداران خودش را دارد ولي در كشور ما اكثر گلهاي گلخانه اي و پرورشي با دوپينگ! رشد داده مي شوند.

هداياي مراسم براي ميهمانان:
در بعضي نقاط يك بسته هديه براي مهمانان تهيه مي شود كه منبع خارجي بر اهداي مبالغي به خيريه هاي كودكان يا طرفداران محيط زيست و حمايت از حيوانات را پيشنهاد كرده است يا بسته هاي حاوي دانه و تخم گل و گياه به جاي بسته هاي نقلي كه در ايران براي مهمانان كادوپيچ مي كنند!.
خدمات نقليه مراسم:
به جاي استفاده از ليموزين يا ماشينهاي پرسيلندر!از درشكه و اسب! يا ماشينهاي هيبريدي استفاده كنيد.
مهمانان را از طريق خدمات عمومي حمل و نقل(با كرايه يك اتوبوس يا چند ون از بموقع حاضر بودن مهمانان و ساير مشكلات ناشي از رانندگي پس از پايان مراسم رهايي خواهيد يافت!) به محل مراسم فراخواني كنيد يا برنامه ريزي كنيد كه از فضاي خالي اتومبيلهايشان براي رساندن سايرين به محل بهره بگيرند.

ماه عسل:
براي رفتن به تعطيلات ماه عسل به ترتيب ترن،ساير وسايل نقليه زميني يا دريايي و در انتها به هواپيما فكركيند تا محيط زيست كمتر متاثر شود!.(گرچه بسياري از جوانان ايراني از فرداي عروسي بايد در دغدغه چكهاي كشيده و نكشيده بلامحلشان باشند و فرصتي براي اين گشاده دستيها ندارند!).
مسافرت در قالب اكوتوريسم نيز از انتخابهاي سبز براي ماه عسل است،اگر مي رويد به دشت و كوهستان برويد و هتلهاي گرانقيمت و گشت و گذار در مراكز خريد را براي فرصتهاي ديگر بگذاريد.

پ.ن: اين روزها به خيلي از اين جوانهاي NGOباز! بر مي خورم كه تا صحبتي پيش مي آيد فوراً پشت چشم نازك مي كنند كه من خودم اين كاره هستم!،بايد ديد پاي عمل چكاره هستند!.
پ.ن: اصل مطلب به اينجا تعلق دارد.

Saturday, February 16, 2008

كمانگير گزارش مي دهد



امروز به گزارش كمانگير در مورد جانمايي وبلاگها و سايتهاي لينك داده شده در وبلاگستان فارسي برخوردم،كار بسيار جالبي كه خروجي زحمات جمعي از اهالي وبلاگستان را پررنگتر كرده است.
با توجه به اينكه روزي پاي استانداردهاي جهاني سري ايزو به وبلاگ نويسي هم باز خواهد شد!،بايد بگويم تلاش كساني مانند كمانگير،حلقه نهايي از مديريت كيفيت يعني جمع آوري داده و تحليل نتايج را شامل مي شود،يعني وبلاگستان براي مديريت كيفيت از هر كسب و كار ديگري مي تواند جلوتر باشد...
پ.ن: اين هم يك پيشبيني براي آينده وبلاگستان تا كسب و كار وبلاگ نويسي هم بي نصيب نمانده باشد!.

پ.ن: مطلب جالب اين ليست قرار گرفتن من و سيٌد به دنبال هم در مكاني نزديك به هم است در حاليكه من انگشت كوچك سيٌد هم نيستم!،در واقع اين سيٌد يوسف بوده كه ما را آلوده كرده است!.


پ.ن: 10 مكان اول و جايگاه اتفاقي! خودم را از همان گزارش قرض كرده ام!.

رقابت براي پيروزي در المپيك2012 لندن


برنامه ريزي براي آينده و سهم خواهي از آينده ديگر در هيچ كجاي جهان مفهوم تازه اي نيست،آينده از طريق گامهاي همين امروز فتح مي شود،به عكسهاي رويترز در مورد تمرينات رده سني نونهالان چين در رشته شيرجه نظري بياندازيد...

اين كودكان بسيار كوچكتر از رده هاي سني مجاز شركت در المپيك 2008 پكن هستند ولي به مدالهاي خوشرنگ 2012 لندن چشم دوخته اند...
پ.ن:آنوقت ما در دقيقه 90 براي استفاده كردن يا نكردن از مربي خارجي در يك رشته آنهم دمي قبل ازبازيهاي المپيك و فرصت كوتاهي تا جام جهاني،هنوز شش و بش مي كنيم!،آه اي شكيبايي طاقت فرسا! كي دست از ما مي شويي؟؟؟.


Friday, February 15, 2008

كپي برداري از طبيعت ياBiomimicry

استفاده از طبيعت بعنوان بهترين منبع الهام براي طراحي،با اين توجيه كه طبيعت فرايندهاي خودش را بهتر از هر طراح ديگري،ساماندهي مي كند هر روز بيشتر همه گير مي شود...
دماغه يك ترن سريع السير در مشابهت با شكل نوك يك پرنده،توربينهاي بادي عظيمي كه ايده ساخت را از باله هاي نهنگ وام گرفته اند،چسبهاي قابل تجزيه اي كه از رفتار گونه اي صدف دو كپه اي در چسبدن به صخره ها در زير آب پيروي مي كند و نمونه هاي بسياري كه طبيعت را بعنوان الگوي طراحي مدنظر داشته اند.
كپي برداري از طبيعت ياBiomimicry ،روشي است كاملاً خلاقانه و جديد كه بيش از 10 سال از طرح آن در شاخه علوم نمي گذرد. Janine M. Benyusدر سال 1997 در كتابش با عنوان"Biomimicry: Innovation Inspired by Nature" از منبع الهام عظيمي كه در طبيعت نهفته است،پرده برداشت.
بسياري از طراحيهاي موسوم به مفهومي در سايه برداشتي از فراگردهاي طبيعي به موفقيتهاي چشمگيري رسيده اند.
مقاله باعنوان "چگونه از طببيعت بعنوان راهنما و مرشد طراحي بهره برداري كنيم؟" به معرفي چند نمونه از اين ايده هاي بكر پرداخته است.
ترن معروف شينكانسن ژاپن كه غرور ملي ژاپنيها محسوب مي شود در سري پانصد از طرحي بر اساس نوك گونه اي مرغ ماهيگير بهره برده است كه سرعت آن را تا دويست مايل بر ساعت ممكن ساخته است.
يكي از شركتهاي فن آوري در بخش فرايندهاي نفت و گاز با الهام از رگهاي خوني در بدن و قابليت بازسازي ديواره رگ، از فن آوري موسوم به"Platelet Technology" بهره برده كه با تزريق پلاكتهاي از جنس ايزوتوپهاي راديواكتيو اين امكان را براي پايش خخطوط لوله فراهم مي كند كه محل نشتي يا ضعيف شدن پوسته لوله را هشدار داده و آشكار سازد.


با الهام از سطح برگهاي نيلوفر آبي ،رنگي ساخته شده كه در اثر تماس با آب حاصل از بارندگي به طور كامل سطح را شستشو كرده و ذره اي جرم بر روي آن باقي نمي ماند.

بهره گيري از طرح سازه هاي استخواني در بدن موجودات براي بيشترين بارگذاري و كمترين وزن ناشي از طراحي سازه از ديگر قابليتهاي اين فن آوري است كه شركتهاي چون جنرال موتورز و بنز را براي طراحي سازه هاي اتومبيل وارد اين گود گرده است.


بی اعتمادی به اندیشه غریبه ها


در قالب یک تیم ممیزی به دیدار یک کارخانه جمع و جور ولی موفق رفتم،نمونه یک کسب و کار خانوادگی که 7 برادر و خواهرنسبتاً جوان آن را اداره می کردند،این خانواده با شبیه سازی دستگاههای برش با شعله و آب وتلفیق آن با یکCNC سامانه دقیق برشکاری ایجاد کرده بودند که براند خانوادگی خودشان را نیز با آن نامگذاری کرده بودند،با توجه به اولین دوره دریافت گواهینامه ایزو9001ویرایش 2000در شرکتشان، تا سیستمی فکر کردن و عمل کردن فاصله چندساله ای داشتند ولی همت خانوادگیشان برایم جالب بود.
آمریکا بعنوان یکی از کانونهای سرمایه گذاری و کسب و کار خانوادگی، بر چنین ساختاری تمرکز روشن بینانه ای داشته واز مهمترین عوامل شکست آنها(Family Enterprise) را عدم رقابت پذیری و سلطه مدیریتی از بالا به پایین خانوادگی می داند،در چنین وضعیتی روح حاکم بر خلاقیت فقط در چنبره بسته خانواده و افرادی که در ابعادی تقریباً همسو از لحاظ ژنتیک قرار دارند،می داند و پیشنهاد می شود با سپردن مدیریت به شخصی خارج از خانواده ، روح و جان تازه ای به کالبد شرکتهایی که چندین سال از رشد ثابت یا رو به کاهشی از لحاظ درآمدها و توسعه ساختاری برخوردارند،دمیده شود.
پ.ن: برای بررسی مشکلات این کسب و کارها حتی مراکز مشاوره ای مانند The Family Enterprise Center's (FEC) هم بوجود آمده است.
پ.ن: در این شرکت هم بنا به قاعده ایرانی عدم اعتماد به غریبه ها در فقط برپاشنه نظرات و تصمیمات خانواده می چرخید و مشکلاتی مانند حفظ و امنیت داده هاو اطلاعات مربوط به طراحی محصولشان بزرگترین دغدغه شان بود،ولی من از همین الان مردن روح توسعه و نوآوری در فعالیتهایشان را در آتیه نزدیکی برایشان پیشبینی می کنم مگر آنکه از زمان جلوتر حرکت کنند...
پ.ن: این اتفاق درابعاد بزرگتر آن برای ساختار آقازادگان در هم تنیده ای که بقیه را غیر خودی می پندارند نیز خواهد افتاد!.

فروپاشی و پارادوکسی در باب عدم قطعیت


"مردی راملاقات کردم، که از سفری یه سرزمینهای باستانی باز می گشت و می گفت:{مشاهده کردم}دو پای عظیم از سنگ چون ستونی در میان صحرایی شنی ایستاده بود در حالیکه قطعه شامل سر و صورت آن با لبهایی عبوس و بر هم فشرده بر زمین غلطیده یود و گویا از فرمانی ابدی و تلخ سخن می گفت که گویی هنوز زنده است و بر پایه آن ستون بی جان چنین نقش بسته بود:نام من اوزیماندیاس است، شاه شاهان!،به اعمالم نظر کن،چه شکوهمند و عظیم! و چه مایوس کننده!.هیچکدام در پس باقی نمانده و مشتی خرابه و اقلام فرسوده تا دورها در تلی از شن و ماسه در بیابان ادامه داشت..."
کتاب پر فروش آینده پژوه آمریکایی Jared Mason Diamond با جملاتی این چنین ازسوناتی به نام "Ozymandias" آغاز شده است و پارادوکسی نوظهور را برای من نونهال در این وادی به جا می گذارد:آینده در باور من بسته پیچیده وکمتر قابل نفوذی از یک مجموعه رویداد است که مهمترین محور همه آن رویدادها عدم قطعیت است!،این عدم قطعیت لعنتی و دوست داشتنی! که تحمل همه چیز را در این دنیای واژگونه کمی تا قسمتی راحتتر می کرد!،ولی با کمی جلوتر رفتن در کتاب،می بینم شواهدی از فروریختن و نابودی تمدنهای بزرگ در مسیری سلسله وار ارائه می شود که گویی تمام آن عدم قطعیتها بر پایه یک روند تسلسل پذیر اتفاق می افتد واگرچه پریود وبازه زمانی تکرار آن قابل پیش بینی نیست ولی در نهایت جهان شاهد تکرار به پاخواستن تمدنها و فروریختن آنهاست!،جوامع بشری تلاش می کنند و پا می گیرند و چرخه ای از نظم بوجود می آید،سپس جامعه بر دست یافته هایش غٌره می شود و ندانم کاریها شکل می گیرند و با افزوده شدن این تصمیمات نابجا مسیر پایانی تمدن فرا میرسد،(در فیلم آخر زمان مل گیبسن نیز همین باور با قرائت قطعه ای از تاریخ تمدن ویل دورانت آغاز می شود!)،اگر حتی بخشی از حقیقت! در افکار نویسنده کتاب وجود داشته باشد ،دو مفهوم عدم قطعیت و اتفاقات پریودیکال را چگونه در یک ظرف می توان اندیشه کرد؟؟؟!.از طرف دیگر باور مثبت گرای مورد لزوم آینده پژوهی به کجا خواهد رفت؟،اگر در پی تمام این افزونه ها و بسط و گسترش جهان،همیشه یک پایان متصور باشد،پس با کدامین نیرو باید به پیش رفت؟،و تلی از سوالات این چنینی در پی جلوتر رفتن در کتاب، در من آغازیده است!!.(وحید حالا با این همه پرسش چه کنم؟!)
اگرچه نویسنده بعنوان یک آمریکایی نگرانی خودش را از فروریختن تمدن نوظهور و رو به جلوی آمریکایی بیان می کند ولی در پی جهانی شدن و استیلای سیطره غربی به سرکردگی آمریکا ،این خطر کل جهان خاکی را تهدید خواهد کرد.
پ.ن: نویسنده با بررسی علتهای زیست محیطی فروپاشی تمدنها به این مفهوم رسیده است.

Monday, February 11, 2008

نهنگها در 2020 ميلادي به پرواز در مي آيند!



از زمان به پرواز در آمدن Zeppelins بعنوان سلف موتوردار بالنها،ديگر كسي براي تسخير آسمان از طرحهاي مشابه بهره نبرد،طرح زيپلين بعنوان يك سبك براي كارهاي تبليغات شهري باقي ماند تا...
طراح فرانسوي
Jean-Marie Massaud با ايده نهنگ پرنده توانسته است مجموعه اي خيال انگيز از مسافرت هوايي و اقامت هوايي را در قالب هتلي شناور در آسمان براي آسمان سال 2020 به نقش خيال مزين كند!.
اين مجموعه عظيم با 20 اتاق،40 مسافر و 15 خدمه قرار است كه با سرعتي در حدود 130-170كيلومتر بر ساعت مسافرت و اقامتي آرام،بي دغدغه با ديدگاه عريض از طريق پنجره هاي پانورامايي كه در آن تعبيه شده براي نهنگ سواران 2020ميلادي و بعد را فراهم آورد.بر خلاف زيپلين قسمت اعظم حجم نهنگ معلق به فضاي مفيدي براي مسافرانش تعلق دارد و مانند يك بالن عمل نمي كند...
پ.ن: ساير مشخصات آقا نهنگه! هنوز اعلام نشده و اين تصاوير به مدد اشپيگل با اين پست همراه شده است!.

زنان مي آيند

بسياري از شركتهاي وطني بويژه در بخش خصوصي ،استخدام كارمند زن را يك ويترين تبليغاتي و چيزي در حد عروسك گرداني مي دانند،نقش فروشندگي يا حداكثر مدير فروش را كه فقط براي چنين مقاصدي به زنان مي سپرند و قس عليهذا...
اماٌ به مديران جوان يا فهيم و يا مخلوطي از هر دو! سفارش مي كنم اين مقاله اشپيگل را در مورد تغيير رويه و فرهنگ مديريتي در آلمان را به دقت بخوانند و به آمارهاي ذيل هم نيم نگاهي بياندازند،زنان را در مشاغل مديريت ارشد هم امتحان كنيد،ضررري نخواهد داشت،اين ديكته نانوشته است كه غلط ندارد!.


پ.ن: از كارايي و مديريت بسياري از زنان مطمئنم و براي بقيه آنها هم سهم تربيت و اجتماع را بيش از توانايي خودشان در ناموفق بودنشان دخيل مي دانم،اگر عادت كنيم كه كارها را بي تبعيض جنسيتي به زنان هم بسپاريم،حريفان سرپنجه اي را در بازار كار مقابل آقايان خواهيم ديد كه با صبر و حوصله و حسن سليقه اي كه دارند بيش از آقايان دستاورد خواهند داشت!.

Sunday, February 10, 2008

غیبت یسنا!

پس از تولد یسنا ،این اولین دفعه است که من در خانه هستم و یسنا و مامانش نیستند!،جای هر دو خالی است،خصوصاً دلبر بابا که شنیده ام امشب در ولایت و جمع خانوادگی برای خودش کیا و بیایی به راه انداخته و هر از گاهی دلتنگی دوری از بابا را ابراز می کند،البته در این میانه تصمیم خودم بود که در پی ماموریت چندروزه و دوری از خانه آنها را برای دیدار قوم و خویش به ولایت فرستادم تا خودم هم کمتر نگران تنهایی شان باشم!.


پ.ن: این 4 عکس را که دنباله سفرنامه جزایر است و سه تا از آنها در لنج و یکی در ساحل سیمین از یسنا گرفته شده است را ازطرف یسنا به طرفدارانش تقدیم می کنم!.

Saturday, February 9, 2008

محیط زیست در آیینه داووس سوئیس

شاخصهاي بهره وري زيست محيطي براي سال 2008كه از خروجي هاي جلسات داووس سوئيس به شمار مي رود با توصيه وحيد به دستم رسيد،اين گزارش توسط دو دانشگاه معروف كلمبيا و ييل تهيه شده است.
شاخصهاي مذكور دو هدف كلي،سلامت محيط زيست (Health Environmental) و حيات زايي اكوسيستم( EcosystemVitality)را نشانه گرفته اند كه از طريق يك دسته سياستگذاري به ليست طويلي از شاخصهاي قابل اندازه گيري منتهي مي شود.


براي مقايسه بخشهايي را كه جايگاه ايران را در منطقه و جهان نشان مي دهند ، دانشگاه ييل سايت اينتراكتيوي هم براي مراجعه و نظاره آمار با تفكيكهاي مختلف در اختيار گذارده است.

Iran

EPI Rank: 67 EPI Score: 76.9

Income Group Average: 76.8

Geographic Group Average: 70.5

GDP/capita 2005 est. (PPP) $7405

Income Decile 5 (1=high, 10=low)


پ.ن:ايران در منطقه شمال آفريقا و خاورميانه در مكان ششم ودر جهان در رتبه 67 از لحاظ بهره وري زيست محيطي ايستاده است، و اين در حاليست كه سرانه توليد ناخالص ملي ايران به مراتب از كشورهاي هم جايگاهش در جهان بالاتر است،به عبارت ديگر سهم هر ايراني از محيط زيست مطلوبش با توليد ناخالص ملي هيچ ارتباط منطقي ندارد!(گرچه كيفيت زندگي او نيز هم هيچ ارتباطي با سرانه7400دلاريش ندارد!).

سرور کابینت ظروف پلاستیکی


چند روز پیش در حین پاک کردن گوشت بودم تا گوشت چرخی مصرفیمان را فراهم کنم،و در همین حالی که وسایل ان را کف آشپزخانه می چیدم ،سر برگرداندم و دیدم چند کاسه پلاستیکی را که تازه زمین گذاشته ام غیبشان زده!،و از مامان یسنا که پرسیدم معلوم شد عزیز کرده مان! انها را جابجا کرده!،آنموقع من سرم به کار گرم بود و ایشان هم توضیحی ندادند و من هم پاپی نشدم،قضیه گذشت تا همین سفر اخیر و پلاژی که در آن ساکن بودیم، چندین دفعه پشت هم دیدم که یسنا به سراغ کمدها می رود و با یک اعتماد بنفس و جذبه خاص! ظرف غذایش را در کمد می گذارد و شترقی آن را می بندد و از نو!،چندین بار که تکرار شد به مامان یسنا با ایما و اشاره فهماندم که قضیه چیست؟ و یسنا چرا این کار را اینقدر تکرار می کند؟،معلوم شد که کابینتی که در آشپزخانه خودمان محتوی کاسه ها و ظروف پلاستیکی است برای ایشان تنها کابینت عبورآزاد است! و به شوق همان،این کمد نیز بی نصیب نیست! و معمای آن بساط گوشت پاک کنی هم به همین عبور آزاد بودنش در مورد ظروف پلاستیکی باز می گشت و ایشان خودشان را صاحب و مالک تمام ظروف پلاستیکی منزل می دانند و جابجا کردن آنها حکم اموال شخصیشان را دارد!.

بوروكراسي عقب مانده!


يك اتفاق بامزه در يكي از ايالتهاي آمريكا افتاده و گواهي مي دهد كه سيستمهاي بوروكراتيك از انقلاب سبز جا مانده اند!،خبر اين است:
Eddie House53 ساله در پي متوقف كردن قرار داد حمل زباله اش با سيستم مديريت پسماند شهري توسط قوانين ايالتي جريمه شد!،وي با اين توجيه كه ديگر زباله اي توليد نمي كند كه بخواهد هزينه حمل آن را بپردازد،اين قرارداد را يكطرفه فسخ كرده است!.لينك
وي تمامي اقلام قابل بازيافت از قبيل كاغذ،فلز و پلاستيك را تفكيك مي كند،برگ و خار و خاشاك محوطه حياط را بعنوان پوشش ضد انجماد خاك و ريشه استفاده مي كند(مالچ)،باقي مانده غذا را به صورت كامپوست و اقلام اضافي منزل را به دوستان يا كساني كه مايل هستند اهدا مي كند!، و سيستم قانونگذاري ايالتي هنوز قوانين جديدي براي رفع و رجوع اين شرايط جديد در نظر نگرفته و به همين خاطر شهروندي چنين وظيفه شناس را به طور اتوماتيك جريمه مي كند!.
پ.ن:اين اتفاق نشانگر ان است كه بخش خصوصي هميشه از بخشهاي دولتي و فدرال در فهم و تغيير جهت راهكارهاي پيشرو جلوتر است و اين در كشوري مثل ما اصلاً عجيب نيست كه مردمان عادي به مراتب از دولتنامردانشان بيشتر بدانند و افق را بهتر ببينند!.

ساق ، نه ببخشيد ! ساحل سيمين!




بعد از هرمز نوبت به اقامتگاه 24 ساعته اي كه برايمان در قشم در نظر گرفته بودند رسيد،پلاژي با ماسه هاي طلايي وتنوع گوش ماهي و سخت پوستان دريايي كه در حاشيه صنعتي نشدن سواحل جنوبي قشم هنوز دست نخورده و بكر باقي مانده است!.




پلاژ سيمين محصول رشد سريع مناطق آزاد در دوران موسوم به كارگزاران بود كه در دولتهاي بعد با افول سرمايه گذاري روبرو شد و الان هم اگرچه يكي از دو يا سه انتخاب مسافران قشم براي بيتوته محسوب مي شود ولي هنوز به توسعه و تجهيز نياز دارد.


امكانات شنا و غواصي و جت اسكي،دوچرخه سواري،حمام آفتاب بر روي شنهاي طلايي! و ورزشهاي ساحلي موجود است و اتاقهايي شايد در حد و اندازه هتلهاي سه ستاره وطني نيز مهيا شده است.
پ.ن: براي من و يسنا بيشترگوش ماهي جمع كردن و قدم زدن در ساحل و كمي هم عكاسي در اين وقت كم ميسر شد و مامان يسنا هم مراكز خريد قشم و درگهان را با خدمات حمل بار توسط يسنابابا! در نورديدند!.
پ.ن: پلاژ با غارهاي تاريخي"خربس" هم مجاور است و به جزيره لارك از جنوب نيز دسترسي دارد.
پ.ن: از دوستاني كه به اينترنت و كامپيوتر آشنايي و دسترسي دارند، مي خواهم كه مكانهايي را كه در ايران و خليج پارس تفحص كرده اند با برچسب نام و مشخصات در ويكيمپيا ثبت كنند، از اين طريق آدرس دهي بسيار راحت خواهد بود.

Friday, February 8, 2008

هرمز بدون گان!



دو روز تعطيلي و پايين كشيدن كركره وبلاگ،در پي سفري به دو جزيره هرمز و قشم به همراه يسنا و مامانش،فرصتي بود تا كمي استراحت كنم و همچنين خوراك 2-3 پست جديد را نيز فراهم آمد.
سفر به همراه 100 نفر! از همكاران و خانواده هايشان فرصت جالبي بود براي يسنا و حشر و نشر در ميان بچه هايي از سن و سالهاي مختلف و هيجان عجيبي را برايش رقم زده بود.
جزيره هرمز در جنوب شرقي بندرعباس تكه صخره اي است با خاكي سرخ رنگ كه جان مي دهد براي ژاندارمي تنگه همنامش!، ولي در روزگاري دور كه مسير اصلي تردد كشتيهاي بازرگاني از سمت شمالي جزيره و در تيررس توپخانه اين قلعه بوده است،ولي امروز بيشتر همان مخروبه اي است كه از بالا به كمك ويكيمپيا و از پايين از چشم دوربينم مي بينيد.



پرتقاليها بعنوان اعقاب استعمارگران نوين،قلاع متعددي را در طول خليج فارس و درياي عمان احداث كرده بودند كه نسخه جزيره هرمز از همه بزرگتر و مركزيتي تام براي بقيه به شمار مي آمده است.
خاك سرخ اين جزيره خواص متعددي داشته كه از استفاده در ملاط قلعه تا نوعي خوراك محلي به نام سوراق يا همچين چيزي!،تنوع داشته ولي آنچه مشهود است تركيبات و فسفات غني در اين خاك است كه در راستاي منافع جزيره نشينان هيچ به كار نيامده است.لينك


عكسهايم شامل گشتي در محوطه قلعه و كليساي آن،توپهاي زنگ زده و حواشي آن است.
پ.ن: چندي قبل وابسته فرهنگي پرتقال بدنبال ترميم و احياي اين رشته قلاع در سراسر منطقه بود كه معلوم نشد كدام شيرپاك نخورده اي با چه توجيه دايي جان ناپلئوني آقايان را برحذر داشت و جزيره و صنعت توريسم را از يك لقمه راحت الحلقوم محروم كرد!.
پ.ن: معيشت مردم جزيره از ماهيگيري تامين مي شود و تنها واحد صنعتي آن همين كارخانه نمك يددار بود با سقف قرمزش در كنار محوطه قلعه پيداست و كودكانش با ساخت كاردستيهايي با موجودات دريايي! و فروختن به توريستها به حيف وميل سرمايه كودكي مشغولند...



پ.ن: وسيله سفر دريايي مان لنجي بود به قدمت همان دوره پرتقاليها كه مسافتي10-15 دقيقه اي را
در كمال آرامش در حدود 2 ساعت طي مي كرد ولي فضاي بزرگي براي بچه ها و بازي و دويدن در طبقه پايين داشت!.

پ.ن: اسكله زنگ زده و نا ايمن ورودي به محوطه قلعه از پتانسيلهاي خوب جذب توريست جزيره است!.



Wednesday, February 6, 2008

سروش عمو

امروز عكس سروش،پسر عموي يسنا را در وضعيتي كه شايد بعدهاهيچوقت راضي نشود در همان وضعيت از او عكسي در جايي چاپ شود رونمايي مي كنم!.
يادم مي آيد من و پسر عموهايم نيز به وفور عكسهاي متبرج! در همين سنين داشتيم و به يادگار خانواده باقي ماند تا بعدها بابت آن كلي بخنديم و بزرگترها به يادمان بياورند كه: تو اينقدري بودي!...

پ.ن: بعقيده خودم پسر خوشتيپي خواهد شد، اگر كمي تا اندكي به عموي بزرگوارش! بيشتر از لحاظ اخلاق و كردارشباهت پيدا كند ديگر چه شود!!.اينطور كه پيداست كمي تا قسمتي عادتهاي خالطوري را نيز از پدر معززش به ارث برده است!.

Tuesday, February 5, 2008

سه نما

عكس اول متعلق به كوكي است از نايروبي در حاشيه منازعات و كشتارهاي قومي،قبيله اي و خانواده اي كه به يك كمپ آوارگان پنناه آورده اند،،عكس مرابه ياد شيرين زباني هاي دختر خاله يسنا انداخت كه يك روز در يكي از مراكز خريد،با خانواده اي سياهپوست روبرو شده بود و با ديدن بچه همسن و سال خودش به رنگ شكلات تيره!،با تعجب به سمت مادرش دويد و فرياد زد مامان نگاه كن اين ني ني چقدر كثيف شده!،كودك نايروبي هم در زير انبوه كف صابون و شامپو گويي خيال ندارد از بخت سياهش دل بكند...
عكس دوم عمليات يخ زدايي از هواپيما است كه ما در فرودگاههاي كشورمان گويا از اين تجهيزات نداريم و مسئولين امر هواپيمايي هم نمي توانند همچين چيزي را در هيچ كجاي دنيا ابتياع كنند يا يك گروه محقق را به ساخت همچين چيزي تشويق كنند!.هواپيما متعلق به گروه كانديداتوري سناتور اوباما است.


عكس آخر فستيوالي را در دوسلدورف آلمان نشان مي دهد كه موسوم به The traditional Rose Monday carnival parade است و در آستانه حساس شدن رقابت بانو هيلاري و اوباما در انتخابات رياست جمهوري آمريكا طنز بامزه اي دارد و شايد واقعاً در آخرين لحظه با نتايج بدست آمده اوباما خانم هيلاري را ناكار!آمد كند!.
پ.ن: عكسها متعلق به آلبوم انتخاب روز سردبيري رويترز است.

آراستگی پیش از مهمانی



نوبتی هم باشد،نوبت یسنا است با این تیپ و فیگور باباکش!.


پ.ن: لحظات آرام در برابر دوربین دیگر امکان ندارد ،بعلاوه تیپ آراسته را فقط برای چند لحظه حفظ می کند!.

يك ساعت به زمين مهلت بدهيد


ما وبلاگنويسها به راحتي در كمپينهايي شركت مي كنيم كه كمي تا قسمتي با مشي فكري يا احساسي ما نزديكي داشته باشد،يا بعضي وقتها دراثر جوزدگي! و فشار دوستاني كه زماني نمك گيرمان كرده اند به سايتي سر مي زنيم و ثبت نام هم مي كنيم ، احياناً راي هم مي دهيم...
تمرينهايي مانند شركت در كمپين آزموني است براي آنكه بدانيم و خود را محك بزنيم كه در يك عزم دسته جمعي با ابعاد يك گروه فكري تا يك نهضت ملٌي و شايد هم در يك حضور جهاني چقدر مي توانيم مثمر ثمر باشيم و چگونه يك جنبش با چنين حركتي به اهداف خود دست پيدا مي كند.
ايده امروز در واقع چيزي بسيار بزرگتر و جدي تر از هر حركت ديگري است كه تا بحال در آن شركت كرده ايد،چيزي است شبيه هم صدا شدن با همه جهان،فارغ از دين،مليت،رنگ پوست يا زباني كه به آن تكلم مي كنيد!،شما را دعوت مي كنم كه براي كاري بسيار ساده بدون سفر كردن،بدون شعار دادن،بدون ساعتها در خياباني سرد يا گرم راه رفتن و پلاكاردي را حمل كردن،بدون ترسيدن از برچسبهاي سياسي يا هر چيز ديگري كه مي تواند يك كمپين را تهديد كند!، در خانه،محل كار يا مدرسه و دانشگاهتان حضور داشته باشيد و فقط در خاموشي يك ساعت تجهيزات مصرف كننده برقي كه در سرويس نيستند و شامل ضروريات آن لحظه نمي شوند شركت كنيد!،يك ساعت براي زمين،يك ساعت براي اينكه خودتان از نزديك شاهد باشيد كه چگونه يك عزم جهاني مي تواند اعتدال آب و هوا و اكوسيستم زندگيمان را به ما برگرداند!.
پ.ن: سابقه اين حركت"ساعت زمين" در سال 2007به حركتي ملي دراستراليا تعلق دارد ولي امسال با حمايت
WWFبه حركتي جهاني بدل شده است.
پ.ن: ميدانم كه كار بسيار آساني است ولي براي فراموش نكردن آن، به نام خودتان ثبت نام كنيد تا به ياد داشته باشيد و هم با دعوت ديگران به يادشان بياوريد!.در همين تاريخ 53روز و اندي بيشتر زمان به تاريخ مقرر نمانده..

يقه سبزهاGreen Collar


به اعتقاد من دغدغه رشد اقتصادي در صدساله اخير بدون در نظر گرفتن رفتار پيچيده اكوسيستم كره زمين در مواجهه با تاثيرات جنبي رشدهاي سريع جاي خودش را در سده نوين به آميخته جديدي با نام رشد اكولوژيك اقتصادي خواهد داد،در اين تعبير جديد شيب رشد با نرخ كمتر ولي نتايج اكولوژيك پايدارتر به پيش خواهد رفت وبرچسب سبز به بسياري مفاهيم سابق خواهد چسبيد!.
از جمله مفهوم دسته بندي مشاغل كه در قرن اخير بيشتر در سيطره دو مفهوم يقه آبيها و يقه سفيدها (مشاغل كارگري و مشاغل مديريتي)بود كه درهمين چند وقت اخير عنوان"يقه سبزها" نيز به آن اضافه شد!.لينك
يقه سبزها به بيان بعضي، به بخشي از متقاضيان فرصتهاي شغلي از دست رفته يقه آبيها اطلاق مي شود كه در پي تلاشهاي بعضي كشورها براي ارتقاء كيفي وضعيت محيط زيست جايگزين نيروهاي كار كارگري شده اند.عناوين بعضي از اين شغلها كه ديگر مشاغل سبز هم ناميده مي شوند از اين قرار است:
1- خدمات تعميرات و تامين دوچرخه
2-مشاغل مربوط به تعميرات وتامين اتومبيلها و ايستگاههاي تامين
BioDiesel(نوعي سوخت پاك)
3-مشاغلي كه ساختارهاي قديمي مصرف كننده انرژي را ارتقاء فن آوري داده و بهبود مي بخشند.
4-ساختمانهاي سبز و مشاغل مرتبط
5-تهيه كامپوست از زباله در ابعاد صنعتي
6- حمل كننده ها و تامين كننده هاي نخاله هاي ساختماني بعنوان مصالح ساختماني مصرف شده و قابل مصرف دوباره
7-مشاغل مرتبط با پاكسازي مواد خطرناك و آلوده كننده
8-خدمات و طراحي منظره سازي و فضاي سبز
9- توليد كنندگان صنعتي محصولات متناسب با نيازهاي اكولوژيكي(
solar panels, bike cargo systems, green waste bins)

10- مشاغل مرتبط با جمع آوري و تامين و بازيافت موادReuse

11- خانه داري مجتمع ها و ساختمانهاي بزرگ(تنظيفات در ابعاد بزرگ)
12- خدمات توسعه و تعميرات و نگهداري پاركها و فضاهاي باز شهري
13-خدمات چاپ با جوهرهاي بدون آثار جانبي(
Non-toxic)

14-مشاغل خدماتي مرتبط با حمل و نقل عمومي
15-كسب و كارهاي كوچك در حاشيه مواد يا محصولات توليدي لز مواد بازيافتي
16-نصب تجهيزات انرژي خورشيدي
17-خدمات نگهداري و هرس درختان
18- مشاغلي كه ساختارهاي قديمي مرتبط با آب را ارتقاء فن آوري داده و بهبود مي بخشند.
19-كشاورزي در نواحي شهر و حومه
20-خدمات ارتقاء راندمان وكيفيت ساخت و بهره برداري از ابنيه و ساختمانها

همانطور كه از عناوين اين مشاغل پيداست ، جوهر و هدف آنها كاهش آلودگي،ارتقاء بهره مندي از امكانات زندگي و كاهش نرخ زباله ها و پسماندها با استفاده از حاملهاي انرژي تجديد پذير و پاك است.آموزشهاي جديد،رشته هاي تحصيلي جديد و مشاغل جديد نيازمنديهاي جديدي را بوجود آورده و فرصتهايي كه باعث جذب نيروي كار موثر و سبزي خواهد شد.
البته بخشي از مشاغل يقه سفيدها نيز به گونه اي به يقه سبزها ارتباط دارد ولي به گونه اي خاص سياستگذار ي و تصميم سازي و به طور اعم مديريت سياستهاي سبز، آميخته كار و شغل مديران جديد است.
پ.ن: مشاغل بالا فقط بخشي از فرصتهاي ايجاد شده را در بازار كار آمريكاي شمالي را تحت عنوان مشاغل سبز يا مشاغل يقه سبزها معرفي كرده است ولي پس از اين شاهد رشد بيوقفه اين بازار خواهيم بود!.
پ.ن: دوستان عزيز و جواني كه هنوز به انتخاب رشته تحصيلي يا شغل نپرداخته ايد از اين راهكار به خوبي استفاده كنيد،خير آن را در همين دنيا تضمين مي كنم!.

Monday, February 4, 2008

آكسفوردي دردل امارات ، چه سبز و چه پاك

اعراب همسايه در نزديكي ما با منابعي شبيه به ما و اقليمي مشابه سرزمينهاي جنوبيمان،دست به تغيير هويت و ايجاد تاريخي جديد از مبداء الان! به بعد زده اند. ايده احداث شهري دانشگاهي مانند آكسفورد! براي تمركز و اسكان نخبگان با تاسيساتي بي نظير كه سبزترين شهر دنيا از لحاظ الزامات زيست محيطي لقب خواهد گرفت!.


شهر مصدرMasdar City در نزديكي فرودگاه ابوظبي ، در طرح و ايده مجموعه اي خواهد بود شامل تجربيات نوين و باستاني زندگي در صحرا!،6 كيلومتر مربع شهرك سازي محصور در ديواري محافظت كننده از بادهاي سوزان بيابانهاي امارات كه تا سال 2009 قرار است ماواي 45000 نفر ساكنين نخبه و روشنفكري باشد كه شهرك علمي مصدر را به آكسفوردي عربي! تبديل مي كند؛ اولين شهر بدون زباله و بدون آلودگي جهان مي رود كه شكل بگيرد...
تمامي انرژي مصرفي شهر از طريق پنلهاي فتو ولتاييك و انرژي خورشيدي تامين خواهد شد.هيچ اتوموبيلي حق ورود به حصار اين دژ سبز را ندارد! و كليه نيازهاي تردد مردم از طريق يك شبكه گسترده ريلي الكتريكي كه به مركز شهر ابوظبي نيز دسترسي دارد،تامين خواهد شد.آب آشاميدني از طريق آب شيرين كنهاي جديد با افزايش 80% راندمان تامين خواهد شد و سيكل بسته بازيافت آب پسماند براي آبياري فضاي سبز نيز كمترين آلودگي به جاي نخواهد گذارد.اين پروژه بلندپروازانه 10 سال به طول خواهد انجاميد.لينك
پ.ن: همين كنار دست،با مسافتي كمتر از دستيابي دو استان مجاور كشورمان به يكديگر تاريخ و اقليم در حال تغيير است،زمان از خواب برخاستن كي فرا ميرسد؟...

Sunday, February 3, 2008

مترويي در انتظار فاجعه


مسئوليت ايمني مسافران در سكوهاي اين مترو به عهده كيست؟، به عكس سايت عصر ايران توجه كنيد، كوچكترين حركتي از سمت عقب به جلو مي تواند تعداد زيادي مسافر را به زير چرخهاي متروي در حال ورود به ايستگاه پرتا ب كند!!.خط قرمز يا زرد اعلان خطر به مسافر براي رعايت حريم سكو در اين ازدحام اصلاً به چشم نمي آيد.
پ.ن:مديريت متروي شهري بايدقبل از بروز فاجعه از ورود اين حجم مسافر به محوطه سكو جلوگيري كند...

طراحان مد به ياري زمين آمده اند


از مهمترين دلگرميهاي حركت و عزم هماهنگ جهانيان براي آينده اي سبز،جهت گيري همگرايانه اي است كه اين روزها در همه قشر و مرتبه اي ديده مي شود، سياستمدار، دولتمرد، دانشمند، اهالي كسب و كار و بويژه هنرمندان ايده هاي خود را همسو با رفع چالشهاي اساسي آينده بويژه مسئله مديريت مواد مصرفي و قابليت بازيافت و بازگشت به طبيعت به نمايش مي گذارند،چند شب پيش در يكي از سالنهاي مد نيويورك(Gotham Hall in Manhattan) نمايشي از آخرين كارهاي طراحي لباس تحت پوشش سازمان Earth Pledge جريان داشت كه بسياري از بزرگان مد و لباس اروپا و آمريكا(Marc Jacobs, Michael Kors, Yves Saint Laurent, Stella McCartney, Versace and Bottega Venetta) را دريكجا گردآورده بود و براي توليد و طراحي لباس از مواد قابل بازيافت و همسو با توسعه اكولوژيك پايدار تشويق مي كرد.به نقل از لينك
پ.ن: حركتهايي مانند اين كه بتواند با در اختيار گرفتن شهرت برندهاي مد و لباس،فرهنگ و آگاهي جامعه را نسبت به آنچه بر سرش خواهد آمد،تحريك و بيدار سازد از هزاران ساعت سمينار و كنفرانس علمي تواناتر است!.به عكس دقت كنيد و ببنيد كه جذابيتهاي پنهان! در خدمت آينده سبز قادر به چه معجزه اي است!.

خيز بلند براي انجام تفكيك زباله



از حرف تا عمل راه طولاني و پر مشقتي است كه به چشم نمي آيد مگر قدم در راه بگذاري!،فكر كنيد همين امروز مديريت يك شهرك 4-5هزار نفري با طراحي ويلايي را به شما سپردند تا مسئله كوچكي مثل تفكيك زباله را در آن فرهنگ سازي،پياده و ساماندهي كنيد.متوسط تحصيلات والدين بالاتر از ديپلم است،بدون استثناء مفاهيمي مانند بازيافت زباله،تفكيك، منافع مابه ازاء و امثالهم را درك مي كنند.
ساختار فعلي جمع آوري زباله به گونه اي است كه هر خانه از طريق شوت زباله در داخل حياط،كيسه محتوي زباله (مخلوط انواع زباله)را در اختيار متصديان حمل زباله در خارج خانه مي گذارد.هر روز صبح قبل از ساعت 6 صبح كاميونت حمل زباله،به آرامي از كوچه ها مي گذرد و از طريق شوت زباله منازل، زباله ها را جمع آوري و به محوطه دفن پسماندهاي شهري منتقل مي كند.
من تلاش دارم كه طرحي تهيه كنم كه با همكاري خود اهالي از طريق انگيزش منفعتي كه از طريق تفكيك و بازيافت زباله نصيب آنها خواهد شد،زباله ها را تفكيك كنم.كاغذ،فلز،پلاستيك و مواد قابل كامپوست كردن هدف اوليه و احتمالاً شيشه و تفكيك فلز به قوطيهاي آلومينيومي و فلزات غير آلومينيومي اهداف بعدي است.
اقليم منطقه گرمسيري و مرطوب و ساعات حضور اهالي دربيرون منزل به جز 3-4ماه آخر سال فقط به شبها آنهم پاسي از شب گذشته محدود مي شود.به طور معمول اهالي خودشان به حمل زباله تا محلي مثل سركوچه عادت داده نشدند و كاري مثل توليد كامپوست از زباله هاي خوراكي و امثالهم به نظر انگيزشي برايشان به شمار نمي رود!.(گرچه اگر بتوانيم سرمايه گذاري تهيه ملزومات اين كار را مثل ظروف مخصوص نگهداري كامپوست و آموزش روشهاي ساده آن رامتقبل شويم،شم ايراني طرف مقابل تحريك خواهد شد!)

دو مشكل اصلي فعلاً پيش رو است:

1- توجيه لزوم تفكيك زباله در منازل شهرك و انتقال اين اقلام به ايستگاههاي داخل شهرك براي جمع آوري

2- مديريت جمع آوري اقلام تفكيك شده از سطح شهرك و انتقال به محل دپو

با توجه به عدم دسترسي به محلهاي بازيافت مواد در منطقه ما،تنها راه انتفاعي استفاده از اين مواد،مزايده مواد بازيافتي براي فروش به مصرف كنندگان صنعتي و نيمه صنعتي است ، ولي مي توان از كامپوست بعنوان كود گياهي مورد نياز فضاي سبز با قيمت توافقي قابل خريداري از اهالي به نتايج بهتري نيز دست يافت.
مي توان از سود ناشي از فروش مواد تفكيكي در مزايده به خريد تجهيزات پيشرفته بازي و خدمات شهري در محله هاي شهرك با برچسب" اين وسيله از سود ناشي از تفكيك زباله با كمك خود شما خريداري شده است" دست زد و مستقيماً سود اين راهكار را به اهالي بازگرداند.سود ناشي از كاهش حجم زباله حمل شده تا محل دفن پسماندهاي شهري و تقويت سطح زيركشت با كامپوست توليدي نيز از منافع جانبي طرح است.
پ.ن: به نظر شما ترغيب كودكان به مشاركت در اين راهكار چقدر نتيجه بخش است؟،چگونه مي شود از به سرقت نرفتن اقلام تفكيكي اهالي از محلهاي تعبيه شده در محله ها يا از محل دپوي نهايي مطمئن شد؟،چه مشكلات ديگري به نظر ميرسد كه هنوز مطرح نشده است؟؟؟؟...

آيا بورقاني يك نتيجه گرا بود؟


نهضت نتيجه گرايي(Resultism) و به دنبال نتيجه كار بودن،از مكاتبي است كه از دل كسب و كار برخاسته است و اصالت محصول (Productionism)يا منفعت قبل از هر چيز به نوعي از خروجيهاي اين طرز فكر به شمار مي روند.
با وجود اينكه در مكاتب انسانگرا ،موضوعاتي از قبيل منفعت و اصالت سود جايگاه رفيعي ندارد و نتيجه گرايي نمي تواند ضامن انسانگرايي باشد (ولي مي تواند نيل به مقصود و پيروزي در دستيابي به هدف را رقم زند!)ولي امروز انساني از ميان ما رفت كه تنها سابقه آشنايي و حسن رفتار وي را از نتايج سرافرازكننده كسب و كارش به ياد داشتم،مردي كه در دوران موسوم به اصلاحات حجم انبوه مطبوعات، بها دادن به تنوع فكر و بهار موقتي انديشه آن روزگار را مديونش بودم،مردي كه بواسطه دولتمدار بودن و از زمره سياسيون بودن در خاطر نماند بلكه در يادگار اهل روزنامه نگاري و روزنامه خواني مانده است چون نتايج و خروجي تلاشهاي چند ساله اش شايد ديگر در اين ديار به راحتي تكرار پذير نباشد...
پ.ن: احمد بورقاني فارغ از انديشه و مشي سياسي و هر نوع وابستگي فكري بعنوان مردي از تبار نتيجه گرايان قابل احترام بود،يادش گرامي...

Saturday, February 2, 2008

كيسه هاي پلاستكي را كنار بگذاريم


ممنوعيت استفاد از كيسه هاي پلاستيك براي حمل كالا در خرده فروشيها در بسياري از كشورها تبديل به سياستهاي بازدارنده و توبيخي براي متخلفين شده است، به طور نمونه در ايرلند از سال 2002 به ازاي هر كيسه پلاستيكي كه خريدار از فروشنده براي حمل كالا طلب كند چيزي معادل 33 سنت دلار بايد ماليات بدهد!.پس از 4-5 سال اين رفتار بازدارنده به كاهش 94% مصرف كيسه هاي پلاستكي و جايگزيني با كيسه هاي كاغذي و قابل بازيافت تبديل شده است.طبق آمارهاي موجود در ژانويه گذشته چيزي در حدود42 ميليارد! كيسه پلاستكي در جهان به مصرف رسيده و اين در حاليست كه نرخ مصرف آن بيش از نيم ميليون عدد در دقيقه تخمين زده مي شود و عليرغم حجم كم نسبت به ساير آلوده سازها در يك منطقه دفن پسماند(2% حجم كل پسماندهاي دفن شده)به طرز مايوس كننده اي غيرقابل تجزيه و ماندگار در چرخه طبيعت است.لينك خبر
فروشگاههاي زنجيره اي بزرگ
IKEA در سراسر جهان از پيشگامان حذف كيسه پلاستيك در مراكز عرضه كالاهاي خود مي باشد و فقط در محوطه داخلي فروشگاه از نوعي سبدهاي پلاستيكي قابل بازيافت كه مجاز به خروج نيز توسط خريداران نيست، استفاده كرده و ساير كالاهاي خريداري شده را فقط با اقلام قابل بازيافت بسته بندي مي كند.(در حاليكه در آينده نزديك بعلت انرژي بر بودن فرايند توليد كاغذ ةاين ماده نيز بايستي از چرخه مواد بسته بندي كالا حذف گردد!.)
پ.ن: ايده اخذ ماليات يا هزينه دار كردن تقاضا براي كيسه پلاستيك در فروشگاهها در كنار حذف كيسه پلاستيك از چرخه عرضه كالا در فروشگاههايي مانند شهروند يا رفاه قدم مثبتي براي كاهش تقاضا در عرضه كيسه پلاستيك توليدي در بازار ايران مي باشد.
پ.ن: توليد لجام گسيخته مواد اوليه پليمري براي بسته بندي در ايران از سياستهاي غلط دولتهاي اخير بوده است كه بدون التزام زيست محيطي و با توجيه مواد اوليه ارزان ،محيط زيست ايران را براي سالهاي متمادي با مشكلي لاينحل روبرو ساخته است.

Friday, February 1, 2008

طرح ترافيك بايستي به طرح منطقه پاك ترافيكي تبديل شود

سياستهاي زيست محيطي در اروپا منجر به برنامه سختگيرانه حمل و نقل در مناطق خاصي از70 شهر از 8 كشور عضو از جمله بريتانيا،نروژ،آلمان و هلند شده است. در اين برنامه مناطق پاكlow emission zone با در نظر گرفتن رعايت حدكثر كاهش انتشار آلاينده ها توسط وسائط نقليه مشخص شده اند كه لندن بزرگترين محدوده از اين نوع را از دوشنبه 4 فوريه 2008افتتاح مي كند،در اين محدوده وسائط نقليه حمل بار با ظرفيت بالاتر از 12 تن با كنترل از طريق شبكه مداربسته دوربينهاي ترافيكي و توقف براي بررسي مدارك دال بر انطباق شرايط سوخت و انتشار ذرات و دود با قوانين اتحاديه اروپا،تحت نظارت شديد قرار گرفته و به ازاي تخلف و ورود وسيله نقليه غيرمنطبق با اين استانداردها به اين محوطه 200پوند انگليسي جريمه خواهند شد!.
تمامي وسائط نقليه فاقد اين استانداردها كه از خارج انگلستان يا اتحاديه اروپا به داخل اين محوطه ها ترانزيت مي كنند بايستي گواهي اخذ اين استانداردها و انطباق با خواسته هاي زيست محيطي محوطه هاي پاك ترابري سنگين را دريافت دارند.اين برنامه تا جولاي 2008 به وسائط نقليه حمل بار با ظرفيت بيش از 3.5 تن پرداخته و تا اكتبر2010 به سراغ كاميونتهاي ون و ميني بوسها نيز خواهد رفت. اين محوطه ها دارندگان اين وسائط نقليه را به تهيه تجهيزات آلودگي زدايي از خروجي دودكشها و اگزوزها كه هزينه اي در حدود 5000پوند انگليسي را شامل مي شود،موظف مي سازند.لازم به ذكر است كه تمامي وسائط نقليه توليدي بعد از سال 2001در اروپا با استاندارد يوروIIIمبتني بر رعايت انتشار كمتر از 0.05گرم در كيلومتر ،ذرات و غبار آلاينده سازگاري دارند. لينك خبر
پ.ن: سازمان محيط زيست و شهرداريها متولي اصلي اين برنامه در اروپا هستند،بايد ديد سازمانها و دستگاههاي مشابه در ايران نيز قدرت و مديريت لازم جهت چنين تغييراتي را دارند؟؟؟.

پ.ن: به سايت حمل و نقل شهري لندن هم سر بزنيد .نقشه اين منطقه از لندن نيز نشان دهنده وسعت مناطق مورد نظر اين برنامه است و خود پيچيدگي و اهميت ساماندهي را مشخص مي كند.

نخبه ایرانی در گرداب غریزه


امروز دومین بار است که نام ایرانی و دکترای مهندسی را با چیزهایی مثل حماقت و دیوانگی و رفتارهای ضد اجتماعی با هم در صدر اخبار بین المللی می بینم،اولین بار که محمود نورافکن! بود با آن گفتار و رفتارش در عرصه بین المللی و این بار جوان ایرانی دانشجوی دکترای مهندسی در کانادا که در لحظه ای کوتاه در آسانسور به قول خودش تحت تاثیر واکنشی که هر مرد دیگری هم در برخورد با برهنگی بالاتنه زن همسفرش! مرتکب می شود، خانم را علیرغم میل باطنی از همان زاویه مشهوده بوسیده اند و یک روزه به اوج معروفیت ایرانیان در کانادا افزوده اند!،دادگاه کانادایی با اشراف به پشیمانی جوان ایرانی وی را فقط برای مدت کوتاهی به حبس محکوم کرده و در حبس هم جمیع خلافکاران اسم شترسوار و تروریست را از وی دریغ نمی کنند(امیدوارم همین بلا در زندان بر سرش نازل نشود و کسی به خاطر اختیار از کف دادن به امورات ناپسند متوسل نشود!)!.لینک خبر

البته به قول دوستان تحصیلات لزومی برای شعور بهمراه نمی آورد ولی باعث شرمساری است که جماعت تحصیلکرده بعد از گذراندن حداقل 16-20سال در محیطهای فرهیخته تر رفتاری در اندازه آن رفتگر اصفهانی که به زنی در محله کارش در روز روشن در معرض دید عموم دست درازی کرده بود و بعد هم دلیل آورده بود که وضع سر و لباس خانم برای من مقاومتی به جا نگذاشت، سر بزند!!.امیدوارم جامعه ایرانی سرافکندگی ناشی از رفتار جوان برومند هموطنشان را هر چه زودتر از یاد ببرند،گرچه محمود هست و غصه او را نمی توان از یاد برد!!.
پ.ن:امیدوارم طرف بورسیه ایران نباشد که کارش برای یک بوس ناقابل ویک لحظه خریت محض خیلی بیخ پیدا می کندو بتواند معنی تجاوز به عنف را به خوبی بفهمد و از نزدیک حس کند که قربانیان همچین لحظاتی تا آخر عمر چی می کشند!.

تزیین غذا،آخرین حربه مامان یسنا

آنهایی که اخبار یسنا را تعقیب می کنند می دانند که برای غذا خوردن ایشان، این روزها سناریوهای متعددی در خانه ما تدوین می شود، از جمله آخرین روش یک آلبوم عکس تزیین غذا برای کودکان بود که توسط ماندانا به اشتراک گذاشته بود وباعث شد تا عکسهایی مانند بالایی را به قصد انگیزه دادن به مامان یسنا به خانه آوردم و نتیجه ظرف غذایی است که می بینید،باور کنید بچه های ما در حال حاضر در عصر اتوپیا نسبت به خودمان زندگی می کنند!.


پ.ن: عکس اول از بالا را از این سایت قرض گرفته شده ام و انگیزش خوبی هم داشت،غذای امروز ظهر یسنا با لطف سرآشپز کباب ماهیتابه با آرایش چیپس سیب زمینی وبرنج به شکل ماهی است...

با ویکیمپیا نامتان را بر کره خاکی حک کنید

از دوران اجاره دادن ماهواره های بازنشسته و ارتفاع پایین ناسا به دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی تا امروز کهwiki با بهره بردن از تکنولوژی گوگلGoogle Maps و امکانات ماهواره ای آن، به صورت آنلاین وWikiMapia هر موقعیت مکانی بر روی کره زمین را با نشانه مشخص می کند،گویی به چشم بر هم زدنی زمان گذشته واز این به بعد اگر از آدرس مکانی برای کسی در آنسوی دنیا تعریف می کنید،میتوانید او را به دیدن همان مکان، گیرم کمی از ارتفاع بالا دعوت کنید،به طور مثال من و سیٌد یوسف این قدر به هم نزدیک هستیم!.
پ.ن: از این به بعد می شود ردپایمان را بر کره خاکی حک کنیم،بدون کندن ناممان بر تنه درخت یا سنگ نوشته یک بنای باستانی!.

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes