Saturday, March 29, 2008

سه ديدگاه امروزي

امروز تصميم دارم كه به جاي يك مطلب طولاني و احياناً خسته كننده!،سه مطلب انتخابي از نسخه الكترونيكي روزنامه نيويورك تايمز امروز را معرفي كنم و ورود به مطلب را در اختيارتان مي گذارم،ادامه مطلب و مطالعه بيشتر را به خودتان واگذار مي كنم!:

مطلب اوٌل در مورد سگهاي اجاره اي است كه به ساير اقلام اجاره اي اضافه شده است و متقاضياني كه معمولاً حوصله نگهداري بلند مدت سگ را در منزل ندارند ولي يك گشت يك روزه يا قدم زدن با سگ را مي پسندند،ارضا مي كند(هميشه سگ را بعنوان يك حيوان خانگي دست آموز كه به عضوي از خانواده بدل مي شود ميشناختم،نكند نوبت فرزند اجاره اي و شوهر اجاره اي هم فرا رسيده است؟؟؟).

مطلب دوٌم حساسيتهاي بعضي آدمها را براي آشنايي يا ادامه روابط با ديگران با محوريت كتابهايي كه مطالعه مي كنند،مورد توجه قرار داده و نشان مي دهد كه جوامع مجازي چون Shelfari يا Facebook با كدامين نياز شكل گرفته اند!(من هم از آن كساني هستم كه اگر براي بار اول پا به منزل كسي مي گذارم به طرز غيرقابل كنترلي به دنبال كتابخانه صاحبخانه مي گردم تا برآوردي از طرف روبرو بدست آورم!).

مطلب آخر تا حدودي زيست محيطي است و اشاره به نوع جديدي از دزدي اتومبيل دارد!،در اين مقاله به نوع جديدي از سرقت اتومبيل يا در واقع سرقت قطعات و تجهيزات اتومبيل اشاره دارد،سرقت مبدل كاتاليستي اگزوز اتومبيلهاي جديد كه حاوي فلزاتي چون پلاتين و نيكل است و ارزشي بيش از طلا دارد!، سارقين اين قطعات اتومبيل را دست نخورده در كناري رها مي كنند در حاليكه كليه هاي! اتومبيل را به سرقت برده اند و در بازار سياه اين قطعات تا چندصد دلار بدون دردسر و منت اوراقچي! به فروش مي رسانند!(دارندگان اتومبيلهاي خارجي چند ده ميليوني در ايران از اين به بعد تجهيزات كاتاليستي مجاور اگزوز را چك كنيد!،شايد سارقين ايراني هم ارتقاء گرايش داده باشند!).

پ.ن: اگر اين طريقه جمع آوري مطالب را بيشتر پسنديد،من را مطلع كنيد!.

از ريموت كنترل فاصله بگيريد!Remote=Control


پس از اختراع تلوزيون و اضافه شدن ايستگاههاي توليد برنامه و در نتيجه افزايش كانالهاي تلوزيوني،بشر تنبل!،براي تعويض اين كانالها بدون از جا برخاستن!،دست به اختراع وسيله اي زد كه امروز بيش از هر زمان ديگر تبديل به وسيله اي براي مطالعات جامعه شناسي ، روانشناسي و رسانه گرديده است!.
ريموت كنترل يا همان سامانه كنترل از راه دور تلوزيون وسيله اي است كه بيش از هر آفريده بشري ديگر ،خودخواهي و ميل به استيلا و هژموني را در بشر آشكار مي سازد. دربسياري از خانواده ها اين قطعه پلاستيكي ناچيز حكم سكان كشتي را دارد و در اختيار ناخداي واقعي خانه قرار مي گيرد.جر و بحث بر سر عوض كردن كانالها و بي توجهي به عقايد سايرين در مورد علايقشان در ديدن برنامه هاي تلوزيون به شاخص مناسبي براي سنجش خانواده با قابليت مذاكره و انتخاب در آمده است!.
مطالعه اي در 1986 توسط
David Morleyنشان داد كه مردان بيش از زنان بر عادتها و هنجارهاي تماشاي برنامه هاي تلوزيون تاثير گذارند و استفاده مداوم از ريموت به نمادي براي ميل به برنامه ريزي و كنترل در ميان خانواده تبديل شده است!.مطالعات بعدي نشان داد كه ميزان تمايل به نگاه داشتن ريموت تلوزيون در كنار شخصي در خانواده ارتباط نزديكي با ميل آن شخص بر كنترل تمام شئونات خانواده دارد!!.مطالعات انجام گرفته توسط مجلهThe Journal Of Marriage And The Family نشان داد مردان بيش از زنان،ريموت را در كنار خودشان نگاه مي دارند و زنان بيشتر از كانال چرخاني! آقايان شكايت دارند!.
نتيجه آنكه اگر ازدواج و كانون گرم و شادتري را طالب هستيد بايد بتوانيد در استفاده از ريموت،قابليت مذاكره و تفاهم بيشتري از خود نشان بدهيد!.راه حلهاي مانند خارج كردن باتري از ريموت! يا خريدن تلوزيون ديگر يا تقسيم سهام استفاده از برنامه هاي تلوزيون در بعضي ساعات از روشهايي است كه هژموني يك شخص خاص در خانواده را كاهش مي دهد!. منبع گزارش
پ.ن:آقايان عزيز !،متوجه خطر ناشي از انگ چسباني در صورت مالكيت مطلق ريموت كنترل باشيد!.

Friday, March 28, 2008

درختي كه دوچرخه شما را از دزديده شدن حفاظت مي كند!Bike Tree

يكي از موانع اصلي براي همه گير شدن استفاده از دوچرخه در سراسر دنيا بعنوان وسيله نقليه بدون آلودگي و مفرح ذات!،چيزي جز سهل الربايش بودن آن نيست!.به طور معمول دوچرخه را از هر وسيله نقليه شخصي ديگري راحتتر مي دزدند و چاره آن چيست؟؟!.
شركت
Bike Treeبعنوان يك شركت بين المللي در كانادا،سوئيس و هلند مجري طرح ابتكاري سازه نگه دارنده دوچرخه در معابر است كه در كنار حفظ دوچرخه شخصي،با استفاده از فضاي گنبدي شكلش و سيستم پانلهاي سولار آن،انرژي مورد نيازش را از طريق نور خورشيد تامين مي كند!،با استفاده از دوربينهاي مداربسته حفاظت الكترونيكي از دوچرخه شما را بعهده مي گيرد و با دارابودن سامانه هوشمند پرداخت الكترونيك شما را از هرگونه پرداخت ديگري بي نياز مي سازد!...
پ.ن: درتصوير متحرك نحوه پارك شدن دوچرخه را در مي يابيد.

پ.ن: خلاقيت،خلاقيت،خلاقيت و ديگر هيچ!،شهرداري شهرهاي بزرگمان نيازي ندارند كه خريد خارجي انجام بدهند،فقط به ايده نگاه كنند و به چند شركت داخلي سفارش بدهند،براي زيباسازي فضاي شهري و تشويق مردم به دوچرخه سواري فقط يك قدم بايد برداشت...

صخره نوردي مستضعفان!

چند كارگر را در حال بالا رفتن از كيسه هاي برنج در يك انبار دولتي غله در فيليپين بعنوان بزرگترين واردكننده برنج دنيا مي بينيد. عكس از رويترز

پ.ن: با ديدن عكس ناخودآگاه طنز صخره نوردي پيش چشمم زنده شد!.

شما ليست خودتان را تهيه كرده ايد؟The Bucket List


تجربه در كنار بيماري شب تا صبح سپري كردن،چند روز در هفته به عيادت بيماري بستري در بيمارستان رفتن و خودم را جاي يك آدمي كه درچهارديواريهاي سفيد بيمارستان به هر دليلي گير افتاده را گذاشتن،را داشته ايد؟.اصلاٌ هيچوقت در بيمارستان بستري بوده ايد؟،آيا به اين فكر كرده ايد كه اگر چندماه ديگربيشتر از عمرتان باقي نمانده باشد چه كارهاي ناتمامي برايتان باقي مانده؟كدام آرزو را به سرانجام نرسانده ايد؟...
مطلب بالا يك فراخوان وبلاگي نيست!،مضمون فيلمي است كه با شركت جك نيكلسون و مورگان فريمن ديدم،
The Bucket List محصول 2007 كه عملاً در2008 ميلادي به نمايش عمومي درآمده ،حكايت دو بيمار مبتلا به سرطان است كه به پايان كار رسيده اند و باوجود فاصله دنياهايشان از يكديگر(كارگر-بيليونر)در يك نقطه اشتراك دارند،و آن اين كه فرصتي باقي نمانده و كارهاي ناتمام زيادي به فكرشان مي رسد كه بايستي آنها را به اتمام برسانند،آرزوهاييكه در زندگي معمولي به تاخير افتاده اند و وظايفي كه از آن گريخته اند...
اين ليست از كارهاي هرگز نكرده! ابتدا توسط كارتر(فريمن) تهيه مي شود و با كنجكاوي ادوارد( نيكلسون) در مورد مضمون آن،توسط وي تكميل ميشود و پس از اعلام نظر پزشكان در مورد فرصت كوتاه باقي مانده براي هر دوي آنها،از تخت برمي خيزند كه به دنبال ليست كذايي بروند...
فيلم كارگرداني چون راب راينر معروف را در كارنامه دارد و با اتكا به دو غول در نقشهاي اصلي،لحظات زيبايي را برايتان رقم خواهد زد!.
پ.ن: فيلم سرشار از احساس و ميل به زندگي است، پايان به معناي واقعي وجود ندارد و دو بيمار تا آخرين لحظه دنبال جاودانگي هستند،گرچه هر كدام از منظر متفاوتي به زندگي نگاه مي كنند...
پ.ن: دوست داشتم اين فيلم را در بيمارستانها براي آدمهاي تهي شده و به خيال خودشان به ته خط رسيده نمايش مي دادند يا اصلاً براي آدمهاي سالم ولي به ته خط رسيده!،هنوز آرزوها و كارهاي ناتمام زيادي باقي مانده!، به فكر تهيه ليست خودتان باشيد!.

نشست وبلاگی به بهانه دید و بازدید عید!

به میمنت و فرخندگی این عید سعید باستانی موفق به درک حضور متتٌی شدیم البته در معیت سید پابرهنگان و عیالات! متحده!.


پ.ن: عکس یادگاریمان را به رسم وبلاگستانیها با کمی تروکاژ تقدیم می کنم!,اگر از آخر دنیا می گذرید سری به ما هم بزنید!.

در مورد وقایع اتفاقیه در مستراح خجالت را کنار بگذارید!



یک عقیده خرافی است که می گوید وقتی در مستراح مشغول قضای حاجت هستید,فرشته ای شما را وادار می کند که به دسترنج روزانه تان در کاسه یا سنگ توالت نیم نگاهی بیاندازید!,اینکه این عقیده از کجا آمده و هدفش چه بوده و می تواند چه نقشی در زندگی مان ایفا کند را من نمی توانم جواب بدهم!,ولی متخصصی در آمریکای شمالی با نامی عجیب و غریب(Dr. Anish Sheth)است که به سادگی دکتر مدفوع! نامیده می شود و این کار را یعنی نگاه کردن به ماحصل تلاش سیستم هاضمه و دفعتان را توصیه می کند!.لینک خبر

او می گوید در کنار جنبه های تمسخرآمیزی که در مورد مستراح و وقایع آن شایع است,بررسی و دقت در آنچه دفع می کنیم به پایش سلامتی جهاز هاضمه کمک شایانی می نماید!,کنار گذاشتن شرم و حیای بی دلیل برای صحبت کردن در مورد آنچه دفع می کنیم می تواند پزشکتان را در راه تشخیص و معالجه پر قربانی ترین نوع سرطان یعنی سرطان روده بزرگ پیش از پیشرفت یاری رساند.
پ.ن: کتاب معروف دکترSheth را از این سایت می توانید تهیه کنید و از این به بعد آنچه در توالت می بینید با جزئیات به خاطر بسپارید!.
پ.ن: مرا برای توالی چند موضوع مستراحی عفو کنید!.

عیدانه یسنا با 4 فیگور




یسنا در ابتدای سال نو و چهار فیگور عکاس کش!.

Thursday, March 27, 2008

تمرین توازن

من از حدود 9 سالگی شنا را آموختم و بعنوان یک سرگرمی جدی هنوز هم اگر فرصتی دست بدهد تن به آب می زنم,در تماشای مسابقات جهانی توازن فوق العاده شناگرهای حرفه ای, خصوصاً در رشته کرال پشت برای من همیشه عجیب بود و دلم می خواست تمرینات آنها را از نزدیک ببینم,این عکس گاردین یکی از ریزه کاریهای تمرینات قهرمانان را نشان می دهد.کاتلین سینکلار استرالیایی را در هنگام حمل یک پیاله بر روی پیشانی در وضعیت شنای کرال پشت برای تثبیت توازن می بینید.
پ.ن: چیزهای ساده و نتایج بزرگ!.

Wednesday, March 26, 2008

بوریس برای مستراحش غرامت می خواهد!


بعضی اتفاقات به ظاهر ساده نشانه های بارزی برای شروع گسترده تغییرات هستند,ملتٌی که سالیان متمادی دولت مرکزی را بعنوان قدرت مطلقه باور داشته اند و حتی در چهاردیواری خودشان از ترس بریا واستالینیسم و سیبری خواب خوش از چشمهایشان گریخته بود ,همین الان بزرگترین آژانس فضایی جهان را که هنوز هم دولتی است به پای میز محاکمه و کیفرخواست می کشانند...
یک چوپان روس از آژانس فضایی روسیه برای سقوط یک قطعه از ملحقات سفینه های روسی(Soyuz TMA-9 ) در مزرعه اش و تخریب مستراحش! شکایت به دادگاه برده و درخواست غرامت کرده است!,Boris Urmatovساکن روستای Kyrlyk در منطقه Russia's Altai یک میلیون روبل روسیه معادل 42هزار دلار آمریکا برای خراب شدن مستراح و وارد آمدن استرس و اضطراب درخواست غرامت کرده است!.لینک خبر
پ.ن: یعنی یک روز ما هم قانون برایمان چنین چتر حمایتی ایجاد می کند که بشود یک منطقه شهرداری را برای ایجاد یک گودال در خیابانهایمان به پای میز محاکمه و غرامت بکشیم؟؟.

مسافران نوروزی قسمت اوٌل!

مهمانان نوروزی قسمت اول! به سلامتی تشریف آوردند و مدتی در خدمتشان بودیم و دیروز رفتند,گل ژرورا و ماشین روروک تحفه مهمانان است!.
پ.ن: یسنا هم که به سلامتی برای هر عکس گرفتن باید یا منتظر بی حواسی اش یا بعد مسافت تا دوربین باشیم والا همین لج رفتنها را داریم...
پ.ن:منتظر فیلمهای جدیدی که گرفته ام و هنوز ندیده ام باشید!.

Tuesday, March 25, 2008

بهاي خون تبتيها



پس از درگيريهاي اخير و معترضين تبتي،به اين فكر مي كردم كه اين كوهستانهاي سربه فلك كشيده و سردسير و مشتي بودائيست نحيف و كچل! به چه درد سيستم توتاليتر رفقاي چيني مي خورند كه چنين برخورد خشن و غير انساني در تبت در جريان است؟!.
جواب سوال از يك گزارش در مورد منابع ارزشمند كاني و انرژي پايدار در تبت استخراج شد!،تبت فقير ،تبت دالايي لاما و آن همه راهبان بودايي در عسرت، به بهاي اقلام ليست ذيل در تنگنا به سر مي برند:
چين بعنوان بزرگترين توليد كننده باتريهاي ليتيومي براي تلفنهاي همراه و مانند آن، به تامين منابع غني ليتيم كه معمولاً درياچه هاي بزرگ نمك هستند وابستگي تام دارد،
Chabyer salt lakeدر منطقه خودمختار تبت، بزرگترين معدن ليتيوم چين و يكي از سه درياچه بزرگ نمك جهان است!،مضاف بر اين معدني در حدود 2500 كيلومتر مربع با كانيهاي آهن و كروم، منابع نفت و گازي با تخمين 100تا150 ميليون تن!،مراتعي در حدود 1.22 ميليون كيلومتر مربع شامل چراگاه طبيعي و زمينهاي مستعد كشاورزي و23 ميليون راس دام زنده ثروتي است كه هيچ كس از كنارش به آساني نمي گذرد! و حتي اگر به بهاي تحريم المپيك پكن هم تمام شود دلايل اقتصادي موجهي دارد!!.لينك
پ.ن: البته ناگفته پيداست كه در دنياي امروز اقتصاد هر كشتار و نسل كشي را توجيه مي كند!.
پ.ن: عكسها متعلق به آلبومي از خبرگذاري رويترز است.

ناپل و پس لرزه زباله



بعد از معضل زباله هاي ناپل، بيش از 120 روز كاري به تميزسازي و حمل زباله هاي اين شهر اختصاص داده شد و پس لرزه هاي آن تا تعويض دولت وقت ايتاليا نيز گسترش يافت،امروز ناپل بيش از گذشته پاكسازي شده و چهره شهر كاملاً تغيير يافته ولي از توريستهاي شهر ناپل خبري نيست!.

در اين ميان،هتلداران ناپلي مغبونترين صاحبين كسب و كارهاي متضرر شهر هستند و آمار رزرو اتاقهايشان تا 20 درصد كاهش يافته است!. لينك خبر
پ.ن: كمتر كسي در كشور ما حاضر است چنين واقعيت تلخي را مدل سازي كرده و باور كند!،موضوعي مانند زباله و تاخير در پاكسازي و حمل و بازيافت آن بتواند بر چهره شهر ،اقتصاد شهر و حتي انتخابات دولت نيز تاثير بگذارد!.اگرچه به مدد تلاشهاي بي وقوفه 3 دهه اخير!،چيزي بنام جهانگردي و توريسم به معناي واقعي باقي نمانده است،ولي ايرانگردان و مسافران داخلي نيز در ازاي پاكي فضاي گشت و گذارشان بذل توجه نشان خواهند داد!.

شبه قاره تلافي مي كند


اين جوك قديمي هنديها و انگليسيها را شنيديد كه : يك هندي وانگليسي با هم همسفر مي شوند و مرد انگليسي از سر غرور و براي دست انداختن طرف هندي به ياد او مي آورد كه حداقل 100 سال كشورش مستعمره انگليس بوده و همه چيز در اين مدت در يدقدرت آنها بوده است، مرد هندي هم لبخندي مي زند و جواب مي دهد كه اگر شما براي 100 سال كشورم را ويران كرديد ،ما براي هميشه زبان ولهجه انگليسي را به باد داده ايم!،(اشاره به تنفر انگليسيها ازلهجه هنديان انگليسي زبان!).

از اين گونه شاخ و شانه كشيدنهاي لفظي در فرهنگ هندي-انگليسي فراوان ديده مي شود ولي واقعيتي مانند خريد معروفترين كمپاني هاي اتومبيل سازي بريتانيا توسط مجموعه عظيم صنعتي تاتا كه قبلاً هم در موردش صحبت كردم،نشان مي دهد كه غول شبه قاره بيدار شده است و تنوره اش گوش اهالي خيابان داونينگ را هم كر كرده است!.
دو شركت معروف (
Jaguar-Land Rover)كه اولي سازنده معروفترين جيپ مستعمره ! نورد دنيا و دومي يكي از معروفترين سازندگان اتومبيلهاي اسپرت و ويژه اشخاص متمول انگليسي (البته بعد از رولزرويس) بودند در ازاي مبلغ ناچيزي!(2ميليارد دلار$آمريكا) به تاتا واگذار ميشوند تا هنديان تلافي استعمار 100 ساله را با كمي تاخير به جا آورده باشند.در مقاله گاردين به تاريخچه شروع و روند ساخت و ساز و توليد اين دو شركت بريتانيايي و افول آنها در چند دهه اخيرنيزاشاره شده است.
پ.ن: كم كاري تعطيلات را جبرا ن مي كنيم!.

Thursday, March 20, 2008

تحویل سال کنار آب!



اولین لحظات یسنا و خانواده در کنار آبهای نیلگون خلیج فارس با سفره هفت سین مسافرتی!.
پ.ن: به اتفاق مهمانان تحویل سال را در کنار آب گذراندیم،تا روشنی آب در دل و جانمان از همین ایتدای سال اثر کناد!.


Wednesday, March 19, 2008

حراج زندگي در eBay


سايت حراجي eBay اجناس متفاوتي را به فروش گذاشته و تا كنون ركورددار همه چيز فروشي در فضاي وب است،ولي فروش يك پكيج تحت عنوان همه زندگي و مايملك يك انسان شامل خانه، اتومبيل، موتورسيكلت،جت اسكي،شغل،البسه، و حتي دوستان صميمي! حراجي غريبي است كه يك استراليايي پس از متاركه با همسرش، به راه انداخته است!.
Ian Usher
ساكن غرب استراليا از شهر Perth و چهل و چهار ساله در مصاحبه اي با تلوزيون استراليا گفت او همه زندگيش را در يك بسته پيشنهادي به قيمتي در حدود 420هزار دلار استراليايي به حراج گذاشته است.
او مي گويد:"من به اندازه كافي از اين زندگي استفاده كرده ام! و ديگر بيش از اين براي من جذابيت ندارد!،اگر شما دوستش داريد براي شما!".لينك خبر
يان آشر به انتظار لحظه به حراج رفتن زندگي اش است تا بتواند با خيال راحت با يك كيف پولي و پاسپورتش از درب منزلش بيرون برود و زندگي جديدي را شروع كند...
پ.ن: گريختن از آنچه تا كنون گذشته است و يك زندگي جديد وسوسه غريبي دارد ولي نكته اصلي اين كه زنان با رفتن از زندگي ما مردها طعم و بوي زندگي را با خود مي برند نبايد فراموش شود و اين تنها چيزي است كه اين مرد بينوا از آن سخني نگفت!.
پ.ن: اين هم آدرس حراجي زندگي اين مردك مغموم!.

Tuesday, March 18, 2008

نوروزخوانی اهالی این محل!


بلاخره پرونده امسال هم در حال بسته شدن است،در حالیکه بار به مقصد نرسیده،بسیار بجا مانده،عزیزان بسیاری از دست رفته اند و ناملایمات از پس شادیهای کم رنگ، پر زورتر می رانند!،آرزوها تنها بخش خوشرنگ این فرصت کوتاهند که مجال سفره نوروز چیدن و به استقبال یک سال دیگر را رفتن،توجیه می کنند...


به سال 87 پا خواهیم گذاشت با امید به آنکه:
دیگر از بی برنامگی ،سوء مدیریت و فرصت سوزی صاحبان وارثان زمین! اثری بر جا نماند!،وهمه انسانها به سهم خودشان از راحت خیال بهره مند شوند و کودکان شوق کودکی از دست ندهند و ما نیز از شوق کوکان باز هم سال نو و عید را با همه معجزه نواندیشی و نوسازی که می تواند با خود داشته باشد به یاد بیاوریم و با شنیدن صدای توپ یک چیزهایی آن گوشه های قلبمان رو به بهبود بلرزد!...
پ.ن: امسال بعنوان یک وبلاگ نویس بیش از همه باید از همه دوستانی که به این درسرا آمدند و بر شوق ما فزودند تشکر کنم،همه آنهایی که با گوشزد اشتباهاتم فرصت کمی بهتر دیدن را ازمن دریغ نکردند ودوستان جدیدی که بیشتر از پیش به نوشتن تشویقم می کنند،برای همه آدمها،همه آنهایی که هنوز چیزکی در آنها با آدمیزادگی نسبتی دارد سال بهتری آرزو می کنم.
پ.ن: عکس از هنرهای مامان یسنا است که هر سال این رسم سفره چیدن را با شوق و ذوق به جا می آورد.

خمیده بر مبل


یسنا از کودکی برای خواب دختر خوش قلقی بود و بر خلاف هشدارهایی که از والدین بدشانس! داشتیم،اهل شب زنده داری و شب والدین زابه راه کردن! نبود،الان هم در آستانه 21 ماهگی وقتی که زمان بیهوشی فرا برسد حتی ایستاده هم می خوابد،این روزهای نزدیک عید مادر یسنا گرفتاریهای متعدد و دلهره کاروان مهمانان نوروزی را دارد و یسنا هم که از این همه شور زدنهای مادر بی خبر، فقط در میان دست و پای مادرش می لولد و شیطنت می کند!، این عکس به میمنت و سلامتی پس از چندین ساعت آتش افشانی از مشارالیها! به هنگام چرت خمیده بر مبل! توسط مادری که از فرط خستگی و کلافگی و ذوق ثبت لحظات این چنینی!(چه معجونی شد!)نمی دانسته است که چگونه خودش را به دوربین برساند!،گرفته شده است.

USB محبوب هزاره سوم

گذرگاه فراگير و پياپي داده كه امروزه به اختصار USB ناميده مي شود، موجود توانا و كوچكي است كه مانند ترانزيستور و پردازشگرهاي الكترونيكي دوران اطلاعات را مبادي زماني مشخصي تقسيم كرده است،پس از تولدUSB در نوامبر 1995 به طرز باور نكردني! تمامي استانداردهاي مربوط به گذرهاي الكترونيكي و سطح مشترك انتقال داده ها بر اين ايده جديد تمركز يافتند و در كوتاهترين مدت زمان ممكن تمامي دستگاههايي كه به نوعي به انتقال داده و جريان الكتريسته وابسته هستند،منافذ مشابهي را در انواع نرينگي و مادينگي تحت عنوان گذر يا آستانه USBبر سازه خود پذيرا شدند!.
كار به جايي رسيده است كه جماعت ITباز! يا همان Geekها براي خريد هر چيزي به دنبال پورتهاي USB كاتالوگ و بدنه دستگاه را زير و رو مي كنند!.پنكه ويژه كاربران نوت بوك،چراغ مطالعه،دوربين تحت وب، و انواع مصارف الكتريكي جانبي براي تجهيزات به همراه توانايي انتقال داده به ريزسامانه هاي ضبط ديتا از USB چهره ويژه اي ساخته است...
ايده جالبي كه در اين پست با شما تقسيم مي كنم، در واقع استفاده از اين پورت محبوب براي شارژ مجدد باتري هاي معمولي است!،چيزي كه ديگر به قول بروبچ آخرشه!!...

شركت توليد كننده اين باتري نوظهور جوايز متعددي را براي ثبت و توليد اين ايده از آن خود كرده است،سايز فعلي اين باتري AA يا همان باتري قلمي معمولي است، ولي انواع(AAA, 9V, C, D, and PDA/Cell phone)آن در راه است و كمتر از چند ماه ديگر بازار را پر خواهد كرد!.لينك خبر





پ.ن: ديشب پس از مدتها رسيور ماهواره ام را عوض كردم و در نوع جديد با كمال تعجب پورت USB را هم زيارت كردم!،اين پورت امكان ارتقاء برنامه راه انداز رسيور را بدون نياز به يك رايانه در اختيار مي گذارد! و در ضمن اين مدل رسيور از همين طريق فرمتهاي تصويري را هم مي خواند و نمايش مي دهد!.

اشك تمساح سبز!


آرنولد شوارزتنگر فرماندار ايالت كاليفرنيا به تبع ساختار فوق صنعتي اين ايالت و پزهاي سبز!،به فرماندار سبز هم شهرت دارد!.اين در حاليست كه وي اخيراً توسط حملات تند اهالي عمدتاً دموكرات و دوستدار محيط زيست در لس آنجلس،به خاطر استفاده از جت شخصي براي مسافرتها و بازديدهايش مورد نكوهش قرار گرفته است.بسياري بر اين باورند كه چهره هاي معروف و ابرستاره هاي از پز محيط زيست فقط براي تثبيت موقعيت و مطرح بودن نامشان استفاده مي كنند...

پ.ن: عكس از گاردين...

Monday, March 17, 2008

برندهاي معروف پوشاك غربي را چه كساني توليد مي كنند؟

كارگران يك كارخانه منسوجات در هند ،از ابتدايي ترين امكانات براي دوش گرفتن، استفاده مي كنند. صنايع نساجي هند يكي از منابع اصلي تامين پوشاك و منسوجات كشورهاي غربي و طراحان مد معروف دنيا است و اين در حاليست كه كارگران ارزان قيمت هندي از كمترين تسهيلات در محل كار برخوردار نيستند. اگر در هنگام خريد بسياري از برندهاي معروف آمريكايي و اروپايي به نوشته اي با عنوان ساخته شده در هندوستان برخورد كرديد به ياد اين عكس باشيد!.

عكس را در بين عكسهاي برگزيده روزنامه گاردين يافتم...

محبوبه عهديار نماينده زنان افغان درالمپيك پكن



"وقتي كودك بودم،عادت داشتم دور حياط منزلمان بدوم و به تمرين بدنسازي برادرم نگاه كنم، من اين تمرينها را از ترس طالبان حتي از چشم همسايگانمان نيز مخفي نگاه مي داشتم "،آنچه گذشت بخشي از مصاحبه محبوبه عهديار دونده نوزده ساله افغاني است كه در ميان چهارتن ديگر از هموطنانش،فرصت شركت در رقابت المپيك پكن را پيدا كرده است. او الان در استاديوم ورزشي كابل تمرين مي كند،جائيكه تا پيش از اين محل اجراي حكم اعدامهاي متعددي به دستور و شيوه طالبان بوده است. محبوبه مي گويد در سايه حمايت بيدريغ خانواده اش به جايگاه امروزي دست پيدا كرده ولي هنوز همسايگان و بسياري ديگر در جامعه افغان ورزش را در شأن زنان نمي دانند.لينك خبر

پ.ن: محبوبه ها كم نيستند و هر يك به طريقي دارند از جايي جوانه ميزنند...
پ.ن: عكسها را از آلبوم رويترز قرض گرفته ام.

کودکان حسرت


تبلیغ جوایز یک بانک پیزوری با حضور کودکی دبستانی در حال خواندن موضوع انشاء آغاز می شود،کودک از آرزوهای خودش برای رفتن به مسافرت و آرزوی برادرش برای داشتن اتومبیل و آرزوی مادرش برای خرید خانه با لحنی حاکی از حسرت و ناباوری! می گوید و صحنه عوض می شود و گوینده تیزر تبلیغاتی از جوایزی مشابه که بانک اهدا خواهد کرد با لحنی امیدوار کننده و بشارت دهنده ! می گوید.نمی دانم که متن این تیزرها چقدر آگاهانه و هدفمند انتخاب می شود و آیا مدیران بانک و سیاستگداران پول و اعتبار به درستی متوجه می شوند که در واقعیت نیز کودک دبستانی بایستی از حسرتش برای رفتن به مسافرت سخن بگوید! و بسیاری از ملزومات بسیار پیش پا افتاده در این دیار به آرزویی در دور دستها تبدیل شده است؟!.


شرم باد دولتن نامردانی را که با نفت بشکه 100 دلار کودک حسرت به دل پرورش می دهند،شرمشان باد...
پ.ن: عکس را از آلبوم فلیکر عالیه خانم قرض گرفته ام.

Sunday, March 16, 2008

چوبک و من و یک روز در سلاخ خانه

داستانی کوتاه از صادق چوبک با نام"پیراهن زرشکی" را می خواندم، در پلانی کوتاه از زندگی دو زن مرده شور در غسالخانه و آنچه آنان به زندگی و منافع آن تعبیر می کنندد،به یاد انشاء دوران دبیرستانم درباره حکایت یک روز در سلاخ خانه کشتارگاه قدیم شیراز افتادم و آدمهای به بیرون گود زندگی پرتاب شده و مشاغلی خاص چون غسل میٌت و کفن و دفن یکسره مرا برد به روزی که با یکی از دوستان به قصد کنجکاوی در احوالات آدمهای رعب انگیزی که باعنوان شغلی سلاخ! و چاقویی خون آلوده در پر شال از خواب برمی خیزند و به خواب می روند،به کشتارگاه رفتم...
معلم ادبیات دوران دبیرستانم برای این ماجراجوئیها و تجربه اندوزی در دل زندگی واقعی ارزش زیادی قائل بود و ما را به تصویر کردن چنین محیطهایی تشویق می کرد،در آن روزها شاید بیست و اندی پیش،هنوز فرهنگ لات بازی و جاهل منشی بخش عمده شخصیت قصاب و سلاخ جماعت را تشکیل می داد(گرچه هنوز هم چنین است!) و قدم گذاشتن به سرزمین و مقر سلطنتی آنان زهره شیر می خواست که من به همت و یاری!دوست هم محلی ام که خودش در معیت پدر محترم و مرحومش به شغل شریف شاگرد قصابی مشغول بود،به ذره ای ناچیز از این دل و جرات دست پیدا کردم و به قصد خرید چند جفت بی ناموسی! گوسفند به قصد کباب که دلیلی به مراتب سلاخ پسندتر از موضوع انشاء! بود راهی شدیم،اوٌل صبح محیط سلاخ خانه از قصابها و سلاخها موج می زد و جماعتی بداخم و هول انگیز که شوخی کوچکشان خط انداختن بر روی یکدیگر با تیزی یا استفاده از الفاظ کاملاً فرهنگی در نامیدن همدیگر است را زیارت کردم، بر حسب عادت لباس ساده ای بر تن داشتم ولی بازهم در میان جماعتی که کمربند زندانباف! بر کمرهایشان حکم شرکت در بزرگترین نبردهای تاریخ را داشت،بچه محصل نازک نارنجی بیش نبودم که از زبان قصابی هم جز یکی دو اصطلاح پیش پا افتاده چیزی نمی دانستم و حسابی توریست محسوب می شدم!.از قضا در همان هنگام گنده لات کشتارگاه که الان چندسالی است در پی بالا کشیده شدن با مقادیر معتنابهی طناب دارسینه کش قبرستان تشریف دارد!،در محوطه حاضر شد و با دورباش کورباشهای! حضار چشم ما هم به جمال حمزه گاوکش(در لفظ شیرازیها:حمزه گوویی!)روشن شد.او بعنوان اول شرور و لات و لوت شیرازی و صاحب یکی از قصابیهای بالا شهر و چندین گله داری، یکی از محورهای اصلی کشتارگاه و تقسیم کننده آن روز سهم قصابهای شیرازاز کشتار روزانه بود،ورودش مانند قدم گذاشتن پهلوانی به گود زورخانه گرامی داشته می شد و طول و تفصیلی داشت،این حمزه خان با هیکلی نتراشیده و نخراشیده و پوستی سرخ و بدرنگ واقعاً شباهتی خاص با لقبش داشت که خاک برایش خبر نبرد!.به هر تقدیر با پارتی همراهمان تا پایان تقسیم غنائم آن روز صبر کردیم و کله پز و دباغ و قصاب و سلاخ سهم خود بردند و ما ماندیم و چند جوجه سلاخ که ته مانده فتوحات آن روز را که همان عضو شریف قوچهای نر! است، البته به ظاهر به صورت زیرزمینی و قاچاق(گویا این عضو خرده کراهتی هم دارد!) و به قیمتی در حدود جفتی بیست تومان آن روز به ما فروختند و ما قبل از اینکه هرگونه تجارب! دیگری نصیبمان شود همین قدر را مغتنم شمرده و بخشی از غنائم را به منزل و توری کبایی و مابقی را به دفترانشایم انتقال دادم!.
پ.ن: غرض از این خاطرات یادی از مردمانی است که به هر صورتی از پهنه اجتماع و جریانهای زنده تر اجتماعی فاصله دارند و در آنچه انقلاب اطلاعاتی می نامیم، حضور ندارند ولی در زندگی مان با آنها سروکار داریم،آنها را می بینیم ولی گویی از سرزمینهایی بسیار دور و با زبانی متفاوت و دنیایی که از زمین تا آسمان فاصله دارد با یکدیگر روبرو می شویم، آنچه چوبک در داستان کوتاهش به خوبی نشان می دهد،دنیایی که به اندازه یک جسد و لباسهای تنش و دندان مصنوعی اش و خرده النگو و گوشواره هایش اهمیت دارد و بیرون آن و بیش آز آن اصلاً مفهموم نیست.چنین فاصله ای که شاید بیش از هر چیز دیگر در اثر توزیع ناعادلانه فرصت روی می دهد یا اتفاقی چون بر تشت طلا یا خشت خام افتادن آن را رقم میزند،تقصیر چه کسی است و برای گریز از تعارضات ناخواسته آن باید از چه کسی کمک خواست؟!.
پ.ن: من و چوبک گویا به فاصله 50 و اندی سال در یک دبیرستان درس خوانده ایم...

اماراتيها و مسابقه ترينها !


در مورد شهر مصدر و آنچه كه قرار است در ابوظبي در چند سال آينده بعنوان شهر نخبگان اماراتي اتفاق بيافتد پيش از اين گفته ام و اينك طرح سقف منحصر بفرد ساختمان مركزي اين شهر با چندين ركورد جهاني را خواهيد ديد:

بزرگترين مجموعه پانلهاي فتو ولتائيك جهان در سقف اين مجموعه بيش از نياز مصرف داخلي ساختمان انرژي پاك توليد مي كنند و اين ساختمان از اين لحاظ Energy Positive محسوب مي شود،اين ساختمان بر اساس كمترين مصرف انرژي در واحد فوت مربع در بين سازه هاي هم اندازه و مساحت خود طراحي شده است و رتبه بزرگترين سيستم خنك كننده و رطوبت زدايي همزمان در يك بنا را نيز به خود اختصاص داده است و همچنين از هم قد و قواره هاي خودش 70% آب كمتر مصرف مي كند!.
اين ساختمان در 2010 تكميل و كل تاسيسات شهر مصدر نيز براساس آخرين گمانه زني ها تا 2016 به اتمام خواهد رسيد.

اين ساختمان1.4 ميليون فوت مربعي(در حدودهزار130 مترمربع!) توسط مجموعه معماري از شيكاگو Adrian Smith + Gordon Gill طراحي گرديده است.
پ.ن: نمي دانم ديدن چنين طرحهايي براي شما چه معنايي دارد!، ولي من از كودكي طرحهاي آينده در مجله دانشمند را با حس خاصي دنبال مي كردم و هميشه براي تحقق آن طرح يا پروژه تجسم شخصي داشتم!،در مورد همسايگان خليجي مان و طرح اين پروژه ها نيز بعنوان تلنگري ذهن خواب آلوده و منفعل ايراني را تحريك مي كنم و آن را لازم مي دانم!.

با وقار زي و با وقار بمير!Dignitas

Dignitas با dignity پيوندي نزديك دارد و اشاره تام به وقار و جايگاه متعالي انسان دارد،جايگاهي كه بر طبق تعليمات روم باستان او را مخير خواهد ساخت تا به هنگام لزوم مرگ خويش را با وقار انتخاب كند!.
ديگنيتاس نام موسسه اي است سوئيسي كه با اتكا به قوانين آن كشور براي افرادي كه با علاقه شخصي و در اثر بيماريهاي غيرقابل علاج يا مشكلات رواني خاص قادر به ادامه مسير زندگي تا مرگ نيستند،راه را كوتاه مي كند و با امكانات پزشكي و پيراپزشكي مورد لزوم ،مرگ خودخواسته را به بالين محتضر مي آورد!.
اين موسسه كه بدليل مخالفتهايي در خاك سوئيس مدتي تعطيل شده بود ،دوباره بازگشايي شده و
هنوز نيز مخالفان و موافقان بسياري در اطراف آن مجادله دارند.لينك خبر
سوئيسي هاي تاجر مسلك از طرفي براي وجه نامتعارف چنين كسب و كاري با آرم و نام سوئيس واهمه دارند و نمي توانند توريستهاي آلپ و خريداران ساعتهاي معروفشان را با توريستهاي متقاضي اوتانازي! در يك كفه بگذارند! و از طرف ديگر قوانينشان چنين فراگردي را براي متقاضيان خارجي آن قانوني اعلام كرده است و از بابت هر اتانازي نيز معادل 5000 پوند انگليس درآمد وارد كشورشان مي شود!.لينك
پ.ن:فرهنگ مشرق زمين مرگ و زندگي را فقط در يد قادر متعادل به رسميت مي شناسد و غرب متاثر از فلسفه روم نيز با چاشني آريستوكراسي رومي و چرتكه انداختن در قبال صرفه زندگي راه حل منطقي تري! براي آن يافته است...

Saturday, March 15, 2008

اينبار ترك تبارهاي آلماني جهادي مي شوند!


اسپانيايي مراكشي تبار،انگليسي پاكستاني تبار و اينبار آلماني ترك تبار بعنوان پديده اي بي سابقه در حملات تروريستي جهاديها در افغانستان معرفي شده است.
به قول حجاريان سيكل معيوبي كه اروپا و غرب را بدبين مي كند و سيستمهاي امنيتي شان را هميشه در پي دستگيري و شناسايي اروپاييان آسيايي تبار ترجيحاً مسلمان گوش به زنگ نگاه مي دارد و مسلمانان مهاجري كه تبعيضهاي نژادي و كاهش فرصتهاي شغلي براي غير اروپاييان را با بيپوستن به چنين طرزفكرهايي پاسخ مي دهند، همه و همه دست بدست هم مي دهند تا جهان در آتشي شعله ور باشد كه به راحتي مي توان از افروختن آن جلوگيري كرد.طرحي مانند
BlueCard و نگرشهاي مثبت احزاب سوسياليت اروپا نسبت به پديده مهاجرت ميتوانست از جمله اين تحركات مثبت باشد و همچنين تشكلهاي بيدارساز آسيايي در اروپا براي روشن سازي افكار نوجوانان و جواناني كه در اروپا به درون گرداب حركات انتحاري مي افتند.
بايد منتظر رفتارهاي سختگيرانه پليس آلمان در قبال ترك تبارها بود، شديدتر از قبل و با پيشداوري هاي مخربي كه شأن انساني بسياري از مهاجران را زير سوال خواهد برد.
پ.ن: اخبار مربوط به عمليات انتحاري افغانستان و عراق،پاسخ مثبتي به قشون كشي غربيها و تداوم حضورشان در خاورميانه است،ملتهايي كه خود توان حفظ نظم و تقسيم منافع به نسبت عادلانه بين مردمانشان را ندارند به طور خودكار محكوم به تحمل چنين شدايدي هستند،در اين ميان گروهها و قدرتهاي بسياري هستند كه در پي يك بازار انحصاري و تضمين شده مصرفي حاضرند اين كشمكش تا آخرالزمان هم ادامه پيدا كند!!!.
پ.ن: تروريست آلماني ترك تبار
28، Cüneyt C ساله از باواريا كه مسئول حمله 3 مارس در افغانستان شناخته شده است را در عكس اشپيگل مي بينيد.

چهارشنبه اي بي سور

فيلم چهارشنبه سوري را با يك وقفه طولاني نسبت به سال ساخت،درست در حوالي چهارشنبه سوري امسال يعني همين جمعه گذشته ديدم!.(من را مي بخشيد كه بعضي فيلمها را ديرتر مي بينم ،لاجرم ديرتر هم در موردش صحبت مي كنم!)
بهترين نكته فيلم ساختار خاص فيلمنامه بود كه به گمان من اولين بار در
سينماي ايران، فيلم تصميم نداشت كه سوالات كوچك و پيش پا افتاده را با روايتهاي اضافي و پيش پا افتاده جواب دهد!،بلكه تماشاچي بايستي با چند حدس درست به فهم داستان دست پيدا كند.تنبلي ذاتي ايراني با اين فيلم كنار نمي آيد و تا حدودي انگشت اتهام دال بر مبهم بودن داستان را به سمت نويسنده و كارگردان گرفته مي شود...
مدتها بود كه از هديه تهراني فيلمي نديده بودم و چهره تكيده و كمي جا افتاده اش من را به ياد گذر عمر خودم انداخت!، نقش زني وسواسي و بدبين را در نهايت استادي بازي كرد،استاد ميميك هاي سرد و
كسل كننده در ميان زنان ايراني...
نزديكي نمايش سريال تلوزيوني حلقه سبز با نقش آفريني فرخ نژاد و ديدن اين فيلم،به درستي نشان داد كه فرخ نژاد در حال تكرار خودش است و اين تكرار به گمانم او را كليشه كرده است...
ترانه عليدوستي نيز بايد از دام نقشهاي دختران جنوب شهري و طبقه پايين بگريزد، اگر چه اين نقشها را به خوبي اجرا مي كند.
پ.ن: فحواي داستان و ديوار بي اعتمادي در زندگي خانوادگي اين روزهاي زندگي
شهري كمي ترسناك و كمي هشدار دهنده بود، ولي اشاره به جايي بود.

پ.ن:نام فيلم و تصاوير واقعي از بلبشوي شبهاي چهارشنبه سوري و بي فرهنگي خاص فرزندان و نوجوانان اين ديار در جشني شاد كه مي تواند وسيله هيجان و لذتي بي دغدغه باشد ولي هيچوقت بي دردسر و ايجاد مزاحمت نمي گذرد،هر سال با ما تكرار مي شود و حساسيت متوليان انتظامي و برنامه ريزان را بر نمي تابد مگر آنكه انفجاري،خسارتي،نقص عضوي يا امثالهم اتفاق بيافتد و سپس تصاوير دهشتناك سوختگان و مجروحان پخش گردد!،از همين الان آرامش خيال از محله هاي مسكوني رخت بربسته و همين چند لحظه پيش گزارشي دريافت كردم كه در مقابل فروشگاه محله دو كودك نخل زينتي بلندي را دچار آتش سوزي كرده اند و مشخصات والدين آنها براي اخذ جريمه به ادارات ذيربط اعلام گرديد.باور كنيد كه مي توان هيجان را نيز برنامه ريزي كرد و شور و شوق جواني را مديريت كرد،مهم اين است كه چه زماني بازيهاي منفعت طلبانه آقايان! تمام مي شود و به اين امور نيز توجه خواهند كرد.

Friday, March 14, 2008

Green MBA


تحصيل در رشته MBA ،و تمركز بر اين رشته از نيازهاي رو به رشد جوامع در حال توسعه و توسعه يافته است كه بيش از هر چيز ديگر كسب و كار هدفمند را نشانه رفته اند.دراين ميان هدفي بالاتر از كسب و كار سبز و پايدار قابل تصور است؟،با آنچه پيشتر در اين وبلاگ دنبال كرده ايد،جواب مرا از پيش خواهيد دانست!، پس حاشيه نمي روم و بعضي از مراكز آموزشي معروف دنيا را كه برنامه تحصيلي Green MBA را در فهرست تقويم آموزشي دارند،معرفي مي كنم:

Bainbridge Graduate Institute

Presidio School of Management

MBA in Design Strategy

پ.ن: به دوستاني كه در داخل يا خارج كشور ادامه تحصيل مي دهند پيشنهاد مي كنم كه شركت در برنامه هاي مشابه يا تمركز بر موضوعات مشابه براي تز پايان دوره را در دستور كار قرار دهند،قابليت سبز انگاري كسب و كارهاي داخل كشور نيز وجود دارد!.

چينيها همه جا!

چينيها اروپا را نيز فتح كردند،اولين شهر چينيها در ايالت شرقي Brandenburgدر مكان فرودگاهي قديمي ساخته خواهد شد،اين منطقه قرار است مسكن و محل كار 2000چيني باشد.با توجه به بوروكراسي و سختگيريهاي آلمانيها در مورد قواعد ساخت و ساز و نظام مهندسي، تيم پروژه هنوز گرفتار اخذ مجوزهاي ابنيه است ولي با پشتكار و پافشاري چينيها بعيد نيست كه زبان ماندارين پس از تركي استانبولي در آينده نزديك دومين زبان مهاجران آلمان گردد!.لينك خبر

پ.ن:عكسها را از همان لينك اشپيگل قرض گرفته ام،زن و شوهر چيني بعنوان سرمايه گذار و مهندش آلماني طراح پروژه را در محل فرودگاه قديمي مي بينيد و با پيش طرحي از پلان شهر چيني كه هنوز رسميت نيافته است.
پ.ن: چينيها در خلاء حضور سايرين مانند سرطاني دنيا را فرا مي گيرند،در همين ايران خودمان،در قشم و كيش نيز با مجموعه هايي مشابه روبرو هستيم كه هنوز ساختمانهاي چيني به آنها اضافه نشده است ولي حتي كارمندان و متصديان نيز چيني هستند!.

میانسالی پایان آموختن و هیجان نیست




در عرف آنور آب کمپها برای گذران وقت نوجوانان و کودکان در اوقات فراغت و یادگرفتن تجاربی که دیگر در منازل و زندگیهای شهری قابل دسترس نیست،طراحی شده اند و بیشتر به ترویج تجربیات زندگی پیشاهنگی می پردازند.
ولی اینبار کمپهایی برای بزرگترها و در واقع کسانی که تجربیات آنچنینی نباید بایشان جالب باشد،طراحی شده که به موضوعات عجیب و غریبی می پردازند و فرصتی را برای تجربه آنچه یافت می نشود! در اختیار آنان می گذارد!.
به گزاش رویترز ،10 کمپ غیرعادی که به درک تجارب غیرعادی بزرگترها و میانسالان از آنچه به طور معمول در زندگی کسی اتفاق نمی افتد،کمک می کند را معرفی می کنم:
1-کمپی برای عاشقان راک اندرول و خدایگان موسیقی راکRock 'n' Roll Fantasy Camp - New York, Los Angeles, Las Vegas, and London که می توانند،سازهایشان را به همرا بیاورند ودر کنار ستارگان راک به نوشتن ملودی وترانه و اجرای آن بپردازند،در انتهای کمپ نیز مسابقه ای برای انتخاب بهترینها برقرار خواهد بود.


2-کمپی برای آموزش مبارزه به سبک گلادیاتورهاGladiator Training Cavalieri Hilton, Rome در حالیکه از لباس و ابزارآلات تاریخی آنان استفاده می شود و نکاتی از تاریخ رم باستان نیز آموزش داده میشود،تیم اساتید از مرکز آموزشی با کمپ همکاری می کنند.
3- کمپ آموزش فیلبانی!Elephant Mahout Training Four Seasons Tented Camp, Northern Thailand،در کنار فیلبانان تایلندی که وامدار سنتهای 2000ساله تربیت فیل در تایلند هستند و همراه با گروهی در حدود 30 نفر با رموز این فن و تجربه،و همنشینی با فیلها و فیلبانان را فراخواهید گرفت.
4-کمپ یادگیری فنون شراب سازیWine-Making Camp Sonoma and Napa, California در معروفترین مجموعه باغات انگور کالیفرنیا،که در آنجا در کنار شراب سازان از مرحله برداشت انگور تا فرا آوری ان را به تجربه در خواهید یافت!.
5-کمپ آموزش فضانوردیSpace Camp Huntsville, Alabama که دوره ای را برای 3 تا 8 روز شبیه سازی کرده و ماموریتی مانند آنچه شاتلهای فضایی انجام می دهند بازسازی می کند،در این دوره شما با تجهیزات پیشرفته ناسا، با‌ آنچه که یک فضانورد در هنگام بی وزنی یا راهپیمایی فضایی در ماه تجربه می کند آشنا خواهید شد!.
6-کمپ شکار ارواح!Ghost Hunter University Hotel Maison de Ville, New Orleans با استاد بین المللی علوم ماوراء الطبیعه به مدت دو شب، اقامت در ساختمانی به جا مانده از قرن 18 میلادی!،که شما را با آوردن دوربین و یادگیری عکاسی از حضور ارواح و هاله نور!(به درد دکتر مهندس اکونومیست و اطرافیانش می خورد!) اطرافشان قادر خواهد ساخت!.
7-کمپ آموزش حل جداول متقاطع!Crossword Puzzle Creation, 7-day Eastern Caribbean Cruise on the Holland America ship, Statendam،به مدت هفت شبانه روز و یک مسافرت دریایی باکشتی در سواحل کارائیب که فنون حل جدول و افزایش معلومات لغت شما را فراهم می کند!.
8-کمپ سافاری آفریقاAfrican Vet Safaris South Africa برای آشنایی با گونه های مختلف جانوران و وحوش آفریقا در کنار اساتید و شکارچیان معروف که شما را برای علامت گذاری کردن این حیوانات برای کارهای تحقیقاتی اموزش خواهند داد!.
9-کمپ آموزش گوندولا رانی!Gondolier Training Hilton Molino Stucky, Venice در ونیز،برای کسانی که به راندن و کنترل رومانتیک ترین قایق جهان و اصول مانور و حفظ تعادل آن علاقه مندند!.
10-کمپ آموزش پوکر!Poker Camp - Las Vegas, Atlantic City, Connecticut, and Biloxi, Mississippi در کنار سلاطین این بازی محبوب استراتژیستهاو یاد گرفتن رموز و تردستیهای آن و هر شرکت کننده در دوره در کنار یک استاد از نزدیک به یادگیری فنون این بازی می پردازد!.
پ.ن:این کمپها بیش ازهر چیز به یادمان می آورند که چه چیزهایی را در جوانی رها کرده ایم و اینکه میان سالی پایان همه چیز نیست و هیجان و آموختن ادامه دارد.لینک برای جزئیات بیشتر

Thursday, March 13, 2008

اولین تبرج


بلاخره یسنا به جلد دخترها آنهم با پوشیدن یک دستگاه مینی در آمد!،اولین تجربه یسنا از دامن پوشیدن را با شما تقسیم می کنم.
پ.ن:اولش سعی داشت که یک جوری پاهایش را قایم کند یا مینی ژوپش را پایینتر بکشد ولی بعد متوجه شد که این هم یک تجربه جدید است و برایش عادی شد،خلاصه که تبرج را پذیرفت!.

آخر و عاقبت صفحه كليد بودن!

آخر كار صفحه كليدهاي كامپيوتر در بهترين حالت و هنرمندانه ترين شرايط چيزي شبيه به اين است:

پ.ن:اين اثر توسط هنرمند كره اي Choi Jung Hyun خلق شده است.لينك

Wednesday, March 12, 2008

تبت و ريشخند المپيك پكن

چينيها ساليان سال بعنوان عضو دائمي ليست كشورهاي ناقض حقوق بشر مطرح بودند،حالا در پي تغييرات اخير و نيز ميزباني المپيك تلاش دارند خاطرات تلخي چون تيان آن من را از اذهان پاك كنند .

ولي تبتيها كه اين رزوها حسابي در چم و خم اعتراضات و معارضات داخليشان با حكومت رفقاي خلقي درگيرند،در يك در اعتراض نمادين در دهلي نو به قوانين چيني ، به ميزباني المپيك و پز بشردوستانه چينيها ، پوزخند زده اند!!. لينك

والدين دست به گريبان با نيازهاي تكنولوژيك فرزندان


آشنايي من با كامپيوتر در ابعاد PC از مركز كامپيوتر دانشكده شروع شد،در حدود21 سالگي باDOSو Windows3.1 سرو كله مي زدم و ادامه پيدا كرد تا 26 سالگي و آشنايي با اينترنت و معجوني از مهارتهاي ريز و درشت در حيطه فن آوري اطلاعات و سخت افزار و از 34 سالگي تا الان وبلاگ مي نويسم و از عهده نيازهاي روزانه ام در حيطه هاي وابسته تا حدودي بر مي آيم...
اين سرگذشت
IT Basedيك جوان ايراني از طبقه متوسط در فواصل 1990تا 2008 ميلادي است،بسياري از موقعيتها و شرايط امروز براي ايرانيها و به خصوص طبقه متوسط به بالا تغيير كرده و داشتن كامپيوتر شخصي و لپ تاپ به شكلي گسترده، همه گير شده است،داشتن وبلاگ،سايت شخصي،آدرس ايميل،عضويت در جوامع مجازي و سرو كله زدن با عيوب نرم افزاري و سخت افزاري ديگر يك تخصص نيست، بلكه الزام و روزمرگي اين سالهاست...
در اين ميان فرزندان ما از لحظه چشم گشودن كامپيوتر و تجهيزات جانبي آن را به عنوان بخشي از لوازم خانه شناسايي مي كنند و براي آنها در مدارس امروزي فرصت يادگيري از همان سنين ابتدايي و به مدد بعضي والدين حتي قبل از آن پيش مي آيد...
در آنسوي جهان،آنجا كه همه شرارتهاي زمين شكل مي گيرد!، وضع بسيار بغرنجتر است!،در آنجا
امكاناتي مانند آنچه در بالا گفته شد براي همه خانواده ها مهيا است و كودك آمريكايي با بيشتر دانستن و بيشتر آموزش ديدن به معضلي فزاينده براي والدين تبديل شده اند!،معضل از اين لحاظ كه دانش فرايافته آنان از والدينشان سبقت گرفته و والدين بايد بتوانند جوابگوي نيازهاي عمدتاً تكنولوژيك فرزندان باشند!!.
مقاله رويترز به مهارتهاي مورد نياز پدران امروزي اشاره مي كند و دست به گريباني آنها با نيازهاي تكنولوژيك فرزندان:
پدر بودن بعنوان يك شغل نيازمنديها و شرايط احراز متفاوتي را براي راهبري و پرورش فرزندان امروز طلب مي كند!،در بازار رقابتي! تربيت فرزند شما بايد مهارتهاي كليدي متفاوتي را كسب كرده باشيد تا بتوانيد از عهده نيازهاي مشتريان خود برآييد!!!.
مهارتهايي چون حل و فصل معارضات،حمايت بي قيد و شرط مالي و انگيزشي،راندن ايمن يك ميني ون در حاليكه زير بمباران ناشي از زد و خورد و دعواهاي داخل اتومبيل هستيد!،مديريت پول توجيبي و هزينه هاي تحصيلي،رقابت در مونتاژ اسباب بازيهاي پازل و چند تكه!،كمكهاي اوليه و توانايي رفت و روب منزل بعد از تفريحات كودك(هنر فراشي!)،ولي مهمترين اين مهارتها شايد هنوز مطرح نشده است...

مديريت فن آوري در داخل منزل!

مجموعه مهارتهاي قبلي به اضافه اين مهارت اخير،توانايي رقابت يك پدر امروزي را با پدرهاي نسل قبل متفاوت مي سازد.پدر امروزي بايد به درستي بداند مشخصات فني سيستم شبكه Wirelessخانگي شان در چه حدي است،بتواند مشكلات مربوط به استفاده از صندوق پستي الكترونيك را مرتفع سازد،بتواند قضاوت درستي براي انتخاب Blu-Ray يا HD DVD بعنوان سيستم نمايش فيلم خانگي داشته باشد،بتواند در مورد مقوله اي مانند تامين تلفن همراه براي كودك خط مشي مناسب و به روزي اتخاذ كند!،مهارت كافي براي باز كردن بسته بندي تجهيزات تكنولوژيك از خود نشان دهد و به عبارتي بتواند IT Guy منزل باشد!.
از طرف ديگر بايستي بعنوان نيازهاي مبرم تربيتي از روشهاي برنامه ريزي سيستم تلوزيون كابلي بر عليه موضوعات بزرگسالان!(
Adult)،روشهاي كنترل بازيهاي كامپيوتري (مديريت زمان،سطح دسترسي) نيز براي مقابله با آنچه كه ندانم كاريهاي كودكان را شدت خواهد داد،آگاهي كامل داشته باشد.
نويسنده مطلب از خاطرات شخصيش نقل مي كند كه: يك روز فرزند 8 ساله ام از من درخواست كرد كه در تنظيم وبسايتي كه با همكلاسيش ثبت كرده، كمكش كنم،اين وب سايت نوعي سايت براي ترويج فروش بازيهاي كامپيوتري و چند قلم از اسباب بازيهاي مورد علاقه اش بود كه سعي داشت با دوستش از اين طريق كسب و كاري نيز به راه انداخته باشد!.
پ.ن: اين مقاله نشانه روشني است از آنچه دارد اتفاق مي افتد و به سراغ ما هم آمده و از دوران ما نيز اصلاً دور نيست!،تكنولوژي مرزها و فواصل را كوتاه ساخته و فاصله زماني وقوع رويدادها را نيز از 50 سال بين ممالك راقيه و غير راقيه به چيزي كمتر از يك سال رسانده است!،پس از اين حقيقت فرار نكنيم و خود را آماده كنيم تا در منزل مشكلات كودكانمان را با اين ديدگاه هاي جديد حل كنيم،پس از چند دفعه نمي دانم گفتن ،موقعيت شما بعنوان پدر يا مادر حتماً در نگاه كودكتان تغيير خواهد كرد.در واقع با پرداختن به آنچه نيازهاي روز و تكنولوژيك خانواده است، والدين يك قدم به فهم دنياي نسل جديد نزديكتر خواهند شد!.

پ.ن: از طولاني بودن پست عذر مي خواهم،موضوع با اهميتي است و خلاصه كردنش از لطف آن مي كاست!.


اديسه رفيق 148هزار دلاري !



Snuppy تازي افغاني اولين سگ شبيه سازي شده بر اساس سلولهاي بنيادين خلف متوفي! است كه توسط Seoul National University's College of Veterinary Medicine متولد شده است.صاحب اين سگ كه زني 50 ساله است با در اختيار گذاشتن نمونه هاي مورد نياز از سگ محبوب و از دست رفته اش،اين شبيه سازي را ممكن كرده است.

شركتRNL Bioدر كره جنوبي كه در اين امر خير! با آزمايشگاه دانشگاه سئول همكاري داشته، ايده تكرار اين شبيه سازي را براي صاحبان سگهاي دم مرگ! با مبلغ ناچيز 148000$ دلار آمريكايي! را مطرح كرده است. لينك خبر

پ.ن: قيمت يك توله تازي افغاني حداكثر2000$ دلارآمريكايي است،پس چرا يكنفر در ازاي سگي كه فقط شباهت به سگ مرحومش دارد،همچين مبلغي مي پردازد؟!.

آب مصرفي هم به دي اكسيد كربن منتشره پيوست

در جهاني كه مهمترين موضوعات روز آن گرمايش زمين و بحران آب آشاميدني است،ضرورت مفاهيمي چون CO2 FootPrint يا Water FootPrint بيش از پيش احساس ميشود.
اينكه هر فراگرد و هر فعاليتي در جهان به چه مقياس يا ضريبي با ميزان انتشار دي اكسيد كربن بعنوان عام ترين گازگلخانه اي ارتباط دارد يا اينكه بابت هر حركتي كه مي كنيم يا هر محصولي كه توليد مي كنيم چه مقدار آب تصفيه شده مصرف مي شود،به شناسنامه انكارناپذير مديريت فعاليتها در هزاره سوم تبديل شده است، هيچ بعيد نيست كه از اين پس مديران گزارشات مالي خودشان و سر رسيدهاي حسابرسي پايان سال را بر همين دو مقياس استوار كنند.


در رابطه با ردپاي كربن و دي اكسيد كربن قبلاً هم صحبت كرده ام و اينبار بيشتربه ردپاي آب مي پردازم كه واژگان اكو- اكونوميستي جديدي محسوب مي شود:
در سايتي كه براي محاسبه ميزان آب مصرفي تمامي ملتهاي جهان بر اساس جنسيت و متوسط در آمد ماهيانه و عاداتهاي تغذيه فراهم شده، ماشين حسابي موجود است كه مثلاً عادت مصرف آب ساليانه من را چنين تفسير و تصوير كرده است:

همين سايت ماشين حساب تفضيلي ديگري را نيز معرفي كرده كه با گرفتن جزئيات بيشتري از مصارف شما اين ميزان را دقيقتر محاسبه مي كند.
همچنين گزارشات آماري و آكادميك از وضعيت مصرف آب ملل جهان كه قابل دانلود مي باشد.
پ.ن: از مطالعات قابل توجهي كه در اين سايت با آن برخورد كردم،تاثير عادت نوشيدن چاي و قهوه بر حجم واردات و آب مصرفي ملتهاي مختلف بود. با توجه به ساير مضرات قهوه،مصرف آب چندين برابري آن براي توليدش، آن را به گزينه كم اعتبارتري نسبت به چايي بدل كرده است!.(قابل توجه طرفداران سينه چاك قهوه كه اعتقادات سبز هم دارند!)

تحريم سبز ورزشي

هايلا جبرسلاسي ركوردار دو ماراتن جهان از اتيوپي در پي سابقه بيماري تنفسي از دويدن در رقابتهاي المپيك پكن به خاطر آلودگي هوا در پايتخت چين چشم پوشي كرده است!.اين در حاليست كه هشدارهاي بسياري از طرف كميته برگزاري به دولتمداران چيني براي اتخاذ راهكارهاي مناسب كاهش آلودگي هوا، داده شده است و حتي ممكن است در صورت بالا بودن ميزان آلودگيهاي هوا در ايام مسابقات،برنامه مربوط به رقابتهاي دو وميداني تغييرات جدي داشته باشد. لينك

پ.ن: زمان پاسخگويي در مورد شرايط بد آب و هوايي كه به بهاي رشد اقتصادي لجام گسيخته و بي برنامگي دولتها حاصل شده،فرا رسيده است. ميزباني گردهمايي ها و رويدادهاي مهمي چون المپيك مي تواند به فاكتوري چون وضعيت آب و هوا گره بخورد و كشوري را از صرفه هاي اقتصادي و افتخارات ملي به راحتي دور نگاه دارد.

Tuesday, March 11, 2008

اهالي قم عقب نمانند!


"تونبايد زمين را آلوده كني!،تو نبايد در دستكاريهاي ژنتيك سهيم باشي!،زمانه جديد با خود گناهان جديدي همراه خواهد داشت...!"
سخنان بالا هشدارهايي است كه واتيكان به مومنان كاتوليك در برحذر بودن از آلودگي زيست محيطي داده است،آمين پدر مقدس،در ملكوت اعلا جايگاهي سبز ارزاني تو باد!.
مرد شماره دو واتيكان،اسقف جيانفرانكو جيروتي در پي اعلان ليست جديدي از گناهان كه مطابق با نيازهاي روز مومنان! تهيه شده،آلوده سازي محيط زيست و دست بردن در ژنتيك و شبيه سازي را از گناهان اين برهه از تاريخ بشريت معرفي كرده است.لينك خبر
پ.ن: وقت آن است كه قم هم از قافله عقب نماند!.

گنبدهاي سفيد و تخيل ديكتاتورها

هيتلر با اعتماد بنفس بيمارگونه اش خود را فاتح بلامنازع جنگ جهاني دوم ميدانست و تصميم داشت با تنفري كه از شهر برلين داشت،براي افق 1950 از آن شهري متفاوت تحت منويات پيشوا بسازد،شهري با ساختار زيباشناسي فاشيستي! و نام برلين را با نام خود عجين سازد.
طرح بلندپروازانه
Germania كه آرامانشهر وي بودبا همكاري آرشيتكت محبوبش Albert Speer هم اكنون در موزه اي تحت عنوان افسانه ژرمانيا براي بازديد عموم در معرض تماشا است.
پ.ن:گزارش اشپيگل و عكسهايش را مي بينيد.آرمانشهر ماليخوليايي هيتلر تصويري مانند كاخ سفيد دارد و او نيز مانند ساير قدرتمداران به سمبلهايي چون گنبدهاي بزرگ براي تاكيد بر قدرت و هژموني ديكتاتوري و رنگ سفيد بعنوان منزه از اشتباه و آلودگي توجه داشته است.

Monday, March 10, 2008

آسيابي كه آب تصفيه مي كند!


هلند را با آسيابهاي بادي پرتعدادي مي شناسيم كه نقش اصلي آنها بر خلاف تصور عامه آرد كردن چيزي نيست!،بلكه براي كنترل سطح آب در اين فلات پست و كم ارتفاع كه گاهاً در بعضي مناطق تا 16 متر از سطح آبهاي آزاد نيز پايين تر است به كار رفته و مي رود...
هلنديها بعنوان پيشروترين ملت جهان در آبخيزداري،عليرغم كانالهاي طبيعي و دست ساز فراواني كه كشورشان را فرا گرفته و سطح نازل فلات مسكوني و همچنين بارش فراوان باران و برف،بهترين شرايط زهكشي خاك را با استفاده از همين آسياب هاي بادي فراهم آورده اند.
ابداع جديدهلنديها با ستفاده از همان آسيابها توسط دانشگاه صنعتي دلف
TU Delft نيزبهره بردن از نيروي مكانيكي باد به تنهايي براي تامين فشار حدود 60بار براي يك پمپ فشار قوي در يك سيستم تصفيه آب اسمز معكوس است كه مي تواند بدون استفاده از انرژي برق آب شور دريا را به آب آشاميدني مناسب تبديل كند.لينك خبر
پ.ن: هلنديها آب و باد و خاك را به تسخير خودشان درآورده اند ...

دامپزشكي سوزني


استفاده از طب سوزني براي درمان بيماريهاي حيوانات در كلينيك دامپزشكي مركزي بوستون آمريكا The Angell Animal Medical Center in Boston ،و گزارش رويترز كه از تصادف صاحب طوطي كاكل سفيد يك ايراني به نام فرشيد حجت از آب درآمد!.
پ.ن: كاهش درد در طب سوزني راه خودش را به دامپزشكي سوزني هم باز كرده است و حيوانات را نيز بي نصيب نگذاشته است.متاسفانه در ايران اين روش براي درمان انسانها نيز زياد جدي گرفته نشد و گروهي از پزشكان نابلد كه فقط در حد شركت در سمينارهاي مرتبط به چين رفته بودند پس از بازگشت عملاً نام طب سوزني را لوث كردند.


سبزينه آريستوكراسي بريتانيا



در كنار واژه لرد سياه از داستان هري پاتر،لردهاي انگليسي يك لرد سبز نيز به جامعه آريستوكراتيك خود اضافه كرده اند!.
لرد جاناتان آداير ترنر
Baron Turner of Ecchinswell،اشرافزاده انگليسي كه اين روزها در مطبوعات انگليسي از او بعنوان سزار اقليم و آب و هوا نام مي برند، بعنوان مشاور صنايع و دولت بريتانياي كبير، تفكرات سبزي را در قالب راهبردهاي كشورش ارائه كرده است،در يكي از آخرين اظهارنظرهايش به مسئله پوشش كارمندان در بخش خدمات عمومي اشاره جالبي كرده است كه با كمي مدل سازي در مورد همه جاي دنيا صدق مي كند:




لرد ترنر اعلام كرده است كه از اين پس در فصول گرم سال مانند تابستان در هيچ كجا با لباس رسمي شامل كت وشلوار و كراوات حضور نخواهد داشت،چون اين كار باعث مي شود كه سيستمهاي تهويه و تبريد مورد استفاده در محيطهاي محبوس و مسقف را با توان بيشتري در سرويس قرار دهند و از اين طريق مصرف مابه ازاي برق و در نتيجه انتشار گازهاي گلخانه اي تشديد خواهد شد!.او پيشنهاد كرده كه در نظام اداري سختگيرانه بريتانيا براي فصول گرم اين امكان به كارمندان داده شود كه حداقل كراوات را به طور موقت حذف كرده و براي تهويه بدن از شرايط مناسبتري بهره مند شوند و در كاهش گرمايش زمين شراكت نمايند!.لينك
پ.ن: واقعاً بودن چنين كساني در راس يك هرم بوروكراتيك و آريستوكرات كه ساليان سال يك قانون زائد را به پيش مي رانند چيزي شبيه به همان لفظ
سزار است!.در همين ايران خودمان مديران بنا به يك اصل نانوشته در چله تابستان هم بايد كت و شلوار و يقه بسته(به جاي كراوات!) را در هر شرايطي تحمل كنند!.بارها مهماناني كه براي بازديدهاي رسمي به نواحي گرمسيري مي آيند را براي همين كار شماتت كرده ام و از آنها خواسته ام اين كت و شلوار مديريتي را در اين سفرها،آن هم در تابستان موقتاً كنار بگذارند!.

Sunday, March 9, 2008

ته سيگارهاي مزاحم


سيگاريهاي محترم سيگار نكشيد، سيگار را كنار بگذاريد،اگر كنار نمي گذاريد حداقل در محيطهاي عمومي نكشيد!،اگر به اين هم اعتنا نداريد، شما را به جان عزيزتان(گرچه براي خودتان عزيز نيست!)حداقل ته سيگارتان را در مكان ايمني خاموش كرده و سپس در سطل زباله بياندازيد،زيرا:

-يك ته سيگار روشن مي تواند باعث آتش سوزي به ابعاد يك جنگل يا علفزار چندين صد هكتاري باشد!.

-يك عدد ته سيگار مي تواند به خاطر تركيب استات سلولز همراه تا 25 سال بدون تجزيه در طبيعت و خاك باقي بماند.

-ته سيگار مي تواند آلودگيهاي سمي و خطرناكي چون سرب،كادميم و ارسنيك را به سفره هاي آب زير زميني يا مسيرهاي آب و فاضلاب شهري اضافه كند.
-حيوانات جونده و بويژه علفخواران ته سيگار را از ساير مواد خوراكي تشخيص نمي دهند! و در صورت بلع آن دچار مشكلات دستگاه گوارشي و كاهش كيفيت گوشت آنها خواهد شد.(مثلاً به تكه گوشت كبابي فكر كنيد كه ته مزه فيلتر سيگار را هم بدهد!!)
-ته سيگارهاي قابل استفاده ،كودكان وافراد مستعد به مصرف دخانيات را به استفاده مجدد تشويق مي كند و ناگفته پيداست كه ريسك بيماريهاي قابل انتقال از اين طريق چقدر بالاست.
پ.ن: معمولاً سيگاريها را مبادي آداب شهروندي نمي شناسند،ولي با دور نيانداختن ته سيگارهايتان در معابر،محلهاي كار و فضاي سبز نشان دهيد كه حداقل اين يك موضوع صحت ندارد!.

كمپاني در بالاي ابرها

از درون كمپاني گوگل The Google headquarters in Mountain View, California ،گزارشهاي تصويري بسياري در خصوص فضاي متفاوت كاري طراحي شده آن تهيه شده است ،ولي اين گزارش اخير رويترز زواياي جديد از آن را به نمايش گذارده است.


نبايد فراموش كرد كه براي رها كردن قوه تصور و خيال و آغاز خلاقيت بايستي تمامي فشارها و كاستيهاي معمول زندگي را از وجود كارمند دور كرد،سپس معجزه رشد اقتصادي و رقابت اتفاق خواهد افتاد...


در عكسهاي بالا سامانه چرت كارمندي!،فضاي روباز صرف غذا،امكان شارژ اتومبيل هيبريدي در زير سقف خورشيدي پاركينگهاي محوطه،دوچرخه سواري در محوطه،سالن بدنسازي،امكان استفاده از استخر در ساعت كار و استراحت،اتاق ماساژ و فضاي منعطف كاري گوگل را زيارت خواهيد كرد و حسرت خواهيد خورد كه كدام كمپاني ديگري امكان دارد قدم در اين راه بگذارد؟؟!.

عقاب در اسارت


در دیاری که حقوق انسانها به هیچ گرفته می شود،از وحوش و نیازهایشان گفتن کمی مضحک به نظر می رسد!،ولی باکی نیست از سرگرمی همیشگی ام می گویم،نگاه به آسمان و پرواز پرندگان را تعقیب کردن،از عشقی که به دور دست خیره ماندن داشتم و همیشه منتظر می ماندم که در جاده های بیرون شهر به نزدیکی محل پرواز یا نشستن پرنده هایی مانند عقاب،شاهین یا کرکس نزدیک شوم و از نزدیک وقار و شکوه این سلاطین مطلق آسمان را ببینم...
در گونه های مختلف عقاب،گونه کله سفید ماهیگیر بومی آمریکای شمالی و مظهر آمریکا و عقاب طلایی سمبل معروف اسکاتلند و به عقیده من باشکوهترین پرنده های منقرض نشده در حال حاضر هستند.به گزارش گاردین فقط 440 جفت از عقاب طلایی آن هم در حفاظت کامل در بریتانیا زنده باقی مانده اند.گزارشی در مورد کمک به بهبود و تربیت یکی از این پرنده ها که پس از 4سالگی به مدت27 سال در اسارت و قفس نگهداری شده است و توانایی پرواز را از دست داده بود را تقدیم می کنم:
متوشالح عقاب اسکاتلندی پس از 27 سال دوباره می آموزد تا یگانه ترین استعدادش را بکار گیرد و پرواز را آنهم تا اوج آسمان بیاموزد،او پس از ماهها آموزش در یک قوشخانه او توانسته بر ترس از ارتفاع فایق آید و پریدن تا 3-4متری را به اوج گرفتن تا چندصد متر بدل سازد.زندگی در قفسی در حدود 3تا4 متر مربع و خوی اهلی او را از بازگشتن به طور کامل به حیات وحش باز می دارد،مربی وی می گوید که تواناییهای جسمانی او تقویت شده ولی به لحاظ روحی-روانی بایستی به شرایط واقعی یک عقاب وحشی دست پیدا کند...
پ.ن:متوشالحMethuselah اسم عجیبی است برای یک پرنده مگر بخواهد بر دیرپایی و کهنسالی او تاکید کند!،بنا بر روایت کتاب مقدس،کاهن بزرگ یهودی 969سال عمر کرده بود!.
پ.ن: حتی عقاب هم در فقس می پوسد و بلندپروازی افسانه ایش را از دست خواهد داد و شاید دیگر هیچوقت آسمان را مسخر خود نسازد...

اولين زن در مقابل اولين سياهپوست

نفسهاي آخر در رقابت نزديك دو دموكرات آمريكايي فرصت خوبي را به دست كاريكاتوريستهايي چون Glenn McCoy از نيويورك تايمز داده است.

پ.ن:معلوم نيست پس از پايان اين رالي،بازنده به لحاظ اعتبار و آبروي سياسي چه چيزي برايش باقي خواهد ماند و آيا مردم آمريكا اين بداخلاقيهاي سياسي را بعدها به ياد خواهند آورد؟؟!.

شبيه سازي فاجعه پيش از وقوع


نشت نفت خام يا فراورده هاي آن در محيطهاي طبيعي به هر شكل ممكن مي تواند فاجعه زيست محيطي محسوب شده و بيش از همه جانداران و گياهان،آبزيان وتوازن اكوسيستم را با آسيبي بلند مدت مواجه سازد.
در تكنيكهاي جديد ارزيابي زيست محيطي با استفاده از روشي موسوم به مدل سازي پيامد
Consequence Modeling ريسكهاي احتمالي ناشي از خطاهاي انساني طي فرايندهاي پرخطر محاسبه شده و الگوي تجمع يا پخش شدن آلودگي بدست مي آيد و با اختصاص اعداد متناسب ريسك،آنها را در گزارشات مربوط به مديريت ايمني،محيط زيست وبهداشت حرفه اي منعكس مي سازند. متاسفانه اين تكنيك و الزام استفاده از آن در جوار پروژه هاي بزرگ نفت و گاز و پتروشيمي بيش از 3يا4 سال نيست كه در ايران باب شده است و هنوز تا اجرايي شدن و فراگيري توسط كارشناسان داخلي راه زيادي در پيش است...
در فاجعه رانش گل و لاي در اكوادور در هفته گذشته،بيش از 80 متر از خط لوله انتقال نفت خام اين كشور در منطقه اي به نام
El Reventador در حوالي آمازون دچار شكست و نشت بيش از 4000بشكه نفت خام در منطقه شده است كه بيشتر آن به مردابي در مسير وارد شده و زيست بوم اين منطقه را به شدت آلوده ساخته است.
پ.ن:در تكنيكي كه در بالا نام بردم،بايستي ريسك شكسته شدن چنين خط لوله اي در ازاي انواع اتفاقات طبيعي يا خطاهاي انساني محاسبه گردد و احتمال بروز رانش زمين در جنگلهاي گرمسيري آمازون بي ترديد،در اثر بارندگيهاي شديد موسمي آن سامان،احتمال كمرنگي نيست. حوادثي مانند اين بايستي ما را پيش از اجراي خط لوله بزرگ نكا-جاسك كه از نواحي باتلاقي و شنزارهاي حاشيه كوير مي گذرد،كاملاً گوش بزنگ و هشيار نگاه دارد،ما نيز مي توانيم با صحنه اي مانند اين عكس ناشنال جيوگرافيك در طول خطوط لوله انتقال نفت خام و فرآورده هاي نفتي در كشورمان روبرو شويم.

Saturday, March 8, 2008

تصويري ساده و روشن از سال آينده


آرزوهايم براي سال جديد به دعوت صاحبخانه "گاز نگير" را به ترتيب با شما تقسيم مي كنم:
- آرزو مي كنم به هر ترتيبي كه امكان دارد ،از معجزه گرفته تا هر اتفاق ساده ديگر دكتر مهندس اكونوميست! و بروبچ ساقط شوند و سكان را به هركسي مي خواهند واگذار كنند!.(فكر نكنم اوضاع از اين چه كه هست بدتر شود!)
-
براي مردم دنيا و خانواده خودم،سلامتي و شادماني آرزو مي كنم.
-
چند برنامه شخصي دارم كه اميدوارم حداقل2-3 مورد آن محقق شود.
-
آرزو مي كنم يسنا و مامانش در سال جديد اوقات بهتري را تجربه كنند و چند مسافرت خوب و مفرح هم در پيش داشته باشند.
-
فرصت ديدن حداقل 100 فيلم و خواندن 30 كتاب را در ضمن مشكلات و گرفتاريهاي دنيا در سال آينده،خواستارم.
-
براي همه بيماران-سلامتي،ناكامان-موفقيت،و تلاشگران-پيروزي آرزو مي كنم.

پ.ن: همه وبلاگستان را به درج آرزوهايشان دعوت مي كنم!.


بی خبر از هزاره جات

اوایل انقلاب ،بارها پیش آمد که با افغانیهایی روبرو شوم که به گفته مرحوم پدرم یا سایرین،علیرغم لباسهای افغانی مندرس و ناآشنایی که بر تن داشتند،معلم،مهندس یا استاد دانشگاه خطاب می شدند و این همیشه شبیه دروغی مضحک به نظر می آمد!،کارگران ساختمانی که مسئله های فیزیک و ریاضی را به راحتی حل می کردند و سرایدارانی که روزگاری دانشجوی رشته پزشکی بودند...


جنایات گاه به گاهی که به افغانها نسبت می دادند،فوبیایی ناخواسته در ذهن بسیاری از ما ایرانیها کاشته بود که بواسطه نداشتن تجربه درک حضوری از کابل و هرات، قبل از چهار دهه گذشته،نمایی یکسان و منزجر کننده از افاغنه برایمان تصویر می کرد.همانطور که شاید بسیاری از اروپاییها ،ساکنین کمپهای پناهندگان را برای خودشان تصویر می کردند و هنوز هم ...
بادبادک باز به قلم توانای نویسنده افغان خالد حسینی،تلنگری بود بر ذهن خواب آلوده ام در توجیه رفتارهایی که قومی رنج کشیده و دیار پشت سر گذارده می توانند از خود بروز دهند،پس از مدتها پابه پای امیرجان،حسن و سهراب چشمانم نمناک شد و تاسف خوردم که چه دیر معنای غربت چشمان افغانها را فهمیده ام.سایت نویسنده
بهترین فراز کتاب معیارهایی بود که از ظلم افغانها در حق خودشان بر من آشکار شد،باورهای نژادی قبیله ای که سرزمینی را چنان چند پاره کرده که هنوز این چینی شکسته را کسی نتوانسته بند بیاندازد و بی گمان اصل اساسی در این جفای نیم قرن اخیر در حق آنان،نگاه فرادستی-فرودستی است که ایل و طایفه های افغان در حق هم روا داشته اند.
پ.ن: باید هرچه سریعتر فیلمی را که از اثری چنین دردناک ساخته شده بیابم،باید ببینم آنچه در سطور چنان دل به درد می آورد بر صفحه چه می کند؟!.
پ.ن: ترجمه خانمها گنجی و سلیمانزاده بسیار دلچسب بود و به تمامی حس را منتقل می کرد،دوستداران بالشهای خیس از پی تورق را به خواندنش توصیه اکید می کنم.

سبزترين سفر دريايي جهان


درست همان موقعي كه بيشتر ما ايرانيها دست از زندگي مي شوييم و در سينه كش آفتاب منتظر موعد حق! مي مانيم،ملتٌي مانند ژاپنيها تازه با فراغت از كار و بازنشستگي به دنبال ماجراجويي و اثبات تواناييهايشان مي روند!،نمي دانم تابحال با گروههاي تور ژاپني برخورد داشته ايد يا نه؟،ژاپنيهاي جهانگرد با متوسط سني بيش از 60 سال به تجربه جهانگردي روي مي آورند! و به قولي اوٌل چل چلي شان است!.

پيرمرد ژاپني 69 ساله(لفظ پيرمرد شايسته چنين جواني نيست!!) Kenichi Horieبا قايقي نوآورانه با نام The Suntory Mermaid II به سبزترين سفر تاريخ از مبداء هونولولو(هاوايي) به طرف بندر ژاپني Kii Suido اقدام كرده است،سفري به طول 6000كيلومتر در اقيانوس و مدت زمان تقريبي دوماه و نيم كه فقط با استفاده از انرژي امواج اقيانوس،باد و تابش نور خورشيد صورت خواهد گرفت!.اين سفر براي نيمه Mayسال جاري ميلادي برنامه ريزي شده و در اين مسير كنيچي كاملاً تنها است،در صورت موفقيت اين سفر اين دومين بار است كه قهرمان ژاپني آنهم بعد از 45 سال! از اقيانوس با قايق ميگذرد و اينبار نيز به ركوردي جهاني به خاطر قايق نوظهورش دست خواهد يافت.

Suntory Mermaid II با9.5 متر طول و بيشترين عرض 3.5 متر از گونه خاصي طراحي در سمت پروانه و سكان برخوردار است كه حركتهاي به سمت بالا و پايين امواج را به حركت رو به جلو تبديل مي كند،كليه نيازمنديهاي برقي اين قايق توسط پانلهاي خورشيدي تامين مي شود و امكان استفاده ازبادبان نيز براي آن در نظر گرفته شده است.
پ.ن: عكسهاي اين قايق و ملحقات آن را از سايت رسمي كنيچي هوري و اين سايت كه حامي مالي سفر است، قرض گرفته ام.

Friday, March 7, 2008

قمتور


باور می کنید در همه عمرم پا به درون شهر قم نکذاشته بودم؟،همیشه از گذر کناری و کمربندی قم از چشیدن آب تلخ و لب شورش طفره می رفتم،وقتی که شنیدم برنامه ممیزی بعدی از یکی از کارخانجات قم تعیین شده،غصه ام شد که با این یونیفورم ( کت و شلوار و کراوات) جلوی چشم این مردمان خداترس! و زاهد! که سقف بر سر صوفیان و عارفان خراب می کنند و حکم برتکفیر جمله اشیاء وخلایق غیر از خودشان می دهند ،رژه رفتن چه تبعاتی دارد!!!.


محل اقامتمان بهترین هتل شهر بود و درهمان یک شب اقامت بعد از ورود به لباس مبدل در آمدیم و با تیم ممیزی به طواف واتیکان ایرانی!رفتیم،شهری که پوشش و منش خاص خودش را دارد و حاج آقایان در جلوی اهل حرمسرا در حال لباده باد دادن بی توجه به پشت سریهایشان از چپ و راستمان عبور می کردند و جرات آن نبود که همه را از درون لنز تصویر کنم!!.


پ.ن: بلاخره در همان لابی هتل انتظار به سر آمد و یکی از مسافران مرا خطاب در داد که تو مگر ایرانی هستی؟ و من هم که جا خورده بودم ،جواب دادم نعم!،و او دوباره پرسید پس چرا به کراوات ملبسی؟ . من که دیگر خودم را دریافته بودم!،کفتم منافاتی است بین ایرانی و کراوات؟،که دوباره کفت،آخر در ایران ممنوع است!!،و من با خنده جواب دادم که برای من ممنوع نیست!،و اینبار پرسشگر بود که کم آورد و کفت مگر تو چکاره ای و از این به بعد کمی سربسرش گذاشتم تا دمش را بر کولش گذاشت و ما را رها کرد و رفت...
پ.ن: این شهر و مردمانش به شدت قابل مطالعه و طرح در وبلاگ هستند!.

مانور دریایی

چند روز دوری از خانواده و وبلاگ سخت می گذرد،ولی همیشه امید برگشتن و چند سوژه قابل طرح امیدوارم می کند که عمر سفر کوتاه است...
در شغل من،تجربه دریا و عملیات دریانوردی به طور معمول پیش نمی آید ولی اینبار در پی ارزیابی خریدتجهیزات اطفاء آلودگی دریایی از یک شرکت انگلیسی دعوت شدم که به سایت بزرگترین سکوی حفاری نیمه شناور خاورمیانه بروم و از نزدیک شاهد مانور دریایی استقرار بومهای محدود کننده لکه های نفتی بر سطح آب دریای خزر باشم.


در پی تشدید قوانین زیست محیطی در مورد ممنوعیت کامل آلودگیهای نفتی در محوطه های دریایی و آبراهه ها و اکوسیستم آبی،کلیه تاسیسات صنعتی مرتبط موظف شده اند تا اسکادرانهایی را برای مقابله با اثرات آلودگیهای نفتی تشکیل داده و تجهیز نمایند.
پ.ن: علیرغم هوای نسبتاً آرام صبحگاهی ،در حوالی 9 صبح یکدفعه ورق برگشت و دریای خزر غیرقابل پیش بینی بودنش را به رخ کشید و مانور در کمال ناباوری در بدترین شرایط ممکن صورت گرفت(که از لحاظ من فرصت فوق العاده ای بود که این تجهیز و مراحل استقرارش را در شرایط بد آب و هوایی از نزدیک نظاره گر باشم!)و به تجربه بی بدیلی تبدیل شد!.


پ.ن: عکسهای اقامتگاه در گوهردشت ساری،سکوی در دست ساخت البرز در سایت شرکت صدرا و بخشی از عملیات را می بینید.

Saturday, March 1, 2008

نخوردمانی و اشتیاق به خودکشی


در این وبلاگ،بارها از کنترل وزن و تغذیه متعادل بدور از اضافه وزن مثال آورده ام ولی این فقط یک سمت بام است! و اگر در همین حین ،عقب عقب به سمت مخالف بام حرکت کنید ،امکان دارد که از آن سمت بام با بی اشتهایی و تبعات آن به پایین پرت شوید...
تحقیقی جدید نشان داده است که قربانیان مد استخوان ماهی و نخوردمانی !تا سرحدٌ مرگ!،را خطر جدیتری نیز تهدید می کند!،و آن ریسک بسیار بالای میل به خودکشی در افرادی است که اصطلاحاً در مسیر این رژیمهای غذایی به بی اشتهایی مفرط مبتلا شده اند!.لینک خبر
چندی پیش بی اشتهاییAnorexia nervosa یا کاهش وزنهای زیاد و بی قاعده ای که این روزها مدلهای جوان و مشتاقان زیبایی و آلامد زندگی کردن، را درگیر ساخته منجر به مرگ یکی از سوپرمدلهای معروف برزیلی هم شد.
پ.ن:عکاس ایتالیاییOliviero Toscani به زیبایی این عطش تباه کننده رابه تصویر کشیده است.

يك برش پيتزا برابر است با...



دوستاني كه به طور متناوب پيتزا و خوراكيهاي پر ملاط بر بدن مي زنند!،شايد كمتر در مورد سوزاندن و خنثي كردن اثر فزاينده چربي سازي اين گروه از خوراكيها فكر كرده باشند!.




10 راه براي سوزاندن200كالري انرژي ناشي از فقط يك برش پيتزا را عرضه
مي كنم:


پ.ن: اگر مي دانستيد كه هر برش پيتزا چنين دردسرهايي نيز به دنبال خواهد داشت،اصلاً پا به پيتزا فروشي مي گذاشتيد؟؟؟.

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes