Sunday, August 31, 2008

Farnborough فارن بورو:سرزمين آرزوها



آيا هيچكدام ازشما كودكي تان را در يك پايگاه نيروي هوايي گذرانده ايد؟،جايي كه هر لحظه غرش موتورهاي جت جنگنده و اوج گرفتن يك پرنده تيزتك شما را به پشت پنجره يا بالاي پشت بام بكشاند و هر لحظه با همه وجود آرزو كنيد،اي كاش من در كابين خلبان بودم!!.
زندگي در چنين جايي شما را ناخودآگاه در كوران مجلات هوانوردي و خصوصاً بولتنهايي كه پيش ازانقلاب توسط نيروي هوايي منتشر مي شد،قرارمي دهد و شما بدون آنكه متوجه باشيد به هر شي پرنده اي علاقه مندي نشان مي دهيد و حتماً جايي به نام نمايشگاه هوانوردي فارن بورو بعنوان مكاني آشنا و مقصدي آتي نشانه گذاري خواهيد كرد...
گالري عكسي از فارنبورو 2008 برايتان انتخاب كرده ام تا عشق هواپيما نميراد!.


پ.ن:عكس متعلق به يك هليكوپتربدون سرنشين و هدايت شونده است كه از آخرين ساخته هاي نورتروپ براي پشتيباني نيروي زميني است.

يادآوري دردناك يك فاجعه

ازفاجعه چرنوبيل و ناپايداري تكنولوژيك فرايندهاي اتمي دست ساخته روسها دو دهه گذشته است و خسارتهاي دنباله دار آن ازشهري به نام چرنوبيل چيزي به جاي نگذاشته است.


هنرمند اسپانيايي با اين سوژه و الهام گرفتن ازمشكلات ژنتيكي نسلهاي درگير با تشعشع چرنوبيل وماتروشكاي نازنين!،يادآوري مي كند كه فاجعه چرنوبيل پايان نيافته است...
پ.ن:اين سايت را تازه يافته ام و پر است از خلاقيتهاي هنري!،گرچه خود سايت ادعايي ندارد!.

Saturday, August 30, 2008

لذتهاي از ياد رفته در سواحل مام ميهن

چند نفر از شما خاطرات مشخصي ازسواحل ايران داريد كه در آن دست ساخته هاي شن و ماسه اي وگذراندن ساعتي با بزرگترها يا كوچكترها دركنارتوده هاي ماسه واشكالي كه با آن ساخته ايد،كاملاًدرذهنتان مانده باشد؟!.
ما ايرانيها همه دركودكي سطل و بيلچه به كناردريا برده ايم وليكمتر پيش آمده كه براي ساختن لحظاتي شبيه آنچه گاردين به تصوير كشيده وقت گذاشته باشيم.



البته نبايدفقط خودمان را ملامت كنيم،چون سواحل پر از زباله و بزرگترهاي بي مبالاتي كه فرصتي براي كوچكترها و يك گوشه دنج بي درسر براي قلعه سازي نمي گذارند،تركيب تشويق كننده اي براي خلق آثار هنري نيست!.



پ.ن:سواحلي به طول چندين كيلومتر را آنور آب ديده ام كه مي شد دانه دانه ماسه هاي آن را شمرد! و ساحلهاي وطني كه رغبت پابرهنه شدن را از آدمي مي گيرد!.اشتباه نكنيد اين فقط به دولت باز نمي گرد؛بلكه كاملاً امري مردمي و فرهنگي است،هندوانه خوردن و پوست هندوانه را در تمام طول ساحل پراكنده كردن يا چوبهاي ذرت تفت داده كه به جاي صدف و گوش ماهي از ماسه ها بيرون زده ربطي به كذاوكذا ندارد...

ريتم سازي: تنها وجه تمايز بشر


بلاخره تنها وجه تمايزانسان با سايرحيوانات مشخص شد!،اين تفاوت نه به خاطر توانايي صحبت و زبان آموزي است و نه بخاطر ساخت ابزار و بكار گرفتن آن،بلكه فقط به خاطر ايجاد ريتم وضرب آهنگهايي است كه مي تواند خود و ساير همنوعانش را بر سر شوق بياورد!!.براساس يافته هاي اليور ساكز نورولوژيست بريتانيايي ،هنوز هيچ شاهدي بر توانايي حيوان در انجام اينكار گزارش نشده است.لينك خبر
پ.ن:قابل توجه آن حيواني كه بعنوان انديشمند! و عارف پشت تريبوني فقط به دليل نبودهيچ روايت مذهبي وشهود ديني،موسيقي را لااقل بيفايده ميدانست!!.

Friday, August 29, 2008

هویت ایرانی و نتایج ضعیف


چند روزی است که محکمه ای پس از مرگ سهراب در برنامه ورزشی شبکه 3 برقرار است و نتایج ضعیف کاروان اعزامی ایران در المپیک بررسی می شود !,در میان تلفنها و نقل قولهای متعدد و دلایل فنی و ورزشی که طرفین له یا علیه یکدیگر می آورند,رد پایی نیز از خط خوردن سرپرستان فنی تیمها و جایگزینی آنها در دقیقه 90 با کسانی است که فقط حکم توریست را در گروه داشته اند به چشم می خورد و آنچه بسیار متواتر و تکراری است,حدیث مکرر مسافرتهای خارجی به خرج دولت است و آنچه در سی سال گذشته در پی کاهش ارزش بهای ریال ایرانی,پاسپورت ایرانی و هویت ایرانی رخ داده است و خروجی هرچه قدر هم کوتاه از این دیوارهای ناپیدای وطن از کیسه دولت منجر به هر دروغ و پاچه خواری و حق و حق کشی خواهد شد.قهرمانی و نتایج ورزشی متاع گرانبهایی در قبال غرور فراموش شده ایرانی نیست و بسیار دور نخواهد بود که ایزولاسیون ایرانی و عدم امکان تجربه سفر خارجی برای هر یک از اتباع ایرانی,خسارتهای بیش از این به بار آورد.

پ.ن:در میان کارشناسان و مدیران ارشد در بخشهای اجرایی وفنی نیز این قضیه مسبوق به سابقه است و چه بسیار خصومتها وآدم فروشیها که در قبال سفرهای خارجی دولتی شکل نمی گیرد.

پ.ن: اگر روزی دوباره ایرانی بتواند به پشتوانه پاسپورت و نام کشورش با ریالی پرقدرت پا در رکاب سیاحت جهان بگذارد,وظیفه شناسی اش نیز به دوران اعتبار نام ایرانی باز می گردد,این را مطمئن هستم!.

Thursday, August 28, 2008

اوباما و گرایشات پوپولیستی


سخنرانی باراک اوباما در نشست چهار روزه حزب دموکرات واعلام رسمی کاندیداتوری وی بعنوان نماینده دموکراتها در انتخابات آتی,حاوی نکات بسیاری است که بیش از همه یک نکته جالب توجه دارد!,او نیز به بیانی پوپولیستی روی آورده است!! بدون آنکه دموکراتها هیچ گونه شباهتی به دولت فعلی ما داشته باشند!,خودتان متن کامل را اینجا بخوانید...
او نیز طبقات متوسط و بیشتر متضرر آمریکایی را در تورمهای اخیر و رکود اقتصادی امریکا نشانه رفته است و سعی دارد این بخش از جامعه را به نفع خودش به پای صندوقهای رای بکشاند.شاید بی شباهت نیست که این روزها از سهام عدالت و پرداختهای یارانه ای زیاد می شنویم و هزاران وعده که یکی وفا نشود...
پ.ن: کاریکاتور به مناسبت همین اعلام رسمی کاندیداتوری توسط کاریکاتوریست گاردین تهیه شده است.

جوابیه ای برای سوالات وحید


از وحید یک ایمیل داشتم حاوی چند سوال "چند سئوال خواتتدگان "سایت آینده نگر" از اندیشمندان آینده پژوه و آینده نگر ایرانی "که منجر به چاپ جوابهای من در سایت آینده نگر شده است.البته من خودم را فقط علاقه مند مضامین آینده می دانم...
آینده پژوهی آن هم از نوع ایرانی به مقادیر بیشتری خوشبینی نیاز دارد بیش از آنچه ما ایرانیها این روزها در سر می پرورانیم...

موجی در راه است



اگر ناغافل و بدون دانستن از قبل شما ,متوجه بشوید در دانشگاهی پذیرفته شدید که هابرماس,هگل , رابرت شومان,ماکس وبر,اقبال لاهوری, زیمنس, روچییلد پدر,اریش فروم,هلموت کهل ,سامرست موام,کنستانتین ویرژیل گئورگیو, گوستاو کروپ و گوبلز ملعون! در آنجا تحصیل یا تدریس کرده اند,چه تکلیفی بر شما واجب می شود؟؟.لینک مرجع


پ.ن: دوستان شدیداً جوگیر و دچار عدم اعتماد بنفس شده ام!,نکند قرار است نام من هم سالها بعد در کنار مشاهیر این دانشگاه باشد؟؟ولی من که آمادگی ندارم!!!.
پ.ن:همه چیز از اینجا شروع شد که در ذیل می بینید.


Wednesday, August 27, 2008

یسنا می پفیلاید!

قضیه سینما رفتن یسنا که یادتان نرفته؟,از حواشی آن اتفاق فرهنگی!,یکی هم تنقلات و در واقع بچه ساکت کن! هایی است که در چهارچوب بایدها و نبایدهای مامان یسنا هم بگنجد و صد البته در این بوفه زپرتی پر از اسنک تنها چیزی که مناسب تشخیص داده شد,ذرت بوداده تحت نام تجاری پفیلا بود که پس از آن در کنار پسته گلستان در سوپرمارکتهای محلی جزء سفارشات یسنا قرار گرفته و هر مرتبه هم باید بگوید:"سیممما(سینما)پوفولا بخورم"!.


پ.ن: سند برابر اصل هم البته در خانه جدید ودر آغوش یسنا خودنمایی می کند!
پ.ن:یادمان نرود که اسباب کشی به لطف بابارضا,مامان جون و خاله شاد یسنا امکان پذیر شد.

Sunday, August 24, 2008

تجسم ذوب شدن درگرمايش زمين




قبلاً مي گفتيم:"دوصد گفته چو نيم كردارنيست" ولي الان بايد بگوييم "دوصدگفته چو نيم ديدار نيست!!"،كار هنري و خلاقانه هنرمند برزيلي در راستاي فريادهاي بيشماري كه همگان مي زنند تا خطرگرمايش زمين را يادآوري كنند!.


پ.ن:منبع عكس و خبر
پ.ن: نام وبلاگ من هم به نوعي تاييديه كاراين هنرمند است كه همه چيز از ديدن آغاز مي شود.

بهاي لبخند



معني بعضي از اخمها و تبسمها هيچوقت آشكارنمي شود!،هرگز نخواهيم فهميد كه زن شاليكار هندي با اوصافي كه در عكس پيداست ويا زن غنايي به كدامين زيبايي يا شادماني زندگي پر ازدردشان چنين لبخند زده اند!،شايد زنده ماني! به خودي خود بيش ازاين مي ارزد؟؟.


پ.ن:عكسها برگزيده مسابقه عكاسي محيط زيست و كيفيت زندگي هستند كه به نقل از گاردين ،از17سپتامبر در لندن به نمايش درمي آيند.

Tuesday, August 19, 2008

پيشنهاد ساخت فيلم از رفتارهاي دور از تمدن اروپاييها



اروپاييها درفيلمهاي دنباله دار"آسياي بهت انگيز!"به جمع آوري عادات و رسوم عجيب و غريبي به زعم خودشان ازسنتهاي آسيايي پرداخته اند(در اينجا بيشتر خواهيد خواند)،غافل ازاينكه اروپا پتانسيل بيشتري براي نمايش كلكسيون عجايبش دارد! كه عموماً نيز از رفتار خرافه آميزوعهدعتيق ملتهاي بالكان،اسلاو،اسكانديناوي وسلتها سرچشمه مي گيرد.




درميان اين رفتارهاي سنتي و آئيني ،مجموعه كارناوالها و فستيوالهايي كه به پرتاب ميوه و انواع مواد غذايي به يكديگر اختصاص دارد از ناپسندترين رفتارهايي است كه درعصركمبود مواد غذايي و فقر وگرسنگي جهاني مي تواند ادامه يابد،الان زمان آن است كه يك كارگردان آسيايي نسخه اروپايي فيلم كذايي را درنشان دادن آنچه متمدنهاي اروپايي انجام مي دهند تهيه كند وبه فستيوال جنگ با پرتقال درروستاهاي تورين ايتاليا،جنگ با گوجه فرنگي در قصبات والنسياي اسپانيا و يا آردپاشي در شهر بندري گالاكسيدي يونان بپردازد!.
پ.ن:البته اين سنتها در كنارآئين برداشت محصول يا رفتارهاي تخليه كننده استرس و خستگي ساليانه به اجرا در مي آيند ولي با ديدن تصاوير گرسنگان جهان يا خودفروشي زنان براي يك تكه غذا،ديگر محلي از اعراب و توجيه براي ادامه دادن چنين رسمهايي وجود ندارد!.!



پ.ن: اگر به موضوع علاقه مند هستيد، مي توانيد رد آن را در اشپيگل جستجو كنيد.



Monday, August 18, 2008

سيستم بانكي درخدمت اقتصاد سبز


کارگاه آموزشي اقتصاد محيط زيست با رويكرد توسعه پايدار از سلسله كارگاههاي آموزشي بود كه با همكاري سازمان ملٌل ، سازمان محيط زيست و كميته ملٌي توسعه پايدار به مدت يكماه در طي ماههاي ارديبهشت و خرداد 87 ويژه مديران و مسئولين وزارتخانه هاي دولتي در تهران و به صورت جداگانه براي وزارتخانه هاي نفت ، نيرو،اقتصاد و دارايي ،جهاد كشاورزي ،شهرداري تهران ، بانك مركزي و بانكهاي دولتي برگزارگرديد.

پروفسور مرتضي رحمتيان ازدانشگاه ايالتي كاليفرنيا بعنوان مدعو اصلي سلسه مباحث دو روزه كارگاه را مديريت نمودند و با ذكر مقدمه اي بر محيط زيست و روشهاي موجود در ارزشگذاري اقتصادي منابع محيط زيست شامل:قيمتهاي بازاري،بهره وري،روشهاي التذاذي،هزينه سفر،پيشگيري،جايگزيني و تعويض به نقد علمي مبنا قرار دادن توليد ناخالص ملي پرداخته و به جاي آن به روشهاي جديدتري و مكمل آن كه در ايالات متحده و اتحاديه اروپا براي محاسبات پايه اقتصادي استفاده ميشود پرداختند.


باتوجه به تمركز كارگاه بردستگاههاي دولتي در بخش مديريت انرژي،منابع طبيعي و همچنين سيستم بانكي كشور،پيش بيني مي شود كه شايد بارقه اي از تفاهم چند جانبه بين اين دستگاهها براي درك درستي ازمحاسبات اقتصادي ومالي بر اساس نيازهاي اقتصاد سبز دست يافته باشند.پس از از اتمام كارگاه تا چند مدت به اين فكر مي كردم كه سيستمهاي بانكي به صورت مستقل و بعنوان مجري اصلي بخش سياستهاي پولي قادر به چه كمكهايي به تفكر سبز هستند،تا اينكه با پست اخير اين سايت متوجه شدم،سيستم بانكي به شرط داشتن تعهد بازسازي اقتصاد بر مبناي احياي محيط زيست مي تواند با فرهنگ سازي وتشريك مساعي صاحبان سرمايه سهم ناچيزي ازسرمايه هاي تحت گردش و پرداختهاي كل را بارضايت صاحبان آنها مبتني بر بخشودگي سهمي از مالياتهاي قابل پرداختشان به سمت سرمايه گذاري در پروژه هاي سبز هدايت كند.

يكي ازساده ترين راهكارها طرح كارتهاي اعتباري سبز براي مشتريان ويژه است،كه براساس منطق برد-برد اقتصادملٌي وبخش خصوصي هر دوسود مي برند.بانك بعنوان قدرتمندترين نهاد پولي و تامين كننده اصلي جريان سرمايه در غرب همراه با بحثهاي فراگير روز حركت مي كند و براي عقب نماندن از بازار فعال و جهت دهنده اي چون سامانه هاي دوستدار محيط زيست،انواع راهكارهاي حمايتي را طراحي كرده است كه همراه با تشويق مشتري به سرمايه گذاريهاي مرتبط با تغييرات آب و هوايي و گرمايش زمين ،بخشي از بار مالياتي مشتري را نيز كاهش مي دهد.

پ.ن: قابل توجه دولت مهرورز و سرشماري مالياتي اخير!كه بايستي بخشي از اهدافش را نيز با تمركز بر اقتصاد محيط زيست تعيين مي كرد!.




Sunday, August 17, 2008

قابل توجه سازمان تربيت بدني

اين عكسهاي خالكوبي ورزشكاران حاضردر المپيك پكن را ويژه سازمان تربيت بدني گذاشته ام (اگرچه دردنياي شخصي ام با خالكوبي به شدت مخالف هستم!)،تا آقايان ببينند اگر قرار بود متوليان تربيت بدني در جهان چيزي به نام ساماندهي ظاهر ورزشكاران در سر بپرورانند شايد بسياري از قهرمانانشان به ميادين مسابقات نمي رسيدند!و اصولاًچيزي دراين حد در نگاه تمام جهانيان بسيارشخصي است!!.

پ.ن:شايد اگر رضازاده در المپيك قبل نام ابولفضل و 5 تن را روي بازو ، كمر و پا خالكوبي كرده بود اين سد اخلاقي هم الان شكسته شده بود!!.

اعتماد بنفس برای زنان میانسال What Not to Wear



طبق یک قرارداد نانوشته خانمها به توجه و در معرض قرار گرفتن بیشتر حساسیت نشان می دهند!(البته نسل جدید ثابت کرده که این قضیه اصلاً به جنسیت ربطی ندارد!),پس در این میان اگر کسب و کاری یا منفعتی وجود داشته باشد معمولاً این خانمها هستند که سمت و سوی آن را جهت می دهند.

در کشورهای تحت الحمایه بریتانیا,بر خلاف سایر کشورهای اروپای غربی مد لاغری و باربی بودن آنچنان طرفدار ندارد و شما بانوان سنگین وزن بسیاری را مشاهده می کنید در کمال آرامش خاطر و نهایت اعتماد به نفس انواع سایزهای XXL را در بوتیکها تقاضا می کنند و در طبقه متوسط و عامه مردم شیک پوشی به معنای عام و آنچه در فیلمهای هالیوودی سراغ دارید به چشم نمی آید(البته مرتب بودن و کیفیت پوشاک سر جای خودش قرار دارد), در چنین فضایی رسانه عمومی کشورBBC برنامه بسیار جالبی را برای آموزش زنان میانه سال و کمی هم پا به سن تهیه دیده که در آن خانمها می آموزند که چه چیزی نپوشند! یا در واقع پوشیدن چه چیزهایی باعث می شود تا روحیه و اعتماد به نفسشان تحت الشعاع آن قرار گیرد.

دو اعجوبه مد بریتانیایی,ترینی وودال و سوزانا کنستانیتن از سال 2001 مجری برنامه موفقWhat Not to Wear بودند که تا سال 2006 با اجرای خودشان در 5 سری ادامه یافت,از آپریل 2006 واز سری ششم این برنامه دو مجری جدید که از سوپرمدلهای سابق بریتانیایی هستند کار را دنبال می کنند که شبکه بی بی سی هنوز این سری را در شبکه های خارج کشور پخش نکرده است.

پ.ن: زوج ترینی و سوزانا موفقیتشان را با چاپ چندین کتاب بر اساس دستاوردهای همین برنامه و قرارداد جدیدی در سایر شبکه های تلوزیونی ادامه داده اند,همچنین مشاوره و تبلیغات برای کالاهایی مانند انواع لباسهای زیر زنانه و پوششهای الاستیک که می توانند پستی و بلندیهای اندام زنان میان سال را برطرف کرده و لباس خریدن را برایشان راحتتر کند از سایر فعالیتهای این دو است.

پ.ن: روال جالب کار این برنامه,زوم کردن بر زنانی است که در کنار فعالیتهای اجتماعیشان توجه کردن به خوشان را از یاد برده اند و با بهانه هایی از قبیل ورود به سنین میان سالی,فرصت شادتر و پویاتر زندگی کردن را از خود گرفته اند,دوربین این برنامه آنها را شکار کرده و عادتهای پوشش و آرایششان را قبل از پیوستن به این برنامه نشان داده و سپس با رفتن به سراغ سوژه به او پیشنهاد می شود تا با مشاوره ترینی و سوزانا مبلغ 2000پوند انگلیسی را صرف خرید لباس و آرایش جدید کرده و از فرصت با آرایه جدید زندگی کردن بهره ببرند و صد البته که هیچکس مخالفتی نمی کند!.در یکی از آخرین اپیزودهای این برنامه سوژه ها دو زن 76 و 70 ساله بودند که حتی پوشش فرزندان و نوه هایشان نیز چیز دلچسبی نبود! ولی با ایجاد شجاعت میل به تغییر در آنها شاید چیزی در حدود بیست تا سی سال تغییر ظاهری برایشان بوجود آمد!.

Saturday, August 16, 2008

طراحی کیک مراسم طلاق بعنوان ایده کسب و کار

طلاق و جدایی در فرهنگ ایرانی, واژگان منحوسی است,گرچه مفهوماً جدایی به معنای پایان کار نیست و می تواند خود آغازی باشد برای یک زندگی جدید فقط طرفین قرارداد تغییر خواهند کرد!.
در ینگه دنیا بسیاری به مناسبت طلاقشان نیز جشن می گیرند و سفارش کیک نیز می دهند که طراحی چنین کیکی نیز باید با احساسات طرفین همگون باشد!,البته مطمئنم که اکثر سفارش دهنده ها با توجه به مضمون طرح,خانمها بوده اند!!.




سری اول عکسها مربوط به کیک هایی است که خانمها سفارش دهنده بودند و می خواستند سر به تن مرد منحوس زندگی شان نباشد!!.
سری دوم نشانه های غم انگیزی از جدایی به همراه دارد .


پ.ن: عکسها را از وبلاگ یک ووردپرسی آشپز در آن سر دنیا به امانت گرفته ام که قضیه کیک مراسم طلاق را مانند یک کسب و کار پیشرو بررسی کرده است!!!.

گاف اخبارعلمی 19:30 و کارتابل منجی


اخبار 19:30 شبکه دو, قرار است تهیه کننده و ارائه کننده اخبار علمی باشد!,همین چند لحظه قبل خبری را در مورد خودکفایی فنی در بخش مطالعات مخزنی به اطلاع رساند که در مورد تکنیک شناسایی ترک خوردگی در دیواره مخازن نفتی در منطقه بنگستان اهواز بود و تصاویر پخش شده مخازن فلزی نفتی روی زمینی را که مخصوص انبارش نفت خام و فراورده های نفتی است نشان می داد!.

پ.ن: برای اطلاعتان اضافه کنم مخازن طبیعی نفت خام OIL Reservoir در زیر زمین,پدیده ای طبیعی و زمین شناختی هستند و مخازن فلزی انبارش مواد نفتیTank Storage دست ساخته بشر!,اولی را کارشناسان زمین شناسی و اکنشاف و استخراج آسیب شناسی می کنند و دومی را مهندسان مکانیک و بازرسان فنی و متالورژی!.

ساعت 16:30متوجه شدم که کاری باقی نمانده,سرویس هم رفته و باید تا ساعت 19 بمانم,ولی با چک کردن کارتابل یک پیغام مشعوف کننده داشتم که من را از طریق اتوماسیون و شبکه شرکت به پوشه ای خصوصی راهنمایی می کرد که در آن یک فیلم اکشن و فانتزی انتظارم را می کشید تا بتوانم اداره را تا پایان وقت تحمل کنم!.

پ.ن: وقتی تمام طراحان چهره آرایی جنگهای ستاره ای,هزارتوی پن وپسر جهنمی دست به دست هم بدهند و فیلمنامه قسمت دوم پسر جهنمی نیز به لطف کارگردان هزارتوی پن ,محتوایی ناتورالیستی بیابد,می توان بعد از ظهری را در فانتزی ارتش طلایی غوطه خورد...




پ.ن: موخره:با تشکر از فرستنده پیام مشعوف کننده!!.

Friday, August 15, 2008

اسپانسرشیپ مسابقه "دست دوٌم"

من تلاقی اسباب کشی به خانه جدید و مسابقه عکاسی "دست دوٌم" را به فال نیک گرفتم و بعنوان اسپانسر تامین بخشی از جوایز مسابقه, چند کارتن از مجلات قدیمی ام را که عنقریب مامان یسنا به همراه خودم به پیک بهداشت و سلامت خواهد سپرد را در طبق اخلاص نهاده و به آقای نصیری و برندگان مسابقه پیشکش می کنم!, باشد که سایرین نیز مانند نوجوانی و جوانی من حالش را ببرند!!.


پ.ن: به پیوست تصویر اصل قرارداد مذکور جهت سه میخه کردن تعهدات چند جانبه ایفاد می گردد!.
پ.ن:یادمان نرود این ایده ثمرات زیست محیطی نیز به همراه دارد و شما مقادیر زیادی کاغذ را قبل از آنکه بدون تمهیدات شایسته بازیافت شوند از مخلوط شدن با سایر اقلام زباله نجات می دهید!!.

یسنا و اولین اسباب کشی عمرش

یسنا با اولین اسباب کشی عمرش روبرو شده است, حس کنجکاوی ژنتیک! و پدر و مادر پر مشغله این روزها و انباری از اسباب ضروری و غیر ضروری که از دل کمدها و کارتنها بیرون کشیده می شود , دنیایی است که بیش از یک پارک بازی یسنا را مشغول کرده است!.

پ.ن: دیدن عکسهای کودکی یسنابابا و یسنامامان به قدری برایش تعجب به همراه داشت که اصلاً نمی تواند باور کند پدر و مادرش روزی هم این شکلی و این اندازه ای بوده اند!!.

Thursday, August 14, 2008

نامه اپوزیسیون یهودی و باز هم یک قدم به سوی جنگ


پس از اتفاقاتی مثل خروج شرکتهای نفتی خارجی از کنسرسیومهایی که به هزار وعده و کرشمه برنده شده بودند, کمی نگران وقایع شدم با وجود آنکه دولت ندانم کار لحظه ای از پز و دغلکاری جدا نشده است و تمامی نشستهای N+1را هم در جهت مثبتی ارزیابی می کند!,ولی این نامه اپوزیسیون یهودی در محکوم کردن حمله احتمالی اسرائیل به تاسیسات ایرانی و آرزوی خاورمیانه بدون تسلیحات هسته ای آخرین چیزی است که می توانست بیش از پیش نگران کننده باشد!.
پ.ن: امیدوارم باز هم جز بازی سیاسی چیز دیگری نباشد,یسنا هنوز برای تجربه ای چنین تلخ خیلی کوچک است...

المپیک و ژستهایی که با شعارهای تلاش برای صلح نمی خواند!

چه درگیری های روسیه و گرجستان جدیتر می شود,فضاهای دوستانه بیشتری تخریب می شود.
پ.ن: ما ایرانیها ناخودآگاه خواهان پیروزی طرف ضعیفتر هستیم و علیرغم تمام حقایق پشت صحنه ای که نمی دانیم یا از آن سر در نمی آوریم شکست ابرقدرت را بیشتر می پسندیم!!.


پ.ن: بازی والیبال ساحلی بین تیمهای روسیه و گرجستان با آرامش و دوستانه آغاز شد ولی برد جنجالی و نفس گیر گرجیها در پایان قیافه رقبای ورزشی را به دشمنان قسم خورده بدل کرده است...

Wednesday, August 13, 2008

هشدارهاي آنچناني بردر و ديوار

ما تنها مردمي نيستيم كه با اشكال عجيب وغريب يا نمادها و جملات من درآوردي به مخاطبانمان هشدار مي دهيم!،در دنيا بسياري از اين گونه تابلوها و ديوارنوشته هاي بامزه پيدا مي شود كه انواع ايراني پيش آن رنگ مي بازند!.


نمي دانم شنيده ايد يا آن كه گذرتان به معابرعمومي شهرهاي هندوستان افتاده است تا ببينيد كه آقايان قضاي حاجت را در كنار خيابان ومقابل ديدگان ناباور توريستها ونگاههاي بي تفاوت خودشان به جا مي آورند؟!.
ديدن تابلويي با اين تعابير در هند اصلا ًچيز عجيبي نيست و كسي هم متعجب نمي شود!.لينك
پ.ن: در لينك بالا مي توانيد انواع و اقسام عجايب تابلوجاتي! جهان را ببينيد!.
پ.ن: البته سالها پيش درگذر پيچ پيچ محله هاي قديمي شيراز هم كوچه اي بود معروف به كوچه ..اشوها!كه شبها به جهت خلوتي وپرت بودن نقش آبريزگاه عمومي را بازي مي كرد!.
پ.ن:فكركنم علي آقو يادشان مانده باشد!.

Tuesday, August 12, 2008

اميدواري به درمان آلزايمر،پاركينسون وسرطان خون


دوخبرخوش پزشكي در سال شكوفايي و نوآوري!،البته باعث توهم دولت مهرورز نشود!، هيچكام در كارنامه دولت نهم نمي گنجد و اصولاً مربوط به تلاشهاي وطني هم نيست!،فقط تبعات آن مي تواند نصيب بشريت و البته ما ايرانيها هم گردد!!.
به گزارش نشريه طب طبيعي،محققين كالج پزشكي آلبرت انشتين در دانشگاه يشيوا درنيويورك،موفق شدند كه روند طبيعي كهولت يك عضو رابه كنترل درآورده و متوقف كنند!،در اين تحقيق برروي كبد موش با متوقف كردن توليد نوعي پروتئين مضر،سن موش22ماهه به 26 ماه افزايش يافت كه درمقايسه مي توان وضعيت يك انسان80 ساله را تصور كرد!كه شانس افزايش عمري برابر بيست سال ديگررا پيدا كرده باشد!!.به لحاظ مكانيسم عمل اين پروتئينها به پروتئينهاي عامل پاركينسون و آلزايمر شباهت تامي دارند.لينك خبر
خبربعد به تلاشهاي محققين استراليايي دركشف رمز چگونگي توقف عملكرد پروتئينهاي عامل نابودي سلولهاي خون در فرآيند رشد بيماريهاي سرطاني است كه روزنه اميدواركننده اي به سوي درمان و توليد داروهاي ضد سرطان،آسم و روماتيسم گشوده است.
پ.ن: من مي دانم كه ارزش اميدوار كردن بيمار و خانواده اي كه فقط به انتظار پايان كار نشسته چقدر مهم است و چقدر مي تواند در روند معالجه و مقاومت مقابل بيماري حايز اهميت باشد!.


گرمايش زمين و عقب نشيني بوروكراسي



تابستان گرم ،گرمايش زمين و گازهاي گلخانه اي راهي جز تجديد نظر درپوشش لباسي و ديسيپلينهاي خشك مديريتي باقي نمي گذارد، انگليسيها و ژاپنيها كت وشلواروكراوات را وسيله اي براي احترام گذاشتن به مشتري و ارباب رجوع مي دانستند، ولي فهرست طويلي از توجيهات اجتناب ناپذير كه با بوي عرق تن،خستگي و كلافه شدن و گرمازدگي نيز همراه است،بسياري ازقوانين لايتغير را قابل تغيير ساخته است!!.
قبلاً درمورد انگليسيها گفته ام،الان هم شواهدي ازژاپنيهاي مقرراتي كه فروشنده بدون لباس كاملا ًرسمي را خوراك سوشي بدون برنج مي دانستند ،دارم كه رو به طراحان لباسي آورده اند كه فقط به دنبال رهايي بخشيدن مصرف كنندگانشان از گرماي كلافه كننده تابستان امسال هستند!!.آمريكاييها كه معمولاًپيشتاز راحت طلبي در پوشش هستند،ولي در مشاغل رسمي دولتي و بانكداري معمولاً كوتاه نمي آيند امسال به ترويج پوشيدن شلوارك هاي نخي و كاملاً سبك و راحت به جاي لباسهاي رسمي رو آورده اند...

Monday, August 11, 2008

كتابخانه داري در عهد جديد



كتابخانه هايي را تصوركنيد كه دركنار ساختار كلاسيك و طبقه بنديهاي كتاب و ميز و كشوهاي چوبي حاوي فهرست،بخش نشريات با آن عصاهاي چوبي كذايي وكتابدارهاي عينكي ومسن و فضايي كه فقط صداي ورق زدن كتاب يا جابجاكرن آن،در آنجا به گوش مي رسد از اين به بعد به يك اتاق محصولات ديجيتال كتابخانه اي هم مجهز مي شود كه اعضاي كتابخانه درآن اتاق با سروري مجهز به انواع درگاههاي خروجي ازانواع اندوخته هاي كتابخانه اي در فرمت نوشتاري،صوت و تصوير به صورت ديجيتال نسخه برداري مي كنند.كتابخانه اي با500هزار نسخه كتاب،200 هزار نسخه فايل صوتي و 150 هزار نسخه انواع فيلم...
اين اتفاق براي كتابخانه هاي شهر فونيكس در ايلات متحده افتاده است و جميع كتابخانه هاي شهربراي عقب نيافتادن ازنسلي كه علايق خاص خودش را پيدا كرده ، دست به تجهيز يك كتابخانه ديجيتال زده اند كه البته در ساختي مانند يك سايت در وب عمل مي كند واز همه جا براي اعضايش قابل دسترسي هست.پيشنهاد پاراگراف اول در خلاء ساختار شبكه اي مجهزو تحت وب قابل پيش بيني است و در مورد كتابخانه هاي جزيره اي كه در ديار ما يافت مي شوند بيشتر قابل بهره برداري است.لينك خبر
كتابخانه داري درآنسوي آب مانند هر كسب و كاري مشتري مدار است و اگرمشتريان جديد با خود آي پاد يا پليرهاي ديجيتال حمل مي كند پس آنها اجبار دارند ساختارشان را با اين نياز جديد مشتري تطبيق دهند.

خبر، بي خبري مي آورد


آيا طرح سلسله وار حجم انبوهي از اخبار،وقايع ورخدادهاي ملٌي،منطقه اي و جهاني بر پيگيري تك تك آنها تاثيرمي گذارد؟؟،آيا مي توان تاثير يك كشتار دسته جمعي يا نسل كشي را در خلال چند خبرهيجان انگيز و داغ ديگر گم و گور كرد؟!.
آيا المپيك بزرگترين واقعه بشري است؟،آيا بعضي از قدرتها و دولتها تصميمات خطير و واكنشهاي توجه برانگيز ناشي از آن را در خلال بعضي رويدادهاي ديگر كم رنگ جلوه مي دهند؟؟...
جواب بسياري ازاين سوالات در تئوري معروفي به نام نفوذ رسانه نهفته است،توانايي بي حد و حصري كه اين روزها به راحتي انسانها را از كنار كشت و كشتار آدمها بي تفاوت عبور مي دهد ولي مثلاً كشته شدن چند دلفين ،شيردريايي يا نهنگ به مراتب مهمتر جلوه كرده و انواع راهپيمايي اعتراضي را ساماندهي مي كند.ساختار رسانه به گونه اي است كه فقط در مقاطع كوتاه به صورت هدفمند يك خبر را دنبال مي كند و در مقاطع زماني طولاني تر به خاطر فلسفه وجودي سامانه هاي خبري،خبر قديمي قابل دنبال كردن و پيگيري محسوب نمي شود و به همين سادگي يك عنوان تامل برانگيزشامل گذر زمان و فراموشي مي شود.در اين رهگذر است كه بال دموكراسي به راحتي ابزار تحميق توده و دموكراسي راستين مي شود.
به طورمثال چين در وانفساي برگزاري المپيك درگير بسياري از منازعات داخلي و همسايگان معترض وكوچك خود بوده است ولي هياهوي المپيك پكن مانند سيلي تمام اخبار اعتراضات تبتيها را با خود برده است وبهترين فصل كوهنوردي در ارتفاعات هيماليا راه به بهانه جلوگيري ازتجمع اعتراضات تبتيها تا پايان مراسم المپيك ممنوع كرده است،اين در حالي است كه صنعت گردشگري تبت دهها ميليون دلار درآمد ساليانه فقط درهمين فصل را از دست داده است!. لينك خبر
لشكركشي و كشتار غيرنظاميان در منطقه قفقاز نيز از همين قاعده مستثني نيست،اگر به حافظه خود رجوع كنيد بسياري ازاتفاقات ديگر نيز در پوشش اخباربه ظاهر مهمتر و هيجان انگيزتر با بي تفاوتي روبرو شده اند...
پ.ن:دوست داشتم به ذهن خودم و مخاطبات تلنگري بزنم تا به ياد داشته باشيم چه چيزهايي را به بهاي اندك چيزهاي ديگر فراموش مي كنيم!!.

Sunday, August 10, 2008

بلوغ دولتها و المپيك


يك گروه از كودكان را در نظربگيريد كه به اتفاق به اردويي تفريحي-گردشي در نقاط دوردست مي روند وقرار است در آنجا ساعتهاي خوشي را با يكديگر گذرانده و دوستيها واوقات دلپذيري را تجربه كنند.ناگهان با بعضي از آنها تماس گرفته مي شود و خبردار مي شوند كه والدين بعضي از آنها با يكديگر اختلافي پيدا كره اند و به سمت نزاع و خصومت مي روند،تكليف اين كودكان و احساس پاك ولحظاتي كه قرار است در صلح ودوستي با هم طي كنند ،چيست؟؟.
اگرجامعه متمدن و بالغ شده باشد،علي الاصول آن والدين اصلاً نبايد خصومتهايشان را تا حد كودكانشان توزيع كنند و از آن مهمتر اصلاً نبايد خصومت از سطح گفتگو خارج گردد.آنچه درالمپيك بين تيمهاي روسيه و گرجستان اتفاق افتاده نمونه اي ازمثال بالا است كه خوشبختانه متمدنانه پيش رفته است!!.ولي هر چه به عقب باز مي گردم به ياد نمي آورم براي كدامين خصومت يا غائله مرزي يا منافع مشترك ورزشكاران ما سالهاست از بخت خود چشم مي پوشند و رقابت ورزشي رابه منازعه سياسي مي فروشند!.آيا فرصت بلوغ دولت نامردان ما فرا نرسيده است؟؟!.
پ.ن: محمد عليرضايي به هر دليلي اولين بخت شناي المپيك براي ايران بود و...

آچمز روسيه يا كشتار مردم؟

اگر واقعه جنگ درآبخازيا و درگيري نامتعارف روسيه وگرجستان چيزي جز آچمز روسيه بر سر دخالتهايش در وقايع اخير منطقه نباشد،آيا اين بهاي گزافي نيست كه بايد پيرزن گرجي بپردازد؟؟؟!.

پ.ن:گرجستان براي من جز مهمان نوازي و رقص وموسيقي شگفت انگيزش نمود و معنا ندارد و ديدن چنين صحنه هايي بسيار تاسف بار است.

Saturday, August 9, 2008

تالابهاي طبيعي بعنوان الگوي سيستم تصفيه نوين پسابهاي صنعتي Living Machines

وقتي صحبت از كارخانجات شيميايي و پسابهاي آنها به ميان مي ايد،اولين تصويرممكن براي تصفيه اين پسابها واحدهاي پيچ در پيچ و كاملاً تكنولوژيكي متصورمي شود كه خود مصرف كننده و توليد كننده يك سري مواد شيميايي ديگربوده و داستان تا انتهاي نابودي زمين ادامه مي يابد!.

ولي حقيقت ماجرا به كمك تلاشهاي گروهي از دانشمندان كه بر فن آوري بوم پالايي تمركزدارند كاملاً متفاوت رقم خورده است و چندي است به شيوه اي كاملاً خلاقانه به تقليدي ازطبيعت و عملكرد باتلاقها،سيستمي تحت عنوان ماشينهاي زنده طراحي شده اند كه در جوار واحدهاي كلاسيك و قديمي تصفيه پسابهاي صنعتي اين امكان را فراهم آورده اند تا با استفاده از گونه هاي مختلف حيات،مانند انواع ميكرو و ماكرو ارگانيسمهاي طبيعي از قبيل باكتريها،جلبكها،قارچها،گياهان تزييني و حتي ماهيها! بخش زيادي ازچرخه طولاني و هزينه برشيميايي تصفيه پساب با كمترين آثارجانبي بر اكوسيستم وعاري از تبعات آزاردهنده شيميايي مديريت گردد.

جان تاد را مبدع ماشينهاي زنده مي دانند،عكسهايي از چنين مجموعه اي را از اوبرلين كالج اهايو مي بينيد.

Friday, August 8, 2008

پيشبيني اتفاقات غيرمنتظره در المپيك پكن


المپيك پكن عليرغم تمام اعتراضاتي كه به وضعيت آلودگي هوا و بعضي شرايط نابسامان مديريت شهري پكن وارد بود ، افتتاح شده است و شايد كمتر كسي بداند كه:
-پيشبيني مي شود شرايط بد آلودگي هوايي جايي براي جا به جا كردن ركوردهاي ورزشي باقي نگذارد و امسال شاهد هيچ ركوردشكني نخواهيم بود!،اين پيشبيني با وجود جابجايي200 كارخانه،60000اتوبوس و اتومبيل خارج از رده وتوقف موقت كار در 340 كارخانه ديگردر طي جريان رقابتهاي المپيك صورت گرفته است!.
-پيشبيني مي شود كه با وجود بارندگيهاي تا 50 ميليميتر در ساعت ! و بادهايي با سرعت65 كيلومتر در ساعت ، مشعل المپيك عليرغم قرارداد سمبليكي كه براي آن متصور است بارها خاموش گردد و نياز به روشن شدن مجدد داشته باشد!.لينك خبر

کودکان آلمانی از مصرف تخم مرغ شانسی کیندر منع شدند Kinder Surprise

کودکی من با کامک,تی تاپ,بستنی آلاسکای پاک و از این دست خوردنیهای کودکانه طی شد که حدود قیمتهایشان با پول توجیبی روزانه ام منافاتی نداشت, ولی یک چیز متفاوت هم در سوپرمارکتهای شیک آن روزها بسیار وسوسه انگیز بود: تخم مرغ شانسی های کیندر
این تخم مرغهای شکلاتی ابداع شده درایتالیا به سال 1972(من آلمانها را مبدع کیندر می دانستم!) با من همسن هستند,و با طعمی فراموش نشدنی همیشه جوایز مینیاتوری و بسیار جذابی با خود به همراه داشتند که در آن سالها پول توجیبی یک هفته را ناکار می کردند!!.همیشه بر سر نا ایمن بودن قطعات پلاستیکی و فلزی پازلهای که در این بسته خوراکی یافت می شد بین کمیسیونها و سازمانهای بهداشتی در اروپا و در داخل آلمان جنگ و منازعه بوده است و از قرار به تازگی کمیسیون کودکان در پارلمان آلمان این محصول از سری محصولات Kinder Surprise را به علت ریسک بلعیده شدن توسط کودکان ممنوع کرده است !.
شرکت کیندر سالیانه 20 کاراکتر مربوط به فیلمها و انیمیشنهای جذاب دنیا را به پازلهای مینیاتوری با قطعاتی قابل بسته بندی در جوف یک تخم مرغ شکلاتی به وزن کل 150 گرم, عرضه می کند.لینک خبر


پ.ن: ما با توجه به کم سن و سالی یسنا ,کلکسیون اسباب بازیهایی که از دل تخم مرغهای شکلاتیمان بیرون کشیده بودیم را در اختیارش نگذاشته ایم و فکر کنم باید تا سن مدرسه او نیز صبر کنیم!!.
پ.ن: تاریخچه شرکت کیندر را از اینجا بخوانید.

افتتاحیه رفقا بدون اصلاحات



بلاخره سیاسی ترین المپیک بعد از المپیک مونیخ افتتاح شد در حالیکه معترضین سیاسی و زیست محیطی اش هنوز به اعتراضات خود مشغولند!.


پ.ن: آلبوم افتتاحیه به نقل از گاردین

Thursday, August 7, 2008

نقیض زندگی کلاسیک

یک کاریکاتور اثر خانم مهنازیزدانی به دستم رسیده است در مفهوم زندگی,که از جهاتی به آن انتقاد دارم,چون در جوانی مثلی اختراع کردم که به نوعی مثال نقیض این کاریکاتور است!.
من بر خلاف مثل گهی زین به پشت و گهی پشت به زین اعتقاد پیدا کردم زندگی دارای دو شق همش پشت به زین و همش پشت به زین ! و همش زین به پشت و همش زین به پشت هم می باشد !.


پ.ن:شاید سرسره زندگی خانم یزدانی باید تبدیل به دو نردبان بشود که از یکی فقط پایین می آیند و از یکی دیگر فقط بالا می روند!!.

Lady Yasna

اگر تقویم روزشمار عمر دخترکم در بالای وبلاگ نبود,سن او را چقدر تخمین می زدید؟!.


پ.ن: اسفند دود کردن و زدن به تخته فراموش نشود!.

Wednesday, August 6, 2008

روبوسي بعنوان ابزار ارتباطات اجتماعي

دربين آلبومهاي عكسي كه از خبرگزاريهاي مختلف انتخاب مي كنم،امروز شما رابه ديدن نكته بينيهاي خاص بريتانيايي دعوت مي كنم:
دربريتانيا روبوسي عادت اجتماعي همه گيري نيست ولي دربين سياستمداران وشخصيتهاي مشهور معمول است،ولي به عقيده اهالي جرايد انگليسيها دراين كارمهارتهاي لازم را ندارند!.آلبوم عكس از گاردين
مثلاً نحوه روبوسي گوردون براون با كارلابروني(ساركوزي فعلي!) را به بوزينه ايي تشبيه كرده اند كه درهنگام ديدن غذا هيجانزده مي شود!!!.روبوسي ديويد ميليباند از وزارت امورخارجه بريتانيا كاندولينارايس را به روبوسي يك بچه مدرسه اي كه با عمه بزرگش روبوسي كرده و قواعد بزرگتري وكوچكتري را به خوبي رعايت مي كند، تشبيه كرده اند!.


پ.ن: همانطور كه مي بينيد در دنياي بزرگي كه زيست مي كنيم كوچكترين چيزها ترجمان وتفسيري ويژه مي يابد و در حضورآنور آبي ها ! كه با خودشان هم رودربايستي ندارند نبايد گاف داد و در برخوردي به اين سادگي ، ظرافتهاي لازم راناديده گرفت.
پ.ن:دراينجا سرخطهايي براي انجام روبوسي و بعضي راهنماييهاي مفيد را خواهيد يافت و اينجا هم نقدي است برآنچه كه در جامعه برتانيا در ارتباط با روبوسي درست دريافت نشده است.

Monday, August 4, 2008

قيمتهاي جديد تن فروشي


باكمال تاسف براي جامعه جهاني،قيمت تن فروشي تا يكعدد ماهي ويا يك بطري روغن خوراكي پايين آمد!،طبق گزارش رويترز ازكنفرانس بررسي معضل ايدزدرمكزيكوسيتي توسط سازمان ملل برپا شده بود،شواهد بسياري در دست است كه جوامع فقير براي تامين اصلي ترين نيازبشري يعني غذا تا اجبار به تن فروشي نزول كرده اند،زنان ماهي فروش در اقيانوسيه و زنان كنيايي از پيشقراولان اين جامعه ساقط شده هستند كه در كنار اين افول شرم آور متحمل ريسكهاي بالايي از لحاظ ابتلا به بيماريهاي مقاربتي و ايدز نيز به شمار مي روند.
پ.ن:دو فازي ايجاد شده درجهان تا كجا پيش خواهد رفت؟،آيا روزي گرسنگان،برخورداران وشكم سيرها را خواهند خورد؟؟!

آلودگي چيني يا كالاي چيني؟


جالب اينجا است كه اگرحجم مبادلات خارجي و محصولات سفارشي ساخته شده در چين را بررسي كنيد،بيشترين سهم از آن كشورهاي اروپايي است و اتحاديه اروپاهيچ قانوني برمنع تجارت با چين ندارد ولي دمي اين مادر مرده ها را آرام نمي گذارد تا يك المپيك خوش از گلويشان پايين رود!،اين هم سوژه كاريكاتوريست تلگراف !وهاي و هوي برسر آلودگي كه به نوعي خودشان سفارش توليدش را ميدهند!!.

Sunday, August 3, 2008

قاصدك هان چه خبر آوردي...

December 11, 1918August 3, 2008 Aleksandr Isayevich Solzhenitsyn

مجمع الجزاير گولاگ ديگر وجود ندارد يا حداقل به آن نام يا در آن محدوده!،از استالين ورئيس پليس مخوفش بريا نيز نامي نمانده مگر در نقد قدرت مطلقه وميليشياي ويرانگر و شب گذشته نيز آلكساندر سولژنيتسين نويسنده معترض و برنده نوبل ادبيات ويكي از هزاران انديشمندي كه بواسطه پرسشهايش از قدرتمندان سالهاي بيشماري را در گولاگهاي جماهير شوروي گذرانده بود،در اثر حمله قلبي و در سن 89 سالگي درگذشت.
پ.ن:تنها سوالي كه باقي مي ماند اين است كه زمان مرگ تفكري كه انسانها را به دسته هاي متفاوتي تقسيم مي كندو آنها را با توجه به سنخيتشان با قدرت از دانستن و حق اظهار نظركردن وانتخاب روش و منش شخصي براي زندگي باز مي دارد،كي فرا مي رسد؟.

پ.ن:مراسم خاكسپاري به نقل از گاردين

Friday, August 1, 2008

اشباح گویا در ذهن و خاطره

سالهای 57-58 به همراه یک گروه جوان که امروز یا نیستند یا دیگر جوان نیستند!,در پیاده روهای روبروی دانشکده پزشکی دانشگاه شیراز شاهد بساط کتابروشیها بودم و انواع پرچمها , آرمها و شعارها و سینمای آوانگارد دانشکده که آن روزها فیلمهای متفاوتی را به نمایش می گذاشت و من هنوز فیلم خرمگس را به یاد دارم و نقاشی معروف فرانسیسکو گویا بر روی جلد کتاب آن نوشته اتل لیلیان وینیچ و پیش نمایش آن در سینما,شاید بیش از خود فیلم این نقاشی در ذهنم ماندگار مانده است...

فیلم اشباح گویاGoya's Ghosts ساخته میلوش فورمن و با هنرنمایی خاویر باردم و ناتالی پورتمن,نقبی بود به همان سالها و رمز و راز تصویری که سالها در حافظه نگاه داشتم بدون آنکه بدانم با چه حس و حالی کشیده شده است و گویا فرزند خلف کدام دوران بوده است.شاهد درد و رنج بودن و به تصویر کشیدن آنچه بر انسان و انسانیت رفته است از گویا شخصیت ویژه ای در عالم هنر ساخته است,تصویرهایی واقعی از آنچه انسان در زیر پوستش پنهان ساخته است,پدر لورنزوی فیلم به تمامی شبیه همه انسانهایی است که حقیرند و حقارت خود را دستمایه حقیر شمردن سایر انسانها می کنند.

پ.ن: این فیلم را برای فرصت مناسبی ذخیره کرده ام تا برای بسیاری از دوستان فرصت دیدنش را فراهم بیاورم و شاید روزگاری که بتوان به پخش عمومی سپرد و البته به بهترین فیلم نیمه اول امسال برایم تبدیل شد!.

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes