Monday, June 30, 2008

بودن يا نبودن...



بودن يا نبون،به روز كردن يا نكردن و گوگل آناليتيك...

سوءاستفاده از عكس يسنا!


يك جريده وزينه! و مبتلا به كمي تا قسمتي زردي مزمن! در بخش خبر علمي و در حاشيه خبري با عنوان "اهميت آرامش كودكان"يكي از عكسهاي يسنا را چاپ كرده است!.اينكه جرايد وطني عادت به اجازه گرفتن وكسب رضايت صاحبان آثار را ندارند تبديل به بيماري خطرناكي شده كه ديگر مدتها است در دل و جان مطبوعات وطني ريشه دوانده است.

سركارخانم طيبه شريفي !

دبير ستون چند خبر علمي درمجله روزهاي زندگی، شما درمجله تان به تاريخ 15 خرداد از عكس دختر من، درجايگاهي كه به گمان من موضوعيت نداشته ، بدون رضايت من استفاده كرده ايد.لطفاً پس از اين در طي گشت و گذار اينترنتي متوجه اين نكته باشيد كه هر عكسي مي تواند با ديدگاه خاص صاحب آن گرفته شده باشد و بدون كسب اجازه آن هم براي چاپ در يك مجله بفروش!! قابل استفاده نمي باشد!.

پ.ن : با تشكر ازخوانندگان مجله مذكور كه من را در جريان قراردادند!.

ظهور پس ازغيبت كبري



بدون خداحافظي رفتن و به روز نكردن وبلاگ فقط ناشي از درگيري شديد،ماموريت اداري،يك هفته مرخصي در قالب توفيق اجباري و ماموريت مجدد بعد از پايان مرخصي بود و ديگرهيچ!.

پ.ن: بدينوسيله از كليه دوستان عزيزي كه از اقصي نقاط جهان ! با ايميل، پيام كوتاه و بلند بنده را مورد تفقد قرار داده اند كمال تشكر را دارم!.(ازامروز به بعد تا درگيري بعدي حضور خويش را در سنگر حفظ خواهم كرد!!)

Thursday, June 12, 2008

ويرايش شخصيتي زنان نظافتچي هندي


در بسياري از نقاط شبه قاره هند،كارهاي خدماتي و تنظيفات عمومي و از جمله نظافت سرويسهاي بهداشتي بعهده زنان طبقه فقير است.در طي يك برنامه توانبخشي واعاده جايگاه اجتماعي كه با جهت دهي سازمان ملل متحد در هند جريان دارد،گروهي از اين زنان در برنامه هاي حضور در رويدادهاي بين المللي شركت داده شده اند.ويملا آتوال و 29 زن نظافتچي ديگر در سال جهاني سيستمهاي بهداشتي فاضلاب درطي اين سفرهاي جهاني در نمايشهاي مد جهاني در كنار سوپرمدلهاي هندي به راهروهاي ويژه مد نيويورك راه يافته اند!.ويملا35 ساله از اين تغيير شگرف زندگيش استقبال مي كند:يكسال پيش من در حاليكه ازشغل وطبقه اجتماعيم سرافكنده بودم در روستاي خودمان زندگي مي كردم و الان سوار برهواپيما ازاقيانوس مي گذرم ودر نيويورك دريك نمايشگاه مدشركت مي كنم. تمامي زنان اين گروه در يك برنامه آموزشي تغيير شغل داده شده و به زندگي از طريق شغلهاي مولد و داراي وجه اجتماعي بهتر،مشغول شده اند.لينك خبر

پ.ن: تغيير موقعيت اجتماعي و فراهم نمودن اين امكان بعنوان ابزار ويرايش شخصيت و طرز فكر نسبت به خود و جامعه از تكنيكهاي بسيار موثر ارتقاء جامعه محسوب مي شود.جامعه زنان جهاني بيش از هر چيز بايستي براي فراهم نمودن اين فرصت تلاش كند...

Tuesday, June 10, 2008

جگر و جگرخواري در عهد جديد!


لوبا جوانترين رام كننده شير و ببر، آسيا و خاورميانه درحال اجراي يكي از نمايشهايش در سيرك بزرگ قاهره است.

پ.ن:استعاره جگر ! و جگر خوراندن به يك شير آفريقايي موجبات اين پست را فراهم آورده است!.

Monday, June 9, 2008

فوتبال در زمين عمودي

اهالي مونيخ در هنگامه داغ فوتبال اروپا، روش جديدي را در مجاورت فرودگاه مونيخ براي فوتبال بازي كردن تجربه كردند...


پ.ن:تبليغات حد ومرزي ندارد،به ابعادو گرانش زمين نيز هم وابسته نيست...

خريداران خانه به دنبال آموزش!

قضيه مسكن وخريد خانه،يك واقعيت جهاني است ولي با رويكردهايي كاملاًمتفاوت دراينسو و آنسوي آب دنبال مي شود.دراين سوي آب! كه من و شما هستيم،دغدغه اصلي تهيه منابع مالي اوليه است و بعد از اولين خريد با افاضاتي كه افراد بي مسئوليت در تريبونهاي كاملاً مسئول! مي كنند، روند رو به رشد سرمايه شما با ضرايب غير معقولي شروع خواهد شد!،سود نهايي تضميني است و ضررهاي احتمالي لحظه خريد به طرفه العيني با حلاوت سودهاي بعدي از ياد خواهد رفت.

و اما در آنسوي آبها!،خريد مسكن به جز كشور آفتاب تابان(فقط به خاطر قيمت پايه زمين و بهاي نهايي مسكن) در بقيه ساير نقاط معمور و گلستان! جهان با اندك اعتباري در ازاي فقط داشتن شغل امكانپذير خواهد بود و با وامهاي طويل المدت كم بهره،هر كسي مي تواند به فراخور درآمد و قدرت بازپرداخت اقساط صاحب خانه باشد. در شرايط فعلي با توجه به كاهش نرخ رشد اقتصادي در غرب،وضعيت مسكن با ركود شديدي روبرو شده است و متقاضيان خريد خانه را با حقيقتي جديد روبرو كرده است و آن عدم اطلاعات كافي براي سرمايه گذار ي موفق در طي خريد ملك و خانه است!.با همين توجيه مراكزي براي آموزش خريداران ملك در آمريكا به ثبت رسيده و به متقاضيان آن مدرك پايان دوره بعنوان خريداران مجرب! داده مي شود!!!.

پ.ن:دارندگان مسكنهاي نوساز با مساحت حداقل100متر در شهرهاي بزرگ ايران بدانند و آگاه باشند كه صاحب خانه هايي با قيمتي درحدودمتراژ مشابه آن در تورنتو،لس آنجلس و امثالهم هستيد!،لكن امكانات رفاهي مشابه را برايتان لوله كشي نكرده اند...

Sunday, June 8, 2008

مهماني خودخوانده ورستورانVIP


طي چند هفته گذشته سازمان مشغول آمادگي براي مميزي سيستمهاي يكپارچه مديريتي بود،بعد از ابلاغ برنامه مميزي، به نماينده مديريت پيشنهاد دادم كه براي چند روز مميزي،بعنوان انگيزه و تشويق مميزان براي ناهار از سرويس رستوران ويژه مديريت استفاده گردد تا در طي گردهمايي ناهار به تبادل نظر نيز بپردازند،نماينده مديريت از پيشنهادم استقبال كرد و قول مساعدت داد...

ديروز اولين روز مميزي بود و در ساعت سرو ناهار به همراه گروه به رستوران ويژه رفتيم و با برخوردمحترمانه مسئول رستوران به ميزي با چندين سرويس آماده راهنمايي شديم،در اواسط صرف غذا گروه ديگري از يكي از ادارات با چند مهمان خارجي وارد رستوران شدند ودر كمال تعجب دنبال ميز آماده و مهياي مهمان خود بودند كه با پچ پچ مسئول رستوران معلوم شد كه نماينده مديريت به قولش وفا نكرده ! و اصلاً هماهنگي چنين كاري صورت نگرفته!! و ما با پر رويي جاي ديگران را اشغال كرديم!،خدا پدر مسئول رستوران ويژه را بيامرزد كه از مديريت ما بسيار محترم تر است و به رويمان هم نياورد!!...

پ.ن: نكته اخلاقي اينكه درايران ماهمه چيز باپررويي و حق به جانبي مفرط به خوبي پيش خواهد رفت!،شما نگران مشكلات ديگران نباشيدچون آنها حتماً فكري بحال خودشان خواهند كرد!،اگر حقي براي خود متصورهستيد ترديدي به خود راه ندهيد چون آن را بدست خواهيد آورد و چنين و چند چيز مفرح و با مزه ديگر...!

ياد مي گيريم 1


اينكه مي گوييم يا مي گويند،ايرانيها معني حزب و تحزب و فعاليت حزبي را هنوز در حد بلوغ درنيافته اند به اين معنا است كه در وضعيتي مشابه آن كه براي اوباما و كلينتون رخ داد، ايرانيهاي متعلق به يك حزب در پايان و در روشن شدن نتايج، مي توانند به دشمنان مادرزادي براي يكديگر تبديل شوند كه منجر به انشعاب از حزب و تاسيس حزب جديد! و ايجاد چند دستگي جديد گردد!!، در حاليكه اخلاق سياسي! (چه تركيب نامانوس و متناقضي! يك پاراديم كامل!) كلينتون را وا داشته است كه در اولين ساعات پس از قبول شكست به نفع هم جناح و متحد حزبي اش تبليغات كند و دفاع از او را لازم بداند! و حتي براي داشتن پست در كابينه اش نيز پيشقدم گردد...

پ.ن:از اين پس تحت نام "ياد مي گيريم" چيزهايي شايد مفيد ياد خواهيم گرفت!.


Thursday, June 5, 2008

جزیره نشینان



یک کشتی نفتکش به گل نشسته در نزدیکی ساحل،مامن چندین و چند خانوار مستاصل و بی چیز است.کابینهای کشتی،انباریها و فضاهای قابل سکونت با تخته،پتو و هر چیز دیگری که بتواند فضاهای خصوصی را از هم جدا کند به شکل یک همسایه نشینی در آمده است.در این کشتی بچه ها بدنیا می آیند،بزرگ می شوند و حتی عاشق می شوند!،تمام ارتباط کشتی با دنیای بیرون از طریق مردانی زحمت کشیده در قالب مشاغلی مانند جاشویی حاصل می آید و بلاخره صاحب خانه این بنای نا متعارف، عاقله مردی است که به نام ناخدا می شناسیمش و او به حکم نامش مالک همه چیز است،او تمام نیازمندیهای اهل این خانه شناور را از خشکی تامین می کند و به حسابشان می گذارد،طبابت می کند،قضاوت می کند و ریش سفیدی تمام ماجراهای تلخ و شیرین بر عهده اوست،گوشی تلفن همراهش در ساعات حضورش در کشتی حکم مخابرات عمومی را دارد! و این کشتی معلوم نیست به چه بابت و از طریق کدام سند ملک طلق او محسوب می شود!، تلفنهایی ازبیرون کشتی نشان می دهد که مقاماتی اصرار به تخلیه کشتی دارند و ناخدا مقاومت می کند و نگران بی خانمانی و بدبختی مستاجرانش است! و در همین حین نیز قطعات فلزی و موتوری قابل فروش کشتی را از طریق اجیر کردن بچه ها و چند کارگر از درون کشتی بریده و به بیرون حمل می کند...
جزیره آهنی اولین ساخته بلند سینمایی محمد رسول اف همشهری ما شیرازیها است که پدرش را بعنوان یک معلم قدیمی تئاتر می شناختم و به فستیوال کن فرانسه نیز راه پیدا کرده و یک بامداد امروز به طرز غافلگیر کننده ای از شبکه فرانسویCineCult پخش شد!!.علی نصیریان و دیدار رزاقی دو بازیگر نام آشنای فیلم و مابقی از هنرمندان آماتور هستند.علی نصیریان تمام بار درام فیلم را یک تنه به دوش می کشد و در نقش ناخدا،خدایی می کند!!.
پ.ن:فیلم بیش از هر چیز شباهت تامی با مملکتهایی دارد که به سبب اغراض خاص حاکمانش به صورت جزیره های ایزوله اداره می شوند و مردمان در کمال بدبختی و بی اطلاعی از آنچه در بیرون می گذرد، به نداشته هایشان عادت کرده اند.حاکمان در پی منافعشان از هیچ دروغ و ریایی اجتناب نمی کنند و نقش دانای کل و پدر همه را بازی می کنند و...
پ.ن: تا پیش از دیدن این فیلم چیزی از آن نشنیده بودم و به گمانم با توجه به مضمون فیلم هنوز اجازه اکران نداشته است...

Wednesday, June 4, 2008

شیر پیر،شیر خسته،شیر بازنشسته




مدیریت کیفیت و سامانه های استاندارد بی شک وامدار سری استانداردهای بریتانیایی هستند و در مدارک تصدیق کننده مراجع ایزو همیشه می توان به شماره های بریتیش استانداردی برخورد کرد که نوعی اعتبار برای کمیته بررسی کننده بوجود می آوردند.با تمام این اوصاف امروزه صنایع بزرگ و قدیمی بریتانیا بعنوان پرچمداران انقلاب صنعتی اروپا چیزی از آنهمه دستاورد مدیریت کیفیت را در اختیار ندارند و ورشکستگی های پیاپی و انتفال تکنولوژیهای موجود به سایر کشورها،یکی پس از دیگری سودمندی این سیستمها را زیر سوال می برد و از آنجا که سیستمهای مدیریت کیفیت غالباً نتیجه گرا و هدفمند و منتج به سود و کیفیت و رضایت مشتری ارزیابی می گردند،خروجی صنایع بریتانیایی هیچکدام از این عوامل را در این اواخر برآورده نکرده است.سهم فروش صنایع اتومبیل سازی بریتانیا در اروپا به مرز صفر نزدیک می شود و در صورت حذف فورد از این بازار،بریتانیا به آغاز دوران پادشاهی بدون تولید خودرو خواهد رسید!.
صنایع هوا و فضا و تسلیحات نظامی از اولین مجموعه هایی بودند که یا به ابداع سیستمهای ایمنی و مدیریت کیفیت پرداختند و یا اولین مصرف کنندگان آن به شمار می رفتند،لذا عدم برآورده سازی این الزامات در چنین سازمانهایی قابل قبول و توجیه نخواهد بود،نادیده گرفتن هر بخش از این استانداردها می تواند به از دست رفتن یا آسیب دیدن آدمهای زیادی با هزینه های گزاف بدل شود.
ممیزی های اخیر صنایع نظامی وابسته به وزارت دفاع بریتانیا نشان داده است که ندانم کاریها و فرصت سوزیهای بسیاری در تولید چندین قلم از سفارشات عمده به آنها،صورت گرفته است:
ساخت جنکنده های یوروفایترEurofighter Typhoons (تایفون)که در سال 1983 برای مقابله با جنگ سرد پیش بینی شده بود تا قبل از 2003 عملی نشد!،در حالیکه چهار سال و نیم نسبت به تقویم زمانی تولید تاخیر داشتند و 14 سال پس از پایان جنک سرد به دست سفارش دهندگان رسیدند!،هزینه اولیه 7میلیارد پوند تخمین زده شده بود و نهایتاً به 19.7 میلیارد پوند بالغ شد!!.ریاست تدارکات وزارت دفاع بریتانیا این پروژه را به استهزاء"خیریه" نامید!.ارتش بریتانیا 144 جنگنده تایفون را به قیمت هر فروند 65 میلیون پوند خریداری کرد که اخیراً 72 فروند از آنها را به قیمت شیرینی!(5میلیارد پوند!)به عربهای سعودی واگذار کرد!.
پرونده بعدی به هواپیمای جاسوسی وضد جاسوسی نیمرادNimrod spy planes (همان نمرود پادشاه ستمگر...)تعلق دارد که بعد از حادثه انفجار یک فروند از آنها در ماموریت افغانستان و کشته شدن 14 خدمه آن،در بازرسیهای فنی بعمل آمده از عیوب طراحی آن که بیش از 40 سال نادیده انگاشته شده بود،پرده برداری شد!،این هواپیما پس از آشکار شدن ناشی گری طراحی !عبور مسیر سوخت از نزدیکی مسیرهای هوای داغ 500درجه سانتیگرادی!،مناسب پرواز تشخیص داده نشد.



پرونده اسلحه انفرادی

SA80 rifle با انواع اشکالات فنی ماشه،خشاب،گیر کردن هنگام شلیک نیز حدیث مشابهی دارد.


پرونده هایی مانند سیستم بیسیم جدیدBowman secure radio system که در سال 2005 برای رفع نواقص سیستمهای قدیمیتر در عراق تولید شده بود نیز به داستانی مشابه گرفتار شد و در عمل تجهیزی سنگین و فاقد کارایی لازم در میدان نبرد تشخیص داده شد.
پرونده آخر که به نوعی برای ما ایرانیها هم اسمی آشنا است، به هلیکوپتر ترابری سنگین شینوکChinook تعلق دارد که 8 فروند از آنها برای تحویل در سال 2002 میلادی به یگان ویژه در افغانستان سفارش شده بود و هنوز بعلت عدم برآورده سازی نیازهای عملیاتی درخواستی در آشیانه هایی با امکانات تهویه! منتظر تامین بودجه برای ارتقاء به تجهیزات ویژه دید در شب هستند!،با تخمین های فعلی در صورت تامین بودجه 500میلیون پوند لازم است تا در سال 2010 این تغییرات اعمال شده و سفارش تحویل مشتری گردد!!.
پ.ن: همانطور که دیدید مجموعه ای از عدم کنترلهای حین طراحی و کنترلهای عملیاتی و طولانی شدن فرآیند تولید سفارشی از حداقل دلایل عدم دیدگاههای فرایندی در این صنایع به شمار می رود، حالا اگر عربهای سعودی یا یک مادر مرده دیگر پیدا نمی شد بایستی این همه جنگنده با فن آوری 20 سال پیش را به کدام احمقی می فروختند؟.
پ.ن:به نظر می رسد اگر سیاست قوی و دشمن بیچاره کن! امور خارجه بریتانیایی وجود نداشت بسیاری از سیاستهای داخلی بریتانیا به خنسی دچار می شدند!(چرچیل روحت شاد!).

یسنا شبیه سازی می کند




یسنا معمولاً از عروسکهای بزرگ خوشش نیامده و در بازیهایش شرکتشان نمی دهد!،اما امروز صبح تصمیم گرفت که با یکی از آنها اولین تمرینهای دخترانه اش را شروع کند!،عوض کردن پوشک این عروسک در دستور کار قرار گرفت و صدای هیجانزده مامان یسنا که مرا به دیدن صحنه شیرین کاری فرا خواند!.


پ.ن: جالب اینجاست که صفحه ای که زیر پای عروسک انداحته مورد استفاده خودش قرار می گیرد و به نوعی در حال شبیه سازی خودش بوده است...

Tuesday, June 3, 2008

روزهاي خوش براي گاوهاي آلماني


هزاران مزرعه دار آلماني توليدكننده شير از آپريل گذشته ،دست به اعتصاب زده اند ودر اعتراض به كاهش قيمت شير خريداري شده توسط سوپرماركتهاي زنجيره اي بزرگ،عرضه محصولشان را به بازار آلمان متوقف كرده اند.محصول فعلي آنها به عوض تامين خوراك كارخانجات توليد لبنيات به خوراك گوساله ها افزوده مي شود يا در چراگاهها براي تقويت خاك تخليه ميشود!!.اعتراضهاي فعلي آنها علاوه بر قيمت تمام شده،به سهيم نبودن در سود نهايي عرضه شير نيز ارتباط دارد.مجموعه اي از نظرات موافق و مخالف گاوداران آلماني درعرصه مطبوعات به جريان افتاده است كه در كنار طرفداري از حقوق صاحبين شير توليدي براي نارضايتي شان در قبال قيمتهاي غير عادلانه به نكوهش ضايع كردن محصولشان در زمانه موج تقاضاي جهاني براي غذا اشاره دارد.به طور متوسط هر گاو آلماني18ليترشير در روز توليدمي كند! كه معادل 2.2كيلوگرم پنير يا 3.5بسته كره است!.لينك خبر

پ.ن:حق اعتراض و اعتصاب براي رسيدن به حقوق عادلانه،هميشه به تناسب بازار و تعادل توزيع نقدينگي بر حسب ارزش كار و ارزش افزوده مابه ازا مي انجامد.نقش دولت در اين ميان، ميانجيگري به نفع جامعه است و مي تواند از تجمع ناعادلانه نقدينگي در يك طبقه جلوگيري كند...
پ.ن:رمز پايداري و رشد صنايع مختلف در مديريت صحيح همين چالشها است و نبود عرصه مناسب براي فعاليت سنديكاهاي كارگري و اصناف منجر به ازبين رفتن بخش خصوصي خواهد شد.اگر دولتها در حد نظارتي نقش خود را حفظ كنند،بخش خصوصي براي بالانس شرايطش تصميمات به روز و موثرتري خواهد گرفت.
پ.ن:عكسهايي از اين رويداد را از اشپيگل مي بينيد.

Monday, June 2, 2008

خاكسترم را در قوطي پرينجلز دفن كنيد!


در اواسط دهه 70 ميلادي،سوپرماركتهاي ايراني از انواع كالاهاي مصرفي غرب انباشته شدند و حتي بسياري از اقلام خوراكي نيز با برندهاي غربي عرضه مي شد،مادر بنده در كنار عادت سينما رفتن،از خريدن تنقلات داخل سينما پرهيز مي كرد و مشتري دو چيز عمده بود،يكي ويفر شكلاتي كيت كت! (مخصوص خودش!) و ديگري چيپس پرينجلز (كمي تا قسمتي در اشتراك با من و برادرم!).

چيپس پرينجلز همراه هميشگي سينما رفتنهاي آن دوران بود و سوالي را هميشه براي من در كودكي باقي گذاشته بود،چرا قطعات اين چيپس آنقدر منظم و يونيفورم بود؟چرابقيه چيپسهاي سيب زميني اينطور نبودند؟؟.
تا سالها به حكم قوطيهاي مقوايي استوانه اي و در دار آن كه مادرم ادويه و سبزي خشك در آن نگاهداري مي كرد!،اين سوال باقي مانده بود و فقط در دوران دانشجويي فهميدم كه آنچه در اين سالها لذيذترين چيپس مصرفي ام بوده،در واقع خمير پودرسيب زميني بوده ،كه با قالب گيري و فرآيندبرشته كردن در خلاء اينطور يونيفورم و يك رنگ توليد مي شده است!،اين محصول در واقع اصلاً چيپس محسوب نمي شود!و نوعي اسنك از پودر سيب زميني است و هنوز فرآيندي براي كنترل رنگ و شكل و اندازه ورقه هاي سيب زميني طبيعي در حين فرايند سرخ شدن با روغن ثبت نشده است!.
در كنار ايده منحصربفرد توليد اين اسنك در 1968در آمريكا،ايده بسته بندي آن نيز توسط فردريك جي بائر اين محصول را جهاني كرد.قوطيهاي استوانه اي كه مانع نفوذ رطوبت ميشوندو به راحتي طعم،تردي و كيفيت محصول رابراي مدت زيادي حفظ ميكنند.( تا آنجايي كه من در خانواده خودمان ديده ام كسي قوطيهاي آن را بعد ازمصرف دور نمياندازد و بعنوان ظرف نگهداري سبزي خشك استفاده مي كنند!!)

بائر چهارم ماه مي 2008 درسن89سالگي در گذشت،در حاليكه وصيت كرد تا خاكسترش را در قوطيهاي پرينجلز نگهداري كنند،وي براي ثبت اين ايده درهمه عمر احساس غرور مي كرد...


پ.ن:اين اسنك طعمهاي متفاوتي در دنيا ارائه كرده كرده است ولي هنوز هم بعقيده من همان طعم ارژينال دربسته بندي قرمزش اصيلترين انواع آن است!.

Sunday, June 1, 2008

YSLهم به تاريخ پيوست




ايو سن لورن طراح معروف مد فرانسه كه جواني خود را با كريستين ديور پيوند زده بودو در سنين جواني ديور را از ورشكستگي نجات داد،از فرانسويان الجزايري تبار يا"پاسياه!"بود كه بعقيده منتقدان دنيا مد در كنار زيبايي احيا شده توسط "شانل"به زنان قدرت عطا كرده است!.سن لورن در26 سالگي( 1962) نام تجاري خودش را به ثبت رساند.

ديشب سن لورل در سن 71 در حاليكه چندين سال از بيماري رنج ميبرد،دنيا را با ياد و خاطره يك نابغه طراحي مد ترك گفت.

پ.ن: بعنوان يكي از شيفتگان عطر و كرواتهاي بي همتاي وي حقشناسي بجا مي آورم!،10 سالي است كه براي خودم و اطرافيانم فقط ادوكلنهاي سن لورن خريده ام يا هديه برده ام...

پ.ن: دو عکس آخر را از گاردین به امانت گرفته ام که سن لورن را در جشن بازنشستگی اش(شش سال پیش) در میان اولین و آخرین مدلهای معروفش نشان می دهد و متعلقه جدیده سارکوزی! که در جام جهانی ده سال پیش هنوز کارلا برونی نام داشت و لباسی از برند سن لورن بر تن!.





Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes