Showing posts with label محیط زیست. Show all posts
Showing posts with label محیط زیست. Show all posts

Friday, May 6, 2011

گذر

یسنا مهدکودک را به پایان رساند و به تعبیر من و مادرش مراسم فارغ المهد کودکی اش را در محل جشن گرفتند,سرودها و ترانه های انفرادی و جمعی اجرا کردند و الخ...
بنا بر مسئولیت سازمانی ,وظیفه تور گردانی گروههایی که برای بازدید از واحدهای فرایندی مرتبط یا مستقیماً در ارتباط با محیط زیست در طول چند سال اخیر با من بوده است, حضور دانشجویان و دانش آموزان مقاطع مختلف را فرصت مغتنمی برای مطالعه کاربردی در خصوص شخصیت شناسی جوانان این نسل شمرده ام,در این رابطه به وضوح مشاهده کرده ام که جوانان کنجکاوی کمتری نسبت به محیط های جدید و ویژه گی های مشاغل نشان می دهند, یادگیری و فرصت طلبی برای قاپیدن مطالب مفید کاملاً از بین رفته است, سوالاتی از قبیل میزان حقوق یا نحوه به استخدام در آمدن انتهای آمال این نسل است!. مهارت درست نگاه کردن و گزیده بین بودن به شدت افت کرده است و مانند بسیاری از مهارتهای دیگر برای این نسل تدریس نمی شود.این جماعت در عین عبور از جلوی یک سوژه واحد هیچگاه به ریزه کاری ها و جزئیات دقت نمی کنند...
پ.ن:این روزها گذر از مرحله گذار را پشت سر میگذرانم و بنا بر روحیات شخصی تمرکزم را برای نوشتن از دست داده ام!.


Monday, February 7, 2011

لزوم ايجاد بريگاد ملٌي مبارزه با آلودگيهاي نفتي

وقتي اخبار مربوط به آلودگي هاي نفتي منتشره توسط تاسيسات نفتي در اين وطن گل و بلبل را مي شنويم و بعد مي بينيم به راحتي از آلودگي كيلومتر در كيلومتر طول و عرض لكه منتشره در رودخانه و دريا صحبت مي شود، از شرمنده گي چند روزي لال مي شوم و سعي مي كنم كه چيزي در مورد آن ننويسم ولي افاضاتي كه در جلسه هاي دو-سه ساله اخير در همين مورد و لزوم تشكيل بريگاد هاي رفع آلودگي نفتي در وسع ملٌي در صنعت نفت كرده ام يا شنيده ام مجال سكوت نمي دهند!.به طور خلاصه بايد بگويم در مبحث مديريت ريسك اگر تعداد حادثه يا رويدادي در حيطه بهداشت،ايمني،محيط زيست يا هر مديريت ديگري به صورت سلسله وار با شباهتهاي كتمان ناپذير اتفاق افتد بدين معني است كه تكرارپذيري آن حادثه بالا رفته و حتماً باعث بالا رفتن ضريب ريسك متناسب آن شده است و در نتيجه اقدام اصلاحي براي كنترل، كاهش يا رفع عوامل ريسك مذكور از هر چيز ديگري براي مديريت و ناظرين عالي مجموعه مهم تر خواهد بود. حوادثي از قبيل آلودگي بي سابقه در چهارمحال بختياري، لرستان، خوزستان و اينك در بوشهر و همه مرتبط با خطوط لوله انتقال نفت خام يك حقيقت واحد را نشانه گرفته اند! و آن كهولت سن اين خطوط و بالا رفتن ريسك نشتي و تركيده گي و انفجار و بلاخره احتمال روزافزون تكرار حادثه آلودگي در مناطق وسيعي همجوار اين شبكه قديمي است.
تشكيل بريگاد ملٌي رفع الودگي نفتي در كشوري تك محصولي كه اين روزها به يمن تحريمهاي گسترده فقط نفت خام مي فروشد و مابقي ترش و سنگين آن را به زور در حلق پالايشگاه هايش مي چپاند، خط لوله يك محور راهبردي و ممتاز است كه بايد از هسته و اتم و كيك زرد به هر طريقي زد و به مبلغ آن افزود!، آموزش كارشناسان طاق و جفتي كه اين روزها در سمت كارشناس محيط زيست و ايمني در شركتهاي تابعه نفتي مشغول خدمتگذاري هستند جهت آشنايي با تكنيك هاي واكنش سريع به حادثه آلودگي نفتي در مناطق همجوار رودخانه ها ، درياچه ها و دريا و خليج از اوجب واجبات بوده و حتي از خيمه زدن بر صندوق بازنشستگي نفت هم واجبتر است!و ابتياع كيت هاي جاذب هيدروكربور و شستشو دهنده خاك و سنگ چين ، بومهاي جاذب و كنترل كننده آلودگي نفتي حداقل هايي است كه بايستي در چند نقطه با ريسك بالا دپو شده و آماده عمليات واكنش سريع باشند تا به راحتي خبرگزاري ملٌي نتواند از كيلومتر در كيلومتر توسعه آلودگي خبر تهيه كند و بتواند با غرور اعلام كند كه حادثه در بطن وقوع كنترل شده و راه به رودخانه هاي فصلي و غير فصلي و حوزه آبريز و كذا و كذا نيافته است و هيچ مسئول زيست محيطي دستگاه هاي اجرايي غيرنفتي نتواند با پشت چشم نازك كردن در مورد تهديد اكولوژي سخن بگويد بدون آنكه بداند در صنعت نفت گرفتاري اصلي از چيست؟.
پ.ن:نكته قابل توجه با توجه به توپوگرافي منطقه استفاده مناسب از دره هايي است كه ميتوانستند با استفاده از خدمات وسائط نقليه سنگين به شكل مخزن موقت جلوي عبور مواد را به سمت آبريزگاه هاي پايين دست سد كنند و خود به دالان عبور آلودگي تبديل نشوند و معلوم نيست اين همه لودر در آن منطقه قابل بسيج شدن براي يك كار هماهنگ در همان 24 ساعت اول و پيش از رسيدن آلودگي به رودخانه فصلي منتهي به خليج نبودند؟، آيا كسي در مورد تفاوت هزينه رفع آلودگي دريايي در مقايسه با رودخانه نيمه خشك فصلي كه متاسفانه با بارشهاي اخير پرآب شده بود،چيزي مي داند؟؟؟.
پ.ن:مدير فرزانه مديريت بهداشت،ايمني و محيط زيست وزارت نفت تا لحظه مخابره اين خبر از رسيدن آلودگي به دريا نيز اطلاع نداشته است!.

Monday, November 15, 2010

پستانداران دريايي ايران نيز دلسوز خواهند داشت


امروز در يكي از آن كارگاه هاي آموزشي شركت كردم كه فقط عنوانش خيال شما را به آن سرزمينهايي مي برد كه مردم فراغت آن را يافته اند تا به درماندگي جاندارانشان نيز برسند و اگر در سواحلشان موجودي از قبيل نهنگ يا دلفين به خشكي افتاد بتوانند با حركتهاي خودجوش ولي سازمان يافته پيش از تلف شدن راه چاره اي براي بازگرداندنش به دامان دريا بيابند!.
كارگاه آموزشي امداد و نجات پستانداران دريايي به همت اداره كل محيط زيست استان هرمزگان، آغاز شوق انگيزي براي آموزش مردم ساحل نشين اين خطه در مقابله با فجايعي چون تلف شدن دسته جمعي دلفينها يا به گل نشستن گاه به گاه نهنگ هاي خليج است كه فرجامي جز تعفن و و به خاك سپاري آن هم بعد از روزها در ساحل ماندن نداشته است. اطلاعات مطرح شده نشان مي دهد كه همين يك كف دست پهنه آبي جنوبي مان ميزبان بيش از 20 گونه پستاندار دريايي است كه شايد هيچكدام از ما در هيچ رپرتاژي تا كنون زنده آنها را در آبهاي خليج نديده ايم ولي آنها هستند و كمي تا قسمتي در آبهاي سطحي و بعضي پايين تر در اعماق زندگي مي كنند و فقط جنازه هاي به ساحل افتاده شان ما را از خواب بيدار مي كند!.
پ.ن:از اشكالات عمده اي كه به نحوه ارائه كارگاه وارد بود،آغاز دوره و اعلام تشكيل گروه هاي نجات بدون ايجاد زيرساختهاي مناسب شهري و دستگاه هاي اجرايي پشتيبان است كه با توجه به توضيحات و فيلمهايي كه در اين مورد ديده ام نياز به ماشين آلات سنگين، شناورهاي عملياتي و تجهيزات متنوعي بعنوان زيرساخت مي تواند تضمين كننده موفقيت نجات موجود بخت برگشته باشد در غير اين صورت از مصاديق بيفايده بودن نجات و مرگ انتخابي براي حيوان خواهد بود.
پ.ن:فراخوان عضويت در شبكه امداد و نجات پستانداران دريايي را براي علاقه مندان محيط زيست دريايي بويژه ساكنين نوار ساحلي جنوب كشور در اينجا مي گذارم.

Saturday, October 16, 2010

Blog Action Day از آب و ديگر قضايا


روز موسوم به جنبش وبلاگي Blog Action Dayمصادف با 15 اكتبر در سال جاري به موضوعي بسيار مهم از لحاظ جهاني و مهجور از لحاظ ملٌي! تعلق دارد!.كشوري نيمه خشك با بارندگي متوسط ساليانه كمتر از 200ميليمتر كه مهار بيابانزايي كمتر مانده كه در عزاي خشكي جانفرسايش جوي اشك و خون راه بياندازد ولي وزارتخانه هاي متولي يا ذيربط آن مانند آن است كه منتظر اند معجزه اي از غيب پيدا شده و وظيفه آنها را ايفا كند!!.
با توجه به اينكه اعتقاد دارم از لحاظ بحث كارشناسي بهتر است هر حيطه را به كاردانش سپرد، فقط به بحثهايي اشاره مي كنم كه در جلسات استاني يا دستگاهي با آنها آشنا شده ام و مي دانم كه در مورد آنها با وجود راهكارهاي عملي ولي بودجه ريزي و اقدام جدي صورت نگرفته است.
موضوع آب و كمبود رو به تزايد آن در كشورمان جنبه هاي متفاوتي دارد كه از بارندگي تا نحوه انبارش در سدهاي مخزني و خاكي و بلاخره منابع زيرزميني تنوع دارد. ولي سواد من فقط به آلودگي آبهاي زيرزميني قد مي دهد و اينكه دو موضوع در كشورمان معضل جدي سالهاي آينده در اقليمهاي خشك و نيمه خشك دامنه زاگرس خواهند بود.اوٌل آنكه بيش از 40 سال استفاده از سموم و آفت كشهاي كشاورزي و تقويت زمين با كودهاي شيميايي بدون در نظر گرفتن مهاجرت بار آلودگي ناشي از آنها به آبهاي زيرزميني و در بالاترين حدي كه اكوسيستم اين ناحيه نيز قادر به آب پالايي نبوده مي گذرد و در نتيجه مخازن آبهاي زيرزميني را همزمان با افزايش برداشتهاي بي رويه با افزايش غلظت انواع تركيبات مضر و بويژه نيتراتها و فسفاتها و تركيبات هالوژنه سمٌي روبرو ساخته است.متاسفانه دردستور كار هيچكدام از شركتهاي كشت و صنعت بزرگ يا تعاونيهاي كشاورزي تاسيس مراكز تصفيه خانه آب كشاورزي قرار نگرفته است و بايد همينقدر بدانيد در سرزمينهايي كه مثلاً به قطب كشاورزي معروف هستند! با حقيقتي بسيار تلختر از نواحي صنعتي روبرو هستيم و خواهيم بود!!. اين قطبهاي كذايي! معمولاً در نزديكي حوزه هاي آبخيزداري سنتي و انواع سرچشمه ها و قناتهاي كشور نيز قرار گرفته اند و شايد اگر به آمار بيماريهاي مرتبط با مصرف آب آلوده به چنين موادي پرداخته شود ارتباط معناداري نيز قابل گزارش باشد. اين قطبهاي كشاورزي بايد همانند صنايع بزرگ در چارچوب قوانين زيست محيطي در خصوص ميزان مجاز تخليه پساب و حد مجاز پارامترهاي شيميايي كاملاً تحت كنترل قرار بگيرند.به طور مثال اين فاجعه در پساب خروجي گلخانه ها و توليدات كشاورزي گلخانه اي درغيبت كشت هاي خاكي به مراتب شديدتر بوده و بايستي اين اين كنترل همين امروز از جايي آغاز شود.
موضوع دوٌم مربوط به جٌد و جهد نمايندگان كارناشناخته اي! است كه در مجلس با فيگورهاي حق به جانب از وزير مادرمرده! به التماس و يا تهديد براي مناطق كذايي كه اشاره كردم امتياز و اعتبار و مجوز تاسيس كارخانجات پتروشيمي را مي گيرند كه اولين نكته ساخت و طراحي آنها ميزان آب مصرفي براي سرويسهاي آب و برق و بخارشان مي باشد ! و در كمال بي اطٌلاعي از همين الان تابلوهاي آن را نيز دربيابان هاي خشك و بي آب و علف يا مراتع نصب كرده اند! و هر وقت هم به سركشي حوزه نمايندگي مي روند با نگاه هاي عاقل اندر سفيه! به مردم منطقه تفاخر و تبختر مي فروشند كه بدانيد كه من بودم كه براي شما و بچه هايتان تا ابد كار و اشتغال ايجاد كرده ام!!. اگر همين دو موضوع كه مي دانم فقط بخشي از مشكلات مربوط به آبهاي زيرزميني است قابل رسيدگي و حل باشد ، جنبش امروزمان بي اجر نخواهد ماند...
پ.ن:اگر در بعضي نقاط به صورت كاملاً محدود و فقط در مورد بعضي مراكز توليدات كشاورزي جديد هم اين نوع كنترلها وجود داشته باشد ولي نياز به تاسيس تصفيه خانه هاي مجهز كه اختصاصاً براي تصفيه آبهاي كشاورزي طراحي شده باشند نياز مبرمي است كه بدان پرداخته نشده است.

Friday, October 1, 2010

خودکفایی به بهای سرطان


اگرچه خبر خودکفایی خلق الساعه در تولید بنزین باعث خوشنودی خاطر عامه مردم و مصرف کنندگان این سوخت فسیلی است و گرچه اشخاصی که با فرایند های پالایشگاهی تولید بنزین آشنایی نداشته باشند هیچ برداشتی از بحثهای فنی آن نداشته باشند و در مجموع خبر خوب و خوش و میمونی به نظر برسد!, ولی چند اگر و امٌا نیز به نظر می رسد که شاید توجه همان جمعیت عامه را به خود جلب کند!.
از لحاظ کلی همه کارخانجات و واحدهای تولیدی صنایع نفت و انرژی بر اساس فرضیه های طراحی ساخته می شوند یا به زبان ساده تر بر اساس جریان مشخصی از ورودیهای از پیش تعیین شده در دامنه کاملاً مشخص و محدودی,به محصول یا گروهی از محصولات با مشخصات کاملاً قابل پیشبینی تبدیل می شوند.از یک کارخانه تولید محصول الف در این صنایع به هیچ وجه نمی توان انتظار داشت که بتواند محصولاتی بسیار متفاوت از نوع ب یا جیم را نیز تولید کند و اگر هم با تغییراتی نه چندان بنیادین موفق به این کار شود باز هم نمی توان انتظار داشت همه مفدمات یا موخره مورد نیاز آن محصول نیز فراهم آید. در واقع بحثی به عنوان انعطاف در تولیدات در صنایع بزرگ و گرانقیمت نفت و گاز و پتروشیمی آن چنان معنایی ندارد و اگر شنیده اید که کارخانه ای از محصول الف به محصول ب سوییچ کرده است باید ناخودآگاه قبول کنید که این محصوب ب یا آن محصول ب مالوف نیست یا برای رفتن به این سمت چند سالی مطالعه و هزینه های گزاف تغییرات زیرساختی پیش بینی شده است.
در مورد تولید بنزین یا بهتر بگویم بخشی از محصول بنزین نهایی در مجتمع های پتروشیمی و واحدهای آروماتیک, چنین پیشنهادی سالها قبل از این تحریم فعلی مورد مطالعه دقیق کمیته های تخصصی شرکت ملٌی پالایش و پخش قرار گرفت ولی به دلایل فنی و زیرساختی و ازدیاد غیر قابل حذف درصد ماده آروماتیکی بنزن در فرایندهای واحدهای آروماتیک پتروشیمی و به تبع آن در واحدهای پالایشگاهی در زمان امتزاج با توجه به عدم سرمایه گذاری برای ساخت تجهیزاتی که بتوانند بنزن را در محصول نهایی به دامنه مشخصات استاندارد سوخت برسانند,در سکوت و عدم تحقق باقی ماند.
بنزن بخش آروماتیکی از محصول بنزین نهایی است که با توجه به مشخصات این فرآورده در داخل کشور کمتر از 5% تنظیم می شود و مشخصات روز آن در جهان برای کمتر از 1% پیشبینی شده است.تاثیر به سزای تنفس بنزن به عنوان عاملی سرطانزا و موثر در رشد آمار سرطانهای خونی نیاز به تاییدیه وزارت بهداشت و وزیر آن ندارد! و با اولین جستجو تاییدیه آن را از هر نقطه دنیا می توان به دست آورد و امٌا خبر نگران کننده افزایش این ماده در محصول جدید بنزین تولیدی کشور با استفاده از از مقادیر تامین شده توسط واحدهای پتروشیمی به بیشتر از 5% و در صورت تحقق حجمی که این روزهاشعار تولید آن داده می شود به حدود 10% خواهد بود!.
پ.ن: روشن کردن اتوموبیل با این محصول در محیطهای دربسته و در لحظات اولیه کار موتور که میزان بنزین سوخته نشده بیشتر از اگزوز متصاعد می شود, مانند آن است که هرکدام از ما در حال به خطر انداختن جان خود,خانواده و همسایگانمان هستیم.
پ.ن:پس از اظهار نظر کاتوزیان نماینده تهران و رئیس کمیسیون انرژی و نفت مجلس در خصوص بعضی ادعاهای مطرح شده در مورد تولید بنزین تا حد صادرات! جوابیه وزارت نفت نیز در خبرگذاریها رونمایی شد در حالیکه به بخش اظهارنظرهای فنی در سخنان وی هیچ اشاره ای نشده است و به گونه ای با سکوت در مورد مواد آروماتیکی موجود در این محصول برخورد شده است.
پ.ن: توٌهم و عوام فریبی فرمول پیچیده ای است که منجر به حماقتهای بی پایان خواهد گردید.(یک نفر این را به زبانهای دیگر ترجمه کند و به نام یسنابابا ثبت کند!)

Wednesday, August 25, 2010

NGO و خوراک دریایی

سه شنبه 2 شهریور عصر به دعوت بعضی از اعضای تشکل غیر دولتی پارسیان جنوب که در حیطه محیط زیست فعالیت می کند در ساختمان شهریاران جوان بندرعباس با جمع جوان و بدون تکلفی آشنا شدم که بدون هیچ چشمداشتی بیش از یک سال است که مشکلات زیست محیطی این شهر محروم را دغدغه اصلی خویش قرار داده اند و در حد بضاعت شان تلاش می کنند.حرکت بعدی آنها برگزاری جشنواره ای است که با محوریت زمین پاک و در سه عرصه عکاسی, پوستر و هنرهای تجسمی ایده ها و تراوشات چوکهای بندر را در مهرماه عرضه نماید.یکی از راهکارهای اجرایی و سهل الوصول این گروه, همتی است که در پاکسازی سواحل شهر بندرعباس به خرج داده اند و قرار است که به شهرهای ساحلی دیگر استان نیز تسری یابد.بعد از این نشست به همراه همان بانی خیر! دعوت به جلسه, به رستورانی در بندرعباس رفتیم که شهرت خود را مدیون غذاهای دریایی خوشمزه و متنوعی است که در جنوب کشور می تواند بینظیر باشد!. صاحب رستوران از بندریهای اصیل محله سورو است که گویا ژنتیک خانوادگی مفصلی! برای آشپزی جنوبی و پخت غذاهای دریایی دارند!. ایده ساخت و راه اندازی این رستوران به تقلید پمپ بنزینهای غربی و اروپایی در واقع مشتمل بر مجموعه ای است که خدمات توزیع سوخت و سرویس و تعمیرات اتوموبیل و کارواش و یک رستوران شیک در طبقه بالا را شامل می شود. بندریها حتماً نام پمپ بنزین و رستوران "سامکو" را که کمی هم از لحاظ محلی مهجور و در حاشیه شهر است شنیده اند ولی ما غیربومی ها حتماً باید یک بلد راه به همراه داشته باشیم تا به این نقطه برسیم.البته به کمک نقشه نمای گوگل محل را نشانه گذاری کرده ام و آنهایی که با تصاویر ماهواره ای و از فراز شهر بندر آشنا هستند می توانند در منطقه ای موسوم به دیداس که از شمال به بلوار امام حسین و از غرب به شهرک گاز و در جنوب و شرق به داماهی منتهی است این مجموعه را بیابند.دکوراسیون, سرویس, ظروف و محیط رستوران در بندرعباس برای خودش حرفهایی دارد و کمی تا قسمتی می تواند محل دنجی برای گپ و گفتگوهای وبلاگی هم باشد !, از لحاظ منوی غذا انواع ماهی تازه به صورت خوراک, کاری , سرخ شده , پودینی وسوخاری و با انواع دورچین و اردور مناسب ودر هیات انواع خوراک, ساندویچ و پیتزا سرو می شو.اگر ماهی مرکب یا همان عنکاس بندری را تجربه نکردید در همین جا مشتری خواهید شد! ومیگو, صدف , ماهی کولی(نوعی کوسه کوچک و لذیذ)و آنطور که کارکنان می گفتند حتی اختاپوس هم قابل وصال خواهد بود.
سوپ ماهی فوق العاده لذیذی را بعنوان پیش غذا سرو می کنند که از نظر من بینظیر است و کمتر کسی حتی تصور بوجود آوردن چنین طعمی با ماهی در سوپ را می تواند داشته باشد.
پ.ن: متاسفانه از لحاظ تبلیغات آقای پوردریایی صاحب رستوران نمره خوبی نمی گیرد ودر عرصه تبلیغات تلوزیونی و وب بسیار ضعیف عمل کرده است ولی این باعث نشده که همیشه مشتریان ویژه خودش را نداشته باشد. آنطور که شنیده ام با توجه به اینکه خانواده آنها دارای امکانات صیادی نیز هستند ماهی و موجودات دریایی مصرفی رستوران توسط خودشان و کاملاً تازه و به روز تامین می شود.
پ.ن: بعنوان یک مشتری که بعد از صرف غذا رضایت کاملی از رستوران داشتم تصمیم گرفتم تشکرم را به صورت وبلاگی و برای تبلیغ وعرضه به افراد یا شاید مشتریهای بیشتری ابراز کنم!.
پ.ن:به لحاظ هزینه شما برای هر نفر به ازای خوراک متوسط 7 هزار تومان, ساندویچ 3هزارتومان و پیتزا در حدود 6 هزارتومان در نظر بگیرید.
پ.ن:در وانفسایی که دیگر به گوشت قرمز و مرغ اطمینان زیادی نیز نیست,خوراک دریایی سالم و تازه یک موهبت است!.
رستوران سامکو-سمیر پوردریایی
تلفن : 6661056

Tuesday, May 25, 2010

آلودگی خلیج مکزیک به دنیای هکلبری فین رسید

بیش از یکماه از سانحه انفجار و نشتی سکوی حفاری بریتیش پترولیوم در خلیج مکزیک می گذرد و این در حالی است که هشدارها و التیماتومهای دولت آمریکا به این کمپانی معظم نفتی در رفع عاجل تبعات سانحه هنوز منجر به مسدود شدن کامل نشتی دهانه چاه مذکور در اعماق خلیج مکزیک نشده و روند رو تزاید گستردگی آلودگی مذکور راه خود را به سمت اکوسیستم آبخوان رودخانه معروف Mississippi در پیش گرفته است...با توجه به اطلاعاتی که من از چند شرکت تولید کننده و تامین کننده تجهیزات رفع الودگی نفتی اروپایی دارم, کمپانی بی پی تمام ظرفیت تولید و موجودیهای انبار این شرکتها را پیش خرید کرده و لی هنوز هم جوابگویی الگوی توسعه آلودگی در منطقه مذکور نیست, از طرف دیگر راه حل نهایی و انفجار جهت اطفاء چاه مذکور را نیز هنوز مورد تایید قرار نداده و سعی دارد تا بدون تخریب چاه مذکور آن را اطفاء نماید.
پ.ن:به نظر میرسد با توجه به اعمال مالیات رفع آلودگی بر تولیدات نفتی این کمپانی در سنای آمریکا از قرار هر بشکه 32 سنت, رویکرد جدیدی در رابطه دولت آمریکا با کمپانی های بزرگ نفتی در حال شکل گیری است.
پ.ن: عکس مربوط به الگوی گسترش آلودگی فرضی, شرایط بسیار پیچیده ای را در منطقه نشان می دهد, شرایطی که تا پیش از این هیچگاه با این حجم و به این درازای زمانی رخ نداده بوده است...پ.ن:رودخانه میسیسیپی برای دوستداران داستانهای تام سایر و هکلبری فین, مکان آشنایی است و حتی تصور آنکه آن کشتی های بخاری در حوزه نیزارها و گیاهان تالابی آلوده به نفت تردد کنند هم تصویر مشمئز کننده ای به همراه دارد.

Thursday, May 20, 2010

فعالان اجتماعی در پی شکار زباله Freegan

مصرف گرایی جوامع برخوردار و میزان ما به ازای پسماندهای غیرضروری که از این بابت تولید می کنند فقط یک شاخص زیست محیطی و مورد توجه فعالان محیط زیست نیست!,بلکه فعالان اجتماعی دیگری نیز با نگرانی آن را دنبال می کنند...
دیدن صحنه هایی در خیابان های کشورهای پیشرفته در حالیکه کسی در داخل سطلهای زباله به دنبال مواد غذایی می گردد بیشتر به بی خانمانها و طبقات بسیار فقیر مربوط می شد ولی همین رفتار توسط فعالین اجتماعی تحت عنوان Freegansیا Dumpster diving نیز صورت می پذیرد و نوعی کمپین اعتراضی نسبت به رواج بی رویه مصرف در جامعه غرب به شمار می رود.
این دو گروه بیشتر مشتری غواصی در محفظه های بزرگ زباله سوپرمارکتها و رستورانهای زنجیره ای بزرگی هستند که در پایان روز انواع مواد غذایی را به علتهای مختلفی چون تاریخ مصرف,اشکال در بسته بندی و یا تغییرات بسیار جزئی در کیفیت و ظاهر آن معدوم می کنند.به گزارش اشپیگل این جستجوی روزانه مواد غذایی در سطل زباله های موصوف به عادت روزانه بسیاری از دانشجویان شهرهای دانشجویی پر جمعیتی مانند هامبورگ,ماینز و کلن تبدیل شده است.با توجه به قوانین سختگیرانه بهداشتی در این قبیل کشورها مهاجمان صندوقچه های زباله! مجرم محسوب شده و با آنان با مجازاتهایی تا حد زندان برخورد می شود!. این سوپرمارکتها موظفند تا زباله های خود را در محوطه های امنی در پشت ساختمانهایشان تا هنگام حمل از دسترس و دستبرد محفوظ نگاه دارند.براساس آمارهای بدست آمده از فعالیت قریب به 15 ساله این فعالان در آمریکا, بیش از 40تا50% این مواد غذایی دورانداخته شده هنوز قابل مصرف محسوب می شوند. این آمارها در آلمان به طور دقیقی تهیه نشده است ولی یک مطالعه اتریشی نشان می دهد که بعضی از این سوپرمارکتها حداقل 50 کیلوگرم مواد غذایی را در روز دفع می کنند و وبلاگهای این گروه از آلمانیها نشان می دهد که هم اکنون بیش از هزاران نفر از طریق همین روش سد جوع می نمایند!!.پ.ن:همیشه تکنولوژی و رفاه نمی توانند سطح زندگی را افزایش دهند بلکه در بسیاری اوقات می توانند آن را برای گروهی فرودست با واقعیتهای جدیدی همراه سازد. پناه بردن به این سطل زباله ها در کنار اعتراض اجتماعی به روش دفع مواد غذایی نشان دهنده آن است که اقتصاد خانوار در کشورهای پیشرفته باعث شکاف عمیق اجتماعی تا حد فرورفتن در سطلهای زباله گردیده است...
پ.ن:مطرح کردن چنین مطالبی فقط برای کسانی است که تصور روشنی از آنسوی آبها ندارند و بهتر است بدانند فارغ از درجه بزرگنمایی و شفافیت حقیقتهای اجتماعی در کشورهای دیگر,آسمان تقریباً در همه جا خاکستری است!.

Thursday, May 6, 2010

غیبت پردردسر نخست وزیر چین و سارکوزی عصبی مزاج

از اجلاس 15ام کپنهاگ در دسامبر 2009 در حدود 4 ماه می گذرد و هنوز هم به روشنی معلوم نیست که در نشست سران کشورهای ابرقدرت چه گذشت؟چرا در حالی که همه فعالان محیط زیست و سازمانهای بین الملٌلی پیگیر مسائل آب و هوا و اقلیم نتایج مثبتی را برای اجماع بر کاهش انتشار آلاینده ها تصور می کردند در پایان اجلاس نتیجه کاملاً بعکس و منجر به توقف تلاشهای همسو اعلام گردید؟...
با توجه به گزارش محرمانه اشپیگل در مورد مناقشه ای که در جلسه 18 دسامبر بین سران اتفاق افتاده است و عصبیت فرانسوی مزاج سارکوزی در طی جملاتی که در حدود ساعت 4 عصر به زبان آورده است,نمایندگان چین و هند موانع اصلی برای توافق کشورهای با بیشترین سهم در رشد اقتصادی و انتشار آلایندگی بوده اند.با توجه به عدم حضور نخست وزیر چین در این جلسه و فقط حضور یکی از اعضای هیئت چینی و استدلالهای مصرانه گروه چینی ها بر غیر واقعی بودن سهم انتشارشان,موافقت بر کاهش 50درصدی انتشار تا 2020 و توقف در 2050 به نتیجه نرسید.نخست وزیر چین هنوز هم بعد از چندین ماه از این واقعه در مورد عدم حضورش در این جلسه مهم که بدون نتیجه به اتمام رسید توضیح مناسب و قانع کننده ای ارائه نداده است!.پ.ن:پس از جلسه این روز سران بلندپایه به سرعت کنفرانس را ترک کردند و به سراغ سایر دلمشغولی های حوزه ابرقدرتمدارانه شان رفتند!...
پ.ن:درس عمده از برگزاری چنین نشستهایی در دقت برای برگزیدن افراد حاضر در جلسه و مدیریت حضور به موقع و جوابگویی آنان برای حضورشان در چنین سطحی است.فرستادن جوانترها ,بی تجربه ها و مقامات رده پایینتر به معنای سیگنالی برای تحریم نتایج نشست یا ابتر کردن موضوعات صورتجلسه است.
پ.ن:امیدوارم از این بحثهای عصبی مزاج در هیچ کدام از نشستهای بین المللی و تعیین کننده در مورد کشورمان اتفاق نیافتد!

اولین پایشگر زنده کیفیت هوا در خدمت فرودگاهها

قابلیت بی نظیری که عسل طبیعی در محبوس کردن حباب هوای محیط اطراف دارد باعث شده تا از کولونی های زنبور عسل بعنوان شاخص اندازه گیری کیفیت هوا در فرودگاههای اروپا بهره گیری شود. فرودگاه هامبورگ Hamburg-Fuhlsbüttel Airportبا بیش از 11 سال تجربه استفاده از زنبور عسل و محصول آن توانسته است پیشاهنگ این روش پایش کیفیت هوای فرودگاهی باشد. این تکنیک در مجموع با توجه به تلاشهای نظامی مشابه حدود دو دهه قدمت دارد و با توجه به غلظت بخارات شیمیایی و فرارVOCs هیدروکربورها در عسل و ساختار مومی کندوها که در هوای فرودگاهها به وفور یافت می شوند و تغییر رفتار های زیستی کولونی زنبورها گزارشهای بسیار دقیقی از میزان آلودگی و انتشار آلاینده های مذکور به دست می آید.فرودگاههای مذکور از این طریق با ارزانترین, حساسترین و زنده ترین! تجهیز پایشگر هوا به اندازه گیری کیفیت هوا می پردازند...پ.ن:اطلاعات رایگان زیادی در باب این روش پیدا نمی شود ولی اکثر منابع به این کتاب ارجاع داده اند:
Honey bees: estimating the environmental impact of chemicals
By James Devillers, Minh-Hà Pham-Delègue
پ.ن: هنوز سر و کله دوستداران طبیعت در دفاع از زنبورها پیدا نشده ولی با توجه به حساسیت زنبور به آلودگی هوا می توان پیش بینی کرد که میزان مرگ و میر در چنین کولونی های در نزدیک فرودگاهها باید زیاد باشد ولی فرودگاه هامبورگ از 150 کیلو عسل طبیعی که از فصل برداشت قبل استحصال کرده با اطمینان دفاع کرده و آن را عاری از آلودگی های مضر برای انسان می داند و حتی در مناسبتهای خاص بخشی از آن را بعنوان هدیه در بین کارکنان تقسیم می کند!.
پ.ن:من بیولوژیست نیستم ولی با توجه به کولونی زنبورهایی که در اطراف مخازن و محوطه مخازن نفتی دیده ام به احتمال زیاد این موجودات با سر و صدا محوطه های صنعتی و صداهای با دسیبل زیاد و ممتد به راحتی همزیستی برقرار می کنند ولی در طعم عسلی که از کندوهای مجاور مخازن برداشت می شد بو و طعم هیدروکربور به راحتی قابل تشخیص است!.

Tuesday, May 4, 2010

قهرمانان گمنام واقعي Kekexili- Mountain Patrol

محيط باني و حضور در عرصه طبيعت براي پاسداري از حريم و نفوس حيات وحش فقط يك شغل نيست، نوعي سرسپردگي به مام طبيعت است كه فقط از گروهي از شيفتگان آن بر مي آيد، محيط باني با سرايداري يا پاسباني تفاوت عمده اي دارد و نيازهاي فعلي طبيعت وحش ضرورت تحصيلات و دوره هاي آكادميك را براي اين قشر زحمتكش بيش از پيش ضروري مي سازد.
با توجه به پيش نياز توسعه فرهنگي-اقتصادي جامعه پيش از پرداختن به مطالبي چون طبيعت وحش، از محيط بان در كشورهايي كه وسعت و بكر بودن عرصه طبيعي بر فرهنگ و اقتصاد غلبه دارد نمي توان انتظارات افسانه اي داشت ولي زحمات خودجوش و قابل تقدير بعضي از اين قهرمانان گمنام مي تواند بخشي از ذخيره هاي بين المللي مربوط به گونه هاي منحصربفرد را براي نسلهاي آينده حفظ و جانبداري كند.تهيه و ساخت فيلم Kekexili: Mountain Patrol محصول سال 2004 كشور چين اداي احترامي است كه مي تواند براي اين شيفتگان طبيعت حكم كارنامه اي ارزشمند از تلاشهاي ديده نشده آنان را داشته باشد.فيلم به حكايت واقعي بريگادي از محيط بانان چين در در مرز تبت مي پردازد كه در خلال سالهاي 1993تا1996 با بذل جان خود توانستند موقعيت خطير آنتيلوپ تبت را به گوش دولت چين و جهان برسانند و جمعيت 1ميليون راسي اين گونه منحصربفرد را كه در كمتر از 50 سال بخاطر پوست مرغوبش به كمتر از 30هزار تقليل يافته بود از خطر انقراض نجات دهند.فيلم شكوه كوهستان و عرصه وحشي و رام نشدني ارتفاعات چين و تبت را با داستاني از سختي هاي اين شغل و جانبازي بخش عمده اي از اين گروه تا پايان فيلم نشان مي دهد.نزاع دائمي شكارچيان غيرمجاز و قاچاقچي هاي پوست آنتيلوپ با محيط بانان محلي، جنگي تمام عيار و تمام نشدني بين حاميان طبيعت و سودجوياني است كه در همه جاي دنيا كم و بيش جريان دارد...
پ.ن: اگر بتوانم زيرنويس فارسي فيلم را پيدا كنم به سازمان محيط زيست براي پخش براي محيط بانانشان توصيه مي كنم و احتمالاً به دانشگاه نيز براي پخش محدود براي دانشجويان رشته منابع طبيعي، تا اين جوانان نيز بدانند عاشقي طبيعت دست كمي از بقيه عشقبازيها و مخاطرات آن ندارد و به شيفتگان واقعي نياز دارد.
پ.ن:فيلم از لحاظ ارزشهاي تصويري و فيلمبرداري در حيات وحش يكي از بهترين آثاري است كه در حوزه حيات وحش كوهستان هاي مرتفع فلات تبت ساخته شده است و از نظر پرداخت دراماتيك نيز با فيلمهاي مستند پهلو مي زند.

Friday, April 30, 2010

فاجعه ای بزرگتر از Exxon Valdez درپیش است

همین دیروز داشتم از فاجعه نشت11 میلیون لیتر نفت خام توسط نفتکشExxon Valdez در خلیج آلاسکا برای دانشجویان محیط زیست صحبت می کردم و اینکه کابوس آن همیشه برای کمپانی های بزرگ نفتی باقی مانده و امروز خبر رسیده است که حادثه اخیر نشت نفت خام از سکوی حفاری و میدان متعلق به بریتیش پترولیوم در خلیج مکزیک با توجه به حجم آزاده شده نفت خام در حال گذر از رکورد فاجعه آمیزExxon Valdez است!.
پ.ن:با توجه به اشکالات عدیده نشت از سکوها و میادین نفتی در دریا به لحاظ عدم شناسایی دقیق مدل انتشار و از دست رفتن زمان در این میان برای طرح سناریوهای مقابله و رفع آلودگی, متاسفانه سواحل مکزیک تا سالها باید شاهد تخریب گونه های حیات و نابودی اکوسیستم دریایی خود باشد. تکنولوژی های رفع الودگی در مقیاسهای بزرگ تبدیل به ابزار بیهوده ای می شوند و همانطور که در عکس می بینید بروز چنین فاجعه ای با پهن کردن بوم های معمول و تیم های رفع آلودگی قابل کنترل نیست و مانند آب در هاون کوبیدن است...پ.ن:خبرهای تکمیلی حاکی از این است که با توجه به جهت جریان در خلیج مذکور آلودگی به نوار ساحلی ایالات متحده آمریکا نزدیک می شود و بحران در حال تبدیل به یک فاجعه بین المللی است.
پ.ن:خلیج مکزیک یکی از بزرکترین تامین کننده محصولات غذایی دریایی در قاره امریکا است و بیشترین برداشت گونه های مختلف میگو, صدف و ماهی از همین محل صورت می گرفته است.
پ.ن:شرکتهایی که چنین فجایعی را با تاسیساتشان به محیط زیست تحمیل می کنند تا سالها اعتبار و وجه عملکرد سبز خود را از دست می دهند و همیشه به چشم یک متخلف زیست محیطی نگریسته می شوند و نرخ سهامشان نیز با توجه به جرایمی که باید تا سالها بعد پرداخت کنند سقوط محسوسی خواهد کرد..

Thursday, April 29, 2010

روز خوب احساس خوب


امروز مهمان جمعی از دانشجویان محیط زیست در گرایش منابع طبیعی بودم و در بخش محیط زیست صنعتی و ارتباط تناتنگ توسعه نامتوازن با فجایع زیست محیطی بزرگ جهان با آنها گپ و گفتگو داشتم,سخنران پیش از من استاد جوانی بود از دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران که موضوعات جالب و نادانسته ای را در خصوص گردشگری و تالابها عنوان کرد. پس از مدتها آن احساس نامتوازنم را نسبت به اعضاء هیئت علمی کنار گذاشتم و از آنکه یک هموطن در این کویر معرفت چنان به موضوعی مهجور ولی اساسی و با اهمیت پرداخته بود احساس خوبی داشتم...
پ.ن:دسته بندی جالبی از تالابها و لزوم کار زیربنایی برای استفاده متوازن از پتانسیل این زیست بومها برای گردشگری و تولید کسب و کار از حداقل برداشتهای امروزم بود.
پ.ن:دکتردانه کار فتوبلاگی نیز از سفرها و تجربیاتش از اکوسیستمهای آبی دارد که تماشای آن خالی از لطف نیست.
پ.ن:تفاوت نامحسوس بین اکوتوریسم و گردشگری در طبیعت نیز از جمله اشاراتی بود که در خلال همین سخنرانی دریافتم.

Wednesday, April 28, 2010

نقاشی در سرسرای سمینار

چهارمین سمینار ملٌی شیمی و محیط زیست به همت پژوهشکده اکولوژی خلیج فارس در محل آن برگزار شد,اگرچه بضاعت مقالات با توجه به  گروه گردانندگان و برگزارکنندگان فقط بر محیط زیست دریایی و شیمی اقیانوس تمرکز یافته بود, ولی با توجه به محوریت دکتر مرتضوی دبیر سمینار و رئیس پژوهشکده مقالات بسیاری در خصوص شکوفایی جلبکی یا پلانگتونی به سمینار واصل شده بود.
در طبقه فوقانی پژوهشکده همزمان با برگزاری دو نقاش بندری مشغول طراحی و نقاشی بودند که با توجه به پوشش بومی شان و طرح شاد و رنگ آمیزی جذاب یکی از آنها دست خالی از کنارشان عبور نکردم و صد البته با اجازه خودشان عکس گرفتم!!.
پ.ن:به نظر می رسد سوژه کار کشند قرمز بوده...



Tuesday, April 27, 2010

توسعه منجر به شهر ارواح

سالگرد فاجعه چرنوبيل در حالي فرا رسيده كه پس از 24 سال ،هنوز هم منطقه اي به وسعت 30 كيلومتر مربع آلوده به تشعشعات و نشت مواد راديواكتيو باقي مانده و شهر مجاور نيروگاه به شكل شهر ارواح در آمده است!.
يادآوري در مورد اين فاجعه بزرگ بشري و در پي توسعه نامتوازني كه بر مبناي خيالپردازيها و نه مبتني بر دانش كافي صورت گرفته تلنگري به اذهاني است كه ناآزموده تاريخ باقي مانده اند و هنوز هم گمان مي كنند مسير توسعه از راهيكه آنان انتخاب كرده اند مي گذرد...
پ.ن:عكس به پارك تفريحاتي شهر Prypyat و چرخ و فلك متروكه آن تعلق دارد.
پ.ن:تلنگر كذايي نه از باب روسي بودن تكنولوژي بلكه از باب برهم زدن موازنه تكنولوژي در كشورمان مد نظر بوده است!.

Friday, April 16, 2010

رسانه و دموكراسي Lily Kember

جوايز سبز نشريه اينديپندنت در سال جاري براي شجاعترين سوپرماركت بريتانيايي تا سبزانديش ترين سياستمدار اعلام گرديد!.در اين ميان جايزه بهترين تلاش اعتراضي در قبال توسعه نامتوازن و معارض محيط زيست به دانشجوي رشته مردم شناسي دانشگاه ادينبورگ تعلق گرفت.
ليلي كيمبر 23 ساله در سالهاي گذشته به همراه جمعي از معترضان به ساخت باند سوم فرودگاه هيثرو لندن به صورت غيرقانوني وارد محوطه فرودگاه شده و از پرواز هواپيماها جلوگيري كرده بودند.ليلي پس از بازگشت از تجربه ترسناك و مايوس كننده بازداشت مي گفت ولي در مقايسه اعمال بشري كه منجر به تغييرات اقليمي ناگوار شده اند را ترسناك تر تلقي كرده بود!. ليلي با تمركز بر استانداردهاي ساخت و توسعه فرودگاه، معترض طرح توسعه فرودگاهي شهر ادينبورو نيز بوده است و در اين رشته به متخصص اعتراض در قبال توسعه نامتوازن فرودگاهي بدل شده است.او هم اكنون به روستايSipson در جوار هيثرو و محل در نظر گرفته شده براي توسعه فرودگاه نقل مكان كرده و در كنار اهالي روستا براي توقف طرح مذكور مبارزه مي كند!.
پ.ن:تشويق مردم به اعتراض قانوني در قبال حقوق انساني از طريق اهداي جوايز و طرح در رسانه هاي تاثيرگذار از بهترين شاخصهاي دموكراتيك رسانه در جهان است.

جهنمی تقدیم به نسلهای 20 سال بعد

حرکت پرشتاب اروپای غربی و امریکا برای انتقال تکنولوژی تولید فلزات آهنی و غیر آهنی به کشورهای در حال توسعه در مشرق زمین در طی سه دهه گذشته باعث ایجاد و ساخت کارخانجات بسیاری در دو دسته فوق با سردمداری تولید انواع فولاد و آلومینیوم در کشورمان نیز گشته است.این صنعت سنگین و پر هزینه در کنار رونق اقتصادی و تولید بازار کار گسترده, دارای پتانسیل بسیار بالایی برای تولید انواع آلاینده در گروه ریزذرات فلزی و انواع اکسیدهای آنان است.ریسک آلایندگی هوا و تاثیرات ممتد و بسیار خطرناک بر تولد نوزادان ناقص الخلقه و بیماریهای خونی از تبعات اجتناب ناپذیر توسعه چنین صنایعی است که در صورت عدم پوشش ساختارهای پایشی قانونی و مقتدر در بلند مدت به معضل بسیار نگران کننده ای بدل خواهد شد.
در پی تعطیلی این صنایع در بریتانیا, در طی دهه 1989تا1999دعاوی بسیاری در خصوص ریسک تولد نوزادان ناقص در دادگاههای آن کشور به ثبت رسید که در همان زمان به دادخواهی متناسبی منجر نگردید ولی پس از گذشت حدود 20 سال بلاخره یکی از این دادگاه ها Corby Councilبا رای هیات منصفه صنایع تولید فولاد را مسئول اصلی تولد نوزادان ناقص مشابه ایندیا هاریسون 9ساله و کورتیس تروپ 13 ساله دانست که در عکس پیوستی مشاهده می کنید.لینک خبرپ.ن:خوشحالی و ذوق و شوق زایدالوصف دولتهایی که در طی 2-3 دهه اخیر با بوق و کرنا خبر ساخت و راه اندازی کارخانجات تولید فولاد را در کشورمان مانند مدال پیروزی بر سینه می زدند با دانستن چنین حقیقتهایی بایستی رنگ ببازد. ساخت و توسعه غیر متوازن منطقه ویژه صنایع معادن وفلزی غرب بندرعباس نیز که هنوز به تولید جدی و با ظرفیت کامل نرسیده است از همین جهنم هایی است که چندین سال آینده با تعداد زیادی قربانی پلمپ خواهد شد ولی کسی الان حاضر نیست هیچ شک و گمانی در مورد ریسک ترکیب و هم افزایی آلاینده های چنین واحدهایی با ریزگرده های ساری و جاری در مسیر بادهای شرقی-غربی شهرستان را بپذیرد و بایستی حتماً در 20 سال بعد چنین شکایات و چنین جمعی از خانواده ها با فرزندان معلول را ما هم تجربه کنیم!!!.
پ.ن:در خواب عمیق این دیار هم افزایی گرد و غبار و ریز گرده و انواع آلاینده خطرناک فلزی در حال ساخت آینده ای تاریک در منطقه هرمزگان است,وجود جوٌ پایدار هوایی در بیش از 9 ماه از سال باعث خواهد شد که جمعیت نیروی کار شاغل در این منطقه با کوله باری از بیماری و اختلال خونی نسلی بیمار و معلول به جامعه آینده ایرانی عرضه کنند...
پ.ن:اختلالات سلامتی انسانی در کنار مشکلات اقلیمی و اکوسیستمی منطقه فقط تعبیر جهنمی در پیش رو را به ذهن متبادر می سازد!.

Wednesday, January 20, 2010

خاری سبز در پهلوی چین

تولید محصولات با برچسب Carbon Footprintکه از بریتانیا آغاز شده است در حال پیشروی و همه گیر کردن همه شرکای تجاری بریتانیا و اتحادیه اروپا است, اروپاییها در مسیر استعمار سبز ! همه تولیدکنندگانی را که به دنبال سهمی از بازار مصرف آنها هستند به دنبال خود روانه کرده اند.لینک
در این میان نوبت بسیار پیشتر از آنکه واقعاً به تایوان تعلق داشته باشد,به تایوان رسیده و این کشور نیم وجبی مانند خاری سبز بر جگر سیاه چین خلقی نشسته است تا یکبار دیگر در عمل ثابت کند به لحاظ استاندارد تولید ,مدیریت کیفیت و تعهدات زیست محیطی از برادر بزرگترش به مراتب جلوتر افتاده است!.سازمان محیط زیست تایوان با تصویب و صحه گذاری این اقدام بعنوان کشوری که اقتصادش به صادرات وابستگی تام دارد, همسویی قابل توجهی بین منافع اقتصادی پایدار و افزایش نفوذ کالای تایوانی در بازارهای معتبر جهانی را تضمین خواهد کرد.فاز اول محصولات مشمول این طرح شامل نوشیدنیهایی که در بطریهای PET بسته بندی می شوند,انواع شمع و محصولات خوراکی از قبیل بیسکویت و شیرینی های بسته بندی شده می باشد. لینک خبرپ.ن:خوشبختانه دولتها و حکومتهای دوراندیشی هم در این دوران تباهی این کره خاکی حضور دارند که مزیتهای اصلی را برای بقاء در ویژگیهایی مانند رقابت اقتصادی می دانند و تهدیدات خود را در حد گرفتن سهمی از بازار به اجرا می گذارند...
پ.ن:تایوانیها برای خودشان برچسب ویژه ای نیز با نمادها و مفاهیم پرمغزی طراحی کرده اند که در شکل بالا می بینید.

Friday, January 8, 2010

فرار تولیدکنندگان معتبر از چین


هجوم بسیاری از تولید کنندگان مطرح در اروپا و امریکا به بازار چین برای تولید محصولاتشان با هزینه کمتر رویایی بود که در حال رنگ باختن است زیرا کاهش هزینه تولید غربیها تا جایی که فقط با موازین کار و کارگری چین و آلودگی محیط زیست همسو است قابل تحمل است! ,ولی اگر چینیها در کیفیت تولید نیز دست برده باشند حداقل آلمانیها تحمل نخواهند کرد و نام و اعتبارشان را با هزینه تولید گره نخواهند زد!!.
گزارش اشپیگل از خروج تولیدات یکی از مطرح ترین تولید کنندگان اسباب بازی آلمان Steiffکه با کیفیت برتر خرسهای تدی اش اعتباری جهانی دارد از بازار کار چین, آغازی بر پایان داستان عامه پسند چینی ارزان را روایت می کند.شرکت که لطافت و کیفیت عروسکهایی با کارکتر حیوانات را برچسب کسب و کار خود می داند در سال 2004 و در پی نیاز به رقابت در بازارهایی که توسط سایر رقبای غربی با استفاده از هزینه های ناچیز تولید چینیها احساس می کرد به انتقال بعضی از تولیدات به چین اقدام کرد ولی تولیدات اخیر در چین دیگر جوابگوی معیارهای کیفی آنها نیست و تصمیم جدید شرکت برای ثابت قدم ماندن بر پیمان کیفیت با مصرف کنندگانش به اخذ تصمیم خاتمه دادن به همکاری با چینیها منجر شده است.
پ.ن: مارگرت استیف 136 سال قبل این کسب و کار را پایه گذاری کرده است!.
پ.ن:اگرچه بازار ایران هنوز در این حد از فلسفه کسب و کار نیست و کیفیت آخرین چیزی است که در موردش حساسیت به خرج می دهیم و ارزش برابری پولمان راه دومی باقی نمی گذارد ولی این خبر می تواند یک نهضت جدید را به دنبال خویش ایجاد کند...

Thursday, January 7, 2010

یک زنجانی خوش فکر دیگر

در بزرگداشت بازیافت و بازیابی مواد اولیه و محصولات بازیافتی از پسماندهای بشری همیشه با عبارت طلای کثیف روبرو می شویم ولی اینبار و در یک بازدید برنامه ریزی شده به سراغ کارخانه ای رفتیم که در واقعیت محض طلا, نقره, پلاتین و انواع فلزات رنگین و ارزشمند را از پسماندهای صنعتی بازیافت می کند!.
یک صنعتگر قدیمی در بازار طلا و نقره که سالها قبل کار را با یک بوته ذوب در بازار تهران شروع کرده بود, این کار تا آنجا دنبال کرده که الان با عزمی ملٌی از خروج سرباره های معادن و صنایع فلزی رنگین به مقصدهای خارجی جلوگیری کرده و با ورود به بحث بازیافت کاتالیستهای صنایع پتروشیمی و نفت و همچنین بردهای الکترونیکی محیط زیست این دیار را از معضلات بسیاری رهایی بخشیده است.صاحب کارخانه سالها بعد با توجه به لزوم بهره گیری از دانش روز به تحصیل دانشگاهی نیز روی آورده و محک تجربه را به زیور دانش نیز آراسته و با فراهم آوردن فرصت اشتغال برای تعدادی از همشهری هایش(رونوشت به یک همشهری دیگرش!) و مدیریت از طریق فامیل و بستگان نمونه موفق یک Family Business است!.قابلیت استحصال 500 کیلو طلا و 20 تن نقره در سال از ظرفیتهای فعلی و قابل افزایش این کارخانه در آینده است.
پ.ن:کارخانه با توجه به فرایندهای ذوب و عصاره گیری فلزی بیشتر با آلاینده های هوایی و گرد و غبارهای فلزی روبرو است که به مدد صرفه مناسبی که جمع آوری این غبارها در بر دارد و ایده مبتکرانه صاحب کارخانه به سیستم کنترل و جمع آوری در مسیر دودکشها مجهز شده است که ابتکار طراحی و ابداع آن کاملاً بومی و انجصاری است!.پ.ن: این کارخانه اولین تولیده کننده نافلز سلنیوم در ایران با عیار بالا و قابل عرضه در بازار بین المللی است که فقط از طریق بازیافت این ماده را جدا سازی,احیاء و فرآوری می نماید.سلنیوم خواص فیزیولوژیکی متنوعی را در ترکیباتش عرضه می کند و به عنوان یکی از مواد افزودنی خوراک دام و طیور و صنایع دارویی نیز مصرف دارد و در صنایع الکترونیک , رنگ و شیشه نیز مصارف قابل توجهی دارد.در عکس بالا سلنیوم فرآوری شده و خالص را در بشقاب در مقایسه با مراحل پیش فرآوری می بینید.


پ.ن:این کارخانه از معدود کارخانجاتی است که می تواند ادعای Zero Wasteرا داشته باشد زیرا تمام مواد در چرخه آن تا آخرین مقدار ممکن بازیافت می شود و به ادعای صاحبان آن تخلیه به طبیعت از طریق هوا و پساب منتفی بوده و پسماند جامد نیز برای مصارف دوباره با خوراک ورودی مصرف می گردد!.در عکس روبرو سیستم فیلتر هوایی و دودکشها و کیسه های حاوی عبار جمع اوری شده را در انبار ویژه آنها می بینید!, وقتی آلاینده به قدر طلا و نقره و سرب و سلنیوم ارزش داشته باشد این طور از فرار کردن حتی یک گرم آن جلوگیری می کنند!!.
پ.ن: به همه صاحبان صنایعی که با فلزات سنگین در پسماندهایشان روبرو هستند و امکان جداسازی آن را نمی یابند توصیه می کنم با این شرکت تماس بگیرید و در مورد امکان بازیافت آن با آنها وارد مشورت کنید, شاید شما هم چیزی در زباله هایتان دارید که بالقوه پسماند خطرناک است ولی از لحاظ دیگران بسیار هم قیمتی است!.

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes