Friday, May 22, 2009

تسلط بر قوای کلامی!

یسنا در سه هفته اقامت در موطن اصلی پدری! به تواناییهای بسیاری در امور تکلمی و گسترش باورنکردنی مجموعه لغاتش ادامه داد و از الان به بعد با شخصی روبرو هستیم که در صحبت کردن باید در حضورش کمال توجه و دقت را به جا آورد والا کار دستتان می دهد!.
انواع تعارفات شیرازی و جوابهای ویژه آن در طرفه العینی شلیک می کند و دل از همه خرد و کلان برده است !.
پ.ن: فکر کنم فیگور با ماسک گربه ای هال بری می تواند گوشه ای از آنچه قرار است بعدا به سر ما نازل شود را به خوبی نشان می دهد!.

عزم ناسور دولت در حمایت تفکر زیست محیطی

این غیبت اخیر اردیبهشت ماه را به حساب تعطیلات عید بگذارید که من و خانواده از آن محروم بودیم, لذا یسنا و مامان یسنا از اواخرهفته اوٌل به ولایت اردیبهشت اعزام شدند و از حدود هفته آخر من هم به نمایشگاه محیط زیست تهران و سپس ولایت برای اسکورت آنان در بازگشت به آخر دنیا رفتم.
نمایشگاه امسال محیط زیست در سوت و کوری زایدالوصوفی! افتتاح شد و در حاشیه نمایشگاه کتاب قرار گرفت!, از طرفی حتی ریاست سازمان نیز برای افتتاح حضور نداشت و یکی از معاونین را برای مراسم گسیل داشته بود که خود از عزم دولت فعلی در عمل به تعهدات زیست محیطی خبر می دهد...
متاسفانه دو سالن 6و 7 که برای این رویداد در نظر گرفته شده بودند و به نوعی تمام بضاعت تفکر زیست محیطی در صنایع و بخش دولتی را معرفی می کردند! فقط توسط شرکتهای تحت پوشش وزارت نفت, بعضی از نواحی شهرداری تهران و شهرداریهای شهرهای مراکز استان و بعضی از ادارات زیر مجموعه سازمان محیط زیست قرق شده بود! و سهم سایر بخشها کمتر از 5 درصد برآورد می شد!.
حضور بخش خصوصی به چند شرکت خارجی تجهیزات بازیافت و مقابله با آلودگیهای نفتی در دریا و یکی دو شرکت مبتکر فعالیتهای بازیافت محدود می شد.
پ.ن: هنوز تا پایه ریزی فرهنگ سبز راه بسیاری باقی است و نباید به آنچه در این دهه در کشورمان می گذرد زیاد امیدوار بود...
پ.ن: عکس به یکی از غرفه های محیط زیست و به گمانم محیط زیست استان آذربایجان غربی تعلق دارد و با استفاده از زباله های پلاستیکی طرح تجسمی جالبی در مورد تهدید زباله در کره زمین ساخته شده است.

Sunday, May 10, 2009

باغچه هاي سبز بر در و ديوار شهر


زندگي شهرنشيني به استثناء مدل آمريكايي آن در سراسر دنيا با كمبود فضاهاي مفيد روبرو است و كاهش مساحت زيربنا باعث شده تا بسياري از اين شهرنشينان به دنبال خلق طراحي و دكوراسيونهايي باشند كه با استفاده از جهتهاي عمود برسطح و استفاده از ارتفاع اين نياز راجبران كنند. باغچه هايي كه برسطوح ديوارهاي منازل يا ساختمانها سبز مي شوند با الگوبرداري از پوشش عشقه و پيچكها برديوار، ايده اي است كه در حومه شهر تورين ايتاليا و درشهركوچكي با نام Revigliasco تحت عنوان
Reviwall عملي شده است.



پ.ن: عكسها را به نقل از نشريه خوب ايتاليايي La Stampa مي بينيد.
پ.ن:براي ما بچه هاي شهر كه دلي هم در گروي طبيعت داريم، گذشتن ازكنار مزرعه و جاليز هميشه با وسوسه چيدن صيفي تازه و در جا خوردن آن همراه است!، نمي دانم اگربا چنين مناظري روبرو شوم بتوانم خودم را از چيدن چند برگ مرزه يا ريحان تازه منع كنم يا نه؟؟!.
پ.ن: ايده شامل ساخت فريمهايي است كه با قاببندي نوعي پارچه مقاوم تراوا ،ريشه و كمي مواد مغذي و خاك را در خود نگاه مي دارند.

Thursday, May 7, 2009

واگرايي مفهوم آينده دربين هنرمندان و عملگرايان


جنبش هنري Futurism در اوايل قرن بيستم براساس مولفه هايي چون تكنولوژي، جواني، اتومبيل ،خشونت و غلبه تكنولوژيك بشر بر طبيعت درايتاليا پايه گذاري شد...
دراين ديدگاه سعي بر آن بود كه آنچه مربوط به گذشته است كاملاً كنار گذاشته شود و خلق آثاري كاملاً متفاوت درهمه عرصه هاي هنري موردتوجه قرارگرفت. ديناميك در فرم و محتوا، خشونت و ساختارشكني ازوجوه قابل تميزدراين گونه آثار بوده است. اگرچه اين حركت بنياني ايتاليايي داشت ولي درمرزهاي آن محسور نماند و در روسيه و انگليس نيز پيرواني يافت.اين ديدگاه تا به امروزمخاطبان خود را حفظ كرده و انواع و مليتهاي متفاوتي را نيز با خود همراه كرده است كه از جمله تاثيرشگرف آن بر حوزه پويانمايي ژاپني وخلق تمثالهايي مانند Manga و Animeدر دوران پس از جنگ جهاني را مي توان نام برد .
درپويانمايي ژاپني دو عنصرفيوچريسم و هنر نگارگري ژاپني با ملغمه اي از نمادگرايي، عناصر ا-ر-و-ت-ي-ك، رمانتيسم و خشونت ميخكوب كننده اي كه ريشه دربعضي انگاره هاي باستاني ژاپن و تجارب تلخ جنگ جهاني دوم دارد تصاويري را مي سازد كه گويي از كابوسهاي بي پايان يك بيمار برخاسته است و بعضي از اين آثار به جهت طبقه بندي پخش مجال رونمايي عمومي و براي همه سنين را ندارد. كوئنتين تارانتينو بسياري ازالهامات بصري را براي ساخت فيلمهايش از همين آثار خاص ژاپني گرفته است!.
ازطرف ديگر به موازات نهضت هنري فيوچريسم، نهضت فكري در دو دهه بعد پا گرفت كه با وامداري از مضمون آينده به شناخت عناصرشكل دهنده آينده و سعي بر فهم عدم قطعيت رويدادهاي آينده همت گمارد. اين نهضت فكري-فلسفي جديد تلاش كرده است كه بر خلاف هنرمندان فيوچريست از دهشت و ترس كابوس مانند بشر از آينده بكاهد و روشي را براي ساخت آينده بر فراز انگاره هاي مثبت بشري فراهم آورد. با توجه به تلاشهاي بي وقفه اي كه در قالب فعاليتهاي آينده پژوهي خصوصاً پس از دهه 70ميلادي بعمل آمد اين توانايي بوجود آمده است كه ساخت آينده از هم اكنون معنا و روشهاي عملي بيابد. البته در بين آينده پژوهان (ديسيپلين محيط زيست) نيز طرز فكرهايي مبني بر پيشبيني روندهاي نگران كننده شكل گرفته است ولي هيچگاه عموميت نيافته و از آنجا كه آينده پژوهي مي رود كه به ابزار تثبيت قدرت و كسب حداكثرمنافع از كسب و كار تبديل شود، تفكر مثبت انگاري غلبه بيشتري دارد!!.
پ.ن:هدف ازطرح دو ديدگاه هنري و عملگرايانه مبتني بر فيوچريسم، تفاوتهاي بيشماري است كه درآنها وجود دارد و گويا هنرمندان درپيوستن به آينده راه خود را ازعملگرايان جدا كرده اند و سعي بر القاي اين مفهوم دارند كه آينده دست ساخته بشري نميتواند به اهداف پيشبيني شده فيوچريستهاي عملگرا دست يابد!!.
پ.ن: فضاي سرد، تاريك، آلوده و پر ازخشونت تصويرشده درپويانماييهاي ژاپني چنان موجي ازبدبيني نسبت به تكنولوژي ايجاد مي كند كه گاه ما بزرگترها را نيز بدبين مي سازد!، شايد هم عدم تببين جايگاه پويانمايي در يكي دو دهه اخيرباعث شده كه ما اين هنر-رسانه را فقط محصولي بچگانه فرض مي كنيم و ارائه طرزفكرهايي غيرقابل هضم براي كودكان را در آنها برنمي تابيم!!.
پ.ن:شايد سالها بعد روشهاي خلق آثار هنري فيوچريستي به نوعي خرافه در مورد آينده تعبير شود!.


Wednesday, May 6, 2009

Face Off واقعاً امکانپذیر شد!

پنج سال پیش Connie Culp در اثر شلیک گلوله یک تفنگ ساچمه پران شکاری (shotgun)همسرش به طرف صورت وی دچار سانحه شد و با توجه به عمق و شدت جراحت گلوله حفره بزرگی در صورت وی بوجود آمد, ضایعاتی از قبیل از بین رفتن کامل بینی, استخوانهای گونه, فک بالا و یک چشم عملاً آینده روشنی را بعنوان امید به یک زندگی معمولی برای وی باقی نگذاشت...
صحبت کردن,غذا خوردن و منتظر واکنش دیگران در لحظه روبرو شدن با این چهره می توانست در هر کجای دنیا به معنای پایان زندگی معمولی باشد ولی معجزه پزشکی و چیزی که شاید آن را بشود Face Off به معنای واقعی نامید در ازای یک پیوند بی نظیر و برای بار اول در دنیا,در ایالت متحده امریکا دوباره این زن را با یک صورت پیوندی از یک مرده! به زندگی واقعی بازگرداند...لینک خبر
پ.ن:عکسهایی از این زن را پیش از سانحه, بعد از آن و بعد از دریافت پیوند صورت می بینید, تصاویر اسکن شده از جمجمه پیش از سانحه و بعد از ان عمق فاجعه و توان معجزه بشری را در احیای یک زندگی نشان می دهد!.
پ.ن: این تصاویر در واقع پیشرفت درمان را تا این نقطه که پیوند کامل صورت امکانپذیر شده است به نمایش می گذارد ولی درمان این زن هنوز کامل نشده و بعد از رشد سلولهای عصبی و ماهیچه های صورت , چهره وی شکل بهتری خواهد یافت و طریقه صحبت کردن وی نیز بهبود خواهد یافت.
پ.ن: حالا باز هم موقع دیدن فیلمهای اکشن -تخیلی هالییودی به فضای فانتزی این فیلمها بخندید و آن را اعجاب آور و محیرالعقول بنامید!.



Saturday, May 2, 2009

جامعه،مكانيسم وانتخاب

غير منطقي نيست اگرجامعه آمريكايي به پشتوانه اقتصاد پويا وتوليدات متنوعي كه در دسترس دارد بيش ازساير جوامع مصرف كند و صاحبان توليد وسرمايه دارانشان دائم بر طبل مصرف بيشتر بكوبند.درچنين وضعيتي توليد تقاضا و مطلوبيت كالا دست به دست يكديگر داده و جريان مداومي از عرضه و تقاضا شكل مي گيرد.درسطح خرده فروشي وتامين نيازهاي مشتريان انتهايي ابزاري مانند كيف خريد يا چرخهاي دستي خريد يك ابزارحمايتي -خدماتي خريد براي مشتريان به حساب مي آيند كه مي توانند طول زمان خريد را طولاني تر و قدرت حمل اجناس خريداري شده را افزايش دهند،اين دو عامل به تنهايي يعني خريد ومصرف بيشتر كالا...
ايده چرخ دستي Hook and Goبا وزن كم در حدود2كيلوگرم و ابعاد بسيار كم(31*14اينچ) كه پس ازباز شدن بيشتر به يك چرخ دستي فروشگاهي تمام عيار شباهت پيدا مي كند يكي ازهمين ايده ها است...


ازبحث بالا چند خطي فاصله مي گيرم و به يكي از سرمقاله هاي نيويورك تايمز مي پردازم كه نگارنده به تغيير رفتار مصرفي در عصر جديد و تمايل به مصرف كالاي مجازي و ديجيتال دربعضي بازارهاي خاص پرداخته و به فيسبوك و جامعه مجازي و رفتارهاي مجازي شكل گرفته در آن اشاره مي كند، در فيسبوك كاربران مي توانند با صرف هزينه كمي با ارسال هداياي مجازي رفتارهاي يك جامعه واقعي را ادامه دهند.اگرچه جامعه آمريكايي هنوز نمي تواند باور كند كه دلارهاي واقعي اش را خرج كالاي مجازي كند ولي اين رفتار در بين جامعه جوان آمريكايي به سمت پرطرفدارشدن پيش مي رود و بعيد نيست مصارف بسياري از دنياي واقعي كاسته شده و به دنياي مجازي انتقال پيدا كند.اين نيز به معني آن است كه بعضي از توليد كننده هاي كالاهاي واقعي مشابه كالاي مجازي عرضه شده در شبكه هاي اجتماعي بايستي از الان به فكر رقباي مجازي باشند!!.در كنار اين عرضه و تقاضا شايد هم نصيبي به محيط زيست رسيده و اقلامي مانند كاغذ و كارت پستال و امثالهم و هزينه هاي بازيافت و پاكسازي هم كاهش يابد!.
مقايسه دو موضوع فوق سيگنالهاي متفاوتي را ارسال مي كند كه يكي به معناي پايان دوران مصرف كالاهاي واقعي دربسياري از گروه هاي توليدات و فرا رسيدن دوران مصرف مجازي است وديگري اين كه مكانيسم بازار و اقتصاد پويا الفباي خودش را دارد و با الگوريتمي خاص خود پيش مي رود ، در اين مكانيسم مصرف كننده براي مصرف كالا در وضعيتي قرارمي گيرد كه انتخابهاي متعددي را پيش رو دارد واين انتخاب كاملاًبه توسعه يافتگي جامعه بستگي خواهد داشت...
پ.ن: انتخاب اين دو موضوع در يك پست بيشتربه دليل مكانيسمهاي متفاوت عرضه و تقاضا در يك جامعه و نحوه نگرش مردم به موضوعي مانند مصرف صورت گرفت وسعي كردم نشان بدهم كه يك جامعه مي تواند چندين رويكرد كاملاً متضاد و غيرهمسو را دنبال كند و اين انتخاب كاملاً با مكانسيمي دروني و به سمت شاخصهاي تعيين كننده جهت گيري مي كند...

هندوستانی که در فیلمهای هندی ندیده اید

زاغه نشین میلیونر را فقط کسانی با همه وجود حس می کنند که با صحنه های فیلم و زندگی جماعت فقیر و اکثریت حاشیه نشین شهرهای بزرگ هند از نزدیک رویرو شده باشند!, فیلم ریتمی تند و مورد پسند جماعت هالیوود دارد ولی به طرز باور نکردنی با واقعیتهای هند همخوانی دارد!. شاید سنین 14-15سالگی زمان مناسبی برای عمیق دیدن نباشد ولی مطئن هستم که آنچه نیز دیده می شود تا اعماق روح و جان رسوخ می کند, من در چنین سنینی دهلی, بمبئی, آگرا و قطارهای لکنته اش را باسیل جمعیت فقیر آن که داشتن یک رادیو و دوباتری, یک کف دست نان چوپاتی و خوراکهای روزمره و ارزانقیمت تمام زندگی یک هندی را تشکیل می داد کاملاً به یاد دارم و فکر می کنم شاید خود هندی ها, حتی کارگردانان مولفشان نیز به این بی پردگی به زیرجلد هندوستان و شبه قاره نخیزیده اند!!.بخش دیگر فیلم که روند داستان را بسیار جذاب کرده تمام بدبختیهای یک جوان است که به ردیف سوالات یک مسابقه معلومات عمومی ترتیب یافته و این جوان بایستی با زیر ورو کردن خاطرات اندوهگین کننده اش به دنبال پول لعنتی جایزه مسابقه باشد...

پ.ن: روایت جانبی جنگ همیشگی 72ملت و مذاهب هندی نیز بسیار پررنگ و در فاصله کوتاهی مطرح می شود و قشنگترین تک گویی جمال که شکایت می کرد راما و الله مادرش را ازاو گرفته اند...

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes