Sunday, November 4, 2007

تن تن و توتوناخامونTin Tin & Tutankhamun



ما بچه های متولدین سالهای 47-53 خیلی دیر با کامیک استریپ آشنا شدیم و به لحاظ فضای فرهنگی و سلایق انتشاراتی دیارمان در آن سالها معروفترین قهرمان کامیک دوره ما تن تن و میلو، دوستان چندگانه اشان کاپیتان هادوک،پروفسور تورنسل و پلیسهای احمق دوقلو! بودند. تب تن تن به مدد گرانی نشر و چاپ رنگی و جلدهای مقوایی روغنی و فاصله گرفتن نسلهای بعدی از فضایی که داستانهای تن تن در آن رخ می دهد فرو نشست.کامیکهای ده 60 و 70 میلادی آمریکا نیز که می رفتند به فراموشی و کلکسیون پیرمردهای همان دوره بپیوندند، توسط کارگردانانی از همان نسل فرصت راهیابی به پرده نقره ای و فروغی دوباره پیدا کردند و حالا نوبت "تن تن و میلو" رسیده است که اینبار با جانبداری اسپیلبرگ غول فیلمسازی هالیوود و پیترجکسون کارگردان فانتزیهای بزرگ به تصویری در پیش چشم مان بدل شود.لینک خبر
در داستانهای آن روز تن تن،یک جلد به داستانی با نام" تن تن و سیگارهای فرعون" اختصاص داشت و از یکی از فرعونهای عهد باستان با نام "توتوناخامون(
Tutankhamun)" مکرر نام برده می شد، بعدها فکر می کردم بسیاری از این شخصیتها زاییده خیال نویسنده بلژیکی تبار آن است ولی همین چند روز پیش فهمیدم که پس از 80 سال بعد از کشف دفینه فرعونی با همین نام تصاویری از صورت مومیایی آن مجوز پخش برای عموم پیدا کرده است.این تصاویر از مومیایی در یک وضعیت کاملاً ویژه نگهداری در شرایط خاص و در یک ظرف شیشه ای آببندی شده گرفته شده است.لینک مجموعه عکس و تفصیلات
پ.ن: خاطرات جمع آوری تمامی جلدهای ترجمه شده و منتشر شده داخلی سری تن تن یک آن پیش چشمم رژه رفتند!،چه لذتی داشت خریدن یک جلدش و غرق شدن در ماجراهایی که همان موقع هم مثل یک فیلم به نگارش در آمده بودند!،البته سری کارتونی آن هم تهیه شده بود ولی جز یکبار در اوایل انقلاب که "تن تن در معبد خورشید" را در سینما به نمایش گذاشتند دیگر خبری از تن تن نشد که نشد!.

Saturday, November 3, 2007

وحشت پولساز


از گفته های روزولت(Franklin Delano Roosevelt) است که از تنها چیزی که باید ترسید خود "ترس" است!و کسب و کار چندین میلیارد دلاری که این روزها در اطراف وحشت و وحشت آفرینی شکل گرفته بیش از هر چیز دیگری می ترساند!.
نشریه فوربز این بار با تلفیق کسب و کار و وحشت به معرفی بازاری می پردازد که گردش مبالغ افسانه ای سرمایه را به خود جذب کرده است و با کمی دقت ردٌ پایش را در سینما و مجموعه های تلوزیونی وطنی نیز می توانید ببینید!،به بهانه طرح مسائل متافیزیکی مدتی است که صدا و سیمای ارزشی! هم به مدد انواع شیطانهای جذاب و خوش چشم و ابرو و ارواح سرگردان پر مخاطب شده است!.به مجموعه ای که توسط فوربز به مناسبت هالووین جمع آوری شده نگاهی بیاندازید:
هزینه یک وحشت جانانه!

پرفروشترین فیلمهای ژانر وحشت

اطمینان از عدم وجود اجنه در منزلتان!

ترس آفرینترین ترن هوایی که قلبتان را از تپش باز می دارد!

سود پایان فصل بازار وحشت آفرینی!

پ.ن: آیا به ترسیدن و ترسانیدن به عنوان کسب درآمد یا هزینه کردن فکر کرده بودید؟؟.
پ.ن: هالووین خوش!!!.

خانم رولینگ King's Cross راجادو می کند


هر کس سری داستانهای هری پاتر را خوانده باشد،حتماً اسم ایستگاه قطار محله گینکزکراس(the King's Cross area) را هم شنیده است،ایستگاهی واقعی در دنیای ذهنی خانم رولینگ که به گفته خودش اولین جرقه های پاتریسم! و طرح اولیه داستان در آنجا به ذهنش رسیده است ،به گونه ای خاص این محل دروازه ای است بین دنیای ما و دنیای هری!،این را گفتم تا بدانید ایستگاهی قدیمی ،شلوغ و پر رفت و آمد که در زمان بینوایی و سرگشتگی خانم رولینگ محل مبادله مواد مخدر ،سـ-کـ-س و ساختمانهای کلنگی بوده است اکنون در مرکز توجهی 2میلیارد دلاری برای بازسازی قرار گرفته و تمامی تصاویر سابق را در همسایگی خود از بین می برد!.مدرنترین ایستگاه قطار با فاصله کوتاه شده ای نسبت به مبادی بلژیک و فرانسه اکنون با آخرین امکانات خدماتی و مهمانداری در خدمت کسانی است که به شوق زیارت! جای پای خیال جی.کی رولینگ به آنجا می آیند!.لینک خبر
پ.ن: در دیار ما همه چیز در پیرامون نفت و انرژی رنگ می بازد و در سامان استعمار پیر!،یک کتاب و نویسنده اش می توانند اقتصاد و چهره معماری و امکانات یک منطقه را تغییر دهند!.


پ.ن: کینگز کراس قدیم و جدید را در تصاویر دریابید!.

نجسها و بدترین شغل دنیا


بدترین شغل دنیا از نظر شما چیست؟، کارگر معدن؟کارگری در سیستم جمع آوری زباله؟متصدی متوفیات و غسالخانه؟ پس کدام شغل؟(البته هر کسی با توجه به رضایت یا عدم رضایت خود از شرایط کار یا حقوق پرداختی یا محیطهای کاری این پاسخ را به گونه ای خاص خواهد داد و چه بسا در ممالکی چون مملکت ما بسیاری از صاحبین مشاغل،شغل خویش را بدترین کار دنیا بدانند!).
ولی گزارش اخیر نیوزویک شرایط کاری کارگران بخش تخلیه فضولات و لجنهای سیستم فاضلاب شهری دهلی نو را بدترین شغل عالم می داند!، و این نه به خاطر حقوق معادل فقط 2
$ دلار در روز یا مدفون بودن تا کمر در فضولات و کثافتهای انسانی و شهری است،بلکه به کاست طبقاتی بخشی از جمعیت فقیر هند اشاره دارد که در پایین ترین رده بندی انسانی و در واقع "نجس" Dalit و غیر قابل لمس دانسته می شوند و به این کار گمارده شده اند و همیشه در حاشیه زندگی هندیها قرار دارند، هزاران سال است که هیچگونه بهبودی در وضعیت انسانی و جایگاه بشری آنان داده نشده و از هر چیز کمترین آن برایشان در نظر گرفته شده است،حتی استقلال هند و روند رو به رشد دموکراتیک این جامعه نیز نتوانست برای شناسایی حقوق آنان قدمی بر دارد...
راکش
Rakesh(صاحب عکس بالا) با سرپرستی زن و سه دخترش بیش از 10 سال است که برای شرکت متصدی تخلیه فضولات از سیستم فاضلاب پایتخت 16 میلیون نفری هند با حقوقی کمتر از 100 $ در ماه کار می کند!،شرکت کارفرمای راکش در حدود 8000 نفر را برای این کار در استخدام دارد و فقط در 7 سال گذشته 1000 نفر از آنها را به سینه قبرستان سپرده است که در این میان 200 نفر بر اثر استنشاق گازهای سمی و 800 نفر بر اثر هپاتیت و سل جان سپرده اند!(بنا به ادعای کارفرما وسایل ایمنی شخصی موجود است ولی بنا به تکذیب سرکارگران و حتی مهندسین مجموعه، این وسایل در اختیار نجسها گذارده نمی شود!)....لینک خبر
پ.ن: من در نوجوانی در حدود 2 ماه در مسافرتی به هند شهرهایی چون بمبئی، دهلی نو ،اگرا و بوپال را سیاحت کرده ام و با توجه به اکثریت مدت حضورم در دهلی نو همیشه این جماعت مثلاً نجس ! و کارهای پستی که به آنها واگذار می شد برایم رقت انگیز بودند!،در هند مفهوم کاخ نشین و زاغه نشین کاملاً با یکدیگر مخلوط شده است و قابل تمیز نیست و در کنار هر محله ای هر چند آبرومند می توان ردیف کومه های آلونک نشینانی را دید که به بیگاری و خدمتکاری و تصدی کارهای بسیار پست و ناچیز خانه های اعیانی تر اطراف مشغولند،این جماعت خود نیز باور کرده اند که بیش از این برایشان مقدر نشده و هیچ امیدی به اصلاح وضعیت خود ندارند و همه را "صاحیب"! می دانند و می نامند!.
پ.ن: نبود امکانات مناسب مدیریت فاضلاب شهری و همچنین عدم تناسب این سیستم با جمعیت رو به رشد و قریب به 1 میلیارد نفری هند،تخمینی در حدود 700 میلیون جمعیت فاقد توالت مناسب را باورپذیر ساخته است!.(هنوز هم بر اساس رسمی قدیمی بسیاری از شهروندان هندی در کنار خیابان به قضای حاجت مشغول می شوند و از لحاظ میزان آبریزگاه حتی از کشور خودمان هم نابسامانتر است!!!!)

Friday, November 2, 2007

The Passenger بدنبال نفی هویت


اگر روزی از هویتتان و آنچه هستید خسته شدید چه می کنید؟اصلاً همچین روزی فرا می رسد؟، عاقلان می گویند پس از یک سلسله موفقیت و بدست آوردن همه چیزهایی که آرزو می کردید،امکانش موجود است!.
تم بالا، دست مایه میکل آنجلو آنتونیونی فقید برای ساخت فیلمی با نام انگلیسی مسافر(The Passenger) و با نام اصلی "حرفه:خبرنگار" (
Professione: reporter) است.
خبرنگاری که در اوج شهرت تصمیم گرفت که به دنبال بعضی سرخوردگیهایش،دیگر خودش نباشد و در یک فرصت بدست آمده به جلد غریبه ای انگلیسی(قاچاقچی اسلحه) در آمد و سایر ماجراهای ریز و درشتی که یکی پس از دیگری برایش رخ داد و در پایان در پوست جدیدش به انتهای کار رسید!.
جک نیکلسون کبیر و ماریا اشنایدر مسافران این راه پر فراز و نشیب هستند که در سکانسی به یاد ماندنی ماریا از جک در پوست رابرتسون(هویت ثانویه جک در این فیلم) می پرسد که از چه می گریزی؟و او در حالیکه اتومبیلی کروکی و روباز را می راند از او می خواهد که به او پشت کند و به پشت سرش و مسیر نگاه کند...
فیلمبرداری و کاشتن دوربین در مکانهایی باور نکردنی!،استفاده از چرخشهای خاص و صحنه های زیبایی از طبیعت و معماری از نکات دیدنی فیلم هستند که با مخلوط داستان بالا و بازی جک نیکلسون به ترکیب دوساعته دلچسبی تبدیل شده است،فیلم را به عکاسان و خبرنگاران و همه آنهایی که به فکر فرار از خودشان هستند توصیه می کنم!.
پ.ن: فیلم داستانی حاشیه ای نیز در مورد آفریقای ناشناخته و دشواریهای یک حکومت دست نشانده و مبارزان مسلحی که برای تامین اسلحه خود به یک قاچاقچی انگلیسی وابسته اند روایت می کند که گاهی فیلم در فیلم پرمعنایی است!.

Thursday, November 1, 2007

آسمانش آبی است اندکی هم ابری...


شما شهرنشینها لیست بالابلندی از امکانات و افزونه های زندگی را به نام خود کرده اید ولی...


آیا وقتی از درب منزلتان به آسمان نگاه می کنید چنین صحنه ای به چشمتان می آید؟
پ.ن: این هم در جواب عکسهای پپلا از ولایتشان!.

منابع خبری رنگین نامه های وطنی


امروز بخش جالبی را در سایت رسمی خبرگذاری رویترز پیدا کردم که تمرکزش بر اخبار وقایع عجیب و غریب این دنیای وارونه است!.بعضی از عناوین جالب آن را برایتان دستچین کردم،فرصت کردید روزانه سر بزنید و فکرکنم اینطوری متوجه بشوید که این مجلات رنگین پر طرفدار داخلی از چه منابعی تغذیه می شوند!.
1- کره ایها برای سال 2008 به سمت جداسازی کامل مترو از لحاظ جنسیتی حرکت می کنند!(اشتباه نشود!،آنها دلایل مذهبی ندارند!،فقط آمار جرم خیزی متروها و مزاحمت اوباش ولگرد برای خانمها به این کار وادارشان کرده است!).لینک خبر
2- هفته گذشته ماهیگیری عراقی در رود فرات با بیش از 200 کیلومتر فاصله از آبهای خلیج فارس کوسه ماهی 2متری!را به تور انداخته و صید کرد!،در نظرخواهی از محلیها در مورد این پدیده نادر،یک معلم عراقی مثل دایی جان ناپلئون خودمان اظهار نظر کرده و جریان را به آمریکاییها نسبت داده است!(البته در حوالی اروند و شطٌ العرب رفت و آمد کوسه ها چیز جدیدی نبوده و "مو کوسه شطٌم.." هم گواهی می دهد!).لینک خبر
3- یک دانشجو مقیم برلین در خرید یک کاناپه دست دوٌم 150 یورویی موفق به کشف یک اثر نقاشی رنگ و روغن سبک باروک متعلق به سالهای 1605تا 1610 میلادی در جوف پشتی کاناپه گردید و از این راه 19200 یوروی ناقابل در یک حراجی به جیب زد!(خدا شانس بدهد!، اگر ما هستیم که در پشتی کاناپه سر مرده و مدارک جرمهای ناکرده خودمان را پیدا می کنیم!).لینک خبر
4- مقامات یک شهر شمالی در چین(
Henan provincial capital Zhengzhou) ، مطبوعات را از درج آگهی های اغواگرایانه! برای ازدواج و جلب همسر بازداشتند!، بنابر همین گزارش افراد بسیاری شکایت داشته اند که فریب لحن گول زننده این آگهی ها را خورده و زندگی خود را تباه کرده اند!.لینک خبر

.

.

.

.

پ.ن: همانطور که می بینید با چنین منابعی میتوانیم بیش از این مجله های هفتگی و ماهانه به چاپ زد و مقادیر معتنابهی هم به جیب!.

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes