Sunday, August 23, 2009

حدس بزنيد و جايزه بگيريد


بعضي از بانكهاي دولتي كه اول اسم آنها هم با "ت" شروع مي شود! و معلوم نيست به دليل كدام خدمات بانكي متفاوتي تيول حسابهاي كلان بعضي شركتهاي دولتي به نام آنها زده شده است تفاوت زيادي با حجره حاج رجب ندارند و در برخورد با مشتري و مديريت خدمات مشتريان از بقالي محله قديمي مرحوم پدرم هم چند پله عقبتر هستند!!.
امروز در صف انجام خدمات بانكي در يكي از شعبات،تصاوير پيوستي را شكار كردم،فقط حدس بزنيد سوژه چيست و دو جلد كتاب جايزه بگيريد!، هزينه پستي ارسال نيز بر عهده حقير بي منت پذيرفته است...
پ.ن: فقط آن همكاري كه در كنارم شاهد گرفتن عكس بود از ليست برنده ها به طور خودكار محذوف مي باشد!!.
پ.ن: در همين شعبه فكسني چرخش ماهيانه حسابهاي شخصي كارمندان و حسابهاي دولتي شركت سر به چند صد ميليارد تومان مي زند و ميزان حق جذب آن نيز از بهترين شعبات مركز شهر به مراتب بالاتر است و به قولي مديريت شعبه آن سرقفلي هم دارد!!.
---------------------------------------------------------------------------------------------
با تشكر از همه دوستاني(پپلا،پرستو،يونس،حسن،عرفان و پدرام) كه لطف كردند و حدسهايي را كه در مورد سوژه اين عكسها مي زدند در كامنت داني و يا گپهاي آنلاين مطرح كردند،عليرغم اشاره اي كه به خدمات مشتريان در متن شده بوده و ويژگي عيان آويزان بودن دو چيز مختلف در عكسها،كسي متوجه نشد كه اين شعبه بانك تجارت با همين روش قرون وسطايي كه در بقاليها هم ديگر به كار نمي رود اشياء گم شده مشتريان را در معرض ديد عموم گذاشته تا صاحبان آنها قدمي پيش بگذارند!!!،دريغ از اعلان يا اشاره اي به اينكه اين اقلام پيدا شده اند!!.
پ.ن: جوايز تا مسابقه بعدي بايگاني مي شوند!!.

Saturday, August 22, 2009

سيويل خوانده هاي وطني و توهم مديريت جهاني


مهندسان سيويل يا همان لفظ آشناي راه و ساختمان(عمران)،در كشور ما مجموعه اي از تحصيل كردگان فني را تشكيل مي دهند كه به واسطه توسعه نيافتگي و تفوق كسب و كار بساز و بفروشي! ساليان زيادي است كه بر اريكه قدرت،سرمايه و فرصتهاي بي بديل اجتماعي تكيه زده اند...
مهندسان سيويل در مقطع كارشناسي به نسبت ساير رشته هاي كلاسيك مهندسي با حجم دروس مهندسي كمتري روبرو هستند و در عوض با توجه به ويژگي شغلي شان در ايران به سرعت جذب بازار كار و تجربه اجرايي مي شوند و از اين لحاظ به جز پارامتر دقت محاسباتي و رعايت آن در شيوه اجرايي،از ساير دانش آموختگان فني پيش مي افتند.
ساختار پروژه اي در كار سيويل،از كارشناسان اين رشته آدمهايي مي سازد كه به هر هدف اجرايي به شكل يك گانت چارت، آيتمهاي اجرايي، زمان شروع، زمان پايان،مدتهاي تعويق و از اين قبيل مي نگرند.مسئوليتهاي مهندسي در اين رشته به طور معمول ابعادي كوتاه مدت دارد و اگر سازه اي يا راه احداث شده اي اولين بارگذاري را پشت سرگذارد بنا بر سنت غلط وطني كار پايان پذيرفته است و حوادث آتي را در سالهاي آينده كسي را به پشت ميزهاي محاكمه نخواهد كشيد.مجموعه چنين پارامترها،زيرساختهاي قانوني و اجتماعي از اين مهندسين ،مردماني پروژه محور، با ديدگاههاي كوتاه مدت مبتني بر سود دهي را پرورش داده و ناخودآگاه مهندسين عمران وطني اگرچه نه به طور مطلق ولي به طور اكثريت مردماني فاقد ديدگاههاي استراتژيك و بلندمدت بار مي آيند.
به طور اخص در طي عمر دولتهاي بعد از انقلاب 57 در خلاء بوجود آمده از فقدان نيروهاي مديريتي عالي،عدم باور به ديدگاههاي بلند مدت و بودجه ريزي ساليانه،مهندسين عمران به عنوان مديران دولتي كه سابقه اجرايي بيشتري نسبت به ساير دانش آموختگان داشتند،اقبال عمومي يافتند و بسياري از پستهاي وزارتي و مديرتهاي عالي طي فرمولي نانوشته به مهندسين عمران سپرده شد.در اين راستا برنامه هاي تدوين شده نيز تحت تاثير همين باور به طور مقطعي،سليقه محور و فاقد انسجام براي پيوستن به برنامه هاي آتي در بستري استراتژيك سامان يافتند.از دل چنين رويكردي مجموعه بسيار زيادي پروژه بوجود آمد كه بسياري نيز به پايان رسيد ولي شلختگي و بي قاعدگي آنها و عدم باور فرايندي و استراتژيك از مجموعه آنها برايند مثبتي را تا كنون براي مملكت رقم نزده است.
پ.ن:بسياري از چنين مديراني با اين توهم كه مهندسين سيويل تنها كاركترهاي مناسب براي تبديل شدن به مديران عالي هستندخلق شده اند و بررسي كابينه هاي ده گانه سي سال اخير تعداد بسيار زيادي مهندس عمران به خود ديده كه عموماً نيز فاقد يد بيضا بوده اند!.
پ.ن:استفاده از تركيب مهندسين اجرايي كه ماليه يا مديريت استراتژيك را در بعد آكادميك و اجرايي از سرگذرانده اند و بويژه استفاده از ديدگاههاي دانش آموختگان MBA يكي از درمانهاي عاجل براي پرورش مدير مبتني بر ديدگاههاي تحصيل كردگان فني است.
پ.ن: يكي از مشكلات دكترمهندس اكونوميست خودمان و تيمي كه از شهرداري با خود آورده،همين توهمي است كه مهندس عمران مي تواند نقش آچارفرانسه هر مشكل كابينه يا دولت را بازي كند و گويا فراموش كرده كه در دانشكده هاي فني سيويل خوانده ها را به مزاح گلابي پاس كرده مي ناميدند و فشار محاسباتي يا فكري زيادي بر مهندسين عمران نيامده است...
پ.ن:لطفاً فارغ التحصیلان رشته عمران مطالب فوق را به پای آسیب شناسی وضعیت موجود و دولتهای اخیر بگذارند و با نظرتسامح آن رابخوانند,قصد تخطئه یا وهن هیچ یک از دوستان نیست و موضع حقیر نیز مطلق گرایانه نبوده است!.

Saturday, August 15, 2009

مكلت و آرمان طيران




نويد ورود يك تازه وارد به خانواده،سبب ساز ديدن تئاتري شد كه در سالن قديمي و خاطره انگيز ابوريحان كه سالهاي زيادي پاركاب كتابخانه اش بودم،ممكن شد.سالهاي سال بود كه پس از كارهاي رزاقي و گروهش در شيراز دل به صحنه نداده بودم و اين بار كاري متفاوت را كه به نظر من بيشتر داعيه فرم داشت تا مفهوم را تماشا كردم.
ملغمه دو نمايشنامه شكسپيري كه جز تراژدي بودن محمل ديگري براي اين آميزش هجوآميز نداشت به مدد موسيقي و چند بازي خوب به ساعتي هنرنمايي تبديل شده بود كه مغز متفكر پشت صحنه را به عنوان آيكوني ماندگار از همشهري هايم در خاطر نگاه خواهد داشت.آرمان طيران جواني است كه بزرگي در كار صحنه و تياتر برازنده اوست...
گوشه زدن وتك مضرابهايي براي گريز از متن اصلي در اين اثر، من را به ياد نسلي مي اندازد كه براي فرار از اختناق سانسور حاضرند از هر دري و به هر نقشي در آيند!.
پ.ن: از نكات مطرح كار صحنه اي "مكلت"كه بازي با كلمات نام دو اثر مكبث و هملت است، استفاده هنرمندانه از موسيقي زنده و سازهاي سنتي و استفاده همزمان از تنظيمهاي مجدد آثار معروف موسيقي كلاسيك،پاپ و موسيقي سنتي است كه پركننده جاي خالي پارامترهاي پرهزينه اي چون دكوراسيون،گريم و لباس شده است.
پ.ن: عكس اجراي صحنه مكلت را از اينجا به امانت گرفته ام و مربوط به شب اجراي كذايي نيست.

بيضايي از جدال سي و اندي اش با جهل مي گويد

از ميان كتابفروشاني كه در ولايت به سوداگري تن نداده اند،خانواده اي خوزستاني است كه پسرش فروشنده و همدم مشتريان كتابي است كه سالها است در خيابان صورتگر به دنبال گمشده هايشان پا به درون فروشگاه نقلي آنان مي گذارند..
اگر اين كتابفروشي را ديده باشيد متوجه توصيف من هم شده ايد،با ورود و پرسش در مورد تازه هاي كتاب معمولاً چيزي در خور پيشنهاد مي كنند و گپي چند لحظه اي با فروشنده فرزانه اش شما را به دوران اعتبار كتاب و كتابخواني خواهد برد.
اين مقدمه را به نشانه سپاس از زحمتهاي اين عزيز در مقايسه با سوداگران كتاب در شيراز آورده ام،كاسب كارهايي كه با ساليان سال نام نيك اجدادشان در وادي نشر و قلم ،امروز تفاوت زيادي با بارفروشان ميدان تره بار ندارند!!.
رهاورد امروزم از بازار كتاب گفتگوي نوشابه اميري است با بيضايي كه از كودكي تا سينما و با سينما مي شنود و پاسخ مي دهد.گفتگوهايي كه حول حوش نوشته هاي نام آشناي بيضايي ،نمايشنامه ها و فيلمهايش صورت گرفته و چهره واقعي تري از او ترسيم مي كند...
كتاب ديگري كه با جلد كاهي و سر و ظاهر دهه شصتي آن بوي عتيقه بودن مي داد را با شوق رسيدن به پاسخهايي در مورد سال اول انقلاب 57 كه مجموعه اي از سخنراني هاي بازرگان به مناسباتهاي مختلف در سال 58 است را براي مطالعه بيشتر برداشتم.

Friday, August 14, 2009

اهل دل‘اهل كم با ضم كاف


من و هم ولايتي ها شهره به اهل دل بودن هستيم و از اين وادي گذري و نظري هم به شكم كه از قرار فاصله زيادي در لفظ شيرازي با دل ندارد! نيز مي اندازيم.از قديم الايام شيرازيها به توليدكنندگان غذا و خوراكي به ويژه آنهايي كه مردانه بر كيفيت توليداتشان پاي مي فشردند‘ احترام ويژه اي مي گذاشتند و به صورت خودكار چنين مكاني تبديل به پاتوقي مي شد كه نام آن اغديه فروشي بر نام منطقه يا محل مي چربيده است‘قديمي ها حتماً يادشان است كه چهار راه چنچنه از رستوراني به همين نام‘شهرت يافت و الخ...
پيتزا در ايران با بهره گيري از روش پخت امريكايي آن و مخلوطي سنگين و صقيل ‘اغذيه همه پسندي شد كه متاسفانه فرصت شناسايي انواع اصيل و معطر و با خمير كم حجم و مخلفات سالم را از اكثر مشتريان ايراني گرفته و در اين ميان پيتزايي مانند "زاور" را بايد فرصت جديدي براي هم ولايتي ها دانست‘با يسنا از پيشخوان عريان آن بازديد كرديم و البته 5-6 مدل مختلف آن را هم تجربه نموديم!‘براي خوش سليقه ها و خوش خوراكها‘مكان و اغذيه مناسبي پديد آمده‘ مواظب سفارش دادن تعداد آن باشيد‘يك عدد پيتزاي زاور به راحتي جوابگوي دو نفر است!.
پ.ن: تبليغ كالاي هيچ توليد كننده اي را انجام نمي دهم مگر آنكه كيفيتش بتواند به معناي واقعي راضيم كند!.

ضديادها و فرصتي براي گريستن بر سه دهه اخير


فرصت مرخصي و بي مسئوليتي موقتي! كه حاصل مي آورد‘بهانه اي شد تا "ضد يادها"ي بهنود را تا به آخر يك نفس بخوانم و شايد براي همسفرم در هواپيما جاي اين سوال باقي ماند كه مرد بغل دستي از چه لب مي گزد يا چشم تر مي كند!!...
بهنود در اين كتاب ما را به مهماني خاطراتي مي برد كه عليرغم داشتن لحظاتي از تاريخ‘با همه روشنگري هايي كه در مورد بعضي وقايع معاصر دارد ولي قابل اثبات در هيچ محكمه اي نيست و شايد فقط راهگشاي لحظه اي ازسرگردانيمان در جاده سرنوشت باشد!.
همزماني و هم عصر بودن با بسياري از بزرگان و تاريخ سازان اين ديار فرصت يگانه اي بوده تا بهنود به تنهايي از دالاني عبور كند كه امروز عبور هيچ كس ديگري ازآن مهيا نيست‘در يادمانهاي تاريخي بهنود داستان تلخكامي بر شادكاميها تفوق تام دارد و اين شايد نزديكترين وجه تراژيك تاريخنگاري بهنود با تاريخ ايران است.
پ.ن: در ميان داستانهاي اين كتاب اگر ادعاهاي "ژاژا" قابل اثبات باشد بايستي برآنچه در 30 سال گذشته تحت نام انقلاب صورت گرفته‘گريست...

Sunday, August 9, 2009

پاپوش مناسب

مهمترين بخش خريد لباس به عقيده من خريد كفش و پاپوش(!)،آن هم با ديدگاه راحتي پا در هنگام راه رفتن به عنوان اولين فاكتور است!،اگر كفش در هنگام راه رفتن احساس خوبي از راحتي و عدم فشار به پاها و ستون فقرات برايتان فراهم نمي كند پس از خير شكل و رنگ و ساير جاذبه هاي آن بگذريد،بويژه خانمها كه حاضرند مثلاً براي يك مهماني هر گونه پاشنه و فرم پنجه كفش را به صرف شكل يا همخواني رنگ آن با لباسشان تحمل كنند از همين الان بدانند كه با تكرار اين شيوه در ميانسالي در مطب ارتوپد و متخصصين مغز و اعصاب برايشان صندلي دائمي رزرو شده است...
براي خريد كفش در انتهاي روز و پس از ورم معمولي پا در طول روز به كفش فروشي برويد و در چنين وضعيتي سايز كفشتان را اندازه كنيد،به طور معمول راست دستها در پاي چپ و چپ دستها در پاي راست از كمي تا اندازه اي سايز بزرگتر برخوردارند،كفش را با تكيه بر سايز پاي بزرگتر انتخاب كنيد.قسمت پنجه پا بايستي فضاي كافي براي حركت پنجه ها در اختيارتان بگذارد و اگر غير از اين باشد راحتي پا ضمانتي نخواهد داشت.براي كودكان با توجه به انعطاف پذيري پاهاي آنها حتماً با توجه به رشد مداوم پاهايشان،تست در فشار نبودن پنجه هاي پا را بعمل آوريد كودكان حتي تا دو سايز كوچكتر از اندازه واقعي پاهايشان را بدون شكايت تحمل مي كنند!!.
با استفاده از طرح شماتيك زير اندازه واقعي پايتان را براي روي كاغذ كشيده و در مغازه با گذاشتن روي كف كفش ميزان فضاي باقي مانده از طرفين را تجسم كنيد،فواصل بسيار باريك پيراموني نشاندهنده انتخاب نامناسب حتي در صورت اندازه بودن كفش به شمار مي رود!.لينك
پ.ن: بسياري از توليدكنندگان مطرح كفش در جهان، بويژه شركتهايي كه بخشهاي پيشرفته پژوهشي دارند در چند سال اخير بر روي الهام گرفتن از ساختار آناتوميك پا براي طراحي كف و سازه حمايتي كفش تمركز پيدا كرده اند و با اين ايده گونه هايي از مواد و سازه كف را طراحي كرده اند كه با پاي انسان كاملاًهمساني ايجاد كرده و در هنگام راه رفتن تفاوت پا از پا افزار مشكل مي شود!!.تكنولوژي Receptor Technologyكه توسط كارخانه مشهور دانماركي ECCO از سال 2001 در بسياري از كفشهاي پياده روي و ورزشي آن به كار رفته از همين دسته از فن آوريهايي است كه كفش را بعنوان ابزار حمايتي براي بهداشت پا ارتقاء د اده است.
پ.ن: با كمي صرف هزينه به عوض خريدن چندين كفش نامرغوب،يك كفش مناسب و اصيل بخريد،قول مي دهم با پوشيدن چيزي شبيه اين صندل اكو و اطمينان از برچسب تكنولوژي كذايي فوق بين 3-4 سال پاها و مكانيزم راه رفتن و از همه مهمتر ستون فقرات خود رابيمه كرده ايد...

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes